این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة
دانشگاه فردوسی مشهد، نمونه ای از خطّ او وجود دارد.[1]
میرزا ابوالقاسم اصفهانی
حاج میرزا ابوالقاسم اصفهانی، عالم فاضل، اجازه او جهت مرحوم حاج شیخ محمّدنبی تویسرکانی در پشت نسخه فصل الخطاب تألیف حاج ملاّحسینعلی تویسرکانی اصفهانی نقل شده است. نسخه به شماره 1495 در کتابخانه آیت اللّه مرعشی نجفی در قم موجود است.[2]
ابوالقاسم اصفهانی*
[ابوالقاسم اصفهانی از فضلای اصفهان بوده، و در فنون ادب و انشاء و خط استاد بوده، چندی در تهران به سر برده، و سپس منشی عبّاس میرزا ولی عهد فتحعلیشاه قاجار شده، و در رکاب او در جنگ های ایران با روسیّه شرکت کرده، و مدّتی هم اداره حکومت آذربایجان با او بوده است.
شعر هم می سروده، از آن جمله است:
نوبهار است بیا تا طرف از سر گیریم سال نو باز غم کهنه ز دل برگیریم
سبحه گر باید از آن زلف مسلسل سازیم مصحف ار شاید از آن زلف معنبر گیریم[3]]
ابوالقاسم اعلامی
ابوالقاسم اعلامی، شاعر ادیب، در سال 1301 شمسی در اصفهان متولّد گردیده تحصیلات خود را در این شهر انجام داده، و در شعر و ادب از محضر میرزا عبّاس خان شیدا بهره مند گردیده، و به سرودن شعر پرداخته [است].
از آثار او: 1. محراب شعر که در سال 1339 شمسی در تهران در 186 صفحه به چاپ
[1]احوال و آثار خوشنویسان، ج4، ص1018.
[2]فهرست مرعشی، ج4، ص301.
[3]تذکره روز روشن، صص24 25.
رسیده است.[1]
سیّدابوالقاسم امامی*
سیّدابوالقاسم امامی حسینی امامی اصفهانی، از نقّاشان هنرمند اواخر دوره قاجاریّه است. وی در نقّاشی گل و بوته و پرنده، مهارت خاصّی داشته، و در نقّاشی قلمدان، آثار ارزشمندی به وجود آورده است.[2]
ابوالقاسم باب الدشتی
ابوالقاسم شریف بالفروشی [باب الدّشتی] اصفهانی فاضل نویسنده در قرن سیزدهم هجری است از آثارش:
1. بحارالانوار علاّمه مجلسی جلد یازدهم، کتابت در سال 1262ق، موجود در کتابخانه مجلس شورای اسلامی. 2. نقد النّصوص درشرح نقش الخصوص جامی، کتابت ربیع الاوّل 1273، موجود در کتابخانه گوهرشاد مشهد 3. فتوح الشّام، کتابت در رجب 1282ق، موجود در کتابخانه ملک تهران 4. مفتاح الکرامه، کتابت در سال 1283ق به امر حاج شیخ محمّد تهرانی، موجود در کتابخانه مجلس شورای اسلامی، جزو کتب مرحوم امام جمعه خوی. کتابت این کتاب ها همگی به خطّ نسخ می باشد.[3]
ابوالقاسم ورنوسفادرانی
ابوالقاسم بن ملاّآقا ورنوسفادرانی سدهی اصفهانی، عالم فاضل، در مولد خود و اصفهان تحصیل کرده، و تا سال 1265ق در قید حیات بوده، در سال 1233ق مالک نسخه ای از شرح لمعه بوده، نسخه، جزو کتب مرحوم صدر هاشمی در کتابخانه دانشکده
[1]مؤلّفین کتب چاپی، ج1، ص228.
[2]هنر قلمندان، ص163.
[3]فهرست مجلس، ج10، جزء2، ص962؛ فهرست گوهرشاد، ص194؛ فهرست ملک، ص540؛ فهرست مجلس، ج7، ص365.
