اجازه آیت اللّه سیّدمحمّدعلی موحّد ابطحی قدس سره
اجازه آیت اللّه سیّدمحمّد شیرازی قدس سره
فهرست عناوین
اشاره
اعلام اصفهان
آ الف
آدم مدینی
ابوبشر آدم بن بشر بن آدم بن سعید مدینی اصفهانی، از محدّثین اصفهان در قرن سوم هجری است. وی منسوب به مدینه است که امروزه به آن جا «شهرستان» می گویند، او از محمّد بن بُکیر بن محمّد حضرتی روایت می نماید، و احمد بن محمّد بن نُصیر از او نقل حدیث می کند.[1]
آدم بن سعید مدینی
از محدّثین قرن دوم هجری است. در اوائل زمان هارون الرّشید به مکّه مشرف گردیده است، و نقل می نماید که در حال طواف، بر وکیع بن جرّاح وارد شدم، و چهارصد مسأله از او پرسیدم، و جواب های آن ها را حفظ کردم. رسته و قاسم بن محمّد بن موسی فقیه معروف به «کاسولا» از او روایت می کنند.[2]
آذرپژوه
آذر پژوه، از اهالی اصفهان و معاصر خسرو پادشاه ساسانی بوده، و خود از شاگردان بزرگمهر، حکیم معروف و وزیر انوشیروان بوده، و به دستور شاه ساسانی، کتابی از زرتشت به نام زوره که به زبان پهلوی بوده است، و جهت پادشاه هند فرستاده، و شاه هند آن را به خسرو رسانیده است را تفسیر کرده، و به شاه تقدیم نموده، و مورد پسند و قبول او واقع گردیده است. پادشاه دستور داد که نامه دهقان خداپرست را نیز مختصر کند. وی نیز آن را انجام داد، و به شاه تقدیم نمود.[3]
[1]ذکر اخبار اصفهان، ج1، ص169.
[2]ذکر اخبار اصفهان، ج1، ص169.
[3]دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص397؛ فهرست کتابخانه ملّی، ج9، ص625.
آذر شاپور
آذر شاپور فرزند آذرمانان، از مردم قریه هرستان ماربین اصفهان در کتاب سنی ملوک الارض و الانبیاء می نویسد که:
فیروز فرزند یزدجرد در یک صد و هفتاد سال قبل از اسلام به او دستور داد که باروی جی را که نیمه تمام و مخروبه بود، تجدید عمارت کند.[1]
این بارو نیز در طول تاریخ خراب گشته، و اثری از آن باقی نیست.
آذر نیوق
جابری انصاری در تاریخ اصفهان و ری در ضمن وقایع سال 91 هجری فتح اندلس (اسپانیا) را به دست طارق بن زیاد مولی موسی بن نصیر می نویسد: و آن زمان اندلس به دست آذرنیوق مردی از اهل اسپهان بود که نیاکانش شاهان عجم اندلس بودند، و آذرنیوق با تاج و جامه پادشاهی به میدان آمده، و طارق با همه لشکر، با او روبرو شده، و آذرنیوق کشته شده، آن ملک بزرگ در 92 کشته شد.[2]
آزاد اصفهانی
آزاد شاه اصفهانی، از شعرای عهد نادرشاه افشار بوده، و در همان سال ها وفات یافته است.
از او است:
ای خوش آن دیده که یابد نظر از منظر دوست وی خوش آن جبهه که شود دست به خاک در دوست[3]
[1]سنی ملوک الارض و الانبیاء، ص38؛ آثار ملّی اصفهان، ص3.
[2]تاریخ اصفهان و ری، ص42.
[3]تذکره روز روشن، ص6.
آشوبی نطنزی
آشوبی نطنزی از شعرای قرن دهم هجری است. وی شعر می سروده، و خطّ نستعلیق را خوش می نوشته است.[1]
میر آصف قزوینی
میر آصف قزوینی، عالم فاضل زاهد، از دانشمندان قرن دوازدهم هجری، در قزوین و اصفهان تحصیل نموده، و به مراتبِ عالی علم و کمال دست یافته است. پس از اتمام تحصیلات، چندی در قزوین و تفلیس و سایر شهرها سفر کرده، و به تربیت شاگردان دانشمند مشغول بود. بالاخره به اصفهان آمد، و مدّتی پس از محاصره اصفهان به دست افغان ها در سال 1136ق وفات یافت. وی را شرحی است بر خطبه همام از خطب حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام .[2]
میرزا آقا بابا ثابت اصفهانی*
میرزا آقا بابا ثابت اصفهانی، شاعر ادیب، از سخنوران قرن سیزدهم هجری است. در اصفهان ساکن بوده، و در سرودن انواع شعر و فنّ مادّه تاریخ سرایی مهارت داشته است. این مادّه تاریخ در رثای شخصی به نام حاج علی اصفهانی از او است:
با دل زار از پی تاریخ او ثابت نوشت: «بزم جنّت مسکن حاجی علی شد زین جهان»[3]
[1]احوال و آثار خوشنویسان، ج1، ص1.
[2]تتمیم امل الآمل، صص48 49؛ نجوم السّماء، صص273 274؛ فوائد الرّضویه، ج1، ص53؛ ریحانه الادب، ج2، صص447 448؛ الذّریعه، ج7، ص113؛ الکواکب المنتشره، ص17؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، صص43 44؛ اعیان الشّیعه، ج5، ص8.
[3]تراجم الرّجال، ج1، صص111 112؛ تذکره شعرای فارسی سرا، صص59 60؛ فهرست مرعشی، ج18918.
آقا بابا خرّم اصفهانی
آقابابا متخلّص به «خرّم»، شاعر اصفهانی مقیم قزوین، در آن شهر به دستور علی قلی میرزا کتاب جلاء العیون را در جنگ ها و شهادت یاران حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله به نظم آورده است. از اشعار او است:
گر بر سرم نهد شه دُلدُل سوار پای بر فرق فرقدان نهم از افتخار پای
بنهاد پا به دوش شهی کز شرف نهاد با موزه بس فراتر از این نه حصار پای
باعث اگر نبود وجودت نمی نهاد هرگز برون ز کتم عدم روزگار پای
* * *
به چه کار آیدم اگر نکنم نقد جان را فدای سیمبری
اثری نیست ناله را خرّم ور نه می کرد در دلش اثری[1]
آقا بابا عارض اصفهانی
آقابابا اصفهانی متخلّص به «عارض» شاعر ادیب، در اصفهان می زیسته، و از راه پاره دوزی امرار معاش می کرده، در سال1228 وفات یافته، و این بیت از او است:
دلبرم در بر و پرسم ز کسان یار کجاست تاکه اغیار ندانند که دلدار کجاست[2]
سیّدآقا خلیفه سلطانی
سیّدآقا خلیفه سلطانی فرزند میرزا اسماعیل، عالم فاضل از تألیفات او است: 1. شرح بر کتاب سرمایه ایمان تألیف ملاّعبدالرزّاق لاهیجی؛ 2. شرح خلاصه الحساب شیخ بهایی[3]
[1]تذکره سفینه المحمود، ص495.
[2]تذکره شبستان ص 213 مجمع الفصحاء ج 3ص 1144، تذکره دلگشا ص 489، سفینه المحمود ص 409، تذکره اختر ص 145، مجمع الفصحاء ج 5 ص 730و 731
[3]اعیان الشّیعه، ج10، ص511.