مدارس دینی، «نهج البلاغه» را نیز تدریس می کرد و به خواهش او «شرح نهج البلاغه» تألیف: میرزا محمّد باقر نواب لاهیجی را به چاپ رساندند. برخی گفته و نوشته اند که جهانگیرخان شرحی بر نهج البلاغه نوشته است. امّا هنوز چنین کتابی یافت نشده و شاید انتساب این اثر به جهانگیرخان ناشی از برداشت اشتباه از دیباچه «شرح نهج البلاغه» مرحوم نواب باشد.
جهانگیرخان عارفی آگاه بود. مثنوی معنوی را برای معدودی از خواصّ اهل حال تدریس می کرد و دقایق و ظرایف آن را یادآور می شد.]
این عالم ربانی در شب 13 ماه رمضان المبارک 1328ق در اصفهان وفات یافته و پس از اقامه نماز بر پیکر او توسط شیخ محمّدتقی آقانجفی، به تخت فولاد حمل و در تکیه آقا سیّد محمّد ترک (که بعدها به تکیه جهانگیرخان نیز شهرت یافت) مدفون شد. [در سالهای اخیر مجموعه فرهنگی مذهبی تخت فولاد وابسته به شهرداری اصفهان بقعه ای شکوهمند بر سر مزار او بنا کرده است.
میرزا حسن خان جابری انصاری این مصرع را ماده تاریخ فوت او یافته است:
«جهانگیر نزد خدای جهان شد»
[و «مهجور دهاقانی» در ضمن مرثیه ای که برای او سروده، ماده تاریخ وفات او را چنین یافته است:
«مهجور» خواست سال وفاتش ز پیر خرد
گفتا: «شد آفتاب جهانگیر مُنکَسِف»]
جهانگیرخان قشقائی در جوانی شعر می سروده ولی از میان آنها تعداد کمی باقی است. این شعر از اوست:
هوای ساحت چین باد صبحدم دارد
مگر گذار بر آن زلف خم به خم دارد
بکش بساط به صحرا که باد نوروزی
حدیث های خوش از روضه ارم دارد
به روزگار شادیم بس است که دل
ز عشق روی تو چون لاله داغ غم دارد
به بزم ساقی گل چهره از پی قدحی
مراست جان به کف ار دیگری درم دارد[1]
جهانگیر کوهی اصفهانی
جهانگیر کوهپائی متخلّص به «کوهی» در سال 1320ش در روستای «هونه گان» سمیرم سفلی متولّد شد و در زادگاه خود به تحصیل پرداخت. در جوانی به استخدام کارخانه ذوب آهن اصفهان درآمد در همان زمان شعر می سرود. وی در انجمن های ادبی فاضل هندی در فلاورجان و حافظ و خانه هنرمندان در اصفهان شرکت نموده است.
از اوست:
خداوندا مقدّر کن وصالت
بده ساغر وز آن جام کمالت
بگردان قلب من بر قبله گاهت
که باشد دیدگان من به راهت
خطا کردم اگر از راه عصیان
پشیمانم پشیمانم پشیمان[2]
جهم اصفهانی
جهم بن صفوان اصفهانی، او در اصفهان به دهری گری متّهم و مرتد شناخته شده و به دستور خلیفه عباسی توسّط مسلم بن احوز عامل اصفهان کشته شده است.[3]
[1]زندگانی حکیم جهانگیرخان قشقائی: اغلب صفحات؛ رجال اصفهان یا تذکره القبور، صص 39 و 40؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، صص 467 و 468؛ سیری در تاریخ تخت فولاد، صص 104 و 105؛ زندگانی آیت اللَّه چهارسوقی، صص 191-189؛ تاریخ اصفهان ( جابری)، ص326؛ نقباء البشر، ج1، ص344؛ رجال اصفهان (دکتر کتابی)، ج1، صص 399-393؛ الذریعه، ج14، ص122؛ الاصفهان (رجال و مشاهیر)، صص 189 و 190؛ اصفهان: کتاب جوانان، صص 229 و 230؛ تاریخ اصفهان (تکایا و مقابر)، صص 279-256؛ آثار عجم: مقدمه، صص 60 و 61؛ دانشمندان و سخن سرایان فارس، ج2، صص 160 و 161؛ مدرس مجاهدی شکست ناپذیر، صص 161 و 161؛ شمس التواریخ، صص 33 و 34؛ نصف جهان و همه جهان، ص130؛ خدمات متقابل اسلام و ایران، ص610.
[2]تذکره شعرای استان اصفهان، (ویرایش دوم)، ص973.
[3]ذکر اخبار اصفهان، ج1، ص43.
اعلام اصفهان
«چ»
اشاره
چنگیز میرزا قاجار
چنگیز میرزا فرزند حاج محمّد ولی میرزا قاجار ادیب فاضل، مؤلف کتاب «لمعات ناصری» در 140 صفحه، در تاریخ 18 ربیع الاوّل 1267ق از تألیف آن فراغت یافته است.[1]
[1]الذریعه، ج18، ص347؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص468.
اعلام اصفهان
«ح»
اشاره