بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 80

مى‌بينيم و مى‌شنويم كه مى‌گويد شبكه‌هاى ماهواره‌اى غرب بينندگان بسيار زيادى در كشورهاى اسلامى به خود جذب كرده است، و مردم را در درون خانه‌هايشان با فيلمهاى زشت و گمراه كننده از جهت فكرى و اخلاقى مى‌فريبد؛ اگر بگوييم كه اين فيلمها و برنامه‌ها كودكان را پيش از بزرگان و جوانان را پيش از پيران هدف قرار داده‌اند، رازى را بر ملا نكرده‌ايم. كودكان ما امروز معتاد موسيقى و آواز شده‌اند، به جاى قرائت قرآن و مطالعه سنّت اهل بيت عليهم السلام موسيق گوش مى‌دهند... و اكنون كه گوشه‌اى ازاين واقعيت تلخ را لمس كرده‌ايم، مسؤوليّت اين شكست روحى و اخلاقى بسيار بد بر عهده كيست؟ پاسخ اين است كه همه مسؤولند، ولى نه به يك اندازه؛ حاكمان ملّتهاى مسلمان مسؤولند، ملّتها اعمّ از مردان و زنان مسؤولند، پدر و مادر مسؤول فرزندان خويشند، برادر، خواهر و فرزندان نيز به نوبه خود مسؤولند.

ليك از آنجا كه چارچوب گفتار ما به پرورش اختصاص دارد، و از وسايل پرورشى فقط خانه، چارچوب خانواده و تأثيرى كه انتظار مى‌رود تا مادران بر كودكان خود داشته باشد- كه بايد آن را مهمترين دانست- باقى مانده‌اند، باز هم من بزرگترين مسؤوليّت را بر دوش مادر مى‌نهم.

اگر مادران پس از بيست سال به كودكان خود بنگرند كه همگى به دوران جوانى خويش رسيده‌اند و همچنان با ريزش ارزشها زندگى را سپرى مى‌كنند. پاسخ آنان در برابر دادگاه تاريخ چه خواهد بود؟ بلكه بالاتر از اين سزاوار است پرسيده شود كه پاسخ آنان در برابر محكمه عدل الهى در روز قيامت چه خواهد بود؟ آنجا كه فرزندان، در برابر مادران خويش مى‌ايستند و آنان را به كوتاهى و تقصير در تربيت‌شان متّهم‌


صفحه 81

مى‌كنند، زيرا آنان حداقل مى‌توانستند از ورود دستگاههاى انحراف و فرهنگ نااستوار به خانه‌هايشان جلوگيرى كنند.

واقعيّتى كه به چشم مى‌خورد اين است كه مادران- عموماً- به فراهم كردن غذا براى كودكان بيشتر اهمّيت مى‌دهند و هرگاه آنان بيمار شوند، خود را به زحمت مى‌اندازند... در حالى كه اگر اين امر نياز به رسيدگى و پافشارى دارد، اهمّيت به روح و عقل كودك به اهتمام و توجّه بيشترى نياز دارد، زيرا بزرگترين اشتباه اين است كه ما كودكان را بدون عاطفه و عقل بپنداريم؛ كودك از زمانى كه گهواره او را دربرمى‌گيرد اهليّت دريافت تربيت و فراگيرى آموزش را دارد، چنانكه روايتهاى مربوط به تربيت و طلب علم از اهل‌بيت عليهم السلام براين مطلب تأكيد دارند، تا آنجا كه رسول خدا صلى الله عليه و آله مى‌فرمايد: «ز گهواره تا گور دانش بجوى». اين سخن شريف دعوت آشكار پدران و مادران به اين موضوع است كه آموزش و پرورش فرزندان را بسيار زودتر آغاز كنند.

