«... هر بار كه در محراب بر او وارد مىشد، نزد او [نوعى] خوراكى مىيافت.
[مى] گفت: اى مريم! اين از كجا براى تو [آمده است؟ او در پاسخ مى] گفت: اين از جانب خداست، كه خدا به هركس بخواهد، بىشمار روزى مىدهد.»
مريم آموزگار زكرياى پيامبر!
پيامبر بزرگوار (زكريا) آگاه نبود كه اين دختر كوچك به جهت اصل پاك و ايمان ژرفش آموزگار او شده است، و براى او فرقى نمىكرد كه اين غذا و روزى پيش روى مريم به طور مستقيم از آسمان نازل شده يا بوسيله انسانى كه خدا او را در غياب زكريا فرستاده است آورده شده باشد؛ ولى مريم اعتقاد راسخ داشت كه غذا از سوى خداوند است و ايمانش به او اجازه نمىداد كه احتمال ديگرى بدهد. خداوند هركه را بخواهد بدون حساب و به دور از معيارهاى مادّى و معادلات تجارى مرسوم در جهان روزى مىدهد.
(هُنالِكَ دَعَا زَكَرِيَّا رَبَّهُ قَالَ رَبِّ هَبْ لِي مِن لَدُنْكَ ذُرِّيَّةً طَيِّبَةً إِنَّكَ سَمِيعُ الدُّعَاءِ)[1].
«آنجا [بود كه] زكريا پروردگارش را خواند [و] گفت: «پروردگارا! از جانب خود، فرزندى پاك و پسنديده به من عطا كن، تو شنونده دعايى.»
و پس از مدّتى نه چندان كوتاه، زكرياى پيامبر- كه صاحب فرزند نشده بود- متوجّه يك حقيقت واقعى شد و آن اين كه سزاوار است از ايمان مريم تقليد كند، زيرا آنكه مىتواند به دختر كوچكى كه در محراب خود نشسته
[1]- سوره آل عمران، آيه 38.
است، روزى بدهد، مىتواند به زكريا نيز پس از طول عمر فرزندى عنايت كند...
ويژگيهاى مادر حقيقى
مىخواهيم برخى ويژگيهاى آرمانى يك مادر را ذكر كنيم. زنى همچون مادر، شايسته است براى اداى نقش مادرى خويش به برخى ويژگيها آراسته باشد تا اميدش در تحقّق اين نقش فزونى يابد. از جمله اين ويژگيها اين است كه:
زن بايد پاك و پاكدامن باشد چنانكه امام زين العابدين عليه السلام خود را چنين وصف مىكند: «من فزند كسانى هستم كه دامنشان پاك و از عيبها به دور بود...» يا چنانكه براساس متنهاى زيارتى به امام حسين عليه السلام سلام مىكنيم كه: «جاهليّت تو را به ناپاكيهايش نيالوده و از پوششهاى چركين بر تو نپوشانده است» و اين به جهت وجود مادران پاك، برتر و پاكدامن است پيش از باردارى، در روزهاى باردارى و پس از ولادت. مادرى كه قرآن كريم تلاوت مىكند، غير از مادرى است كه وقت خود را به موسيقى و ساز و آواز مىگذراند، كسى كه از اخلاق و ايمان سخن مىگويد با آنكه توان ترك مجالس غيبت، تهمت، لهو و لعب را ندارد، فرق مىكند.
ديگر اينكه بر مادر لازم است براى حفظ بهداشت جنين يا كودكش همّت بورزد، زيرا بسيارى از زشتيهايى كه بر بدن كودك پديدار مىشود به خاطر توجّه نكردن به بهداشت و ناآگاهى از اين مسأله است. مادرى كه به بهداشت كودكش توجّه نمىكند، از اينكه اين فرزند هفتاد سال- به عنوان مثال- در سستى و بيمارى و ناتوانى مزمن به سر خواهد برد و او در
جرايمى كه اين طفل به جهت كمبودهاى روحى و روانى حاصل از نقص جسمانى، انجام مىدهد، شريك خواهد بود غافل است.
دراين ميان، شايسته است كه مرد نيز بر تربيت فرزندان مراقبت داشته باشد و واجب است كه- با آگاهى كامل- وظيفه خود را دراين تربيت باز شناسد.
مسأله بسيار مهمتر، كه ممكن است در روحيّه كودك تأثير منفى داشته باشد، پافشارى پدران و مادران در منازعه و يا حتّى حلّ منازعه در برابر كودكان است، غافل از اينكه اينگونه رويدادها در شخصيّت كودكان بذر دوگانگى مىكارد، علاوه بر اين بيماريهايى چون اطاعت پذيرى محض، ترس و تنبلى را در آنان ريشهدار مىكند. اين در صورتى است كه نگوييم امكان دارد كودكان ازاين رو به آن رو شوند و به پرتگاه جرم و گناه و پستيها بيفتند.
از خداوند متعال مىخواهيم كه ما را از كسانى قرار دهد كه از سنّتهاى اوليا و هدايت نيكوكاران سود مىبرند و بگونهاى قرار دهد كه به هدايت آنان هدايت شويم و در دنيا به آنان اقتدا كنيم و در آخرت به شفاعتشان برسيم.
