بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 484

نمود. سپس در مدارس عالی قم، لاهیجان و اراک و همچنین در دانشگاه ملّی [شهید بهشتی فعلی ]و دانشگاه علم و صنعت به تدریس پرداخت.

او قبل از سال 1342ش عضو حزب زحمتکشان به رهبری مظفر بقائی بود امّا به علّت اختلافاتی که با بقائی داشت در سال 1352ش از حزب اخراج شد. در مبارزات دوران انقلاب از چهره های مشهور به شمار می رفت. پس از پیروزی انقلاب اسلامی، عضو حزب جمهوری اسلامی و دبیر آن گردید. در سال 1358ش به عنوان نماینده مردم اصفهان به مجلس خبرگان بررسی قانون اساسی انتخاب شد. او در این مجلس برای تصویب اصل ولایت فقیه در متن قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران تلاش بسیاری کرد. در سال1359 به عنوان نماینده مردم تهران به مجلس شورای اسلامی راه یافت و سرانجام در صبح چهارشنبه 14 مرداد 1360ش در تهران ترور و شهید شد و مسؤولیّت آن را گروه تروریستی مشهور به «منافقین» بر عهده گرفت.

دکتر آیت از مخالفان سرسخت ملی گرایی و رهبر آن دکتر محمّد مصدق بود و نطق ها و مقالات آتشین او در سال های پس از انقلاب در میان همفکرانش بازتاب گسترده ای داشت.

این کتاب ها از او به چاپ رسیده است:

1. «چهره حقیقی مصدّق السّلطنه» 2. «درسهایی از تاریخ سیاسی ایران» 3. «نگرشی کوتاه بر نهضت ملّی ایران»[1]

سیّد حسن حسینی

سیّد حسن بن سیّد رضا حسینی [از نویسندگان کتب در قرن دوازدهم هجری] در اصفهان نسخه ای از «روضه البهیه» را به خط نسخ نوشته است. نسخه در کتابخانه عمومی اصفهان است.[2]

[1]فرهنگ ناموران معاصر ایران، ج1، ص 373-370؛ دیباجه دیار نون، ص132؛ روزنامه جمهوری اسلام، مرداد 1360.

[2]فهرست کتابخانه عمومی اصفهان، ج1، ص246.


صفحه 485

شیخ محمّد حسن شیخ العراقین

شیخ محمّد حسن بن شیخ محمّد رضا بن شیخ موسی بن شیخ جعفر نجفی (کاشف الغطاء)، از علمای قرن چهاردهم هجری. در کربلا متولّد شده و در نجف اشرف بزرگ شده، در سن 17 سالگی در 1295ق به اتّفاق برادرش شیخ علی (صاحب حصون) به اصفهان آمده و چهار سال در آنجا به درس حاج شیخ محمّد باقر نجفی مسجد شاهی و دیگران حاضر شده است. از آن به بعد در اصفهان ساکن بوده و کم کم صاحب ریاست و مکنت بسیار شده و لقب «شیخ العراقین» یافته و به «کاشفی» معروف شد. مدّتی امور کنسولگری عراق در اصفهان را عهده دار بوده و با سفارت روس ارتباط داشته است. از اقدامات او خراب کردن قلعه طبرک اصفهان است.

سرانجام در 7 ربیع الثّانی 1336ق وفات یافته، جنازه اش به نجف نقل گردیده و در مقبره خانوادگی مدفون شد.[1]

سیّد حسن ملّاباشی

سیّد حسن بن حاج میرزا رضا ملّاباشی، عالم فاضل. مادرش دختر شیخ محمّد تقی آقانجفی اصفهانی بود. در حدود سال 1328ق در اصفهان متولّد گردیده و در خدمت فضلاء این شهر همچون شیخ علی مدرّس یزدی و شیخ محمّد حکیم و شیخ محمّد علی فتحی دزفولی و دیگران تحصیل نموده و در اثر هوش و استعداد فی الجمله پیشرفتی نموده، امّا در اثر ابتلا به مرض فالج سال های متمادی بستری و خانه نشین بوده و سرانجام در شب 9 جمادی الاولی 1398ق وفات یافته و در بقعه آقانجفی جنب امامزاده احمد اصفهان مدفون شد. او شاعری ادیب بوده و «صافی» تخلّص می نموده و دیوان اشعارش شامل چهار قطعه ترجیع و رباعیات و مثنویات به شماره 1049 در کتابخانه آستان قدس رضوی موجود است.