تنها راهى كه ما براى رويارويى با جريانهاى انحرافى داريم، تربيت خانوادگى صحيح است، زيرا مراكز برنامه‌ريزى و جهت دهى غرب همه فرصتها را از ما گرفته‌اند، از مدرسه، روزنامه، ايستگاههاى صدا و سيما گرفته تا دستگاههاى جهت دهى نو مانند رايانه و نرم افزارهاى آن... در همه اينها فرصت آموزش صحيح را از ما گرفته‌اند، و جز پرورش محيطى و خانوادگى راهى براى ما باقى نگذاشته‌اند و روزى خواهد آمد كه همين فرصت را نيز از ما بگيرند همانطور در كشورهاى خودشان چنين شده است. اين مراكز در تمام امور كوچك و بزرگ زندگى خانوادگى غربى دخالت مى‌كنند تا هر گونه كه خود مى‌پسندند آنها را تربيت كنند و تلاش‌


صفحه 82

مى‌كنند تا شكاف ميان كودك، پدر و مادر را تا آنجا كه ممكن است بيشتر كنند.

نشانه‌هاى بنيادينى كه يك مادر مسلمان بايد در امور مربوط به پرورش بدان پايبندى ژرف داشته باشد كدام است؟

نخست: اينكه مادر بايد پيش از هر چيز سطح فرهنگى خود را بالا ببرد، زيرا تا زمانى كه مادر با آموزشها و ارزشهاى دينى آشنا نباشد، از آموزش و تربيت فرزندان ناتوان خواهد بود، چون كسى كه خود چيزى را ندارد نمى‌تواند آن را به ديگران بدهد. براى اين منظور مى‌توان مراكز علمى تخصّصى ايجاد كرد كه نقش بزرگى در اجراى اين وظيفه دارند و مادرانى كه نمى‌توانند دراين مراكز حاضر شوند، مى‌توانند از طريق نوار در منزل با علوم دينى و پرورشى آشنايى پيدا كنند.

دوّم: اينكه حضور كودكان همراه پدران و مادران در مجالس دينى و علمى، اثر بزرگى در ساخت شخصيّت كودك و نفوذ سخن خير در ذهن او دارد، تا ذخيره پربارى باشد براى كه در آينده بر رفتار و اعتقادات او باز بتابد.

به ياد دارم كه جدّ مرحوم من آية اللَّه العظمى سيّد مهدى شيرازى كه در زمان خود از مراجع بزرگ دينى بود، براى من نقل كرد كه مادرش براى نماز شب برمى‌خاست و او را كنار سجاده نماز مى‌نشاند، كه نماز مادر را ببيند، تا اينكه‌او با اين منظره مقدّس خو گرفت وتا پايان عمر شريف خود، نماز شب را ادامه داد، تا حدّى كه توان ترك آن را نداشت. و اين يعنى اينكه شرط پرورش و جهت دهى، اين نيست كه فقط با گفتار باشد، بلكه رفتار پدر و مادر اثر بزرگى در تثبيت خواستها، باورها و رفتار انسان دارد، اين همان خط دوم تربيت است كه بايد پدران و مادران بدان ملتزم باشند.


صفحه 83

سوّم: پاك كردن فضاى منزل و دميدن روح تقدّس در آن و دور كردن هر چيزى كه روان و عاطفه شفاف كودكان را آلوده مى‌كند از آن است. خانه بايد به جاى آنكه آشيانه شيطانها باشد به جايگاه فرود فرشتگان تبديل شود.

شايسته‌ترين و بزرگترين جايگاهى كه خانواده بايد بر محور آن بچرخد، جلسه‌هاى علمى و قرائت قرآن است، نه برنامه‌هاى تلويزيون كه در بيشتر موارد ضرر هم دارند. و چقدر زيباست كه پدران و مادران بخش بزرگى ازوقت خود را به تعريف كردن داستان پيامبران، اهل‌بيت و نيكوكاران براى فرزندان بگذرانند، و اين عمل بايد طبق برنامه‌اى باشد كه در آن قابليّت و استعداد ذهنى و روحى كودكان سنجيده شده باشد. وچه زيباست كه به جاى عكسهاى هنرپيشه‌هاى سينما و بازيگران فوتبال، عكسهاى دانشمندان و علماى بزرگوار را در خانه‌هايمان بگذاريم. اصلًا كودك مسلمان را چه به بازيگر فوتبال كه ميليونها (دلار) سود مى‌كند و به شكلهاى مختلف از زندگى خود لذّت مى‌برد، در حالى كه اين كودك از فقر روحى و مادى خود رنج مى‌برد؟ كودكان ما را چه به هنرپيشه (زن) يا خواننده (زن) كه از نمايش و عرضه شرف و حشمت پدر و مادرش در مقابل ميليونها تماشاگر براى رسيدن به مال و شهرت هيچ ابايى ندارد؟

