بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 531

فرزندش محمّدابراهیم را به او سپرده است. او علاوه بر این پسر دو فرزند دیگر به نام ملّا محمّدقاسم و ملّا محمّدجعفر داشته که ظاهراً دراصفهان ساکن بوده و در این شهر وفات یافته اند.

پدرش حاج محمّدقاسم نیز از اخیار بوده و ظاهراً در خراسان وفات یافته است.

حاج محمّدحسن در سال 1190ق وفات یافته و در شمال مقبره ملّا اسماعیل خواجوئی واقع در تخت فولاد اصفهان مدفون شد.

هاتف اصفهانی که معاصر اوست مرثیه ای سروده که در دیوان او به طبع رسیده است که برخی از ابیات آن چنین است:

هزار افسوس کز بیداد گردون

ز دنیا قدوه اهل یقین رفت

امام و مقتدای اهل دین شد

سر و سرحلقه اهل یقین رفت

با تاریخش رقم زد کلک «هاتف»

ز دنیا پیشوای اهل دین رفت[1]

حسن وحید دستگردی

حسن وحید دستگردی ابن محمّد قاسم، فاضل محقّق، ادیب اریب و شاعر گرانمایه، در سال 1298ق در قریه دستگرد اصفهان متولّد گردید. و دروس مقدماتی را نزد ملّا عبدالکریم سودائی دستگردی آموخت. او از همان نوجوانی طبع شعر داشت و به پیشنهاد مرحوم سودائی «لمعه» تخلّص نمود. در سن 14 سالگی با تشویق استادش به اصفهان آمد و در مدرسه میرزا حسین بیدآباد ساکن شده و به تحصیل پرداخت. مقدّمات عربی و فنون ادب را نزد میرزا یحیی مدرّس اصفهانی، فقه را نزد آخوند ملّا عبدالکریم گزی، اصول را نزد سیّد محمّد باقر درچه ای و حکمت را نزد جهانگیرخان قشقائی و آخوند ملّا محمّد کاشانی فرا گرفت و به پیشنهاد استادش میرزا یحیی تخلّص خود را به «وحید» تغییر داد.

[1]رجال اصفهان یا تذکره القبور، ص52؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، صص 106 و 107؛ خاندان کلباسی، صص 93-82؛ مکارم الآثار، ج5، ص1643؛ سیری در تاریخ تخت فولاد اصفهان، صص 64 و 65؛ الکواکب المنتشره، ص176.


صفحه 532

از آغاز جنبش مشروطیت (سال 1324ق) به آزادیخواهان و مشروطه طلبان پیوسته و با نوشتن مقالات اجتماعی و سیاسی در روزنامه اصفهان: پروانه، زاینده رود، درفش کاویان و مفتش ایران و چاپ اشعار انتقادی خود به مبارزه به استبداد پرداخت.

در جریان حمله مشروطه خواهان بختیاری به اصفهان و سقوط اقبال الدّوله کاشی حاکم منصوب محمّد علی شاه چکامه ای در سال 1327 سروده است. با آغاز جنگ جهانی اوّل، او به دفاع از آلمان ها و بر علیه روسیه و انگلیس اشعاری سروده و پس از ورود روس ها به اصفهان در پی دستگیری او برآمدند و او به چهارمحال و بختیاری پناه برده و به تألیف کتاب «ره آورد وحید» پرداخت. [درسال 1336ق پس از دو سال به اصفهان بازگشت و چون اموال او و بستگانش به غارت رفته بود، به تهران رفته و تَظلُّم خواهی نموده و موفق به احقاق حق خود گردید. از این زمان او در تهران ساکن شده و به جرگه فقرای خانقاه پیوسته و مرید ظهیرالدّوله شد و به انجمن اخوّت پیوست. آنگاه در اداره انطباعات وزارت معارف مشغول به کار شد. سپس از طرف وزارت عدلیه به عضویت محکمه ابتدائی رشت منصوب شد ولی آن را نپذیرفت. مرحوم داور وزیر عدلیه در تشکیلات جدید او را با رتبه قضایی برای ریاست محکمه جنحه دعوت کرد ولی باز هم وحید آن را نپذیرفت. لقب «سلطان الشعرائی» را هم که به او داده بودند بکار نبرد.

