انتشار کتاب در بین علماء و مجتهدین سر و صدایی راه انداخته و موجب شد که چند نفر از مجتهدین بزرگ مانند میرزا محمّدحسن نجفی، حاج سیّد علی اکبر فال اسیری شیرازی و آقا میرزا محمّدباقر چهارسوقی (صاحب روضات) حکم کفر او را صادر کردند و او از ترس عواقب آن در سال 1305ق به عتبات مهاجرت کرده و آنجا و طهران از جمعی از علماء نامه ای در برائت خود گرفته و پس از دو سال به اصفهان برگشته لکن دیگر آن عنوان و شخصیّت اولیّه را نداشت.
سرانجام در غرهّ ربیع الثّانی سال 1320ق در اصفهان وفات یافته و در تکیه میرزا ابوالمعالی (یکی از اساتید خود) در تخت فولاد اصفهان مدفون شد. سپس فرزندان او نیز در همان اطاق به خاک رفتند رحمهاللَّه علیهم.
کتب زیر از مؤلفات اوست:
1. «رساله در امر به معروف و نهی از منکر» 2. «منهج الواعظین و مسلک الرّاشدین» 3. «مواعظ حسنه» 4. «ینابیع الحیاه فی موارد الآیات» کتاب را در 55 سالگی و بعد از «منهج الواعظین» تألیف نموده است.[1]
ملّا محمّد حسن طلائی
ملّا محمّد حسن طلائی ابن ملّا محمّد خراسانی، عالم فاضل . از دانشوران قرن دوازدهم هجری. در کیمیا رنجها کشیده و کتابهایی تألیف نموده که از آن جمله است:
1. «شرح رساله جابربن حیّان» 2. «شرح شذورالذّهب» 3. «شرح مفتاح جلدکی» و غیره.
در سال 1129ق وفات یافته و در قبرستان آب بخشان اصفهان مدفون شد.[2]
[1]الاصفهان: رجال و مشاهیر، صص 596-594؛ رجال اصفهان، ص44؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، صص 475 و 476؛ تاریخ اصفهان (جابری)، صص 173 و 258 و 259؛ فهرست مرعشی، ج12، ص113؛ فهرست گلپایگانی، ج2، ص124 و ج1، ص35؛ سیری در تاریخ تخت فولاد، ص62.
[2]رجال اصفهان یا تذکره القبور، ص146؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص516؛ مزارات اصفهان، ص27.
تاج الدّین حسن اصفهانی
تاج الدّین حسن بن محمّد فلاورجانی رویدشتی اصفهانی، از علمای عالیقدر قرن یازدهم هجری معروف به «تاج ارباب العمامه» در اصفهان نزد علمای این شهر تحصیل کرده و از برخی از آنان از جمله ملّا حسنعلی شوشتری روایت می کند.[1]فوت او را سال 1085ق نوشته اند که اشتباه است. میر عبدالحسین خاتون آبادی در کتاب خود، در ضمن وقایع سال 1098ق می نویسد:
«فوت ملّا تاجا پدر ملّا بهاءالدّین مشهور به فاضل هندی در هفتم رجب هذه السنّه» و در جای دیگر می نویسد: «ملّا تاجا والد ماجد فضیلت و کمالات پناه مولانا بهاءالدّین مشهور به فاضل هندی در هشتم رجب بعد از فوت آقاحسین خوانساری فوت شد. مرد طالب علمی بود. مشغول به مباحثه و مطالعه و تصحیح کتب حدیث و به حال خود قدس اللَّه روحه»[2]
مقبره اش در سمت شرقی بازار غاز اصفهان نزدیک میدان کهنه موجود است.[3]
کتب زیر از تألیفات اوست:
1. «تزویج النّبی صلی الله علیه وآله زینب و رقیه من عثمان» و این که این دو دختر از خدیجه و شوهری بودند قبل از پیغمبر اکرم) در سال 1311ق به ضمیمه «فرحه الغری و مکارم الاخلاق» چاپ سنگی شده است.[4][2. «جامع الفصول و قامع الفضول» به فارسی، به نام شاه سلیمان صفوی، در ادعیه و زیارات و آداب اعمال مستحب، در 14 فصل که به شماره 2046 در کتابخانه آیت اللَّه مرعشی نجفی در قم موجود است.[5]]
در برخی از کتابها، کتاب «بحر موّاج» در تفسیر قرآن را از تألیفات تاج الدّین حسن اصفهانی نوشته اند که صحیح نیست و این کتاب از تألیفات شهاب الدّین احمد
[1]الاجازه الکبیره، ص326.
