بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 181

برخی از رباعیّات او آمده است.[1]دیوان اشعار ظهیر شفروه هنوز به طبع نرسیده، و تنها نسخه خطّی آن در کتابخانه دیوان هند در لندن موجود است.[2]

این رباعی از او است:

ای تازه نسیم زلف عنبر بارش چون بر گذری بر طرف گلزارش

آهسته گذر که نرگس بیمارش خفتست به سایه گل رخسارش

ابن شفروه شرف الدّین عبدالمؤمن

شرف الدّین عبدالمؤمن مغربی اصفهانی معروف به «شرف الدّین شفروه»، فرزند هبه اللّه بن محمّد بن هبه اللّه بن حمزه[3]واعظ، شاعر و ادیب دانشمند قرن ششم هجری. برخی نوشته اند: نامش محمّد[4]یا فضل اللّه بوده[5]، ظاهرا در اواخر قرن پنجم متولّد [شد]، و در جوانی به تکمیل تحصیلات خود پرداخت. او به مدح اتابک شیرگیر اهتمام داشت، و از طرف او به لقب ملک الشّعرایی ملقّب شد.

وی در سال 569 در دمشق به وعظ و تذکار مشغول بوده، سپس به مصر رفته، به خدمت صلاح الدّین ایّوبی رسیده، آن گاه به دمشق بازگشته، و ظاهرا در سال 570ق در آن جا فوت شده است.[6]

وی ارسلان بن طغرل و طغرال بن ارسلان را نیز مدح گفته است.[7]از آثار او کتاب اطباق الذّهب در مواعظ و خطب که آن را در مقابل کتب اطواق الذّهب زمحشری، در صد مقاله به درخواست ظهیرالدّین احمد خویی تألیف کرده، و بارها در بولاق، لاهور و مصر به چاپ رسیده [است[8]]، و عدّه ای از فضلاء بر آن شرح نوشته اند. دیوان اشعار او به گفته

[1]نزهه المجالس، ص82.

[2]الذّریعه، ج9، صص658 659.

[3]مجلّه یادگار، شماره 6 و 7، بهمن و اسفند 1327، ص110 به نقل از جواهر المضیئه، ج1، ص322.

[4]لباب الالباب، ص221.

[5]آتشکده آذر، قسمت سوم از نیمه نخست، ص948؛ ریاض العارفین، ص356.

[6]مجلّه یادگار، شماره 6 و 7، ص110 به نقل از الوافی بالوفیات.

[7]تذکره دولتشاه، ص117.

[8]لباب الالباب، تعلیفات سعید نفیسی، ص646؛ تاریخ تشیّع اصفهان، ص292؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان ج1، ص127؛ الذّریعه، ج2، ص216؛ فهرست مشکاه، ج3، ص2679.


صفحه 182

رضاقلی خان هدایت، صد و هشت هزار بیت بوده[1]، که نسخه ای از آن شامل 700 بیت، ضمن مجموعه شماره 2589 در کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران وجود داشته است[2]؛ نسخه دیگری نیز در موزه بریتانیا موجود است.[3]

از اشعار او است:

گر توانی ای صبا بگذر شبی در کوی او ور دلت خواهد ببر پیغامی از من سوی او

گر همی خواهی که بر سرو بلند او رسی نردبان عنبرین ساز از شکنج موی او

این دل گمگشته من باز جواز زلف او ور نیابی رو بیفشان دامن گیسوی او

ابن شفروه عبیداللّه

ابوالوفا عبیداللّه بن هبه اللّه بن حمزه معروف به «ابن شفروه» واعظ، ادیب و شاعر دانشمند قرن ششم هجری بوده، و در وعظ و خطابه، ملاحت و فصاحت داشته، و در نظم و نثر، نیکوسخن و بلیغ بوده، چند بار در راه حج به بغداد وارد شده، و یک سال نیز در مدرسه ناجیه بغداد وعظ نموده، و ازجمله، ابیاتی فی البداهه در مدح علیّ بن ابی طالب علیه السلام در وعظ خود سروده است.

تولّدش در 534 واقع شده، و در سال 585 در شیراز وفات یافت.[4]

[1]مجمع الفصحاء، ج2، ص800.

