بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 152

سیّد محمّد باقر صدرالکُتّاب

آقا سیّد محمّد باقر موسوی اصفهانی ملقب به «صدرالکتاب» از خوشنویسان قرن سیزدهم هجری بوده و در طهران به کتابت مشغول بوده و در نسخ نویسی به مقامی منیع رسیده قرآنی را به خط زیبای خود کتابت کرده است که بسیار مطلوب و مطبوع واقع شده [است. ]در خط نستعلیق نیز مهارت داشته و «مثنوی معنوی» را کتابت کرده که در سال 1298ه چاپ سنگی شده است.[1]

میر محمّد باقر طباطبایی اصفهانی

میر محمّد باقر طباطبایی اصفهانی، عالم فاضل، از شاگردان علّامه مجلسی است. علّامه مجلسی در انهائی که در سال 1092ه. برای او نوشته از او با عنوان «السیّد الایّد ذوالمفاخر و المآثر الأمیر محمّد باقر وفقه اللَّه تعالی» تجلیل می کند.[2]

آقا سیّد محمّد باقر طبیب

آقا سیّد محمّد باقر طبیب، از اطباء معروف اصفهان و ساکن محلّه بیدآباد بوده و در اواخر قرن سیزدهم هجری می زیسته است.[3]

محمّد باقر عامی اصفهانی

محمّد باقر اصفهانی متخلّص به «عامی» از شاعران قرن سیزدهم هجری بوده و از کسب کرباس فروشی امرار معاش می کرده و اصلش از کاشان بوده است.

از اوست:

[1]المآثر و الآثار یا چهل سال تاریخ ایران، ج1، ص273؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص303.

[2]اجازات الحدیث، صص 169 و 170؛ تلامذه العلاّمه المجلسی، ص80؛ الروضه النضره، ص72.

[3]تاریخ و جغرافیای چهارمحال، ج1، ص465؛ بیان المفاخر، ج2، ص238.


صفحه 153

آنچه در جان و دلم صبر و قرارش خوانند

بُرد از یک نظرآن شوخ که یارش خوانند[1]

شیخ محمّد باقر قزوینی

حاج شیخ محمّد باقر قزوینی، از علماء معمّر و مدرّسین فاضل معاصر، در حدود سال 1273ق [یا کمی قبل از آن] متولّد شد و در اصفهان نزد آخوند کاشی و ملّا محمّد حسین فشارکی تلمُّذ نمود. عالمی زاهد و متقّی بود و سالها در مدرسه نیم آورد به تدریس هیئت و حساب مشغول بود. جمعی از فضلاء از جمله [آیت اللَّه العظمی سیّد ابوالحسن اصفهانی، سیّد محمّدحسین آیت میردامادی، سید جعفر میردامادی، سیّد مرتضی موحد ابطحی] آقا سیّد حسن احمدی علون آبادی و حاج شیخ عباسعلی ادیب حبیب آبادی نزد او کسب فیض نموده اند.

سرانجام در 28 ربیع الثّانی 1365ق در اصفهان وفات یافته و در تکیه میرزا عبدالغفار تویسرکانی در تخت فولاد مدفون شد.[2]

میرزا باقر قاضی زاده

میرزا باقر تبریزی معروف به «قاضی زاده عباس آباد» عالم فاضل و ادیب شاعر، از دانشوران اواخر عهد صفویّه. او نوه قاضی زین العابدین تبریزی است. در محلّه عباس آباد اصفهان ساکن بود. وی نزد ملّا محمّد باقر محقّق سبزواری، آقا حسین خوانساری و قوام الدّین طهرانی رازی به تحصیل پرداخت و در معقول و منقول صاحب مهارت گردید و به تدریس در مدرسه قطبیه مشغول شد. او در بین تبریزیان عباس آباد اعتبار و احترام بسیار داشت و تقسیم گندم و گوسفند تبارزه با او بود.

در بیان مقام علمی او نصرآبادی می نویسد: «در تحصیل علوم سعی بسیار نموده،

[1]سفینه المحمود، ص408؛ تذکره اختر، ص144؛ بهترین اشعار، ص386.

[2]دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، صص306 و اطلاعات متفرقه نویسنده.