[1]ماضی النّجف و حاضرها، ج3، ص182؛ تاریخ نائین، ج47 ص89؛ تاریخ اصفهان (جابری): تعلیقات، ص102؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، صص 69 و 70.


صفحه 486

این شعر از اوست:

این حسن و لطافت ز دیاری دگر است

وین قامت موزون ز دیاری دگر است

چون خوبی این جهان همه عاریتی است

در دیده تحقیق از دیاری دگر است[1]

ملّا محمّد حسن نائینی

ملّا محمّد حسن نائینی بن زکریا آرندی نائینی، عارف کامل و زاهد متقی. از دانشوران و عرفای قرن سیزدهم هجری.

در اوایل عمر شبانی می کرده. خدمت حاج محمّد حسن عارف نائینی رسیده و به وادی عرفان وارد شده، ریاضات و مجاهدات او در طریقه اویسیه بوده است. سال ها در مدرسه نیم آورد ساکن و در علوم حکمت و ریاضی تدریس می نموده و بزرگان به او ارادت می ورزیده اند. مشهور آن است که اگر هزار مسأله در علوم مختلف از او می پرسیدند، بدون مراجعه به مدرک همگی را جواب می گفت. قبل از تأسیس تلگراف و پیدایش باب، از آنها خبر داده است.

سرانجام درسال 1270ق وفات یافته، در ایوان بقعه بابا رکن الدّین در تخت فولاد مدفون شد.

مادّه تاریخ و مرثیه او را میرزا عبدالکریم سمیرمی نطنزی متخلّص به «سیما» سروده است که بیت آخر آن چنین است:

گفت سیما بهر تاریخ وی از الهام غیب

«جای بگزیده بجنّت مرشد کامل حسن»

[2]1270

[1]تذکره شعرای معاصر اصفهان، صص 159 و 160؛ تاریخ علمی و اجتماعی اصفهان، ج3، صص 214 و 215؛ مزارات اصفهان، ص56.

[2]دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص498؛ رجال اصفهان یا تذکره القبور، صص 65 و 66؛ سیری در تاریخ تخت فولاد، ص73؛ جغرافیای اصفهان (تحویلدار)، ص68؛ طرائق الحقائق، ج3، صص 239 و 240؛ تاریخ نائین، ج1، صص 96 و 97؛ تکمله نجوم السّماء، ج1، ص473؛ المآثر الآثار یا چهل سال تاریخ ایران، ج1، ص227؛ الکرام البرره، ج1، ص301؛ تاریخ اصفهان (جابری)، صص 327 و 400؛ تاریخ اصفهان و ری، ص326؛ مکارم الآثار، ج6، ص1955؛ انساب خاندان های مردم نائین، ص15؛ دائرهالمعارف تشیع، ج1، ص51؛ رجال اصفهان (دکتر کتابی)، ج1، ص361.


صفحه 487

سیّد حسن زینتی نطنزی*

سیّد حسن زینتی بن زین الدّین بن محمّد زمان بن لطف اللَّه بن شمس الدّین محمّد بن شرف الدّین حسین بن تاج الدّین حسن واقف نطنزی، از شعراء و ادبای اصفهان در قرن یازدهم هجری است. نسب شریف او به عارف عالی مقدار سده نهم هجری سیّد واقف نطنزی منتهی می شود. از سادات افوشته نطنز بود ولی اغلب در اصفهان ساکن بود. نصرآبادی که معاصر اوست در تذکره خود می نویسد: «در کمال قید و صلاح دین داری است.»

میر زینت متولی موقوفات سیّد واقف نطنزی بود. از او عریضه ای خطاب به یکی از دولتمردان صفوی به نام صفی قلی به تاریخ 1068ق موجود است که زینتی از او درخواست نموده که فردی را مأمور کند که رقبات وقف را از دست غاصبین خارج کرده و به تصرف او درآورد.