[2]فهرست دانشگاه، ج9، ص1393.

[3]تاریخ ادبیّات، هرمان اته، ص122.

[4]لباب الالباب، تعلیقات علاّمه قزوینی، صص640 641؛ مجلّه یادگار، شماره ششم و هفتم، بهمن و اسفند 1327، صص114 115؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص127.


صفحه 183

ابن شفروه عزّالدّین

عزالدّین یا عزیزالدّین شفروه اصفهانی معروف به «عز شفروه» از شعرای اصفهان است. برخی از رباعی های او در کتاب نزهه المجالس نقل شده است[1].

این رباعی از او است:

شمعی که چو پروانه برو شاید سوخت ما را نه چنان که در گمان آید سوخت

زین سوز اگر آب نبودی در چشم با شمع بگفتمی که چون باید سوخت

ابن شفروه فضل اللّه

فضل اللّه بن هبه اللّه بن محمّد بن هبه اللّه بن حمزه اصفهانی معروف به «ابن شفروه» از فضلاء و بزرگان اصفهان در قرن ششم هجری وی تا سال 556ق در قید حیات بوده است.[2]

ابن شفروه هبه اللّه

هبه اللّه بن محمّد بن هبه اللّه بن حمزه اصفهانی، از فقهاء و بزرگان خاندان شفروه در اصفهان بوده، و در این شهر بر اساس مذهب ابی حنیفه برای حنفیان اصفهان قضاوت می کرده است.[3]

ابن شیرویه اصفهانی

ابن شیرویه اصفهانی، از محدّثین اصفهان قرن هفتم هجری، سیّدرضی الدّین علیّ بن موسی بن جعفر بن محمّد حلّی معروف به سیّد بن طاووس از او روایت می کند.[4]

[1]لباب الالباب، تعلیقات سعید نفیسی، صص643 و 772؛ نزهه المجالس، ص85؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص127.

[2]لباب الالباب، تعلیقات سعید نفیسی، صص640 و 642؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص127.

[3]لباب الالباب، تعلیقات علاّمه قزوینی، صص639 و 641؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص127.

[4]الانوار السّاطعه، ص117؛ مصفّی المقال، ص302.


صفحه 184

ابن شیره علی*

ابوالحسن علیّ بن محمّد بن شیره کاشانی اصفهانی از محدّثین اصفهان در نیمه اول قرن سوم هجری است. از صحابه حضرت امام محمّد تقی علیه السلام است. کتاب های التّأدیب، شامل احادیث مربوط به نماز، و الجامع فی الفقه از تألیفات او است.[1]

ابن صاعد یحیی

یحیی بن محمّد بن صاعد معروف به «ابن صاعد» از محدّثین اصفهان در قرن چهارم هجری است. وی از ابونصر احمد بن نصر بن دینار و جرّاح بن فحله روایت می کند، و حافظ ابونُعیم، ابوالفرج احمد بن محمّد بن علاء صوفی شیرازی و ابواسحاق ابراهیم بن احمد بن یوسف جلاّب باب کوشکی از او حدیث شنیده اند.[2]

ابن طباطبا احمد

احمد بن حسن بن ابراهیم بن اسماعیل بن ابراهیم بن حسن بن حسن بن علیّ بن ابی طالب علیه السلام از محدّثین شیعه است. در اصفهان سکونت داشته، و از پدرش حسن نقل حدیث می نموده است. محمّد بن احمد بن هُشَیم از او روایت می کند.[3]

ابن طباطبا محمّد

ابوالحسن محمّد بن احمد بن محمّد بن احمد بن ابراهیم طباطبا بن اسماعیل، بن ابراهیم بن حسن مُثنّی معروف به «ابن طباطبا» از علماء و ادباء و شعرای معروف اصفهان است که در قرن سوم هجری، مقارن با غیبت صغری در اصفهان می زیسته، و ابن شهرآشوب او را از شعراء اهل بیت شمرده است. پدرش اوّلین شخص از خاندان طباطبا بوده که از کوفه به اصفهان آمده است. ابن طباطبا در سال 322ق وفات یافته، و ظاهرا در

[1]الذّریعه، ج3، ص210؛ مجمع الرّجال، ج4، صص218 و 223؛ منهج المقال، ص237؛ تاریخ تشیّع اصفهان، صص188 و 119.

