بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 505

لاضرر» 9. «رساله فی اصاله الصّحه» 10. «رساله در عبادت» به فارسی 11. «رساله فی القضاء و الشّهادات» 12. «شرح مختصر النّافع» 13. «مناسک حج» 14. «هدایه الطّالبین» که رساله عملیّه اوست.[1]

میرزا محمّد حسن نوری

میرزا محمّد حسن بن آخوند ملّا علی نوری، از علماء و حکمای قرن سیزدهم هجری، جامع معقول و منقول، خبره در رتبه علم و عمل و از افاضل مدرسین حکمت. در اصفهان متولّد شده و نزد پدر عالیقدر خود و همچنین ملّا محمّد علی نوری و سایر فضلاء اصفهان به تحصیل پرداخته و سپس به تدریس مشغول شده و شاگردان دانشمندی چون آقا علی مدرس زنوری، ملّا حیدر صبّاغ لنجانی، میرزا ابوالحسن جلوه، ملّا عبدالجواد خراسانی، حاج ملّا اسماعیل حکیم درکوشکی و آقا محمّد رضا قمشه ای (حکیم صهبا) را تربیت نموده است.

وی سفری به عتبات عالیات رفته و در کربلا صاحب فرزندی شده که به امر سیّد ابراهیم قزوینی (صاحب ضوابط) او را عبدالحسین نامیده است و ظاهراً خود از محضر صاحب ضوابط بهره علمی برده است.

همچنین در زمان صدارت میرزا آقاخان نوری [بین سالهای 1268 تا 1275ق] به طهران رفته و مورد تکریم میرزا آقاخان قرار گرفته است.

میرزا محمّد حسن نوری حواشی علمی ارزنده ای بر برخی از کتب معقول نگاشته

[1]دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، صص 509-507؛ رجال اصفهان یا تذکره القبور، صص 155-153؛ بیان المفاخر، ج1، صص 303-301؛ مکارم الآثار، ج2، صص376؛ مزارات اصفهان، صص 170 و 171؛ زندگانی آیت اللَّه چهارسوقی، صص 206 و 207؛ الکرام البرره، ج1، صص 336-334؛ ریحانه الادب، ج5، ص267؛ احسن الودیعه، ج1، صص 146 و 147؛ معجم المؤلفین، ج3، ص260؛ روضات الجنّات، ج2، ص299؛ الذریعه، ج4، ص142 و ج5، ص247؛ شرح حال رجال ایران، ج2، ص326؛ فرهنگ معین، ج6، ص1937؛ لغت نامه دهخدا، ذیل حسن، ص609؛ فرهنگ بزرگان اسلام و ایران، ص154؛ تاریخ اصفهان (جابری)، ص330.


صفحه 506

است. سال وفات او معلوم نیست.[1]

ملّا حسن دیلمانی گیلانی

آخوند ملّا حسن بن ملّا علی بن ملّا حسن فقیه دیلمانی تنکابنی، عالم فاضل حکیم عارف و ادیب شاعر، از بزرگان اهل فضل و دانش بوده و در محلّه لنبان اصفهان ساکن بوده و بدین مناسبت به ملّا حسن لُنبانی نیز شهرت داشته است. وی تصوف را با حکمت جمع ساخته و در مسجد جامع عباسی تدریس حکمت خصوصاً شفا و اشارات می نموده است.

[ملّا عبداللَّه افندی صاحب ریاض با او نظر خوشی نداشته و می نویسد] از علوم دینی و نقلی نصیبی نداشته است.[امّا ملّا عبدالنبی قزوینی در تتمیم امل الآمل از او به عنوان «انه کان من الفضلاء و المشهورین و العلماء المعروفین علی مشرب الصّوفیه» یاد می کند.]

در اواخر عمر قوای عقلانیش اختلالی یافته و در همان اوان به تاریخ 16 صفر 1094ق وفات یافته و در تخت فولاد مدفون شد. قبر او اکنون در بقعه صاحب روضات واقع شده است. گاهی رباعی می سروده است.

