بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 345

پدرش و برادرانش به ویژه میرزا عبدالحسین قدسی، از خوشنویسان معروف اصفهان بودند. خود او خطّ نسخ را با استادی می نوشت، و قرآن را با خطّ زیبای خود کتابت کرده که به طبع رسیده است. سال ها در مدرسه و دبیرستان قدسیّه به تدریس مشغول بود، تولّدش در 24 صفر سال 1296 و وفاتش در جمادی الثّانی 1375 روی داد. در تکیه تویسرکانی در تخت فولاد مدفون شد. مادّه تاریخ وفاتش را مرحوم نیّر گوید:

سال تاریخ وفات خال خود نیّر نگاشت: «شد بقدسی مسکن بوالقاسم قرآننویس»[1]

سیّدابوالقاسم بدری

آقا سیّدابوالقاسم بدری بن آقا سیّدمحمّدعلی حسینی سینی برخواری فاضل ارجمند، در مدرسه گلبهار از مدارس جدید اصفهان تدریس می کرد، و بنده [سیّدمصلح الدّین مهدوی، مؤلّف کتاب] از محضر او در ایّام تحصیل استفاده کرده ام. در سال 1398ق وفات یافت، و در قسمت شرقی تکیه گلزار در تخت فولاد مدفون گردید.[2]

سیّدابوالقاسم بیدآبادی

آقا سیّدابوالقاسم بیدآبادی فرزند حاج سیّدمحمّدعلی بن حاج سیّدمحمّدباقر حجّت الاسلام شفتی، عالم فاضل. ظاهرا در خدمت پدر بزرگوار و عمّ عالی مقدار خود حاج سیّداسداللّه بیدآبادی و دیگر بزرگان اصفهان تلمّذ نموده، و احتمالاً پس از وفات، در بقعه سیّد حجّت الاسلام مدفون گردیده است. مشارٌالیه داماد مرحوم حاج میرزا ابوالفضل بن حاج میرزا زین العابدین بن سیّد حجّت الاسلام بوده است.[3]

ابوالقاسم خوزانی

ابوالقاسم بن محمّدعلی خوزانی سِدِهی اصفهانی، فاضل خطّاط در قرن سیزدهم

[1]دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، 768؛ تاریخ اصفهان (هنر و هنرمندان)، ص123.

[2]سیری در تاریخ تخت فولاد، ص180.

[3]بیان المفاخر، ج2، ص184؛ مزارات اصفهان، ص164.


صفحه 346

هجری، از آثار او کتابت نسخه ای از الفطره السّلیمه تألیف حاج محمّدکریم خان کرمانی در هشتم ربیع الثّانی 1282ق به خطّ نسخ است که به شماره 1059 در کتابخانه آیت اللّه مرعشی در قم موجود است.[1]

میرزا ابوالقاسم ناصر حکمت

میرزا ابوالقاسم ناصر حکمت معروف به گوگردی فرزند میرزا محمّدعلیّ بن حاج محمّد یزدی، عالم فاضل، حکیم جامع، عابد زاهد و طبیب حاذق، از اطبّاء مشهور و مدرّسین طبّ قدیم در اصفهان. جدّش حاج محمّد از یزد به اصفهان آمده، و در محلّه احمدآباد ساکن گردید، و ظاهرا حمّام احمدآباد از آثار خیریّه او است. در حدود 1278ق در اصفهان متولّد شد، و نزد میرزا ابوالحسن پاقلعه ای، میرزا ابوالقاسم مدرّس رشتی، حاج میرزا محمّدباقر حکیم باشی، جهانگیرخان قشقایی، میرزا عبدالعلی مرندی و آخوند کاشی و جمعی دیگر به تحصیل پرداخت. ایشان از اطبّاء مشهور و صاحبان نفس قدسی بود. سال ها در مدرسه حاج حسن جنب مسجد علی مقابل هارون ولایت به تدریس و نیز مداوای بیماران اشتغال داشت، و کتاب قانون را تدریس می نمود. ایشان سرانجام در دوشنبه 2 ربیع الثّانی 1371ق به سنّ 90 سالگی وفات یافته، بیرون بقعه مادرشاه زاده در تخت فولاد مدفون شد. رساله افیونیّه به فارسی از تألیفات او است.[2]