[2]ذکر اخبار اصفهان، ج1، صص161 و 167 و 203.

[3]ذکر اخبار اصفهان، ج1، ص86.


صفحه 185

کوی غازیان جوباره اصفهان [که آن را سر بازار غاز می گویند] مدفون شد. کتب زیر از او است:

[1. اختیار دیوان اشعار] 2. تهذیب الطّبع 3. دیوان اشعار [4. سنام المعالی] 5. الشّعر و الشّعرا [6. العروض] 7. عیار الشعر (معاییر الشّعر) [8. فرائد الدّرر] 9. فی تقریض الدّفاتر 10. المدخل فی معرفه المعمّی من الشّعر 11. نقدالشّعر.[1]

ابن عبده احمد

احمد بن ابراهیم بن عبده، از محدّثین اصفهان است.[2]

ابن عجمی محمّد

محمّد بن احمد بن جامع اصفهانی معروف به «ابن العجمی» متولّی امر خطابت د «زبید» بوده، و در سال 727ق وفات یافته است. در قلائد النّحر گفته شده است که وی تألیفاتی در «رائق» داشته است.[3]

ابن عدی هارون

ابوالحسن هارون بن سلیمان بن داوود بن بهرام بن قطبه بن حریث بن جویره سلمی خرّاز، معروف به «ابن عبدی» از محدّثین قرن سوم هجری است. در اصفهان ساکن بوده، و از علیّ بن حسن بن یعمر شامی، ابی عامر عقدی، ابی عاصم، حماد بن مسعده، عبدالرّحمان بن مهدی، معاذ بن هشام و یحیی قطان روایت می نموده است.

عبداللّه بن جعفر بن احمد و محمّد بن احمد بن یزید هم از وی روایت می کنند.

[1]ریحانه الادب، ج8، صص81 82؛ الذّریعه، ج9، ص981 و ج4، ص511 و ج15، ص363؛ الاعلام، ج6، ص199؛ لغت نامه دهخدا، ج1، ص325؛ نوابغ الرّواه، ص243؛ تاریخ تشیّع اصفهان، ص212 214؛ معجم الادباء، ج17، ص143؛ اعیان الشّیعه، ج43، ص248؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، صص127 128.

[2]ذکر اخبار اصفهان، ج1، ص101.

[3]هدیه العارفین، ج2، ص146.


صفحه 186

وفاتش در سال 263 یا 265ق واقع شده است.[1]

ابن عطّار

ابن العطّار الشّروطی الاصفهانی، یاقوت حموی در شرح حال ابواحمد حسن بن عبداللّه عسکری لغوی، صاحب عنوان را از متأخّرین اصحاب ابواحمد که از او روایت کرده اند، می شمارد.[2]

ابن عطاش

ابوبکر احمد بن عبداللّه بن ایّوب بن عطاش اصفهانی از محدّثان قرن چهارم هجری در اصفهان است. از ابی عاصم بزیل و ابی عمر ضریر روایت می نماید، و عبداللّه بن اسماعیل بن عبداللّه وکیل از وی نقل حدیث می کند.[3]

ابن عطاش احمد

احمد بن عبدالملک عطاش، از ادباء و بزرگان قرن پنجم هجری است. در اصفهان ساکن بوده، و به تشیّع شهرت داشته، و مردم سنّی اصفهان، قصد جان او را کردند. وی به ری رفته، و به حسن صبّاح پیوست، و در آیین باطنی، استوار گردید. سپس به اصفهان بازگشت، و مخفیانه به تبلیغ مرام اسماعیلی مشغول شد، و پس از مدّتی قلعه شاهدژ را تصرّف کرده، آن را مقرّ فعالیت های خویش نمود. تبلیغات ابن عطاش، سلاطین سلجوقی را به وحشت انداخت، سبب شد تا احمد عطاش را اسیر نمودند، و در سال 504 در اصفهان با خواری بسیار او را کشتند. علاوه بر اطّلاعات مذهبی و فنون ادب، در خوشنویسی و حسن خط نیز شهرت داشت، و کتاب هایی را کتابت نموده بود.[4]

[1]ذکر اخبار اصفهان، ج2، ص336؛ میزان الاعتدال، ج2، ص121.