[2]وقایع السنین و الاعوام، ص542.
[3]رجال اصفهان یا تذکره القبور، ص56.
[4]مؤلفین کتب چاپی، ج2، ص637.
[5]فهرست مرعشی، ج6، صص 56 و 57.
دولت آبادی معروف به «فاضل هندی» از علمای اهل سنّت است.[1]
سیّد حسن علوی خوراسگانی*
سیّد حسن بن سیّد محمّد علوی خوراسکانی، از علمای معاصر اصفهان. در سال 1333ق در خوراسکان متولّد شد و در اصفهان نزد آقا سیّد محمّدرضا خراسانی، شیخ محمّدحسن عالم نجف آبادی، شیخ احمد اهتمام، شیخ محمّدرضا نجفی و دیگران تحصیل کرده و مدّتی نیز در درس اخلاق امام خمینی در قم شرکت کرده است. او از حضرات آیات سیّد عبداللَّه ثقهالاسلام و شیخ محمّدرضا نجفی اجازه روایتی دریافت کرده است.[2]وی سرانجام در روز ششم بهمن 1387 ش. برابر با 28 محرم الحرام 1430 ق. وفات یافت و در مزار امامزاده ابوالعباس خوراسگان مدفون شد.
شیخ محمّد حسن قُلزُم چهارمحالی
آقا شیخ محمّد حسن قلزم بن حاجی ملّا محمّد وردنجانی چهارمحالی عالم کامل و شاعر ادیب، از سخنوران و دانشمندان قرن چهاردهم هجری. در 10 مرداد 1260ش در قریه «وردنجان» چهارمحال متولّد شد و پس از طی تحصیلات مقدّماتی در مولد خود، به اصفهان آمده، مدت 20 سال در مدرسه چهارباغ ساکن بود و به تحصیل فقه، اصول، منطق، کلام، حکمت و ریاضی را در نزد علمای اصفهان [از جمله میرزا محمد هاشم چهارسوقی ]پرداخت و پس از وصول به مدارج عالیه علم و کمال به چهارمحال مراجعت نمود و تا آخر عمر در آن حدود ساکن و مرجع امور شرعیه اهالی بود.
سرانجام در سال 1326ش در قریه «نافج» از قراء ناحیه «لار» چهارمحال وفات
[1]الذریعه، ص13، ص149 و بنگرید به: دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، صص 403 و 404؛ زندگینامه علّامه مجلسی، ج2، ص83؛ مزارات اصفهان، صص 182 و 183؛ ریحانه الادب، ج4، ص472؛ الروضه النضره، ص90؛ سیمای فلاورجان، صص 45-42؛ احوال و آثار بهاءالدّین محمّد اصفهانی (فاضل هندی)، صص 19-14.
[2]خورشید جی، صص334.
یافت. او دیوان اشعاری مشتمل بر سه هزار بیت از غزل و قصیده و رباعی داشته که نزد فرزندش شفاءاللَّه قلزم موجود بوده است.
از اوست:
شنیدم آنکه مرا نام برده ای به زبان
سرم به عرش رساندی گر این ادا کردی
اگر به خون کشی از تیغ قهر «قُلزُم» را
خلاف محض بود گویم ار جفا کردی[1]
میرزا حسن مظاهری
میرزا حسن مظاهری بن محمّد کرونی اصفهانی، از علماء و مجتهدین ناحیه تیران و کرون در قرن چهاردهم هجری است.
در اصفهان نزد جمعی از علماء از جمله میرزا محمّد هاشم چهارسوقی کسب فیض نموده و از مرحوم چهارسوقی اجازه کسب نموده است.
حاج میرزا حسن مظاهری در حدود سال 1368ق در تیران و کرون اصفهان به سن متجاوز از 90سال وفات یافت.[2]
سیّد حسن نیاز جِشوِقانی
سیّد حسن متخلّص به نیاز فرزند سیّد محمّد طباطبائی جشوقانی قهپائی اصفهانی، شاعر ادیب فاضل و خوشنویس - اصلاً از سادات طباطبائی مدینه السادات زوّاره اردستان است و یکی از اجدادش میرشاه تقی جشوقانی در خدمت شاه سلیمان صفوی صاحب اعتبار بسیار بوده است.