این رباعی از اوست:

از کثرت داغ توام افلاکم

وز زور لگدکوب حوادث خاکم

باران نشاط گر ببارد سنگم

ور آتش غم شعله کشد خاشاکم[2]

[1]المآثر و الآثار یا چهل سال تاریخ ایران، ج1، ص270؛ جغرافیای اصفهان (تحویلدار)، ص67؛ الکرام البرره، ج1، صص 342 و 343؛ تاریخ اصفهان (جابری)، صص 328 و 402؛ شواهد الرّبوبیّه: مقدمه، ص صد و بیست و شش؛ منتخبی از تاریخ فلاسفه اسلام، ص354؛ منتخب معجم الحکماء، ص76؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص500 و ج2، ص829؛ رجال اصفهان (دکتر کتابی)، ج1، ص360.

[2]تذکره نصرآبادی،ج1، ص228؛ ریاض العلماء، ج1، ص184؛ تتمیم امل الامل، ص105؛ الروضه النضره، ص155؛ رجال اصفهان یا تذکره القبور، ص99؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، صص 477 و 479 و 543؛ اعیان الشیعه، ج21، ص254، الذریعه، ج9، ص242؛ تاریخ علماء و شعرای گیلان، ص112؛ نامها و نامدارهای گیلان، ص138؛ مشاهیر گیلان، ج2، ص132.


صفحه 507

شیخ حسن کربلائی

شیخ حسن اصفهانی حائری، معروف به «شیخ حسن کربلائی) فرزند علی بن محمّد رضا بن محسن تستری، عالم فاضل و فقیه ماهر، در کربلا متولّد شد. در نوجوانی در مدرسه حسن خان کربلا ساکن شد و مقدّمات را در آنجا فرا گرفت. سپس به سامرا رفته و از درس میرزا حسن شیرازی (میرزای بزرگ) بهره گرفت و در شمار شاگردان مُبَرَّز او درآمد. همچنین از درس سیّد اسماعیل صدر، شیخ فضل اللَّه نوری، سیّد محمّد فشارکی و ملّا فتح اللَّه سلطان آبادی (جلسات درس صبح های جمعه) استفاده نمود. او حدود 12 سال با میرزا محمّد حسین نائینی معاشر و هم مباحثه بود. وی از علمای آگاه و متعهّد عهد خویش بود و در شرح ماجرای مبارزه با قرارداد رژی و جنبش تحریم تنباکو کتابی محققانه نوشت و آن را به رؤیت استادش میرزای شیرازی رساند. پس از وفات میرزای شیرازی او در سال 1314ق به کربلا بازگشت و مصاحبت سیّد اسماعیل صدر را اختیار کرد. مدّتی بعد به نجف اشرف رفت و در آنجا بیمار شد و به کاظمین رفت و در پنج شنبه 17 ربیع الاولی 1322ق وفات یافته و همانجا مدفون شد.

سیّد عبدالحسین شرف الدّین و آقا محمّد کاظم شیرازی از شاگردان درس او بوده اند. شیخ حسن کربلائی «تقریرات فقه و اصول» استادش میرزای شیرازی را به رشته تحریر درآورده و کتاب «تاریخ دخانیه» را در سال 1314ق تألیف نموده که در سال 1382ش به همت محقّق ارجمند شیخ رسول جعفریان به چاپ رسیده است.[1]

[1]تاریخ دُخانیه: مقدمه، صص 15-9؛ الذریعه، ج8، ص50 و ج3، ص252؛ نقباء البشر، ج1، صص 420 و 421؛ تاریخ علمی و اجتماعی اصفهان، ج2، صص 251 و 252؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، صص 506 و 507.


صفحه 508

حسن سنبلانی

ابوعلی حسن بن علی بن سعید سُنبلانی جُعفی، از محدّثین قرن سوم و چهارم هجری بوده و از ابی مسعود نقل حدیث کرده است. سهل بن عبداللَّه بن طاهر و ابو احمد عسال (محمّد بن احمد بن ابراهیم) از او روایت کرده اند.