[2]معجم الادباء، ج8، ص237.

[3]ذکر اخبار اصفهان، ج1، ص94.

[4]راحه الصّدور، ص156؛ مجمل فصیحی، ج2، ص217؛ دانشنامه ایران و اسلام، ج5، ص726؛ الکامل، ج8، ص242.


صفحه 187

ابن عطاش احمد

ابوبکر احمد بن محمّد بن عطاش تاجر، از محدّثین قرن چهارم هجری در اصفهان است. وی پس از سال 350ق وفات یافته است. حافظ ابونُعیم اصفهانی از او حدیث شنیده است.[1]

ابن علی محمّد

محمّد بن حسن بن احمد بن محمّد بن موسی اهوازی معروف به «ابن علی اصفهانی» از محدّثین اصفهان است امّا او متّهم به کذب بوده، و او را «جرّاب الکذب» لقب داده بودند.[2]

ابن فادشاه، ابوالحسن

ابوالحسین بن ابی عبدالللّه بن ابی منصور بن فادشاه.[3]

ابن فادشاه احمد

ابوالحسین احمد بن محمّد بن حسن [حسین] اصفهانی معروف به «ابن فادشاه رییس» از محدّثین و ادبای اصفهان است.

گویند به شیعه و معتزله تمایل داشته است. ابوالقاسم طبرانی از او روایت می کند، و خود ابن فادشاه از اسماعیل بن محمّد صوفی و محمود بن اسماعیل نقل حدیث نموده است.[4]

ابن فادشاه علی

عفیف الدّین ابوطاهر علیّ بن سعید بن علیّ بن فادشاه اصفهانی از محدّثین و ادبای قرن ششم هجری است. وی همه مسند شافعی را از شیخ کمال الدّین ابی عبداللّه بن محمّد

[1]ذکر اخبار اصفهان، ج1، ص152.

[2]میزان الاعتدال، ج3، ص43.

[3]محاسن اصفهان، صص31 و 69.

[4]النّابس، صص22 23.


صفحه 188

بن محمّد بن سرایا بلدی با اسنادش شنیده است. وی به عربی شعر نیز می سروده است.[1]

ابن فادشاه ابوعبداللّه

ابوعبداللّه فادشاه بن ابی منصور بن ابی طاهر بن اصفهانی، از ادبای قرن ششم هجری، وی از اصفهان به قصد تجارت به خراسان رفته، و ابوسعد سمعانی وی را در سمرقند دیده، و مقدار اندکی از شعر در سال 550 هجری از وی فراگرفته است.[2]

ابن فادشاه، محمّد

ابوعبداللّه محمّد بن قاسم بن احمد بن فادشاه (پادشاه) اصفهانی معروف به «نتیف» از محدّثان اصفهان در قرن چهارم هجری. در ذکر اخبار اصفهان درباره او گوید: «ستکلّم علی مذهب اهل السنّه ینحل مذهب ابی الحسن الاشعری» در بصره ساکن بوده، و در سال 353ق به اصفهان معاودت نموده، و در ربیع الاوّل سال 381 وفات یافته است. از 1. لؤلؤ 2. مادرانی 3. محمّد بن سلیمان مالکی روایت می کند.

کتاب های زیر از مؤلّفات او است: 1. الاحکام 2. الاصول 3. الفقه.[3]

ابن فتی نهروانی*

«ابن فتی نهروانی»، نام یکی از خاندان های علمی اصفهان است. آنان اصلاً از اهالی نهروان در نزدیکی بغداد هستند؛ ولی در اصفهان ساکن بوده اند. این خاندان در قرن پنجم و ششم هجری از بیوت معتبر علمی شمرده می شده، و از مذهب شافعی پیروی می کرده اند.

ابن فتی حسن

ابوعلی حسن بن سلمان [یا سلیمان] بن عبداللّه بن محمّد فتی نهروانی اصفهانی از

[1]تلخیص مجمع الآداب، جزء 4، متمّم اوّل، ص499.

[2]التّحبیر، ج2، ص37.

[3]ذکر اخبار اصفهان، ج2، ص300؛ الاعلام، ج7، ص227.