صفحه 154

حَقّاً که باقر علوم و جامع کمالات است». و شیخ محمّد علی حزین می آورد: به فضایل ظاهری و باطنی موصوف است.

او از دوستان و معاشران میرزا ابوطالب زاهدی لاهیجی بود. فرزند میرزا ابوطالب، شیخ محمّد علی حزین لاهیجی در کودکی او را درک کرده است. میرزا باقر قاضی زاده در هفتمین دهه از زندگی خود در حدود سال 1110ق یا کمی قبل از آن در اصفهان وفات یافت. شعر نیکو می سرود و نسبت به فضلای معاصر خود با دقایق صناعت شعر آشنایی بیشتری داشت و در نظم اشعار و معما سلیقه اش معیار ادباء شمرده می شد.

این شعر از اوست:

فصل گل و موسم بهار است

گلزار به رنگ و بوی بهار است

بی تو شب ما تیره روزان

چون چشم سفید گشته تار است[1]

ملّا محمّد باقر گزی

ملّا محمّد باقر گزی، عالم فاضل محدّث از شاگردان علّامه ملّا محمّد باقر مجلسی است. علّامه مجلسی در آخر کتاب الزّیارات از کتاب «تهذیب الأحکام» شیخ طوسی که به شماره 1958 در کتابخانه مرکزی آستان قدس رضوی نگهداری می شود. در جمادی الاولی 1084ه.ق برای او اجازه روایت نوشته و از او به عنوان «الفاضل الکامل العامل التّقی الذّکی» یاد کرده است.[2]

[1]تذکره شعرای آذربایجان، ج2، صص 76-74؛ دانشمندان خوانسار، ص117؛ تذکره نصرآبادی، ج1، ص250؛ تذکره المعاصرین (حزین)، ص132؛ تذکره شمع انجمن، ص125؛ کلمات الشعراء، ص10؛ تذکره حسینی، ص72؛ تذکره نتایج الأفکار، ص118؛ آتشکده آذر، ج1، ص173؛ الذریعه، ج9، ص120؛ دانشمندان آذربایجان، صص 62 و 63؛ صحف ابراهیم، صص 80 و 81؛ خاندان شیخ الاسلام اصفهان، ص73.

[2]اجازات الحدیث، ص172؛ تلامذه العلاّمه المجلسی، ص80؛ زندگینامه علّامه مجلسی، ج2، ص17؛ فهرست رضوی، ج5، ص56.


صفحه 155

سیّد محمّد باقر محزون سدهی

سیّد محمّد باقر سِدِهی متخلّص به «محزون»، عالم فاضل و ادیب شاعر [از دانشوران چهاردهم هجری] در محلّه درب سیّد محلّه فروشان سِدِه ماربین [خمینی شهر کنونی ]متولّد شده و در اصفهان نزد حضرات آیات شیخ محمد تقی آقانجفی و شیخ محمّد علی ثقهالاسلام نجفی به تحصیل پرداخت. سپس به وطن اصلی خود مراجعت کرده و مرجع شرعیات آن حدود گردید و در یکی از مساجد آنجا اقامه جماعت نمود که مسجد مذکور به نام او شهرت دارد. وی در حدود سال 1367ق وفات یافت. دیوان اشعار او با عنوان «کتاب محزون در مدائح و مصائب» [در ذیحجه الحرام 1365ق در تهران] به طبع رسیده است. این شعر از اوست:

مپرس حالت من در فراق یار امشب

به لب رسیده مرا جان هزار بار امشب

خیال روی توام شعله می کشد بر سر

اگر چو شمع بسوزم عجب مدار امشب[1]

محمّد باقر منیر اصفهانی

میرزا محمّد باقر اصفهانی متخلّص به «منیر» شاعر ادیب، در هندوستان ساکن بوده و در محضر میر شمس الدّین فقیر کسب علم می نموده است. قبل از «منیر» به «فدائی» تخلّص داشته و در قرن دوازدهم هجری زندگی می کرده است.[2]

سیّد محمّد باقر موسوی اصفهانی

سیّد محمّد باقر موسوی اصفهانی، طبیب مخصوص شاه سلیمان صفوی مؤلّف کتاب «الادویه القلبیه» است که آن را به امر شاه در یک مقدّمه و چهارده باب و خاتمه نوشته

[1]تذکره شعرای معاصر اصفهان، صص 415 و 416.