حافظ ابونعیم وی را در عداد ابدال آن روزگار برشمرده است.[1]

سیّد محمّد حسن میر جهانی

میر سیّد محمّد حسن میرجهانی جرقویه ای ابن علی بن قاسم طباطبائی، از افاضل علمای معاصر اصفهان. در سال 1319ق (مطابق 1280ش) در روستای محمدآباد جرقویه، از توابع اصفهان متولّد شد. از 7سالگی تحصیل مقدّمات را در محمّدآباد آغاز کرد و پس از مدّتی به اصفهان آمده و در مدرسه صدر ساکن شد.

در اصفهان در درس اساتیدی چون شیخ علی مدرّس یزدی، شیخ محمّد علی معلّم حبیب آبادی، سیّد احمد مدرس، شیخ محمّد علی فتحی دزفولی و سیّد محمّد رضا خوانساری شرکت کرده و سپس از محضر آیات عظام: سیّد ابوالقاسم دهکردی، آخوند ملّا محمّد حسین فشارکی و آقا شیخ محمّد رضا نجفی بهره برد.

او در سال 1346ق به نجف اشرف مهاجرت کرد و مدّتی از محضر آیات عظام: سیّد ابوالحسن اصفهانی، آقا ضیاءالدّین عراقی و شیخ عبداللَّه مامقانی بهره برد و از خواص اصحاب آیت اللَّه اصفهانی گردید.

وی پس از اتمام تحصیلات خود به اصفهان بازگشته و به نشر معارف اسلامی و فضایل اهل بیت پرداخت. مدت 3 سال نیز در قصبه دهاقان اقامت نمود و مرجع شرعی آن حدود بود. در سال 1371ق به مشهد مقدّس مهاجرت کرد و در دو حجره حرم مطهر که در اختیارش بود، به تألیف، تحقیق و تدریس مشغول شد. پس از 7سال به علّت

[1]ذکر اخبار اصفهان، ج1، ص269.


صفحه 509

نامساعد بودن آب و هوای آنجا با مزاج ایشان، به تهران عزیمت نمود و به وعظ و خطابه و اقامه جماعت و تحقیق و تألیف مشغول شد.

میرجهانی در فقه و اصول، کلام، تفسیر، حدیث، علوم غریبه (خصوصاً جفر و اعداد و اسطرلاب) و ریاضیات تبحّر فراوان داشت. خط خوشی داشت و برخی از کتاب هایش را به خط زیبای خود کتابت نمود. علاوه بر آن دراخلاق حسنه و مکالات فاضله زبده اهل فضل و کمال بود. شعر را نیکو می سرود و «حیران» تخلّص می نمود.

او در اواخر عمر به اصفهان بازگشته و در 21 جمادی الثانی 1413ق (مطابق چهارشنبه 21 آذر 1371ش در منزل مسکونی خود در اصفهان وفات یافته و حسب الوصیّه خود او در بقعه علّامه مجلسی جنب مسجد جامع عتیق اصفهان مدفون گردید.

ایشان را تألیفات عدیده ای است که از آن جمله است:

1. «مصباح البلاغه» (مستدرک نهج البلاغه) در 2 جلد 2. «کنوز الحکم و فنون الکلم» (خطبه ها و سخنان امام حسن مجتبی علیه السلام 3. «روایح النسمات» (شرح دعای سمات) 4. «نوائب الدّهور» در علائم الظّهور، در 2 جلد 5. «اللّوامع النّور فی علایم الظّهور»، به عربی 6. «دیوان اشعار» 7. «گنجینه سرور» 8. «گنج رایگان» (در علوم غریبه) 9. «سعادت ابدی» 10. «الدُّرر المکنونه» (در تاریخ ائمه اطهار) به عربی 11. «احکام رضاع» 12. «رساله در نجوم و فلکیّات» 13. «شهاب ثاقب» 14. «الجنّه العاصمه» (زندگانی حضرت فاطمه سلام اللَّه علیها) 15. «مقامات الاکبریّه» (زندگانی حضرت علی اکبر) 16. «مقلاد الجنان» (در ادعیه و زیارات) 17. «ذخیره المعاد» (در ادعیه و ساعات عبادات 18. «انساب سادات» 19. «تفسیرام الکتاب» 20. «البکاء علی الحسین علیه السلام» 21. «السَّبیکه البیضاء فی نسب بعض آل الطبّاء» 23. «ولایت کُلیّه

