سیّد جمال الدّین صهری
حاج سیّد جمال الدّین صهری بن حاج سیّدجعفر میردامادی سدهی، عالم فاضل و واعظ کامل در سال 1321ق در قریه «ورنوسفادران» سده ماربین [خمینی شهر فعلی ]متولّد گردیده و پس از تحصیل علوم مقدماتی در اصفهان نزد حاج آقا رحیم ارباب، میر سیّد علی نجف آبادی، آقا سیّد محمّد نجف آبادی، میرزا احمد مدرس و شیخ محمّدحکیم خراسانی به کسب فیض پرداخت سپس جهت ارشاد و هدایت مردم به منبر رفته و الحق واعظی بلیغ و شیرین بیان بود و چون به آن چه می گفت، خود معتقد بود، بیانش بیشتر مؤثر واقع می شد. سالها در خوزستان ساکن و در اواخر به اصفهان مراجعت نموده، محبوبیتی غریب داشت و مورد احترام و اکرام عموم طبقات بالاخص علماء و خطباء بود. وی دهها مسجد و مدرسه بنا کرد و در رفع مشکلات مردم اهتمام بسیار داشت.
او در دوره های 16 و 17 مجلس شورای ملّی از اصفهان کاندیدا شد ولی موفق به راه یابی به مجلس نگردید.
سرانجام در پنج شنه 7 ربیع الثانی 1388ق وفات یافته، جنازه روز جمعه با تجلیل کامل و مشایعت عموم طبقات بر سر دست به سده [خمینی شهر] منتقل شده، در مقبره خانوادگی جنب پدر در قبرستان ورنوسفادران مدفون گردید.
رساله ای بنام «منتخب النخبه فی شرح دعاء الندبه» از او به طبع رسیده است و در شعر طبع روانی داشته و دیوان و قصاید و غزلیاتش به نام «الفین صهری» است و به طبع نرسیده است.
این شعر از اوست:
صبا گر بگذری بر ساقی گلرنگ فام ما
ببر از راه احسان نزد آن مهوش پیام ما
به آن خورشید طلعت گو به پایان رفت شام ما
بیا در بزم و پر کن از می مقصود ما
جهان بر کام باشد کن می عشرت به کام ما
زنی تا کی مخالف با مطربا شهناز را دم زن
همایون طالع ما را گهی زیر و گهی بم زن
حجازی می رسد اکنون عراق و ترک بر هم زن
به دشت حاجیانی بانگ جاءالحق به عالم زن
که گردون بر زد اکنون سکه شاهی به نام ما[1]
شیخ جمال الدّین خوانساری
حاج آقا جمال الدّین بن حاج آقا جلال الدّین بن ملّا محمّدحسین بن ملّا علی اکبر بن ملا محمّدابراهیم خوانساری اصفهانی.
عالم فاضل جلیل در حدود سال 1300ق متولّد شده و در اصفهان تحصیل نموده و سپس در مدرسه میرزا حسین تدریس نموده و نماز جماعت را در مسجد میرزا باقر اقامه نمود.
و سرانجام در 8ذیحجه الحرام سال 1391ق وفات یافته و در اطاق جنوبی تکیه گلزار در تخت فولاد مدفون شد.
وی عالمی خلیق و خدمتگزار علم و دانش و آخرین فرد روحانی از این خاندان بود.[2]
[1]تذکره شعرای معاصر اصفهان، صص 320-318؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، صص 452 و 453؛ خمینی شهر، شهری که از نو باید شناخت، صص 309-307.
[2]سیری در تاریخ تخت فولاد، ص180.
