«انشائی» تخلّص می نمود. از مریدان مشایخ نعمت الهی پاقلعه اصفهان بود.[1]
[وی در سال 1368ق وفات یافته و در تکیه آقاباشی در تخت فولاد مدفون شد.[2]]
حیدرعلی خان صدر اصفهانی
حیدرعلی خان صدر اصفهانی بن علی محمدخان نظام الدوله بن عبداللَّه خان امین الدّوله بن حاج محمّد حسین خان صدراعظم اصفهان، از ادباء و فضلاء قرن سیزدهم هجری و از اعیان خاندان صدر است. وی در مقدمه قرآن وقفی آستان قدس رضوی در 19 صفحه شرح حال و آثار خیریه حاج محمّد حسین خان صدراعظم جدّ خویش را به خط شکسته نستعلیق خوش در جمادی الآخر 1296ق نوشته است. نسخه توسط خدیجه خانم دختر عبدالحسین خان صدر اصفهانی وقف بر آستان قدس رضوی شده است.[3]
شیخ حیدرعلی صلواتی
شیخ حیدرعلی صلواتی ابن حاج قدیرعلی مدّاح الائمه ابن ملّا هاشم بن ملّا مهدی خوزانی عالم فاضل و واعظ کامل و ادیب شاعر، در 21 رمضان المبارک 1321ق در محلّه «شمس آباد خوزان» از توابع سِدِه ماربین [خمینی شهر فعلی] متولّد شده [و تحصیلات علوم دینی را در مدرسه درکوشک و مدرسه میرزا حسین آغاز کرد. در فنون وعظ و خطابه از حاج میرزا رضا کلباسی بهره برد. سپس نزد شیخ محمود مفید و سیّد صدرالدّین کوپائی، حکمت، منطق و طبیعیات را فرا گرفته و سپس راهی قم شد و از محضر درس حاج شیخ عبدالکریم حائری یزدی کسب فیض نمود. او پس از مراجعت به اصفهان در درس خارج حضرات آیات شیخ محمّدرضا نجفی، سیّد محمّد نجف آبادی و سیّد علی نجف آبادی حاضر شد ]سپس به امامت جماعت مسجد آقانور و دیگر
[1]تذکره شعرای معاصر اصفهان، ص485.
[2]تخت فولاد یادگار تاریخ، خطی.
[3]راهنمای گنجینه قرآن، ص295.
مساجد محلّه دردشت اصفهان پرداخته و به ارشاد و هدایت مردم و تبلیغ احکام دین اهتمام ورزید.
او عالمی خلیق و نیک محضر و خوش مشرب بود. اوقات خود را به عبادت و مطالعه و تألیف نمود. تا این که در 6 صفر المظفّر سال 1392ق (مطابق فروردین 1351ش) پس از مدتی بیماری وفات یافته و در تخت فولاد تکیه خلیلیان جنب مزار آقا باقر فزوینی مدفون شد.
از آثار او «نجم السّهیل» در نظم دعای کمیل به طبع رسیده است.[1]
حیدرعلی ورنوسفادرانی
حیدرعلی بن کلب علی ورنوسفادرانی اصفهانی [از کاتبان قرن یازدهم هجری] در دوشنبه 19 ذیقعده 1069ق نسخه ای از کتاب «تقدیس الانبیاء» تألیف: سیّد عبدالحسیب بن احمد علوی عاملی را به خط تعلیق نوشته و کتاب به شماره 352 در کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران موجود است.[2]
[پدرش کلب علی سنگ تراش، و برادرش محمّد شریف در هنر حجاری از اساتید دوران خویش بودند. برادرش شعر را نیز نیکو می سرود.[3]]
میرزا حیدرعلی شیروانی
میرزا حیدرعلی بن ملّا میرزا محمّد بن حسن شیروانی عالم فاضل و متکلّم متبحّر، از علمای اواخر عهد صفویه. پدرش از علمای مشهور قرن یازدهم هجری و مادرش دختر ملّا محمّد تقی مجلسی است. در اصفهان متولّد شد و نزد علمای این شهر از جمله پدر
[1]راز و نیاز علی با خدا یا نجم السّهیل، صص 64-60؛ تذکره شعرای معاصر اصفهان، صص 314 و 315؛ سیری در تاریخ تخت فولاد، صص 75 و 76.