[2]الذریعه، ج9، ص1114.


صفحه 156

است.[1]وی از سادات حکیم سلمانی اصفهان به شمار می رود.

محمّد باقر نجم ثانی*

محمّد باقر نجم ثانی، از نوادگان امیر یاراحمد خوزانی اصفهانی ملقّب به نجم ثانی است. مردی دلیر و شجاع بود و در کمانداری نظیر نداشت. او از صاحب منصبان دربار پادشاه هند بود. نورالدّین محمّد جهانگیر پادشاه در کتاب خود جهانگیرنامه از دقّت و نشانه روی دقیق او ابراز شگفتی می کند.

محمّد باقر نجم ثانی با منصب چهارهزاری در نظامت اله آباد به سال 1047ق درگذشت. همسر او ملکه بانو دختر بیگم است و بیگم خواهر ملکه نورجهان بود. نورجهان بیگم نیز در تیراندازی مهارتی عجیب داشت.[2]

آقا باقر نقاش*

محمّد باقر اصفهانی معروف به «آقا باقر نقاش»، از نقاشان و قلمدان سازان هنرمند عصر زندیه و قاجاریه است. وی از شاگردان «علی اشرف» است. همچنین از روی آثار نقاشان ایتالیا مشق و تمرین فراوان انجام داده و در نقاشی مجالس بزم و صحنه های رزم سبکی آمیخته از فرنگی و ایرانی را برگزیده است. او در ساختن گل و بته و مرغ و نقش حیوانات تبحّر خاصّی داشته و با آب رنگ ساده، سیاه قلم و رنگینه پرداز آثار کم نظیری به وجود آورده است.

سجع آثار او «باقر از بعد علی اشرف شد» و «یا امام محمّد باقر» و «کمترین محمّد باقر» و «یا باقر العلوم» بوده است. تولد او در اصفهان بوده و اغلب در اصفهان به سر برده است.

از آثار او تابلوی آبرنگ پرندگان روی شاخه پرشکوفه سیب در سال 1195ق و

[1]الذریعه، ج1، ص403.

[2]جُنگ معانی، ص123.


صفحه 157

تصویر میرابوالقاسم فندرسکی در سال 1192ق را می توان نام برد.[1]

ملّا محمّد باقر ورنوسفادرانی

ملّا محمّد باقر ورنوسفادرانی، شاعر ادیب، از قریه «ورنو سفادران» سِدِه ماربین بوده و در آن قریه مکتبداری می کرده، مردی در کمال صلاح و پرهیزکاری بوده و در فنون شعر و ادب و لغز و معما مهارت داشته و [در حدود سال 1081ه. وفات یافته است.]

از اوست:

چون بر آرم ناله از دل آیدم صد فوج درد

آری آری خضر راه کاروان بانگ درآست[2]

بایزید بسطامی

بایزید بن نظام الدّین عبدّالرزّاق بسطامی [از فضلاء قرن یازدهم هجری] در روز پنج شنبه 2 ربیع الثّانی 1099ق کتاب «خلاصه الأذکار» تألیف: فیض کاشانی را در مدرسه مقصودیه ناظریه کتابت نموده است. این نسخه به شماره 3810 در کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران موجود است.[3]

ظاهراً مراد از مقصودیّه ناظریه، مقصود بیک ناظر شاه عباس، بانی چهارسو مقصود باشد و احتمالاً مدرسه در چهارسوی نامبرده جنب مسجد شاه [مسجد امام فعلی] قرار داشته است.[4]

[1]هنر قلمدان، صص 105 و 106؛ دائره المعارف هنر، ص72؛ تاریخ اصفهان (هنر و هنرمندان)، ص319.

[2]تذکره نصرآبادی، ج1، ص597.

[3]فهرست مرکزی دانشگاه تهران، ج12، ص2792.

[4]اصفهان: دارالعلم شرق، نسخه خطی، ص225.


صفحه 158

بایُندُر صفوی*

بایُندُر خان صفوی، شاعر ادیب در قرن یازدهم هجری. او با خاندان صفویّه خویشاوندی داشت و در اصفهان ساکن بود. امّا مردی قانع و وارسته بود و دنبال مشاغل دولتی نرفت و عمر را به مصاحبت و معاشرت با شعراء و فضلاء و مردان اهل حال گذراند.

