بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 101

دیوان اشعار او با عنوان «آوای مینو» در سال 1384ش توسط انتشارات رنگینه در اصفهان به چاپ رسیده است.

از اوست:

ای به تأثیر نَفَس عقده گشا همچو مسیح بازگو داروی درد دل بیچاره کجاست]

آقا شیخ محمّد رضا نجفی اصفهانی

آقا شیخ محمّد رضا بن حاج شیخ محمّد حسین بن حاج شیخ محمّد باقر نجفی مسجدشاهی بن شیخ محمّد تقی رازی ایوان کیفی نجفی اصفهانی، فقیه مجتهد، نابغه بی بدیل و علّامه بی نظیر و ادیب دانشمند شاعر [از اکابر علمای اصفهان در قرن چهاردهم هجری].

در روز 20 محرم 1287ق در نجف اشرف متولّد شد مادرش فرزند عالم عالیقدر سیّد محمّد علی آقا مجتهد فرزند سیّد صدرالدین صدر بزرگ بود. او پس از مسافرتی به اصفهان، مجددا به عتبات عالیات رفته و نزد حضرات آیات: سیّد ابراهیم تنکابنی قزوینی، شیخ محمّد حسین نجفی (پدر دانشمند خود)، میرزا فتح اللّه شریعت اصفهانی، آخوند ملّا محمّد کاظم خراسانی، سیّد محمّد کاظم طباطبایی یزدی، سیّد اسماعیل صدر، سیّد محمّد فشارکی، حاج میرزا حسین محدّث نوری، سیّد مرتضی کشمیری، ملّا علی نهاوندی، حاج آقا رضا همدانی، حاج ملّا حسینقلی همدانی، حاج میرزا حبیب اللّه ذوالفنون عراقی و سیّد جعفر حلّی کسب علم و معرفت کرده و در علوم مختلف خصوصا، فقه، اصول، ادبیات، کلام، حدیث و ریاضی مهارتی به سزا یافته [و استادی زبردست گردید. او در کنار تحصیل به تصفیه نفس و تهذیب و تزکیه و عبادت پرداخته و از تربیت عالم ربّانی ملّا حسینقلی همدانی برخوردار شد.] عاقبت به اصفهان آمده و به


صفحه 102

تدریس و افتاء و قضاوت و ترویج دین مشغول شد و صدها تن از علماء و فضلاء از محضر تدریس و تعلیم او کسب فیض کردند. او عالمی خوش مشرب، حاضر جواب و نسبت به همگان متواضع بوده و در دفاع از دین و امر به معروف و نهی از منکر از هیچ اقدامی فروگذار نمی کرده است.

وی پس از عمری تحصیل و تدریس و تحقیق و تألیف در یکشنبه 24 محرم 1362ق در اصفهان وفات یافته و پس از تشییع باشکوه به تخت فولاد حمل و در بقعه جدّ عالی مقدار خود شیخ محمّد تقی رازی (موسوم به تکیه مادر شاهزاده) مدفون گردید.

میرزا حسن خان جابری انصاری جهت وفات ایشان قطعه ای سروده و مادّه تاریخ آن چنین است:

تمنّی الجابری بأن یورّخ و کَلَّ لسانه عند البیان

اذا جاء البشیر و قال ارّخ «لقد اوی الرضا بالجنان»

1321ه . ق

و میرزا حبیب اللّه نَیّر گوید:

اراد النّیّر استیضاح فوته ففی شهر المحرم طاب مثواه

فارخ بعد نقص الست العام «رضا النّجفی لبی داعی اللّه»

1362=6-1368ق

وی صاحب تألیفات عدیده است که در «الذریعه» و «تاریخ علمی و اجتماعی اصفهان» به طور مفصّل معرفی گردیده، که از آن جمله است:

1. «الاجازه الشّامله للسیّده الفاضله» مطبوع در آخر کتاب «جامع الشتات» صاحب عنوان [و نیز در مجله علوم الحدیث شماره چهارم با تحقیق علّامه سیّد محمّد رضا جلالی]2. «اجازات»3. «أداء المفروض فی شرح اُرجوزه العروض» [چاپ شده با تحقیق شیخ مجید هادی زاده]4. «اماطه الغین فی استعمال العین فی المعینین»، [مطبوع