ادبیّات اصفهان موجود است.[1]
سیّدابوالقاسم چهارسوقی
سیّدابوالقاسم بن میرزا محمّدابراهیم بن سیّدمحمّدصادق چهارسوقی بن سیّد زین العابدین موسوی خوانساری، عالم فاضل، در اصفهان تحصیل کرده، و پس از فوت پدر در مسجد مریم بیگم، اقامه جماعت نموده است، تولّدش در سال 1311، و وفاتش در 14 رمضان 1381ق واقع شد.[2]
سیّدابوالقاسم صفوی
سیّدابوالقاسم صفوی فرزند ابراهیم بن عبدالحسین بن هادی بن ابراهیم صفوی موسوی اصفهانی، عالم فاضل محقّق، در عید غدیر (18 ذی حجّه) 1283ق در اصفهان متولّد شده، و در اصفهان و نجف اشرف تحصیل کرده، و از خواصّ اصحاب و شاگردان آقا سیّدمحمّد کاظم طباطبایی یزدی و محرّر ایشان بوده، و به این خاطر به «سیّدابوالقاسم محرّر» شهرت داشته است. وی از آقا میرزا محمّدهاشم چهارسوقی و دیگران اجازه داشت، و سیّدمهدی غریفی بحرینی از او روایت می کند. سیّدابوالقاسم صفوی در 6 ربیع الثّانی سال 1370ق در نجف اشرف وفات یافت، در حجره متّصل به باب طوسی، طرف راست داخل شونده به صحن، مدفون گردید. کتب زیر از او است:
1. ابواب الجنان، در اعمال شب و روز، مطبوع 2. انیس المقلّدین 3. ترجمه جلد پنجم مجالس السنّیه تألیف علاّمه سیّدمحسن امین 4. جامع الرّسائل العملیّه، مجموعه ای از فتاوای مرحوم آقا سیّدمحمّدکاظم یزدی و جمعی از بزرگان 5. رساله ای در کُر 6. صراط النّجاه، ترجمه وسیله النّجاه مرحوم آیت اللّه آقا سیّدابوالحسن اصفهانی، که چندین مرتبه چاپ شده است 7. ترجمه عروه الوثقی به نام الغایه القصوی، مطبوع.
[1]نشریّه دانشکده ادبیّات اصفهان، سال دوم، شماره 2 و 3، ص136.
[2]دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص131.
میرزا ابوالقاسم رشتی
میرزا ابوالقاسم بن محمّدابراهیم رشتی اصفهانی، از افاضل ادبای عهد ناصرالدّین شاه قاجار بوده، و در مدرسه نیماورد، تدریس مطوّل و مغنی می فرموده، و طبع شعر داشته است. کتاب تحفه النّاصریه را در فنون ادب و منتخبات اشعار عرب تألیف فرموده که در سال 1278ق به طبع رسیده است. قبرش مطابق گفته احفاد برادرش، در مقبره هارون ولایت بوده است.
از او است:
لبن از بهر علاج آمده افعی زده را افعی زلف تو عالم زد و خود در لبن است[1]
سیّدابوالقاسم سیّدالاسلام
آقا سیّدابوالقاسم سیّدالاسلام بن سیّدابراهیم بن سیّدعبدالصّمد حسینی شهشهانی، عالم فاضل، پیش نماز مسجد صفا در محلّه شهشهان اصفهان بوده، سرانجام در 25 محرّم 1357ق وفات یافت، و در بقعه آقا سیّدمحمّد شهشهانی عمّ امجد خود مدفون گردید. در مادّه تاریخ فوت او گفته اند:
خواست چه تاریخ فوت بانوی محزونه گفت: «شد سوی جنّت روان سیّد اسلامیان»[2]
ابوالقاسم انصاری
حکیم ابوالقاسم بن ابی حامد بن نصرالبیان بن نورالبیان انصاری کازرونی، از دانشمندان قرن دهم هجری در اصفهان است. وی از شاگردان خواجه افضل الدّین محمّد بن حبیب اللّه ترکه و ملاّوحیدالدّین سلیمان قاری فارسی بوده است. کتب زیر از تألیفات او است: 1. سلّم السّماوات فی تراجم جماعه من الحکماء و اشعار الاصحاب المقالات 2.
[1]نقباءالبشر، ج1، ص59؛ اعیان الشّیعه، ج7، ص165؛ الذّریعه، ج1، ص74 و ج17، ص287؛ مؤلّفین کتب چاپی، ج1، صص288 289؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، صص94 95؛ مکارم الآثار، ج7، صص2518 2520.
[2]رجال اصفهان یا تذکره القبور، ص31؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص184؛ سیری در تاریخ تخت فولاد، ص155.
النّجوم الزّاهره، فی تراجم المنجّمین[1].
شیخ ابوالقاسم نجفی*
شیخ ابوالقاسم نجفی بن شیخ ابوالحسن بن شیخ محمّد شریف، عالم فاضل و فقیه ماهر، ساکن اصفهان، متوفّی 27 ربیع الثّانی 1364ق، مدفون در تکیه مادر شاه زاده.