این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة
این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة
فصل دوّم: پيرامون تربيت
پيرامون تربيت
نقش مادر در تربيت
افسوس كه طوفان شبيخون فرهنگى توانسته است روى باورها، ارزشها، آداب و رسوم ما را بپوشاند و هر روز با شيوهها و ابزارهاى جديد در از بين بردن آنها بكوشد. اگر تعداد ايستگاههاى تلويزيونى كه در سال گذشته ما را پوشش مىداد، صد ايستگاه بود، امسال چند برابر شده است و اگر شبكههاى اينترنت تا ديروز ساده بودند امروز گسترده و پيچيده هستند.
در آن سوى ديدگاه تغيير جهان به يك دنياى كوچك يا آنچه در ميان روشنفكران به سياست دهكده جهانى آوازه يافته است- زيرا همه موانع را درهم مىكوبد- چيزى نهفته نيست مگر به تسليم كشاندن ملّتها و درهم كوفتن ويژگيهاى كه يك مادر مستضعف كه بدان شناخته مىشود و از ميان بردن دين و فرهنگ اصيل او. اين آموزه عملًا تا حد زيادى توانسته است در يورش و چيرگى و ربودن ارزشهاى معنوى و رويكردهاى روانى ملّت ما توفيق يابد.
با تمام ناراحتى بايد گفت: اخبارى از كشورهاى مختلف مسلمان
مىبينيم و مىشنويم كه مىگويد شبكههاى ماهوارهاى غرب بينندگان بسيار زيادى در كشورهاى اسلامى به خود جذب كرده است، و مردم را در درون خانههايشان با فيلمهاى زشت و گمراه كننده از جهت فكرى و اخلاقى مىفريبد؛ اگر بگوييم كه اين فيلمها و برنامهها كودكان را پيش از بزرگان و جوانان را پيش از پيران هدف قرار دادهاند، رازى را بر ملا نكردهايم. كودكان ما امروز معتاد موسيقى و آواز شدهاند، به جاى قرائت قرآن و مطالعه سنّت اهل بيت عليهم السلام موسيق گوش مىدهند... و اكنون كه گوشهاى ازاين واقعيت تلخ را لمس كردهايم، مسؤوليّت اين شكست روحى و اخلاقى بسيار بد بر عهده كيست؟ پاسخ اين است كه همه مسؤولند، ولى نه به يك اندازه؛ حاكمان ملّتهاى مسلمان مسؤولند، ملّتها اعمّ از مردان و زنان مسؤولند، پدر و مادر مسؤول فرزندان خويشند، برادر، خواهر و فرزندان نيز به نوبه خود مسؤولند.
ليك از آنجا كه چارچوب گفتار ما به پرورش اختصاص دارد، و از وسايل پرورشى فقط خانه، چارچوب خانواده و تأثيرى كه انتظار مىرود تا مادران بر كودكان خود داشته باشد- كه بايد آن را مهمترين دانست- باقى ماندهاند، باز هم من بزرگترين مسؤوليّت را بر دوش مادر مىنهم.
اگر مادران پس از بيست سال به كودكان خود بنگرند كه همگى به دوران جوانى خويش رسيدهاند و همچنان با ريزش ارزشها زندگى را سپرى مىكنند. پاسخ آنان در برابر دادگاه تاريخ چه خواهد بود؟ بلكه بالاتر از اين سزاوار است پرسيده شود كه پاسخ آنان در برابر محكمه عدل الهى در روز قيامت چه خواهد بود؟ آنجا كه فرزندان، در برابر مادران خويش مىايستند و آنان را به كوتاهى و تقصير در تربيتشان متّهم
مىكنند، زيرا آنان حداقل مىتوانستند از ورود دستگاههاى انحراف و فرهنگ نااستوار به خانههايشان جلوگيرى كنند.
واقعيّتى كه به چشم مىخورد اين است كه مادران- عموماً- به فراهم كردن غذا براى كودكان بيشتر اهمّيت مىدهند و هرگاه آنان بيمار شوند، خود را به زحمت مىاندازند... در حالى كه اگر اين امر نياز به رسيدگى و پافشارى دارد، اهمّيت به روح و عقل كودك به اهتمام و توجّه بيشترى نياز دارد، زيرا بزرگترين اشتباه اين است كه ما كودكان را بدون عاطفه و عقل بپنداريم؛ كودك از زمانى كه گهواره او را دربرمىگيرد اهليّت دريافت تربيت و فراگيرى آموزش را دارد، چنانكه روايتهاى مربوط به تربيت و طلب علم از اهلبيت عليهم السلام براين مطلب تأكيد دارند، تا آنجا كه رسول خدا صلى الله عليه و آله مىفرمايد: «ز گهواره تا گور دانش بجوى». اين سخن شريف دعوت آشكار پدران و مادران به اين موضوع است كه آموزش و پرورش فرزندان را بسيار زودتر آغاز كنند.
تنها راهى كه ما براى رويارويى با جريانهاى انحرافى داريم، تربيت خانوادگى صحيح است، زيرا مراكز برنامهريزى و جهت دهى غرب همه فرصتها را از ما گرفتهاند، از مدرسه، روزنامه، ايستگاههاى صدا و سيما گرفته تا دستگاههاى جهت دهى نو مانند رايانه و نرم افزارهاى آن... در همه اينها فرصت آموزش صحيح را از ما گرفتهاند، و جز پرورش محيطى و خانوادگى راهى براى ما باقى نگذاشتهاند و روزى خواهد آمد كه همين فرصت را نيز از ما بگيرند همانطور در كشورهاى خودشان چنين شده است. اين مراكز در تمام امور كوچك و بزرگ زندگى خانوادگى غربى دخالت مىكنند تا هر گونه كه خود مىپسندند آنها را تربيت كنند و تلاش