میرزا ابوالقاسم امام جمعه

سیّدابوالقاسم امام جمعه ابن میر محمّد محسن بن سیّدمرتضی بن سیّدمحمّدمهدی بن میرمحمّدحسین بن میر محمّدصالح بن میر زین العابدین بن میر محمّدصالح حسینی خاتون آبادی، عالم فاضل فقیه مجتهد، در 6 ذی قعده 1215ق در اصفهان متولّد شد. وی از اصفهان به تهران مهاجرت کرد، و از درس ملاّمحمّدتقی استرآبادی و ملاّعبداللّه زنوزی بهره گرفت. سپس به عتبات عالیات عزیمت نمود، در درس شیخ حسن آل کاشف الغطاء و

[1]فهرست مرعشی، ج3، ص246.

[2]دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص213؛ هشت بهشت، مقدّمه.


صفحه 347

دیگران حاضر شد، و علوم خویش را تکمیل نمود، و آن گاه به تهران مراجعت کرد. وی از سال 1262 پس از وفات میرمحمّدمهدی امام جمعه عموی خود به منصب امام جمعگی تهران منصوب شد، و علاوه بر این سمت، به تدریس و حلّ مشکلات مردم، و تألیف و تصنیف پرداخت، و ریاست دینی پایتخت را برعهده گرفت. او سرانجام در دوشنبه 15 ربیع الاوّل 1272ق در تهران وفات یافت، و در بیرون دروازه قدیم تهران مدفون گردید، و بر سر قبر او گنبد و بارگاه عالی ساختند، و به سر قبرِ آقا معروف شد. کتب زیر از تألیفات او است: 1. البلدان المفتوح العنوه 2. رساله عملیّه فارسی، مطبوع 3. کتابی در تحقیق بعضی مسائل اصولی 4. منتخب الفقه.[1]

ابوالقاسم ریاحی چهارمحالی

ابوالقاسم ریاحی بنی فرزند محمّد، شاعر ادیب، در سال 1312 خورشیدی در قریه بن (به کسر باء) از بلوک چهارمحال اصفهان متولّد گردید، دوره دبیرستان را در اصفهان در رشته ادبی به پایان رسانید، و در آن جا ساکن شد. در انجمن ادبی کمال شرکت می کرد. [از او است:

بهار آمد جهان اکنون به مانند جنان باشد درختان را به تن زان رو قبا از پرنیان باشد[2]]

ابوالقاسم اصفهانی

ابوالقاسم بن حاج محمّد اصفهانی، فاضل خطّاط در قرن سیزدهم هجری ظاهرا در یزد ساکن بوده [است]. از آثار او نسخه ای از قرآن مجید است که آن را در محرّم 1233 به خطّ نستعلیق نوشته، و نسخه نام برده به شماره 1651 در کتابخانه وزیری یزد موجود است.[3]

[1]چهل سال تاریخ ایران (المآثر و الآثار)، ج1، صص191 192؛ مکارم الآثار، ج2، صص547 549؛ الکرام البرره، ج1، صص62 64؛ الذّریعه، ج3، صص145 146 و ج11، ص212؛ شرح حال رجال ایران، ج1، ص55؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص213؛ اعیان الشّیعه، ج8، ص155.

[2]تذکره شعرای معاصر اصفهان، ص225.

[3]فهرست کتابخانه وزیری یزد، ج3، ص1014.


صفحه 348

سیّدابوالقاسم حسینی اصفهانی

سیّدابوالقاسم بن سیّدمحمّد حسینی اصفهانی، فاضل خطّاط قرن سیزدهم از آثارش کتابت نسخه ای است از وجیزه در درایه تألیف جناب شیخ بهایی که آن را در سال 1245 نوشته، و نسخه، پیوست کتاب من لا یحضره الفقیه به شماره 418 در کتابخانه مدرسه عالی سپهسالار موجود است.[1]هم چنین در تاریخ ربیع الثّانی سال 1230 کتابت نسخه ای از کتاب سرور الشّیعه تألیف ملاّعبداللّه بن علیّ بن مهدی بروجردی را به خطّ نسخ به پایان رسانیده، کتاب به شماره 7043 در کتابخانه آیت اللّه مرعشی در قم موجود است.[2]اثر دیگر از او جلاء العیون تألیف علاّمه مجلسی که در رجب 1236 به خطّ ثلث و نسخ کتابت آن را به پایان رسانیده، نسخه به شماره 4977 در کتابخانه مجلس شورای ملّی در تهران موجود است.[3]اثر دیگر، عین الحیاه تألیف علاّمه مجلسی است که به خطّ نسخ در سال 1230ق کتابت نموده، و به شماره 131 در کتابخانه مسجد گوهرشاد در مشهد موجود است.[4]