وحید از سال 1337ق در تهران انجمن ادبی ایران را تشکیل داد که بزرگانی چون ملک الشعرای بهار، ادیب السلطنه صنیعی، قریب گرگانی، محمّد علی بامداد، محمّد هاشم میرزا افسر و حاجی میرزا یحیی دولت آبادی در آن عضویت داشتند. با از رونق افتادن انجمن و خروج اعضای برجسته، وحید نیز از آن انجمن خارج شد و در سال 1311ش انجمن ادبی حکیم نظامی را تأسیس کرد که ادباء و شعراء بزرگی چون، عبرت نائینی، امیری فیروزکوهی، بینش، علی قوم (قویم الدّوله)، صابر همدانی،احمد گلچین معانی، سهیلی خوانساری، محمّد علی ناصح و سروان نجاتی از اعضای ثابت آن انجمن بودند.]

وحید در سال 1338ق (مطابق بهمن 1298ش) مجله «ارمغان» را منتشر ساخت و


صفحه 533

تا آخرین روزهای عمر آن را اداره کرد و علاوه بر چاپ مقالات ادبی و تاریخی ارزنده به تصحیح و تحقیق و انتشار آثار شعرا و ادبای گذشته زبان فارسی اهتمام ورزید. [از اقدامات فرهنگی و خیرخواهانه او تأسیس دبستان کمال الدّین در قریه دستگرد، دبستان ارمغان در قریه سوهانک شمیران تهران و تلاش برای انتقال کالبد کمال الدّین اسماعیل اصفهانی از محلّه جوباره اصفهان به حاشیه زاینده رود جنب سی و سه پل (که البته انجام نشد) و نام گذاری خیابان مجاور آن به نام کمال اسماعیل بوده است.

وحید دستگردی در اواخر عمر به تنگی نفس دچار شده و به ضعف بینائی شدید گرفتار شد و هنگامی که آماده رفتن به اطاق عمل جهت معالجه چشم خود می شد در اثر بیماری ذات الجنب] در سه شنبه 20 ذیحجه 1361ق (مطابق با 8 دیماه 1321ش) وفات یافته و در امامزاده عبداللَّه مدفون شد. وی دهها دیوان و کتاب ادبی را در چاپخانه خود به طبع رسانده و خود نیز عهده دار تصحیح و تحقیق برخی از این گونه آثار شده که از آن جمله است:

دیوان کمال الدّین اسماعیل، دیوان جمال الدّین عبدالرزاق، دیوان قائم مقام فراهانی، سبعه نظامی (خمسه نظامی و دو اثر دیگر نظامی)، دیوان ادیب الممالک فراهانی، یخچالیه (جلد دوم)، تذکره تحفه سامی، تذکره نصرآبادی. کتب زیر از تألیفات اوست.

1. «دیوان قصاید و غزلیات»، حدود چهل هزار بیت که بسیاری از آنها در مجله ارمغان چاپ شده و باقی آن نزد دامادش «مجد العلی» موجود بوده است. 2. «ره آورد وحید» 3. «انقلاب ادبی» 4. «سفینه بهترین اشعار» 5. «صد اندرز وحید» 6. «مثنوی سرگذشت اردشیر» 7. «هزار اندرز نظامی»

[وحید در سرودن مُسَمَّط، ترکیب بند، قطعه و قصیده و مثنوی بسیار توانا بود و به اشعار نظامی گنجوی بسیار عشق می ورزیده و از سبک حکیم گنجه پیروی می نموده است. او را می توان از پیشگامان شعر سیاسی و اشعار وطنیّه دانست. او در غزلسرایی طبع آزمایی کرده ولی غزلیاتش به پای قصاید و مثنویّاتش نمی رسد.


صفحه 534

این شعر از اوست:

ز گلستان جهان صرفه بود خارم و بس

نهال عشق ثمر داد انتظارم و بس

به گرد من قفس آهن است باغ وجود

به جرم اینکه در این باغ من هزارم و بس

ز چار موج حوادث نمی رسم به کنار

جز این که یار کند جای در کنارم و بس

خدای را مفشان دامن ار چه می دانم

به دامن تو در این رهگذر غبارم و بس[1]]

شیخ محمّد حسن ورنوسفادرانی

شیخ محمّد حسن بن محمّد کاظم ورنوسفادرانی، عالم فاضل و فقیه محدّث و مفسّر، از دانشوران قرن سیزدهم هجری. [اصلاً از اهالی محلّه «ورنوسفادران» از محلاّت ثلاثه سِدِه ماربین (خمینی شهر فعلی) بوده و در اصفهان نزد جمعی از فضلاء از جمله حاج محمّد ابراهیم کلباسی به تحصیل پرداخته است.]