این ابیات از اوست:

خسروا گوشه چشمی به من بی سر و پا کن

سوی دلسوختگان یک نظر از بهر خداکن


صفحه 510

نفس نگذاردم ای شه که به اخلاص بکوشم

منّتی جان مرا از ستم نفس رها کن[1]

حسن طبری

عمادالدّین حسن بن علی بن محمّد طبری آملی استرآبادی از محدّثین و دانشمندان شیعه در قرن هفتم هجری است.

[وی با محقّق حلّی و خواجه نصیر الدّین طوسی معاصر بوده و تا سال 698 در قید حیات بوده است.] وی را تألیفاتی است که از آنجمله است:

[1. اربعین بهائی، به فارسی که به نام بهاءالدّین صاحب دیوان جوینی، حاکم اصفهان نوشته شده و نسخه ای از آن به شماره 1902 در کتابخانه آستان قدس رضوی موجود است. 2. اسرار الامامه 3. معجزات النّبی و الائمه 4. الکامل فی السقیفه (که اول جزء کتاب مناقب بوده و سپس مؤلف آن را جدا کرده و کتابی مستقل از آن ساخته است. 5. مناقب الطاهرین، به فارسی که در سال 671ق به نام خواجه بهاءالدّین جوینی در اصفهان تألیف شده است و نسخه ای از آن به شماره 3994 در کتابخانه مجلس شورای ملی در تهران موجود است.[6. نهج الفرقان الی هدایه الایمان، در فقه 7. العمده فی اصول الدّین و فروعه 8. تحفه الابرار 9.العقود السّبعه[2]]

[1]تذکره شعرای معاصر اصفهان، ص160؛ الذریعه، ج11، ص255 و ج10، ص22؛ لاله های رنگارنگ، ص36؛ مکارم الآثار، ج7، ص2423؛ مجله «آئینه پژوهش» سال دوم شماره 16: آذر و دی 1371، ص117؛ وفیات علمای معاصر اصفهان: خطی؛ گلزار مشاهیر، ص89.

[2]فهرست مجلس: بخش چهارم از ج10، ص2094؛ فهرست الفبایی آستان قدس رضوی، ص36؛ روضات الجنات، ج2، ص261؛ ریحانه الادب، ج4، ص199؛ ریاض العلماء، ج1، صص 268-274؛ فوائد الرضویه، ص111؛ الکنی و الالقاب، ج2، ص443؛ معجم المؤلفین، ج3، ص261؛ الذریعه، ج3، ص405، و ج15، ص333 و ج17، ص253؛ تاریخ تشیع اصفهان، ص315.


صفحه 511

عزالدّین حسن اصفهانی

ابوعلی (یا ابو محمّد) عز الدّین حسن بن اشرف الدّین علی بن عز الدّین محمّد بن عماد کاتب بن محمّد بن محمّد بن محمّد بن حامد بن محمّد بن عبداللَّه بن علی بن محمود بن هبهاللَّه بن اُلُه اصفهانی، از محدّثان و دانشمندان قرن ششم و هفتم هجری است. جد اعلای خاندان عماد کاتب «اُلُه» نام داشته که به معنای عُقاب است.