ابوالقاسم بن ابوالعلاء
ابوالقاسم غانم بن محمّد بن ابوالعلاء اصفهانی، شاعر ادیب و دانشمند قرن چهارم هجری است. وی معاصر صاحب بن عبّاد بوده است، خود می گوید: پس از مرگ صاحب، در عالم رؤیا دیدم که گوینده ای مرا مخاطب و معاتب ساخته که: «چرا برای صاحب، مرثیه ای نگفتی؟». گفتم: «وی آن قدر محاسن دارد که ندانم کدام یک را بگویم، و می ترسم که درباره او کوتاهی کنم». گوینده گفت: «مصرع اوّل را من می گویم، مصرع دوم را تو بگو»:
گفت: ثوی الجود و الکافی معا فی حفیرهٍ گفتم: لیأنس کُلٌّ منهما باخیه
گفت: اصطحبا حبیین ثم تعانقا گفتم: ضجیعین فی لحداً بباب درّیه
گفت: اذ ارتحل الثّاوون عن مستقرّهم گفتم: اقاما إلی یوم القیامه فیه
در وصف زر نرود (زاینده رود) نیز سروده است:
تجّر علی الامصار ذیل یجبّر و اعجاب معتزّ علیهنّ معتد[2]
سیّدابوالقاسم کزازی
سیّدابوالقاسم بن احمد حسینی کزازی الاصل، اصفهانی المسکن از فضلاء قرن سیزدهم، از آثارش کتابت نسخه ای است از شوارق تألیف مولی عبدالرزّاق لاهیجی که آن را در روز چهارشنبه نهم ربیع الثّانی سال 1243 به خطّ نسخ به پایان رسانیده است، نسخه به شماره 5 در کتابخانه
[1]احیاء الدّاثر، ص186؛ الذّریعه، ج12، ص221؛ تاریخ تشیّع اصفهان، صص352 353.
[2]تتمّه الیتیمه، ج1، صص2 و 19؛ محاسن اصفهان، صص5، 31، 54، 108، 110 111؛ معجم الادباء، ج6، ص276؛ رساله الارشاد، ص45؛ مرآه الجنان، ج2، ص424؛ تاریخ اصفهان، صص16 و 98.
رضوی قم موجود است.[1]
میرزا ابوالقاسم مدرّس
میرزا ابوالقاسم مدرّس فرزند میرمحمّد اسماعیل بن میرمحمّدباقر حسینی خاتون آبادی، عالم فاضل کامل، حکیم و فیلسوف و متکلّم. در اصفهان متولّد [شد]، و نزد علمای این شهر همچون آقامحمّد بیدآبادی و ملاّاسماعیل خواجویی تحصیل نمود. حاج سیّدمهدی بحرالعلوم نیز از اساتید ایشان است. در معقول و منقول، استاد مسلّم زمان خود بوده، خصوصا در تدریس شرح دروس آقاحسین خوانساری مهارت به سزایی داشته، و بدین جهت به مدرّس معروف بوده است. سال ها در مدرسه چهارباغ اصفهان به تدریس علوم عقلی و نقلی مشغول بوده، و سرانجام در اواخر ذی حجّه 1202ق وفات یافته، و جسدش به نجف اشرف حمل، و در ایوان علماء دفن شده [است]. شاگردان بسیاری از محضر او مستفیض شدند که ازجمله آن ها است: سیّدابوالقاسم جعفر بن حسین موسوی خوانساری. کتب زیر از تألیفات او است:
1. تعلیقات بر کتاب کافی 2. تعلیقات بر کتاب من لا یحضره الفقیه 3. تعلیقات بر تهذیب 4. تعلیقات بر استبصار 5. تفسیر قرآن مجید 6. حاشیه بر تفسیر کاشی 7. شرح نهج البلاغه[2].
سیّدابوالقاسم آسیاب پری
سیّدابوالقاسم آسیاب پری فرزند سیّدمحمّدباقر موسوی، عالم فاضل متّقی، ساکن محلّه چارسو درب شیخ کوچه آسیاب (معروف به آسیاب پری) امام جماعت مسجد آب بخشان. وی در جمعه 25 محرّم سال 1369ق در اصفهان وفات یافت، و در یکی از اتاق های تکیه کازرونی مدفون گردید.[3]] مرحوم استاد مهدوی در کتاب تخت فولاد خود، وی را فرزند سیّدمهدی نوشته اند؛ امّا در یادداشت های خود، آن را اصلاح کرده اند].