ملاّابوالقاسم گلپایگانی

ملاّابوالقاسم بن محمّد گلپایگانی، عالم فاضل، از دانشمنندان نیمه اوّل قرن یازدهم هجری است. وی در اصفهان به تدریس و تحقیق مشغول بوده، و میرمحمّدقاسم طباطبایی قهپایی از او اجازه روایت دارد. هم چنین ملاّعلی گلپایگانی از او اجازه دریافت نموده که در بخش اجازات کتاب بحارالانوار ضبط شده است.[5]ملاّابوالقاسم گلپایگانی تألیفاتی دارد ازجمله: 1. رساله در فقه، موجود در کتابخانه حاج سیّدمهدی لاجوردی قمی.[6]2. منهاج العلیّه.[7]

سیّدابوالقاسم نایب الصّدر اصفهانی

ابوالقاسم نایب الصّدر بن سیّدمهدی موسوی اصفهانی عالم فاضل ادیب در قرن

[1]فهرست مدرسه عالی سپهسالار، ج1، ص330.

[2]فهرست کتابخانه مرعشی، ج18، ص217.

[3]فهرست کتابخانه مجلس، ج14، ص270.

[4]فهرست گوهرشاد، ج1، ص153.

[5]علاّمه مجلسی بزرگمرد علم و دین، صص88 و 177.

[6]آشنایی با چند نسخه خطّی، ج1، ص107.

[7]الذّریعه، ج22، ص328.


صفحه 349

سیزدهم هجری. از آثارش کتابت: 1. کتاب تجوید، تألیف محمّدزمان تبریزی است که آن را در سال 1264 به خطّ نسخ نوشته، و به شماره 1/1710 در کتابخانه مسجد گوهرشاد مشهد مقدّس موجود است. 2. کتاب تصریف زنجانی را در سال 1264ق در شیراز به خطّ شکسته نستعلیق نوشته است. نسخه به شماره 2/1710 در کتابخانه مسجد گوهرشاد مشهد مقدّس وجود دارد.[1]

میرزا ابوالقاسم کلباسی «شیخ العراقین»

حاج میرزا ابوالقاسم معروف به «شیخ العراقین» فرزند آقا محمّدمهدی بن حاج محمّدابراهیم کلباسی، عالم فاضل محقّق، مادرش دختر حاج سیّدمحمّدباقر بیدآبادی است. در اصفهان متولّد شد، و نزد پدر به تحصیل پرداخت. سپس در نجف اشرف در محضر درس شیخ مرتضی انصاری و شیخ محمّدحسین کاظمینی حاضر، و سپس به انجام وظایف دینی خود مشغول شد. وی سرانجام در سال 1308ق (سال وفات استادش کاظمینی) وفات نمود، و در صحن مطهّر حضرت علی علیه السلام در نجف مدفون گردید. کتب زیر از او است: 1. شرح کتاب اصول پدرش 2. کتابی در اصول در دو مجلّد 3. کتابی در صلاه. این کتاب ها نزد عالم جلیل سیّدمحمّد حجّت (کوه کمری) موجود بوده است.[2]

سیّدابوالقاسم فریدنی

آقا سیّدابوالقاسم موسوی شاهکرمی فریدنی بن حاج سیّدمحمّدهاشم، عالم فاضل، در اصفهان نزد آقا سیّدابوالقاسم دهکردی، حاج میرزا ابوالحسن بروجردی، آقا سیّدمحمّد نجف آبادی، آخوند ملاّمحمّدحسین فشارکی، شیخ محمّد حکیم خراسانی، حاج شیخ مهدی نجفی و حاج میرمحمّدصادق مدرّس خاتون آبادی تحصیل کرده، و سپس به تدریس پرداخته است. وی در مسجد درکوشک اقامه جماعت می نمود، و ربیع الاوّل 1384ق وفات یافت، و در تکیه مقدّس

[1]فهرست گوهرشاد، صص79 و 248.