صاحب عنوان در ذیحجه 653 یا 655ق متولّد شده است. مشایخ او قریب پنجاه نفر هستند. از جمعی از علماء نیز اجازه داشته و عدّه ای نیز موفق به دریافت اجازه از او شده اند. وی یک سال در مکه معظّمه مجاور بود. و سرانجام در 9شوال 727ق وفات یافته است.[1]

حسن اصفهانی

حسن بن علی بن محمود بن احمد اصفهانی [از فضلاء اصفهان در قرن هشتم هجری ]در رمضان 701ق کتاب «ترجمه اصول اقلیدس» قطب الدّین محمود شیرازی را به خط نسخ نوشته و مقابله کرده است. نسخه میکروفیلم آن در کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران موجود است.[2]

حاج میرزا حسن خان جابری انصاری

حاج میرزا حسن خان جابری انصاری ابن میرزا علی خان مستوفی ، فاضل ارجمند، ادیب اریب، مورّخ توانا و شاعر ماهر در 18 رجب 1287ق در شیراز متولّد شد.

در 4 سالگی با پدر به اصفهان آمد. در کودکی نزد پدر شروع به تحصیل کرد. در 17 سالگی پدر را از دست داد. پس از مرگ پدرش وارد دستگاه ظلّ السلطان شده و زیر نظر میرزا حبیب اللَّه خان مشیرالملک انصاری به منشی گری پرداخت. در کنار آن نزد ملّا حسن دُرّی، ملّا عبدالجواد آدینه ای، میرزا حسین همدانی، آخوند کاشی، جهانگیرخان قشقائی،

[1]الدّرُرَ الکامنه، ج2، ص110.

[2]فهرست میکرو فیلم های دانشگاه، ص48.


صفحه 512

میرزا محمّد حسن نجفی و آقا سیّد محمّدباقر درچه ای به تحصیل پرداخته و به تألیف کتاب و تحقیق مشغول شد. [در سال 1321ق به سفر حج رفت. در ماجراهای مشروطیّت، به آزادی خواهان پیوست و در اواخر سال 1324ق و اوایل 1325ق منشی انجمن ولایتی اصفهان بوده و در 16 شوال 1325ق روزنامه «گنجینه الانصار» را منتشر کرد. پس از به سلطنت رسیدن محمّدعلی شاه و اقدامات او علیه مشروطه خواهان، دستور دستگیری او نیز صادر شد امّا او به عتبات عالیات رفت و از درس حاج سیّد اسماعیل صدر بهره برد و به اشاره او عمامه بر سر نهاد. پس از بازگشت به اصفهان ریاست عدلیه اصفهان را پذیرفت امّا به علّت دخالت کنسولگری روسیه در کارهای او از آن منصب استعفا داد. در سال 1299ش اولین شماره روزنامه «اسرار الانصار» را منتشر کرد.] پس از آن به مطالعه و تحقیق و رسیدگی به املاک و مستغلات خود مشغول شد تا این که در شب پنج شنبه 15 جمادی الآخر 1376ق (مطابق 27 دی 1335ش) وفات یافته و بنا بر وصیّت خود او، جسدش را در بقعه بابا رکن الدّین در تخت فولاد مدفون ساختند.

او طبع شعر داشته و ابتدا «محنت» تخلّص می کرد سپس آن را به «جابری» تغییر داد.

این کتابها از آثار اوست که به چاپ رسیده است:

1. «آفتاب درخشنده» 2. «آگهی شهان از کار جهان» 3. «بدایع و نوادر» 4. «تاریخ اصفهان و روی و همه جهان» 5. «تاریخ نصف جهان و همه جهان» 6. «تفسیر حسن» 7. «جوهر الجواهر» 8. «شرح حال شیخ بزرگوار سعدی» 9. «گزارش زندگانی پیر علیل شیخ جابری» 10. «گوهر شب چراغ» 11. «للآلی السّمط فی معالی النّبی و السّبط» 12. «معجزات کلام اللَّه» 13. «نورالثّقلین» 14. «نوشدارو یا تهذیب الاخلاق»

و این تألیفات از اوست که هنوز به طبع نرسیده است:

1. «بعضی اشعار عرب و عجم» 2. «بیست هزار نظم پارسی و عربی» 3. «بعضی نوادر و بدایع گفتار مردم» 4. «ترجمه شرح فقه ابو حنفیه» 5. ترجمه دو جلد از «وفیات الاعیان» 6. «تسهیل وصّاف» 7. «رساله در حقیقت معاد» 8. «منشات و منشدات نظم و