[2]فهرست مرکزی دانشگاه، ج3، ص569.
[3]تذکره نصرآبادی، ج1، ص594.
دانشمند خود به تحصیل پرداخت. و به دامادی علّامه ملّا محمّد باقر مجلسی مفتخر شد.
او دارای عقاید و آرائی مخصوص بوده و عدّه ای از او پیروی نموده اند که به حیدریّه معروفند و به طوری که بزرگان محققین اظهارنظر می کنند عقاید آنان مردود و غیرمرضی بوده و جمعی از علماء در کتابهای خود آنها را رد نموده اند و شاید یکی از عللی که وی با تمام معلومات علمی و زهد و تقوی گمنام مانده، و آثار و تألیفاتش متروک و مهجور است، همین آراء ویژه او می باشد.
سال وفات او معلوم نیست امّا تا سال 1129ق در قید حیات بوده است. قبر او را در خارج بقعه علّامه مجلسی می نویسند لکن در برخی از مواضع «الذرّیعه» و دیگر کتب وی را ساکن نجف اشرف نوشته اند.
کتابهای زیر از تألیفات اوست:
1. «المناقب والمثالب» 2. «رساله در کفر غیر امامی»[1]
حیدرعلی فایض اردبیلی
حیدرعلی بن مسیح اللَّه اردبیلی اصفهانی متخلّص به «فایض» شاعر ادیب. پدرش از خوشنویسان و فضلای ساکن اصفهان بوده و شعر می سروده است.
حیدرعلی نیز شاعر بوده و در فن ماده تاریخ سرایی مهارت داشته و در اصفهان به تحصیل مشغول بوده است.
این رباعی از اوست:
[1]تتمیم امل الآمل، صص 137 و 138؛ فیض قدسی، صص 231-229؛ مرآه الاحوال جهان نما، ص273؛ الذریعه: مُجَلَّدات مختلف؛ رجال اصفهان یا تذکره القبور، ص128؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص583؛ علّامه مجلسی بزرگمرد علم و دین، صص 554 و 555؛ معجم رجال الفکر و الادب، ص268؛ فهرست مجلس، ج10، ص28؛ فهرست الفبائی رضوی، ص554؛ فهرست عکسی احیاء، ج2، صص 135 و 136 و ج3، صص 10 و 41؛ فهرست خطی احیاء، ج7، ص243؛ الکواکب المنتشره، صص 233-231.
ای آهوی خوش نگاه صحرای ختن
آرامِ دلِ حزین غمدیده من
تا بزم من از شمع جمالت افروخت
پروانه درآمد که چراغت روشن[1]
میرزا حیدرعلی ندیم الملک
میرزا حیدرعلی ندیم الملک معروف به «فخرالادباء» فرزند محمّدمهدی بن ملّا هاشم مبارکه ای لنجانی اصفهانی، نویسنده و ادیب دانشمند در قرن چهاردهم هجری. [در شب سه شنبه 18 رمضان 1284ق در اصفهان متولّد شد. در اصفهان نزد جمعی از فضلاء خصوصاً میرزا محمّدحسین همدانی تحصیل کرد و همچنین زبان فرانسه را آموخت و با علوم جدید رایج در اروپا آشنا شد.]
او مردی بود بسیار فاضل و ادیب و سخندان و بلند طبع و کریم النّفس و خط تحریری را خوب می نوشت [او در طهران به خاطر دانش و تجربه خود مصاحب «محمّدحسن میرزا» ولیعهد احمدشاه شد و لقب «ندیم باشی» و سپس «ندیم الملک» گرفت. امّا پس از دگرگونی اوضاع از طهران به اصفهان بازگشته و در فقر و قناعت زندگی را سپری نمود تا اینکه در شب پنج شنبه 28 جمادی الثّانی 1357ق در مریضخانه انگلیس (بیمارستان عیسی بن مریم فعلی) اصفهان وفات یافته و در تخت فولاد مدفون شد.[2]]
کتب زیر از تألیفات اوست:
1. «تاریخ اصفهان» به اختصار که نسخه ای از آن در کتابخانه مدرسه چهلستون مسجد جامع طهران و نسخه ای دیگر به شماره 11465 در کتابخانه عمومی اصفهان موجود بوده است.[3]این کتاب با عنوان «تاریخ مختصر اصفهان» به چاپ رسیده است.[4]
[1]تذکره نصرآبادی، ج1، صص 272 و 273؛ تذکره روز روشن، ص599؛ دانشمندان آذربایجان، ص293.