[اغلب مؤلّفین در باب نام و زادگاه او مرتکب اشتباه شده اند و نام او را سیّد حسین و زادگاه او را جوشقان کاشان نوشته اند که بنا بر دلایل متعدّد (از جمله آثار خوشنویسی که از او در دست است، نام و شهرت و انتساب خود را به روشنی سیّد حسن نیاز جِشوقانی
[1]تذکره شعرای معاصر اصفهان، صص 380 و 381.
[2]دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص154.
آورده است) صحیح نیست. و این جِشوِقان از روستاهای تابعه منطقه کوهپایه در شرق اصفهان است]
در علوم بلاغی و معانی و بیان استاد بوده و خط نسخ را خوش می نوشته است. در مدح بسیاری از بزرگان عصر خویش قصایدی سروده و غزل را نیز نیکو می گفته است.
[نسخه خطی دیوان نیاز در کتابخانه مجلس شورای اسلامی به شماره 14036 موجود است نسخه خطی دیگری از دیوان نیاز به شماره 4497 در کتابخانه آستان قدس رضوی موجود است. آقای احمد کرمی نیز آن را به چاپ رسانده است لیکن از نسخه ای ناقص برای طبع استفاده کرده است.]
از اوست:
شانه کمتر زن که ترسم تار زلفت بُگسَلَد
تار زلف توست امّا رشته جان من است[1]
علاءالدّین حسن زَمَجی اصفهانی
علاءالدّین حسن بن محمّد قاضی زمجی اصفهانی [از فضلای اصفهان] دو برگ از کتاب «منهاج العابدین» غزالی را به خط نسخ نوشته است. کتاب به شماره 1910 در کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران موجود است.[2]
[1]تذکره دلگشا، صص479 و 480؛ مآثر الباقریه، صص 72 و 324؛ طرائق الحقایق، ج3، ص323؛ تراجم الرجال، ج2، صص 157 و 158؛ الذریعه، ج9، ص 1239؛ ریحانه الادب، ج6، ص 273؛ فهرست کتابخانه مجلس، ج38، ص57؛ فهرست کتابخانه آستان قدس رضوی، ج7، ص729؛ احوال و آثار خوشنویسان، ج4، ص1062؛ تاریخ فرهنگ و هنر جوشقان قالی، ص187؛ اکسیر التّواریخ، صص 572-570.
[2]فهرست مرکزی دانشگاه تهران، ج8، ص524.
محمّد حسن مستوفی اصفهانی
محمّد حسن بن میرزا محمّد مستوفی اصفهانی [از ادباء خوشنویسان و مستوفیان قرن سیزدهم هجری] در سوم ربیع الاوّل 1293ق. کتابت نسخه ای از کتاب «ذخرالعالمین» در «شرح دعای صنمی قریش» تألیف محمّد مهدی بن علی اصغر قزوینی را به خط نستعلیق نوشته است. این نسخه به شماره 336 در کتابخانه آیت اللَّه مرعشی در قم موجود است.[1]
حسن صدر
حسن صدر فرزند میرزا محمود صدرالمحدّثین بن ملّا عبداللَّه خوانساری، نویسنده و سیاستمدار معاصر.
در سال 1286ش در اصفهان به دنیا آمد. تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در اصفهان طی کرد. سپس در حوزه علمیه اصفهان نزد شیخ محمّدرضا نجفی، شیخ محمود مفید، سیّد صدرالدّین کوپائی و دیگران به تحصیل پرداخت و در سلک وعاظ و خطباء درآمده و به روضه خوانی و وعظ در مجالس دینی مشغول شد. پس از آن به راهنمائی برادرش میرزا عبدالحسین صدرالواعظین به تهران رفته و در رشته حقوق تحصیل کرد و لیسانس گرفت. در دوره هفدهم مجلس شورای ملّی به خواهش مرحوم سیّد ابوالقاسم کاشانی نامزد مجلس شد. بعد از شهریور 1320ش موفق به اخذ پروانه وکالت و همچنین امتیاز روزنامه «قیام ایران» گردید.
او به علت فعالیّت های سیاسی در سال 1327ش به بعد به مدت 5 ماه زندانی شد و پس از آزادی انتشار «قیام ایران» را از سر گرفت.
حسن صدر در مرداد ماه 1364ش وفات یافت.