او مؤلف تفسیر مختصری است بر قرآن کریم و در اوّل آن گوید: «تفسیر بعضی از کلمات قرآن است و قرائت وصیغه و عدد و آیات و حروف آن». مؤلّف در سلخ ذیقعده 1241ق از نوشتن کتاب فراغت حاصل نموده و فرزندش محمّد مهدی آن را وقف

[1]تذکره شعرای معاصر اصفهان، صص 529-526؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، صص 514 و 515؛ نشریه دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه اصفهان، سال 1354ش، شماره دهم، صص 82-63؛ مجله ارمغان، فروردین 1327ش، شماره اوّل، صص 14-7؛ ادبیات معاصر، صص 94 و 95؛ مشاهیر و بزرگان شرق و غرب جهان، ج2، صص 67 و 68؛ اشعار ملّی و میهنی از سخنوران معاصر ایران، صص 49-46؛ سخنوران نامی معاصر ایران، ج6، ص3842؛ مجله یادگار، دی ماه 1324، شماره پنجم، صص 69-65؛ تاریخ جراید مجلات ایران، ج1، صص 136-134؛ از صبا تا نیما، صص 325-322؛ فهرست مشاهیر ایران، ج2، صص 611 و 612.


صفحه 535

نموده است.[1]

[تألیف دیگر او «تذکره الاخوان» کتابی مفصّل شامل احادیث منقول از کتب حدیثی در یک مقدمه و 65 باب و یک خاتمه است که در سال 1245ق تألیف شده و به شماره 12784 در کتابخانه آیت اللَّه مرعشی نجفی موجود است.[2]]

محمّد حسن جزایری*

محمّد حسن بن شیخ محمّد محسن جزایری، از خوشنویسان عصر شاه سلطان حسین صفوی بوده و خط ثلث را خوش می نوشته است.

در شاه نشین ایوان استاد مسجد جامع اصفهان کتیبه ای را به خط ثلث در سال 1112ق نوشته که بر روی کاشی نقش شده است.[3]

سیّد حسن دیباجی*

حاج سیّد حسن دیباجی فرزند حاج سیّد محسن، از علماء و فضلای معاصر. در سال 1305ش در محلّه فروشان خمینی شهر متولّد شده و تحصیلات خود را در اصفهان نزد علمای عالیقدری چون حاج شیخ عباسعلی ادیب، ابطحی، حاج سیّد علی اصغر برزانی، حاج شیخ محمّدحسن نجف آبادی، حاج آقا حسین خادمی و شیخ محمّدرضا جرقویه ای دنبال نمود. سپس برای ادامه تحصیل به قم رفته و در درس حضرات آیات بروجردی گلپایگانی، محقّق داماد، حاج میرزا هاشم آملی، حاج آقا مرتضی حائری و سلطانی شرکت کرد و از محضر آنان کسب فیض نمود.

او در قم اقامت داشته و به اقامه جماعت و ارشاد مردم می پرداخت در بسیاری از انجمن های خیریه عضویت داشت و خدمات ارزنده ای به نیازمندان، ایتام و معلولین

[1]الکرام البرره، ج2، ص349؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص516.

[2]فهرست مرعشی، ج32، ص472.

[3]گنجینه آثار تاریخی اصفهان، ص113.


صفحه 536

می نمود.[1]

شیخ محمّدحسن اصطهباناتی

آقا شیخ محمّدحسن مدرس شیرازی اصطهباناتی ابن ملّا محمّد، عالم فاضل متقی، در اصفهان نزد [آخوند کاشی] و حاج شیخ محمّد باقر نجفی کسب فیض نمود[2]و به مقامات عالی علم و فضل نائل شد. [وی مدّتی به ریاضات شاقّه می پرداخته که آخوند کاشی او را از این عمل نهی می نمود[3]]

[در اصفهان مجلس درس و بحث داشته و جمعی از فضلاء و دانشوران خدمت او حاضر می شده اند که از آن جمله: حاج شیخ محمّد علی کرمانی، شیخ محمّد حسن داورپناه، شیخ محمّد حسن اسفرورینی قزوینی، ابوالفتح دهقان سامانی و حسن وحید دستگردی[4]]

سرانجام در شوّال 1336ق وفات یافته و در تکیه ملک واقع در تخت فولاد مدفون شد.[5]

شیخ محمّدحسن اصفهانی

شیخ محمّدحسن بن محمّد اصفهانی، عالم فاضل، [از دانشوران قرن سیزدهم هجری ]وی در عتبات عالیات نزد آقا محمّدباقر وحید بهبهانی تحصیل نموده و در سال 1216ق به ایران مراجعت نموده و چندین سال در کرمانشاه ساکن بود. در اواخر عمر به اصفهان بازگشته و در این شهر وفات یافت.

کتب زیر از اوست:

1. «انوار البصائر» در انواع علوم، در 12 مجلد [برخی از مجلدات آن در کتابخانه

[1]خمینی شهر، شهری که از نو باید شناخت، صص166 و 167.