[2]دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، ص1019؛ مکارم الآثار، ج7، صص 2579 و 2580؛ دیوان طرب: مقدمه، ص138.
[3]آشنایی با چند نسخه خطی، ج1، ص346؛ فهرست عمومی اصفهان، ج1، ص15.
[4]فرهنگ ایران زمین، ج12، سال 1343ش، صص173-145.
2. «ترجمه اقوام المسالک فی معرفه احوال الممالک» تألیف: خیرالدّین پاشای تونسی، که نسخه ای از آن به شماره 11465 در کتابخانه عمومی اصفهان[1]و نسخه ای دیگر در کتابخانه مجلس شورای ملّی[2]و نسخه ای دیگر در کتابخانه آیت اللَّه گلپایگانی[3]موجود است. 3. «ترجمه مروج الذّهب» تألیف: مسعودی که نسخه ای از آن به شماره 11418 در کتابخانه عمومی اصفهان موجود است.[4]4. «ترجمه و تفسیر لغات مشکله قرآن» که نسخه از آن در کتابخانه مرعشی وجود دارد.[5][5. «جُنگی در مطالب متفرقه» 6. «شرح لامیه العجم» تألیف طغرائی.]
حیدرعلی کمالی
حیدرعلی کمالی ابن حاج محمّد مهدی بلورفروش اصفهانی، شاعر و ادیب، از سخنوران معاصر در شوال 1288ق در ابرقو متولّد شد و در کودکی به همراه پدر به اصفهان آمده [و تا 22سالگی به مسگری و یراق بافی مشغول شد.] بعد از آن خواندن و نوشتن و علوم مقدّماتی را فرا گرفت. پس از مدّتها اقامت در اصفهان به طهران رفت. [و بلورفروشی پرداخت در وقایع مشروطه به مشروطه خواهان پیوسته و جهت آنان اشعاری سرود. در سال 1329ق در تهران روزنامه «پیکار» را انتشار داده و آن را اُرگان حزب «اجتماعیون - عامیون» قرار داد امّا ناصر الملک نایب السلطنه آن را توقیف و حزب را منحل ساخت. حیدرعلی به ناچار انزوا اختیار کرده و تا زمان رضا شاه که از طرف مردم نیشابور به وکالت در مجلس شورای ملی انتخاب شد، به فعالیت های ادبی مشغول بود.
[1]فهرست عمومی اصفهان، ج1، ص55.
[2]فهرست مجلس، ج2، ص437.
[3]فهرست گلپایگانی، ص95.
[4]فهرست عمومی اصفهان، ج1، صص 66 و 67.
[5]فهرست مرعشی، ج7، ص78.
او در سالهای آخر عمر به سکته ناقص و فلج مبتلا شد تا اینکه در جمعه 26 محرم الحرام 1369ق در طهران وفات یافت.
کمالی در قصیده سرائی استادی توانا بود ولی غزلیّات او به قدرت قصایدش نبود. در انجمن ها و مجامع ادبی شرکت می کرد و رجال و اعیان آن عهد همچون فروغ، اعتصام الملک و فخرالسّلطنه با او مراوده و مصاحبت داشته اند. در داستان نویسی نیز از پیشگامان داستان به شمار می رود.]