میرزا جمال الدّین معارف پرور
میرزا جمال الدّین معارف پرور ابن حاج شیخ محمّدحسین کتابفروش، فاضل ادیب، ساکن تهران و متوفی در آن شهر و مدفون در جنب بقعه ملّا محمّد کتابفروش در تخت فولاد اصفهان.[1]
سیّد جمال الدّین میردامادی
حاج سیّد جمال الدّین میردامادی بن سیّد حیدرعلی خوزانی، عالم فاضل محقق. در سال 1323ق درا صفهان متولّد شده و پس از تحصیل مقدمات، نزد علمای اصفهان به تحصیل پرداخت سپس حسب توصیه آخوند ملّا محمّدحسین فشارکی متصدی دفتر ازدواج و طلاق در اصفهان شد و پس از انتقال به تهران به اداره این دفتر ادامه داد.
به اهتمام ایشان کتاب لطائف غیبیه تألیف سیّد احمد علوی عاملی (جد اعلای ایشان) به طبع رسیده و در مقدمه مفصل آن رساله ای مفرده در شرح احوال رجال خاندان میردامادی به قلم صاحب عنوان درج گردیده است.
سیّد جمال الدّین اشرف الواعظین
سیّد جمال الدّین بهشتی ملقّب به «اشرف الواعظین» فرزند سیّد حسن، عالم فاضل، واعظ کامل.[از مشاهیر خطبای اهل منبر و پیش نماز مسجد جوی شاه در محلّه لنبان اصفهان بوده است.]
در 29 رجب 1383ق وفات یافته و در تکیه زرگرها واقع در تخت فولاد مدفون شد.
ماده تاریخ وفات او را شاعر توانا آقای فضل اللَّه اعتمادی خوئی متخلّص به «برنا» چنین سروده است:
[1]سیری در تاریخ تخت فولاد، صص 197 و 198.
زد رقم سال فوت او «برنا»
«اشرف کائنات از وی شاد»[1]
جمال الدّین قدسی
جمال الدّین بن عبدالحسین قدسی بن محمّدعلی خوشنویس اصفهانی شاعر و ادیب دانشمند معاصر، در شب هشتم رمضان سال 1315ق در اصفهان متولّد شده و تحصیلات خویش را ابتدا در مدرسه باقریه و قدسیه انجام داده و سپس در مدارس قدیمه نزد شیخ علی مدرس یزدی، شیخ محمّد حکیم خراسانی و شیخ محمّدباقر الفت به تحصیل علوم دینی پرداخت و از سال 1303ش به خدمت فرهنگ درآمده و به تدریس در دبیرستان های اصفهان مشغول شد.
پس از فوت پدر ریاست مدرسه قدسیه را بر عهده گرفت و هم چنین چندین سال در دبیرستان ادب به تدریس پرداخت. سرانجام [در 15 آبان 1353ش] وفات یافته و در صحن تکیه تویسرکانی (غرب بقعه) در تخت فولاد مدفون شد. وی کمتر شعر می گفت و اشعارش اغلب ماده تاریخ است. [ماده تاریخ فوت او را شاعر معاصر مجتبی کیوان چنین سروده است:
نوشت خامه «کیوان» به سال تاریخش
جمال قدسی گشوده پر بگلشن قدس»]
1353
به همت او «دیوان غمام همدانی» برای اوّلین بار به طبع رسیده است.[2]
[1]تحفه الحباب، صص 29 و 30؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، ص754؛ سیری در تاریخ تخت فولاد، ص128.
[2]تذکره شعرای معاصر اصفهان، ص374؛ سیری در تاریخ تخت فولاد، ص99؛ تخت فولاد یادگار تاریخ: خطی؛ فهرست کاظمینی، ج1، ص182؛ یادنامه ادب، صص 191 و 192.
سیّد جمال الدّین مدرّس صادقی
سیّد جمال الدّین مدرّس صادقی فرزند آقا سیّد عبداللَّه ثقهالاسلام بن آقا سیّد محسن میرمحمّد صادقی، شاعر معاصر در سال 1290ش در اصفهان متولّد گردیده و تحصیلات خود را تا دیپلم در این شهر انجام داده و پس از انجام نظام وظیفه وارد خدمات دولتی گردید و در بانک رهنی کرمانشاه مشغول به خدمت شد. در شعر «مدرس» تخلّص می کرد.