چيزى كه دراين زمينه مى‌توانم بگويم اين است كه سيّد حسن شهرستانى صاحب كتاب «منتخب الحسنى» در اين زمينه تا حدود زيادى به موفّقيت رسيد، او خانه خود را به خانه فرشتگان تبديل كرده بود؛ خانه او چند طبقه بود كه پسران و دختران ازدواج كرده‌اش در آنها مى‌نشستند، در تمام طبقه‌ها و گوشه خانه‌ها بلندگو نصب كرده بود، هنگام سحر


صفحه 84

با قرائت قرآن، كوچك و بزرگ را براى نماز جماعت صبح بيدار مى‌كرد و فرزندانش را به خواندن نمازهاى مستحبّى و مداومت در قرائت دعا و زيارت... عادت داده بود.

به راستى كه رحمت و بركت بر خانه‌اى پى‌درپى فرود مى‌آيد كه پر از روح ايمان، قرآن، مهربانى و عاطفه‌هاى پاك باشد، نه بر خانه‌اى كه پر از صداهاى فسق و دل مشغولى به كارهاى پست دنيوى باشد و خداوند بلند مرتبه راست مى‌گويد، آنجا كه مى‌فرمايد:

(وَمَنْ أَعْرَضَ عَن ذِكْرِي فَإِنَّ لَهُ مَعِيشَةً ضَنكاً...)[1].

«و هركس از ياد من دل بگرداند، در حقيقت زندگى تنگ [و سختى‌] خواهد داشت...»

بيشتر مردم از دليل اصلى نگرانيهاى روحى و خستگى جسمانى خود غافل هستند؛ زيرا از هر يك از آنان كه مى‌پرسى چرا به فرزندان خود توجّه نمى‌كنيد؟ پاسخ مى‌دهند كه فرصت ندارند، يا خستگى روحى و جسمانى دارند. حقيقت اين است كه شرح صدر و نفس در انسان مسلمان حاصل نمى‌شود، مگر با پيوند به قرآن كريم و التزام به آموزشهاى دين و ايمان.

چهارم: پرورش فرزندان به گونه‌اى كه ديگران را دوست داشته باشند و به كار خير براى ديگران تمايل نشان دهند. اگر كودك خود بين باشد و ديگران را دوست نداشته باشد، نمونه‌اى از سركشان خواهد بود كه در دامان تكبّر، كينه و ستم بزرگ شده‌اند. اخلاق در درون انسان رشد مى‌كند تا اينكه جزء جداناشدنى او مى‌گردد.

[1]- سوره طه، آيه 124.


صفحه 85

من خودم- هرگاه يكى از دوستان موفقيت خود را در اجراى يك طرح نيكوكارانه به من خبر مى‌دهد- تأكيد مى‌كنم كه بايد براى پدران، مادران و كسانى كه انجام كارهاى خير را به شما آموختند، دعا كنيد؛ زيرا روحيّه فداكارى، بخشش و جهاد، ميراثى بوده كه از آموزگاران به آنها منتقل شده است.

اى مادر، اى آنكه مرا به اين مقام مقدّس رساندى، از تو مى‌خواهم هر آنچه را كه دين از تو مى‌خواهد؛ كارى انجام بده كه ذخيره‌اى نيكو براى روز رستاخيز تو باشد، تلاش كن تا حب ديگران را در دل كودكانت بكارى، تا هر يك از آنان در جامعه نيكو باشند و براى بناى جامعه باورمند و سالم تلاش كنند. پس به آنان دوست داشتن همشاگردى‌هاى خود در مدرسه و دوستى خويشاوندان را بياموز.