[2]نقباء البشر، ج1، صص76 77؛ الذّریعه، ج15، ص54؛ ماضی النّجف، ج3، ص233؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، ص955؛ بیان المفاخر، ج2، صص172 173؛ معجم رجال الفکر و الادب، ج3، ص1066؛ خاندان کلباسی، صص153 154.


صفحه 350

مدفون شد.[1]

میر ابوالقاسم فندرسکی

میر سیّدابوالقاسم بن میرزا بیک بن میرصدرالدّین حسینی موسوی فندرسکی استرآبادی معروف به «میرفندرسکی» حکیم فیلسوف، عارف مرتاض و شاعر ادیب. از اکابر حکماء و اجلّه فلاسفه و عرفاء است، و همگان به عظمت، بزرگی، جامعیّت، زهد و تقوای او اذعان دارند. در سال 970ق در قریه «فندرسک» از توابع استرآباد [گرگان فعلی] متولّد شده، و نزد علمای بزرگ روزگار خود همچون کمال الدّین چلبی بیک تبریزی، خواجه افضل الدّین محمّد ترکه اصفهانی، میرمحمّدباقر استرآبادی (میرداماد) و میر برهان الدّین اشراق استرآبادی تحصیل نموده است. وی به هند سفر کرده، و خدمت عرفاء و بزرگان آن دیار رسیده، و تجربه ها اندوخته، و در ضمن، جهت ترویج دین اقدام نموده است. وی پس از چندین سفر در اصفهان اقامت گزیده، و به تدریس و تحقیق پرداخته است. شاه صفی او را احترام بسیار می نمود؛ امّا میر به او اعتنایی نداشت. از محضر درس او ده ها شاگرد دانشمند برخاسته اند. سرانجام در سال 1050ق وفات یافت، و در تکیه ای مخصوص که به نام او تکیه میر نامیده می شود، در تخت فولاد مدفون گردید. مادّه تاریخ وفات او این است:

تاریخ وفاتش ز خرد جستم گفت: «صد حیف ز آفتاب اوج دانش»

مشارٌالیه طبع شعر داشته، و گاهی اشعاری می سروده، معروف ترین سروده او قصیده حکمی و عرفانی او است با این مطلع:

چرخ با این اختران نغز و خوش و زیباستی صورتی در زیر دارد آن چه در بالاستی

که آن را به پیروی از ناصرخسرو قبادیانی سروده است. قصیده یایییّه میرفندرسکی مورد توجّه عرفاء و شعرا بوده، و بر آن شرح نوشته اند؛ ازجمله شرح محمّدصالح بن سعید خلخالی، شرح حکیم عبّاس شریف دارابی موسوم به تحفه المراد، و شرح محسن بن

[1]تاریخ اصفهان، جابری، ص292؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، ص923؛ سیری در تاریخ تخت فولاد، صص200 و اطّلاعات شخصی نویسنده.


صفحه 351

محمّد گیلانی، و دو شرح اوّل به طبع رسیده است. هم چنین این قصیده را امیرمحمّدعلی هندی تخمیس نموده که ابتدای آن این است:

ای که ذاتت در دو گیتی مظهر اسماستی جوهری دهر را چون لؤلو لالاستی

بشنو از انجام خود حرفی که از مبداستی چرخ با این اختران نغز و خوش زیباستی

صورتی در زیر دارد آن چه در بالاستی

کتب زیر از تألیفات ایشان است: 1. اجازه به ملاّحسنعلی تستری، مطبوع ضمن اجازات بحارالانوار 2. برهان الابصار 3. تاریخ الصّفویه 4. تحقیق المزلّه 5. تخمیریّه 6. ترجمه شذور الذّهب 7. تفسیر قرآن 8. جواب سؤالات ملاّمظفّر حسین کاشانی، مطبوع در کتاب منتخباتی از آثار حکمای الهی ایران 9. حاشیه جوک باشست 10. رساله حرکت، مطبوع در کتاب منتخباتی از آثار حکمای الهی ایران 13. رساله صناعیّه، مطبوع 14. رسالهٌ فی ارتباط الحادث بالقدیم 15. رسالهٌ فی حقیقه الوجود 16. رسالهٌ فی معقولات العشر 17. زیبق، مطبوع در کتاب مجموعه رسائل خطّی فارسی 18. قصیده یائیّه، مطبوع 19. کشف اللّغات «جوک باشست» 20. منتخب «جوک باشست» 21. منظومه فی الکیمیا. میرفندرسکی کتابخانه ای ارزشمند با کتاب های نفیس داشته که پس از وفات، کتاب های آن را به کتابخانه شاه صفی انتقال داده اند. این شعر از او است:

شرب مدام شد چو میسّر مدام به چون می حرام گشت، به ماه حرام به

یک بوسه از رُخت ده و یک بوسه از لبت تا هر دو را چشیده بگویم کدام به[1]

[1]تذکره نصرآبادی، ج1، صص221 223؛ وقایع السّنین و الاعوام، صص514 515؛ طرائق الحقایق، ج3، صص158 159؛ ریاض العلماء، ج5، صص499 502؛ ریحانه الادب، ج3، ص418 و ج4، صص357 360، شرح حال میرداماد و میرفندرسکی، دائره المعارف بزرگ اسلامی، ج6، صص169 173؛ الرّوضه النّضره، صص450 451؛ منتخباتی از آثار حکمای الهی ایران، ج1، صص85 88؛ رجال اصفهان، دکتر کتابی، ج1، صص289 292؛ تاریخ فلسفه در اسلام، صص447 460؛ روضات الجنّات، ج1، صص242 246 و ج5، ص380؛ الکنی و الالقاب، ج3، ص35؛ الذّریعه، ج3، ص485 و ج6، ص395 و ج18، صص57 و 489؛ قصص العلماء، صص236 237؛ تذکره روز روشن، صص25 26؛ مجمع الفصحاء، ج4، صص9 10؛ فرهنگ معین، ج6، صص1379 1380؛ از آستارا تا استرآباد، ج5، صص338 340؛ گنجینه آثار تاریخی اصفهان، صص543 546؛ رجال اصفهان یا تذکره القبور، ص112 و 108؛ زندگی نامه علاّمه مجلسی، ج2، صص378 379؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص197 200؛ اعیان الشّیعه، ج7، ص68؛ راهنمای پژوهش درباره میرفندرسکی؛ خاندان شیخ الاسلام اصفهان، صص64 65؛ سیری در تاریخ تخت فولاد، صص208 210؛ اصفهان (کتاب جوانان)، صص217 218.


صفحه 352

سیّدابوالقاسم تابش محمودیان*

حاج سیّدابوالقاسم تابش محمودیان، عالم فاضل، در اصفهان متولّد شد، و سپس به نجف اشرف مهاجرت نمود، نزد علمای اعلام به تحصیل پرداخت، و فقیهی جامع، و دانشمندی فاضل گردید. بیش از هفتاد سال در نجف اشرف اقامت داشت، و در سال 1370ق در آن دیار مقدّس وفات یافت. خطّ شکسته را خوش می نوشت.[1]

ابوالقاسم تمیمی اصفهانی

ابوالقاسم تمیمی اصفهانی نسّابه، سیّدعزّالدّین اسماعیل بن حسین مروزی مؤلّف الفخری، از ورقانی در اثبات نسب جناب اسماعیل بن ابراهیم بن امام موسی الکاظم علیه السلام به قول او و جمعی دیگر از علماء نسب، استشهاد نموده است.[2]

ابوالقاسم جاوید اصفهانی

میرزا ابوالقاسم مستوفی متخلّص به «جاوید» شاعر ادیب، از اعضای قدیمی انجمن ادبی شیدا بود، و اشعارش در روزنامه های قدیم اصفهان همچون سحاب و غیره به طبع می رسید.

[از او است:

نیست حاجت رنجه کردن پنجه های نازنین کز نگاهی صد چومن آماج پیکان کرده ای[3]]

[1]تاریخ اصفهان، جابری، ص292.

[2]الفخری، ص14.

[3]تذکره شعرای معاصر اصفهان، ص138.