از اوست:
ابری است تیره زلف تو بر گرد عارضت
ماهی است عارضت که به سروی نشسته است[1]
سیّد جمال الدّین واعظ اصفهانی
سیّد جمال الدّین واعظ اصفهانی ابن سیّد عیسی بن سیّد محمّدعلی موسوی عاملی. از چهره های مشهور عصر مشروطیّت.
در حدود سال 1279ق در همدان متولّد گردیده [در کودکی یتیم شده و همراه مادر و خواهر خردسالش به تهران رفت. از 14 سالگی در تهران به تحصیل علوم دینی پرداخته و در 21 سالگی برای تکمیل آن به اصفهان رفت و به تحصیل پرداخت و در ضمن آن به وعظ و خطابه مشغول شده و شهرت به سزایی کسب کرد و مستمری مخصوصی از طرف ناصرالدّین شاه برای او معیّن شد. دوستی او با عدّه ای از چهره های آزادیخواه او را به مخالفت با استبداد کشانید و نطق های تند او طرفدارانی را به گرد او جمع کرد. پس از آن که او به همراهی در نوشتن کتاب «رؤیای صادقیه» و هم چنین رفاقت و همراهی با ازلیان در امر دین متهم شد، در تهران سکونت گزید در وقایع مشروطه سخنرانی ها و خطابه های او درمیان مردم مؤثّر واقع شد.
[1]تذکره شعرای معاصر اصفهان، ص436.
پس از آن که محمّدعلی شاه به تخت سلطنت نشست و مجلس شورای ملّی را به توپ بسته و بساط مشروطیت را برانداخت و دستور دستگیری و قتل مشروطه خواهان را صادر کرد، سیّد جمال الدّین واعظ پنهان شد و قصد رفتن به عتبات عالیات را نمود. در همدان نزد مظفرالملک حاکم همدان که از مریدان او بود رفت امّا محمّدعلی شاه دستور قتل سیّد جمال را صادر کرده بود. مظفرالملک او را تحویل امیر افخم حاکم بروجرد داد و به دستور حاکم بروجرد او را در بروجرد به سال 1326ق خفه کرده و کشتند و در آن شهر دفن شد.]
[1. «رساله جمالیه» شامل نطق ها و خطابه های او 2. «لباس التّقوی» در تشویق مردم به مصرف پارچه های وطنی و تحریم پارچه های خارجی]
صاحب عنوان پدر نویسنده و داستان نویس معروف محمّدعلی جمال زاده است.[1]
جمال الدّین جیرانی
جمال الدّین بن محمّدقاسم جیرانی، عالم فاضل. ظاهراً از شاگردان مرحوم فیض کاشانی بوده و مطابق نوشته علّامه طهرانی در «الذّریعه» وی نویسنده و کاتب اجازه نامه مرحوم مولی محسن فیض کاشانی جهت برادرزاده اش مولی محمّدهادی بن مرتضی کاشانی به سال 1124ق می باشد.[2]
از شاگردانش مرحوم میرزا هادی بن عبدالکریم دولت آبادی بوده که در نوشته های خود او را فقاهت و زهد ستوده است.
[1]دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص457؛ تاریخ علمی و اجتماعی اصفهان، ج1، صص 281 و 282؛ فهرست رضوی، ج4، ص140؛ رجال عصر مشروطیت، صص 41 و 42؛ شرح حال رجال ایران، ج1، صص257-255؛ شهید راه آزادی سیّد جمال واعظ اصفهانی، صص 75-1؛ دانشوران روشندل، صص 64 و 65.
[2]آثار ملّی اصفهان، ص211.
سیّد جمال الدّین منجّمی
آقا جمال الدّین منجّمی بن حاج سیّد محمّد منجم بن سیّد زین العابدین بن میر سیّد محمّد بن سیّد اسماعیل بن سیّد بدیع الزّمان حسینی گنابادی اصفهانی، عالم فاضل واعظ.