کتب زیر از آثار اوست:
1. «دیوان کمالی» که در سال 1330ش به چاپ رسید. 2. «لازیکا» 3. «مظالم ترکان خاتون» 4. «منتخب اشعار صائب»
این چند بیت از اشعار اوست:
[بی روی تو از دیده ز بس اشک فشاندیم
عالم همه آب است به پیش نظر ما
در آتش از آه دل خود، عمر گدازیم
سرچشمه خورشید بود رهگذر ما
رفتیم و دگر از طلبش باز نیائیم
ای برق مسوزان نفس اندر اثر ما[1]]
[1]ادبیات معاصر، صص 82 و 83؛ چهره مطبوعات معاصر، ص195؛ دائرهالمعارف دانش بشر، ص1212؛ تذکره شعرای معاصر اصفهان، صص 390-388؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، ص710؛ مکارم الآثار، ج8، صص 2935-2932؛ مؤلفین کتب چاپی، ج2، ص979؛ فرهنگ داستان نویسان ایران، ص176؛ سخنوران نامی معاصر ایران، ج5، ص2958؛ فرهنگ معین، ج6، ص1610.
شیخ حیدرعلی فروشانی
شیخ حیدرعلی فروشانی، از علمای عالیقدر اواخر دوره قاجاریه. وی اهل محلّه «فروشان» سِدِه ماربین [خمینی شهر فعلی] بوده و پس از تحصیل در اصفهان، به عتبات عالیات مهاجرت نموده و در درس آیات عظام شیخ مرتضی انصاری و آقا سیّد حسین ترک کوه کمری حاضر شده و پس از تکمیل تحصیلات خود به ایران مراجعت نموده و در محلّ تولّد خود ساکن شده و ریاست علمی و دینی آنجا را یافت. وی مورد توجّه عموم طبقات بالاخص علماء و طلاّب بوده و حوزه درسش از هر حیث ممتاز بوده است.[1]
[وی در سال 1320ق وفات یافته و جنب مسجد ملّا حیدر فروشان مدفون شد.[2]]
میرزا حیدرعلی نائینی
میرزا حیدرعلی نائینی، از علمای اواخر دوره قاجاریه، اصلاً اهل نائین بوده و در اصفهان متولّد شده و به تحصیل پرداخته و سرانجام در طهران ساکن شده است. او از علماء معقول و منقول و عرفان و تارک دنیا بوده و در بازار نایب السّلطنه طهران در دکانی پاره دوزی می نموده و کسبه آن حدود وی را مشهدی حیدر می گفته اند. و احدی حتّی خواص نیز پی به مقامات او نبرده بودند.
سیّد شهاب الدّین مرعشی نجفی از علماء معاصر و مراجع تقلید مدّتی نزد وی هیأت خوانده است.
میرزا حیدرعلی در سال 1344ق به سن 78سالگی وفات یافته و در نزدیکی سر قبر آقا در طهران مدفون شد. وی «حاشیه بر شرح چغمینی» در هیأت نوشته که قسمتی از آن را حاج شیخ احمد کتابفروش شیرازی بدون اطلاع از وضع مؤلّف به طبع رسانیده
[1]رجال اصفهان یا تذکره القبور، ص239؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص579.
[2]خمینی شهر، شهری که از نو باید شناخت، ص207.
است.[1]
حیدرقلی عودی*
حیدرقلی عودی، از موسیقی دانان عصر صفویه است. وی که ملازم سفرها و مصاحب اوقات فراغت شاه عباس اول بود، در نواختن عود مهارت به سزائی داشت و تا سال 1015ق در قید حیات بود و اغلب در اصفهان به سر می برد.[2]
حیدره اصفهانی
ابویعلی حیدره بن عبدالاعلی بن محمّد بن محمّد سبط بن القطّان اصفهانی، از محدّثین اصفهان است.
از شمس الدّین المؤید بن عبدالرّحیم احمد بن محمّد بن اخوه بغدادی روایت می کند و شیخ عزّالدّین ابراهیم بن محمّد بن ابی بکر حموینی مؤلّف «فرائد السمطین» از او نقل حدیث می کند.[3]
حیران اصفهانی*
ملّا حیران، از شعرای قرن یازدهم هجری است. در اصفهان ساکن بود و تا سال 1083ق زنده بود.
از اوست:
خانه دل ها تهی کن از هوس ها چون حباب
تا توانی کف زنان چون موج از دریا گذشت[4]
[1]تاریخ نائین، ج4، ص145؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص584.
[2]تاریخ اصفهان (هنر و هنرمندان)، ص255.
[3]احقاق الحق، ج8، ص387.
[4]تذکره نصرآبادی، ج1، ص604.