سال درگذشت زینتی معلوم نیست. مزار او در بقعه ای مخصوص در روستای «افوشته» نطنز هنوز باقی است و به «گنبد میر سیّد» شهرت دارد. او در سرودن انواع شعر مهارت داشت.

این شعر از اوست:

ای بی خبر ز خاک نشین دیار دوست

دارد دم مسیح هوای غبار دوست


صفحه 488

گر وعده دوز خست و گر خلد شاد باش

بیرون نمی برند تو را از دیار دوست[1]

شیخ حسن عاملی

شیخ حسن بن زین الدّین بن محمّد بن حسن بن زین الدّین عاملی (شهید ثانی)، عالم فاضل صالح، از دانشمندان قرن یازدهم هجری. در اصفهان ساکن بوده و نزد عمویش علی بن محمّد بن حسن عاملی مؤلف «الدّر المنثور» تحصیل نموده است. شیخ محمّد حُرّ عاملی و میرزا عبداللَّه افندی در کتابهای خود از او یاد کرده اند.[2]

میر سیّد حسن موسوی خوانساری

میر سیّد حسن بن میرزا زین العابدین موسوی خوانساری، عالم فاضل مجتهد، در سال 1254ق درا صفهان متولّد گردید و در اوایل بلوغ به درجه اجتهاد رسید و در سال 1273ق در زمان حیات پدر وفات یافت و در قبرستان ستّی فاطمه مدفون گردید. هنگام احداث خیابان و خراب کردن آن قبرستان جسد شریفش را که هیچ گونه تغییری در آن پیدا نشده بود به تخت فولاد منتقل کرده و در تکیه صاحب روضات، بین بقعه و شبستان آقاباشی مدفون ساختند.[3]

[1]تذکره نصرآبادی، ج1، ص466؛ تذکره شمع انجمن، ص308؛ تذکره روز روشن، صص 333 و 334؛ تذکره آتشکده، بخش سوم، نیمه نخست، ص945؛ تذکره حسینی، ص139؛ تذکره غنی، ص62؛ تذکره محمّد شاهی: نسخه خطی؛ میراث فرهنگی نطنز: ج2، صص144-138.

[2]امل الآمل، ج1، ص63؛ کواکب المنتشره، ص165.

[3]مناهج المعارف، مقدمه، ص322؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص340؛ مزارات اصفهان، ص248.


صفحه 489

حسن قائنی اصفهانی

حسن بن سعد قائنی اصفهانی [از فضلاء قرن یازدهم هجری و ساکن اصفهان] در جمادی الثّانی 1024ق نسخه ای از «تحریر اقلیدس» تألیف خواجه نصیرالدّین طوسی را به خط نستعلیق نوشته است. نسخه در کتابخانه عمومی اصفهان موجود است.[1]

حسن اصفهانی*

حسن بن سلیمان اصفهانی، از هنرمندان قرن هشتم هجری است. در منبت کاری و چوب تراشی چیره دست و استاد بوده است. از آثار او یک رحل قرآن است که از آثار ارزنده منبّت بر روی چوب به شمار می رود. بر روی این رحل نقوش هندسی زیبا و تزئینات جالب چون شکوفه و اشکال برگ نخلی و گل و گیاه دیده می شود. در کتیبه این رحل علاوه بر اسامی دوازده امام شیعه اسم سازنده و تاریخ ساخت آن (ذی الحجه 761ق) مشهود است. این اثر ارزنده در موزه «مترو پولیتن» موجود است.[2]

حسن اصفهانی

حسن بن شاذه بن وَنّه اصفهانی، از محدّثین اصفهان بوده و از هُدبه بن خالد حدیث شنیده است. احمد بن جعفر اصفهانی از او استماع حدیث کرده است.[3]

سیّد حسن اصفهانی

سیّد حسن بن صادق اصفهانی، عالم فاضل جلیل. در کربلا نزد پدر خود و جمعی دیگر تحصیل نموده و سپس در نجف در درس فاضل مامقانی، حاج میرزا حسن خلیلی و آخوند ملّا محمّد کاظم خراسانی تحصیل نموده و به ایران آمد. مدّتی در خراسان بوده و

[1]فهرست کتابخانه عمومی اصفهان، ج1، ص198.

[2]تاریخ عمومی هنرهای مصور، ج2، ص261؛ راهنمای صنایع اسلامی، ص123.