نهادينه كردن دوستى ديگران و سود رساندن به آنان، نخستين گام اساسى در يك استراتژى دراز مدّت است، كه به از بين بردن بحرانهاى انسانى، اقتصادى و سياسى- كه جامعه اسلامى به طور عموم از آن رنج مى‌برد- منجر مى‌شود. اگر مهربانى و لطف و دوستى- چنانكه مطلوب است- در ميان مسلمانان بود، آيا اين بدبختى‌ها، شكستها و فجايع انسانى در عراق، افغانستان و... به وجود مى‌آمد؟ به عنوان مثال آيا گرسنگى، آوارگى و ويرانى شخصيّتها به وجود مى‌آمد؟

در داستانهاى پيامبران آمده است كه خداوند به پيامبرى- شايد يونس عليه السلام باشد- وحى كرد كه قوم او را به سبب كفر، در فلان وقت عذاب خواهد كرد. اين پيامبر بزرگوار منتظر ماند تا اينكه وقت فرارسيد، و پيامبر عذاب موعود را نديد؛ از پروردگار خود علّت عدم عذاب را خواست.


صفحه 86

خداوند وحى كرد كه ما بر آنان تنگ گرفتيم و باران را منع كرديم و خشكسالى شد و روزى‌هاى آنان كم شد، ولى آنان در ميان خود به مهربانى، لطف و همكارى پرداختند و چون من- واللَّه- بخشنده‌ترين بخشندگان هستم و برايم دليلى پيدا شد كه آنان را عذاب نكنم و ويرانشان نسازم، به آنان رحمت آوردم.

با رفتار و گفتار به فرزندانت بياموز كه شرط ايثار و دوستى ديگران اين نيست كه زياد باشد، بلكه مهم آن است كه روحيّه ايثار، انفاق، بخشش و احسان و توجّه به ديگران در انسان نهادينه شود و اين سخن شريف از معصوم در همين زمينه است: «انفاق كنيد، اگرچه نصف خرما باشد...» بهره بردارى از انفاق و ايثار مخصوص ثروتمندان نيست، بلكه عكس آن درست است، زيرا انسان هرچه ثروتش زيادتر شود، بخل او زيادتر مى‌گردد، مگر آنكه خدا او را نگهدارد.

از زن نيز به عنوان همسر خواسته شده است كه در كنار شوهر بايستد و او را به اداى تكاليف خود در برابر فرزندان برانگيزد، تا اينكه عوامل پرورش فرزند كامل شود و اگر فرزند متوجّه غفلت پدر شود، در شخصيّت خود احساس نقص نكند.

رسول خدا صلى الله عليه و آله چه درست فرموده است: «بهشت زير پاى مادران است» و درست گفته است هركه گفته: پش از هر مرد بزرگى، زنى است.


صفحه 87

چگونگى تربيت نسل جوان‌

انبوهى از مسؤوليّتها بر دوش انسان سنگينى مى‌كند، كه اگر به اداى برخى از آنها بسنده كند، محاسبه سختى خواهد شد. و اگر رحمت خدا از غضبش پيشى نمى‌گرفت، انسان به خاطر كوچكترين خطاها در هنگام انجام آنها بازخواست مى‌شد، ولى خداوند مهربان محاسبه و مجازات ما را تا روزى معيّن به تأخير انداخته است و آن، روز برانگيخته شدن و روز قيامت است، روزى كه انسان به خاطر آن روز بايد تمام فكر و تلاش خود را به كار اندازد تا با سلامت و امنيّت به آن برسد.

ما كجاييم و اين مسؤوليّتهايى كه بر گردن ما نهاده شده، كجا؟ در حالى آنها را با خشنودى و رضايت كامل در جهانى پيش از اين جهان (عالم ذرّ) پذيرفته‌ايم، در حالى كه آسمان، زمين و كوهها از پذيرش اين مسؤوليّت و امانت رهبرى هستى سرباز زده‌اند.

يكى از مسؤوليّتهاى مهمى كه بر دوش ما نهاده‌اند، مسؤوليّت ايجاد نسل جديد و نگهدارى آن از انحراف و گمراهى، مسؤوليّت پدران و مادران در برابر فرزندان، مسؤوليّت هر نسلى نسبت به نسل پس از خود