صفحه 103

مرتین]5. «استیضاح المراد من الفاضل الجواد»، مطبوع در آخر کتاب «وقایه الاذهان» [و مجلّه «فقه اهل البیت» شماره 40 عربی با تحقیق آقای رحیم قاسمی و ترجمه ایشان از این رساله نیز در مجله فقه فارسی شماره 44 چاپ شده است.]6. «استقصاء کتب الأصحاب»7. «امجدیه»، [چاپ چهارم]8. «الإیراد و الاصدار فی حلّ مشکلات عویصه فی بعض العلوم»9. «أنا و الایام» 10. «تعریب رساله سیر و سلوک» منسوب به علّامه بحرالعلوم 11. «تنبیهات دلیل الانسداد»، مطبوع 12. «حاشیه بر اُکر ثاوذوسیوس» 13. «حاشیه بر شرح واحدی بر دیوان متنبی» [با تحقیق خانم لیلی نجمی در مجموعه «نصوص و رسائل» چاپ شده است.] 14. «حاشیه بر کتاب روضات الجنات» که با نام «اعلاط الروضات» به طبع رسیده است. 15. «حلی الدّهر العاطل فیمن أدرکته من الأفاضل» 16. «حاشیه بر کافی» 17. «حواشی استدلالی بر رساله نجاه العباد»، [مطبوع] 18. «دیوان أبی المجد»، مطبوع 19. «ذخائر المجتهدین» فی شرح «معالم الدین فی فقه آل یاسین»، که «معالم الدین» تألیف شمس الدّین محمّد بن شجاع انصاری حلّی (ابن قطان) است 20. «رساله فی الردّ علی فصل القضافی عدم حجیّه فقه الرضا علیه السلام » 21. «الروض العریض فیما قال أو قیل فیه من القریض» 22. «الروضه الغناء فی معنی الغناء و تحدیده حکمه»، مطبوع مکررا 23. «رساله در حکم گرامافون»، [که در مجموعه «غنا و موسیقی» چاپ شده است.] 24. «سقط الدُّر فی احکام الکُر» 25. «سمطا اللئال فی مسئلتی الوضع و الاستعمال»، دو بار چاپ شده 26. «رساله در عدم تنجیس متنجس» 27. «السیف الصنیع لرقاب منکری علم البیع» [مطبوع با تحقیق آقای شیخ مجید هادی زاده] 28. «العقد الثّمین» 29. «غالیه العطر فی حکم الشّعر» 30. «رساله در قبله» 31. «القول الجمیل الی صدقی جمیل» 32. «گوهر گرانبها» در ردّ اتباع عبدالبهاء [با تحقیق آقای مهدی باقری چاپ شده] 33. «نجعه المرتاد» در شرح «نجاه العباد» [با تحقیق آقای رحیم قاسمی در مجموعه میراث حوزه اصفهان، جلد اوّل چاپ شده است.] 34. «نقد فلسفه داروین» در سه مجلّد، دو جلد مطبوع، [و اخیرا با


صفحه 104

تحقیق آقای دکتر حامد ناجی اصفهانی چاپ شده است.] 35. «النوافج و الروزنامج» [با تحقیق آقای جویا جهانبخش منتشر شده است.] 36. «وقایه الاذهان و الألباب و لباب اُصول السنه و الکتاب»، مطبوع مرّتین.

[او در فنون شعر و ادب خصوصا معانی و بیان، بدیع، صرف و نحو، انشاء و سرودن شعر از نوادر روزگار بوده و فصیح و زیبا و دلپذیر شعر می سروده است.]

این شعر از اوست:

ألّا إنّ شکل المال فی الدّهر منتج ولکن شکل العلم فیه عقیم

فمن یشتری منی جمیع فضائلی فإنّی بأنحاء العلوم علیم

فقیه اصولی ادیب مفسر طبیب بصیر بالنجوم حکیم

و ماذا انتفاعی بالأصاله و الحجی اذا قیل هذا مقترٌ و عدیمٌ

عففت عن الفحشاء فی زمن الصبا علی إنَّ الشیطان الشباب رجیم[1]

شیخ محمّد رضا صالحی جوباره ای

حاج شیخ محمّد رضا صالحی بن شیخ محمّد حسین بن ملّا محمّد صالح جوباره ای، عالم فاضل زاهد [از علمای قرن چهاردهم هجری] در استخاره از قرآن شهرت داشت و الحق تفألات او اغلب صحیح و درست بود.