[3]اللباب، ج3، ص375؛ ذکر اخبار اصفهان، ج1، ص265.


صفحه 490

عاقبت در رشت ساکن شده و به ارشاد مردم مشغول شده و از مرجع حل مشکلات شرعی آن حدود بوده و همانجا وفات یافته است.[1]

میرزا حسن تبریزی

میرزا حسن بن میرزا محمّد صادق خان تبریزی اصفهانی، عالم فاضل و ادیب. پدرش به امر شاه عباس اوّل از تبریز به اصفهان آمده و در محلّه عباس آباد سکونت نمود.

میرزا حسن در اصفهان تحصیل کمالات نموده و در علم و فضل بر اقران فائق آمد. وی شرحی بر اشعار مشکله مثنوی معنوی نوشته و رسائلی در معقولات دارد.[2]

محمّد حسن نصیری طوسی

محمّد حسن بن محمّد صالح نصیری طوسی، عالم فاضل و ادیب شاعر، از دانشوران قرن دوازدهم هجری و از ادباء و فضلای خاندان نصیری طوسی در اصفهان است. وی کتاب «هدایه المسترشدین» در باب استخارات را در 13 ربیع الثّانی 1132ق تألیف نموده است. گاهی شعر می سروده و «طالع» تخلّص می کرد.

وی قطعه ای درباره سیلاب سال 1110ق در اصفهان سروده که مادّه تاریخ آن چنین است:

بود «طالع» به فکر تاریخش

تا نماید بیان به عین وضوح

شد روان بر زبان ز منبع دل

«نام طوفان نشسته از دل نوح»

صاحب عنوان تا سال 1132 در قید حیات بوده و تاریخ فوت او معلوم نیست.[3]

[1]نقباء البشر، ج1، ص400؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص499.

[2]خزانه عامره، ص429؛ الذریعه، ج9، ص1068؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، صص 498 و 499.

[3]الذریعه، ج25، ص192؛ الکواکب المنتشره، ص183؛ دستور شهر یاران، ص275؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص417.


صفحه 491

شیخ محمّد حسن همدانی

شیخ محمّد حسن بن آقا شیخ صفر علی همدانی، عالم فاضل زاهد ورع، در اصفهان متولّد شده و نزد پدر و سیّد محمّد باقر درچه ای، سیّد مهدی درچه ای، سیّد محمّد نجف آبادی و شیخ محمّد رضا نجفی تحصیل نمود. او سالها در مسجد پدر خویش (مسجد کوچه باغ دردشت) اقامه جماعت می نمود.

سرانجام در شب جمعه 21 شوال سال 1380ق به سن متجاوز از هشتاد وفات یافته و در یکی از اطاق های تکیه ای متصل به تکیه ملک مدفون گردید. در سالهای اخیر جهت توسعه تکیه شهداء تکیه ملک و اطاق های مجاور آنان را خراب کردند.[1]

حسن رستمی

ابو عبداللَّه حسن بن ابوالطّیّب عباس بن علی بن حسن رستمی اصفهانی، از محدّثین شافعی اصفهان در قرن ششم هجری است. از عبّاد و زهاد و فقهاء و محققین و محدّثین عصر خویش بوده و از ابی الحسین احمد بن عبدالرّحمان بن محمّد ذکوانی و اباعمرو بن منده و دیگران استماع حدیث کرده است. شیخ متنجب الدّین، عالم و محدّث شیعی و نیز رزق اللَّه بن هبهاللَّه بن محمّد قزوینی اصفهانی معروف به «ابن شفروه» از او حدیث نقل می کنند.[2]

محمّد حسن خانی

محمّد حسن خانی بن عباس، از شعرای معاصر اصفهان درسال 1280ش در اصفهان متولّد شد. وی از راه شغل نانوائی امرار معاش می نموده و در سرودن شعر طبع متوسّطی داشته است.

[1]دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، ص733؛ تاریخ علمی و اجتماعی اصفهان، ج2، صص 301 و 302.

[2]مرآه الجنان، ج3، ص347؛ لباب الألباب، تعلیقات، ص640؛ ثقات العیون، ص60؛ تاریخ تشیع اصفهان، ص283.