در اصفهان و قم به تحصیل پرداخته و سپس در اصفهان به وعظ و خطابه پرداخت. سرانجام در جوانی در شب 25 شوال 1382ق وفات یافته، در صحن تکیه سیّد العراقین در تخت فولاد مدفون گردید.[1]
جمال الدّین ترجمان*
جمال الدّین ترجمان فرزند محمّدهادی امین، از فضلاء معاصر. در سال 1280ش در «باغ بهادران» لنجان اصفهان متولّد شد. در مکتب خانه پدر تعلیمات ابتدایی و ادبیات را فرا گرفت سپس به همراه پدر به اصفهان رفت و در مدرسه علیّه تحصیل کرد و تدریس نمود. پس از آن به تهران رفته و تحصیلات جدید را در دبیرستان دارالفنون به پایان رساند. همچنین در مدرسه سپهسالار از محضر شهید سیّد حسن مدرس بهره برد. آنگاه به استخدام وزارت فرهنگ وقت درآمد و چندی در خوزستان ریاست و تدریس نمود. او در اصفهان سالها ریاست دانشسرا و برخی مراکز آموزشی را بر عهده داشت و حدود 50 سال در خدمت علم و فرهنگ ایران بود و شاگردان فراوانی پرورد. او به زبانهای عربی، انگلیسی و فرانسه مسلط بود. سرانجام در 5 آبان 1363ش در سن 83 سالگی وفات کرد و در قبرستان باغ رضوان اصفهان دفن شد.[2]
سیّد جمال الدّین چهارسوقی
آقا جمال الدّین محمّد بن میرزا محمّد هاشم بن میر زین العابدین موسوی چهارسوقی، عالم فاضل متقی. نامش محمّد و ملقّب و مشهور به «جمال الدّین» بوده است. در
[1]دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص336؛ سیری در تاریخ تخت فولاد، ص143.
[2]خمینی شهر، شهری که از نو باید شناخت، صص456-431.
اصفهان متولّد شده و نزد پدر علّامه خود و علمای اصفهان به تحصیل پرداخته و موفق به اخذ اجازه اجتهاد به تاریخ های غره رمضان 1317ق و 12 جمادی الثّانیه 1318ق گردیده و پس از وفات پدر در مسجد او به اقامه جماعت پرداخته است. سرانجام در صبح دوشنبه 4 رجب 1339ق پس از پایین آمدن از منبر دچار سکته شده و وفات یافت. جنازه به تکیه صاحب روضات در تخت فولاد حمل و در آنجا دفن شد و در سال 1348ق عظام او را به نجف نقل نموده و در بقعه پدرش مدفون ساختند.
مادّه تاریخ وفات او را عبدالوهاب گلشن ایران پور چنین سروده است:
عابدی سر کرد بیرون و بگفت
شد جمال دین بگلزار بهشت[1]
1409-70=1339
سیّد جمال الدّین گلپایگانی
سیّد جمال الدّین گلپایگانی متخلّص به «آرام» از شعرای قرن چهاردهم هجری است. از افاضل طلاب مدرسه صدر بود و از اعضای قدیم انجمن ادبی شیدا به شمار می رفت و اشعارش در مجله دانشکده در دوره اول به طبع می رسید. ظاهراً بعد از سال 1360ق در گلپایگان وفات یافت.
از اوست:
بتان اگر ز رخ خود پرده برگیرند
سیاهی از دل شب، رونق از قمر گیرند[2]
جمال الدّین معرّف
قاضی جمال الدّین معرّف، از بزرگان قرن یازدهم هجری است. نامش در وقف نامه مسجد جامعه جدید عباسی (مسجد شاه اصفهان) [مسجد امام فعلی] ذکر شده و به جهت وی حقوقی سالیانه معادل سه تومان نقد و پانصد مَن غلّه به عنوان حق التّعریف معین
[1]زندگانی آیت اللَّه چهارسوقی، ص119؛ مناهج المعارف: مقدمه، ص سیصد و نوزده.
[2]تذکره شعرای معاصر اصفهان، ص9.