[2]اصفهان یا دارالعلم شرق: خطی.

[3]احوال و آثار حکیم مدرس اصفهانی، ص115.

[4]تخت فولاد یادگار تاریخ، خطی.

[5]دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص516.


صفحه 537

مرکزی دانشگاه اصفهان موجود است.] 2. «الرّساله المعادیّه»، به فارسی 3. «زبده الرّجال» 4. «ختم دوازده امام»[1]]

حسن یونارتی اصفهانی

حافظ ابونصر حسن بن محمّد بن ابراهیم بن احمد بن علی بن حسنویه مقری یونارتی اصفهانی، از محدّثین اصفهان در قرن پنج هجری است.

از وی با القاب «حافظاً مکثراً کثیراً کثیرالکتابه» یاد شده است. او برای اخذ حدیث به عراق و خراسان مسافرت نموده و در نیشابور از حسن بن احمد سمرقندی و در بلخ از احمد بن محمّد خلیلی استماع حدیث نموده و در حدود سال 430ق در اصفهان فوت شده است.[2]

محمّد حسن هرندی

محمّد حسن بن محمّد بن ملّا ابوالحسن هرندی اصفهانی، از فضلاء و نویسندگان کتب در قرن 13 هجری در اصفهان است.

از آثارش: 1. «کتابت «دیوان سیّد حسین مجمر» ملقب به «مجتهدالشّعراء» است که آن را در سال 1255 به خط شکسته نستعلیق کتابت نموده است. نسخه به شماره 981 در کتابخانه دانشکده الهیات و معارف اسلامی در مشهد موجود است.[3]

2. کتابت نسخه ای از «شرح جامی» یا «الفوائد الضیائیه» است که آن را در ماه رجب سال 1258 به خط شکسته نستعلیق کتابت نموده است. نسخه به شماره 422 در کتابخانه دانشکده الهیات و معارف اسلامی مشهد مقدّس موجود است.[4]

[1]الذریعه، ج7، ص140 و ج12، ص27 و ج21، صص 172 و 177؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص517.

[2]معجم البلدان، ج5، ص453؛ المشتبه، ص139.

[3]فهرست کتابخانه الهیات و معارف اسلامی مشهد، ج2، ص134.

[4]فهرست کتابخانه الهیات و معارف اسلامی مشهد، ج1، ص214.


صفحه 538

حسن ابهری اصفهانی

ابوبکر حسن بن محمّد بن احمد بن محمّد بن یونس ابهری اصفهانی، از محدّثین و ادبای اصفهان در قرن چهارم است. وی از ابوالقاسم سلیمان بن احمد طبرانی (م 360ق) استماع حدیث نموده و یحیی بن منده از او روایت می نماید.[1]

حسن ابهری اصفهانی

ابوعلی حسن بن محمّد بن اُسیّد ثقفی ابهری اصفهانی، از محدثین اصفهان در قرن سوم هجری و از اهالی قریه «ابهر» جِی اصفهان است.

از محمّد بن خالد بن خدّاش، ابراهیم بن بسطام، محمّد بن مُعَمَّر، محمّد بن سلیمان لُوّین، محمّد بن حُمید، سعید بن عَنبَسِه، احمدبن ثابت بن فَرُّخویه، عمروبن علی و محدّثین ری حدیث شنید. حافظ ابوالشّیخ اصفهانی از او روایت می کند.

وفات صاحب عنوان در سال 293ق در اصفهان واقع شد.[2]

میرزا حسن سادات

آقا میرزا حسن سادات فرزند میرزا محمّد بن میرزا محمّد باقر آقا دگمه چین بن میرمحمّد صالح دگمه دوز بن سیّدجعفر بن میرمحمّد صالح خاتون آبادی، عالم فاضل زاهد، از علماء معروف اصفهان در دوره قاجاریه.

در مسجد علیقلی آقا اقامه جماعت می نموده و ناظر بر موقوفات علیقلی آقا بوده است. در اصفهان نزد جمعی از علماء به خصوص حاج سیّداسداللَّه بیدآبادی تلمذ نمود.

صاحب عنوان در 28 جمادی الثانی 1340ه.ق به سن متجاوز از 90سالگی در اصفهان وفات یافت و در مقبره سر قبر آقا مدفون شده سپس به عتبات عالیات نقل

[1]معجم البلدان، ج1، ص84.

[2]ذکر اخبار اصفهان، ج1، ص266؛ الانساب، ج1، ص105؛ معجم البلدان، ج1، ص83؛ المشترک، ص12.