این کتابها از اوست:
[1]فهرست مرعشی، ج1، ص363.
1. «حقوق زن در اسلام و اروپا» که چندین بار به چاپ رسیده است. 2. «مرد نامتناهی علی بن ابیطالب علیه السلام» که به چاپ رسیده است. 3. «الجزایر و مردان مجاهد» 4. «دفاع دکتر مصدق از نفت در زندان زرهی» 5. «ویتنام جدید».[1]
میرزا محمّدحسن معلم
میرزا محمّدحسن معلم ملقب به «معین الاسلام» فرزند میرزا محمود بن محمّدحسن. از نوادگان آقا محمّدهادی مترجم ابن ملّا محمّد صالح مازندرانی.
در سال 1272ش در اصفهان متولّد شد و در این شهر تحصیل کرد. او از اطرافیان آقا کمال الدّین شریعتمدار بود و امور ملکی او را اداره می کرد. پس از فوت شریعتمدار جزو ملازمین حاج شیخ مهدی نجفی قرار گرفته و به نظارت و اداره موقوفاتی که در تولیت مرحوم نجفی بود پرداخت.
او عمر خود را صرف حل مشکلات مردم و توجّه به محرومان نمود. به مستحبات پایبند بود و اغلب به عبادت و تهجّد و شب زنده داری می پرداخت. وی سرانجام در سن 90 سالگی در جمعه 21 آذر 1359ش وفات یافته و در صحن تکیه سیدالعراقین در تخت فولاد مدفون شد.
مادّه تاریخ فوتش را مرحوم عبدالکریم بصیری از شعرای معاصر گوید:
یکی برفت و «بصیر» نوشت تاریخ او
«رفته بدارالسلام معین الاسلام ما»[2]
دکتر سیّد حسن میردامادی
دکتر سیّد حسن میردامادی فرزند حاج میرزا محمود از پزشکان دانشمند معاصر.
[وی تحصیلات خود را در تهران، آلمان و آمریکا به پایان رسانیده و سپس به تدریس در دانشکده پزشکی تهران مشغول شده است. در رشته میکروب شناسی از
[1]علوم و عقاید، صص 82 و 83؛ نادره کاران، ص580.
[2]شرح مجموعه گل، صص393-391.
اساتید کم نظیر به شمار می رفته و مطالعات و تحقیقات فراوانی در این رشته داشته است. او به زبان های آلمانی، فرانسه، انگلیسی و ترکی تسلط کامل داشت و ادبیات فارسی را نیز خوب می دانست. وی مقالات فراوانی نوشته و در مجلات داخلی، خارجی به چاپ رسانده است. همچنین کتابی به چهار زبان فرانسه، انگلیسی، فارسی و ترکی جمع آوری کرده که در آن تمام واژه های طبّی را آورده است.
او دانشمندی پرکار، متدیّن و دارای ملکات فاضله بوده و سرانجام در سال 1368ش در تهران وفات یافته و در قبرستان بهشت زهرا مدفون شد.[1]]
کتب زیر از اوست:
1. «میکروب شناسی» (2جلد) 2. «سرم سازی و میکروب شناسی» 3. «ایمنی شناسی» 4. «تشخیص سیفلیس» 5. «رهبر پزشکان» 6. «تفسیر امتحانات آزمایشگاه» 7. «سخنرانی های پرفسور ابرلین»
حسن چالشتری چهارمحالی
حسن بن مرادعلی چالشتری چهارمحالی [خوشنویس ادیب، ساکن اصفهان] در ذیقعده 1316ق نسخه ای از «تاریخ ناپلئون» ترجمه میرزا محمّد رضای تبریزی را در چهار مجلّد با «وصیّت نامه ناپلئون» به خط نستعلیق نوشته است. نسخه به شماره 5157 در کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران موجود است.[2]
همچنین او در سال 1308ق نسخه ای از «ظفرنامه تیموری» را به خط شکسته نستعلیق به دستور خدارحم خان ریاحی چالشتری نوشته است. نسخه به شماره 3303 در کتابخانه مجلس شورای ملّی ایران موجود است.[3]
[1]لطائف غیبیّه: مقدمه7 ص بیست و شش؛ خمینی شهر، شهری که از نو باید شناخت، صص 328 و 329.
[2]فهرست مرکزی دانشگاه تهران، ج15، ص4129.
[3]فهرست مجلس، ج10، بخش دوم، ص786.