سیّدابوالقاسم دهکردی
آقا سیّدابوالقاسم دهکردی بن سیّدمحمّدباقر بن سیّدابراهیم بن میر محمّد هادی بن میر شمس الدّین، عالم فاضل فقیه مجتهد اصولی عابد زاهد کامل، از اعاظم فقهاء و مدرّسین اصفهان، در شنبه غرّه ماه رجب المرجّب 1272ق در دهکرد [شهرکرد فعلی [متولّد شد. نسب گرامی اش به ج
[1]آشنایی با چند نسخه خطّی، ج1، ص28.
[2]ریاض الجنّه، قسم اوّل از روضه اربعه، صص524 525؛ آشنای حق، صص33 34؛ تجربه الاحرار، صص160 161؛ اعیان الشّیعه، ج8، ص111 و ج9، ص507؛ الکرام البرره، ج1، صص50 51؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص184؛ زندگی نامه علاّمه مجلسی، ج1، ص327؛ مکارم الآثار، ج1، صص66 و 131 132؛ ریحانه الادب، ج5، ص266.
[3]سیری در تاریخ تخت فولاد، ص171.
ناب ابوالحسن محمّد پرهیزگار بن عبداللّه بن امام زین العابدین علیه السلام منتهی می گردد. پدرش از علمای عالی قدر دهکرد بوده، و مادرش دختر آخوند ملاّمحمّد ابراهیم دهکردی، از فضلای آن دیار است.
ایشان در یازده سالگی جهت تحصیل به اصفهان آمد، و در مدرسه صدر نزد برادر بزرگوار خود سیّدمحمّدجواد دهکردی تلمّذ نمود، و سپس در درس حاج سیّدمحمّدباقر نجفی، میرزا ابوالمعالی کلباسی، حاج ملاّاسماعیل حکیم درکوشکی، میرزا محمّدحسن نجفی و ملاّمحمّدباقر فشارکی حاضر شد. در سال 1301ق ازدواج نمود، و جهت تکمیل تحصیلات خود به عتبات عالیات مشرّف، و در سامرّا و نجف، از محضر درس آیات عظام میرزا محمّدحسن شیرازی، ملاّفتحعلی سلطان آبادی، حاج میرزا حسین نوری، شیخ زین العابدین مازندرانی، میرزا حبیب اللّه رشتی و آخوند ملاّمحمّدکاظم خراسانی بهره کافی و وافی برد، و به مراتب عالی علم نائل آمد.
مشایخ اجازه روایت و اجتهاد ایشان نیز عبارت اند از: آمیرزا هاشم چهارسوقی، میرزا محمّدحسن نجفی، ملاّمحمّدباقر نجفی، آخوند خراسانی، میرزا حسین نوری، و زین العابدین مازندرانی.
ایشان در سال 1309ق به اصفهان مراجعت نمود، و به تدریس درس خارج در مدرسه صدر و تربیت شاگردان پرداخت، و مرجعیّت امور شرعی مردم را بر عهده گرفت، و جمعی در اصفهان و چهارمحال از مقلّدین ایشان بودند. هم چنین وی سال ها نماز جماعت را در مسجد شیخ الاسلام و مسجد سرخی اقامه می کرد، و پس از نماز، به منبر می رفت، و مردم را ارشاد می نمود.
وفات این عالم عالی قدر در یک شنبه 6 شوّال 1353ق اتّفاق افتاد، و پیکر ایشان به امام زاده زینبیّه اصفهان منتقل، و در آن جا به خاک سپرده شده، و بعد از ساختن صحن امام زاده، قبر، در یکی از حجرات غربی قرار گرفت.
کتب زیر از تألیفات او است: 1. بشارات السّالکین یا واردات غیبیّه در شرح حال و مکاشفات خود 2. جنّه المأوی، در اخلاق 3. حاشیه بر جامع عبّاسی، چاپ شده 4. حاشیه بر نخبه حاجی کلباسی، مطبوع 5. حاشیه بر تفسیر صافی 6. حاشیه بر وافی 7. ذخیره در ادعیه 8. رساله در مبحث الفاظ 9. رساله در طهارت، مطبوع 10. رساله در قبض 11. شرح بر شرایع، دو جلد 12. شرح بر من لایحضره الفقیه و آن را در تکمیل شرح فارسی علاّمه مولی محمّدتقی مجلسی بر آن کتاب مرقوم فرموده 13. الفوائد در متفرّقات 14. لمعات در شرح دعای سمات 15. منبرالوسیله که آن را وسیله یا وسیله المنابر گفته اند، دو جلد است، و جلد یکم چاپ شده است 16. هدایه الانام که رساله عملیّه ایشان است 17. ینابیع الحکمه، در