این بیت از اوست:

کاش زلف تو دگر بو به صبا نفروشد

تا صبا منّت کونَین به ما نفروشد[1]

سیّد بحرالعطاء مهدوی هرستانی

سیّد بحرالعطاء مهدوی بن سیّد محمّد بن سیّد احمد بن سیّد محمود زمان هُرستانی سِدِهی عالم فاضل زاهد متقی، از علمای معاصر در روستای «هرستان» از توابع سِدِه ماربین [خمینی شهر فعلی] متولّد شده و در اصفهان نزد علمای عالیقدر چون شهید سیّد حسن مدرس، سیّد ابوالقاسم دهکردی، سیّد محمّد باقر درچه ای، سیّد مهدی درچه ای، شیخ محمّد رضا نجفی، میر محمّد صادق خاتون آبادی، شیخ محمّد تقی آقا نجفی، آخوند ملّا محمّد کاشانی و جهانگیرخان قشقائی بهره برد و پس از آن به «هرستان» بازگشت و به اقامه جماعت و ارشاد و هدایت مردم پرداخت. او نسبت به مسائل دینی متعصّب و مدافع و به زخارف دنیوی بی اعتنا بود. وی سرانجام در یکشنبه 29 ربیع الثّانی 1371ق وفات یافته و در صحن تکیه سیّد العراقین در تخت فولاد مدفون شد.[2]

[1]تذکره نصرآبادی، ج1، صص 54 و 55؛ تذکره روز روشن، ص99.

[2]شرح مجموعه گل، صص 356 و 357؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، ص682؛ خمینی شهر شهری که باید از نو شناخت، ص207.


صفحه 159

سیّد بحرالعلوم میردامادی

سیّد بحرالعلوم میردامادی ابن سیّد اسداللَّه صدرالاسلام از اعقاب میر محمّد حفیظ بن محمّد اشرف بن میر عبدالحسیب محمّد بن میر سیّد احمد علوی عاملی.

عالم فاضل عارف، در سال 1345ق در سِدِه ماربین [خمینی شهر فعلی] متولّد شده و مقدمات علوم از صرف و نحو و غیره را در مولد خویش فرا گرفت. سپس جهت تکمیل آن به اصفهان آمده و نزد آقا سیّد احمد مقدس، شیخ محمّد حسن عالم نجف آبادی، شیخ محمّد حسین رشتی، شیخ محمّد حسین مشکینی، حاج آقا رحیم ارباب، سیّد محمّد رضا خراسانی، سیّد صدرالدّین کوپائی، میرزا علی آقا شیرازی و میر سیّد علی موسوی بهبهانی تحصیلات خود در فقه و اصول و ادبیات و کلام و اخلاق را انجام داده و سپس به قم هجرت نموده و نزد آیات عظام حاج آقا حسین بروجردی، علّامه طباطبائی، امام خمینی و سیّد شهاب الدّین مرعشی نجفی به کسب فیض پرداخت.

وی سالها به ترویج دین و ارشاد مردم مشغول بود و در عمر پربرکت خود چندین مسجد و حسینیّه را تأسیس و یا مرمّت نموده و شاگردانی را پرورش داد. تأسیس مهدیه میرداماد و مؤسسّه خیریه امام رضاعلیه السلام از دیگر خدمات اوست.

سرانجام در بامداد یکشنبه 15 ربیع الثّانی 1411ق وفات نموده و پس از تشییع، در قبرستان پلارت [معروف به بهشت فاطمه (سلام اللَّه علیها) در خمینی شهر] مدفون شد و بقعه ای باشکوه بر مزار او ساخته شد.

کتابهای: 1. «اصول دین استدلالی» 2. «تقریرات درس مرحوم بروجردی» 3. «رساله در سیر و سلوک»، مطبوع 4. «سیری در اخلاق اسلامی» از تألیفات ایشان است.

مادّه تاریخ فوت او را عالم ادیب فاضل حاج سیّد مصطفی نحوی چنین سروده است:

غریق از پی تاریخ رحلتش بودم

میان حلقه ماتم به بحر حیرانی