در شب غرّه رجب 1386ق به سنّ متجاوز از 95 سالگی وفات یافته و در بقعه تکیه

[1]رجال اصفهان یا تذکره القبور، صص 76 و 77؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، صص 620-622؛ تذکره شعرای معاصر اصفهان، صص 213-215؛ سیری در تاریخ تخت فولاد، ص95؛ تاریخ علمی و اجتماعی اصفهان، ج2، صص 219-444؛ تاریخ اصفهان (جابری)، صص 342-344 و 410؛ رجال اصفهان (دکتر کتابی)، ج1، صص 213-215؛ الاجازه الکبیره، صص 181 و 182؛ ریحانه الأدب، ج7، ص252؛ مصفی المقال، ص179؛ نقباء البشر، صص 747-753؛ تاریخ اصفهان (تکایا و مقابر)، صص 117-119؛ دیوان ابی المجد: مقدمه؛ وقایه الأذهان: مقدمه؛ رساله امجدیه: مقدمه؛ قبیله عالمان دین، صص 85-115؛ گلشن اهل سلوک، صص 113-142؛ معارف الرجال، ج3، ص245؛ الاعلام، ج3، ص26؛ معجم المؤلفین، ج3، ص163.


صفحه 105

فاضل سراب (معروف به تکیه جویباره ای ها) در تخت فولاد اصفهان مدفون شد.[1]

[مادّه تاریخ فوتش را استاد فرزانه و شاعر توانا آقای میرزا فضل اللّه خان اعتمادی خوئی متخلّص به «برنا» گوید:

بتاریخ وفاتش زد رقم «برنا» «رضای صالحی بود عابد و عالم»

1386]

استاد محمّد رضا اصفهانی

استاد محمّد رضا بن استاد حسین بناء اصفهانی، از هنرمندان زبردست عهد صفویه است. اثر جاویدان او بنای مسجد شیخ لطف اللّه اصفهان، زیباترین بنای تاریخ اسلامی جهان است که در زمان شاه عباس اوّل، در سالهای 1012 تا 1028ق ساخته شده است. در داخل محراب کاشیکاری مسجد شیخ لطف اللّه نام او چنین آمده است:

«عمل فقیر محتاج برحمت خدا محمّد رضا بن استاد حسین بنّاء اصفهانی 1028»[2]

رضا بینا

رضا قربانی مهر متخلّص به «بینا» فرزند آقا حسین جان، شاعر و ادیب معاصر در سال 1288ش در بندر انزلی متولّد شد. در جوانی به استخدام بانک ملی ایران در آمد و در اصفهان ساکن شد. علاوه بر شعر و ادب به زبانهای فرانسوی و روسی آشنا بود. وی در انجمن های ادبی اصفهان همچون انجمن کمال [و انجمن صائب] شرکت می کرد [او در 4 ربیع الاول 1402 مطابق با دهم دی 1360ش وفات یافته و در تکیه خلیلیان در تخت فولاد مدفون شد. وی علاوه بر شعر، داستانهای متعددی نیز نوشته و آثارش در

[1]دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، ص728؛ سیری در تخت فولاد، ص103؛ بیان المفاخر، ج2، ص186.

[2]گنجینه آثار تاریخی اصفهان، ص402؛ کارنامه بزرگان ایران، ص212؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، ص620.


صفحه 106

روزنامه های «سایبان» و «سینا» به چاپ رسیده است.]

از اوست:

چشم تو به چالاکی ترکان کمان کش بگرفته به خون ریختنم تیر و کمان را[1]

محمّد رضا شکیب اصفهانی

محمّد رضا متخلّص به «شکیب» فرزند محمّد حسین شمشیری شاعر و ادیب عارف. در سال 1284ش در اصفهان متولّد شده و در این شهر به کسب علم و ادب پرداخت. در 27 سالگی به عرفان روی آورده و مُرید ذوالرّیاستین شیرازی شد در شعر و ادب از محضر سینا کرونی بهره برده و در انجمن ادبی شیدا نیز از اساتید ادب کسب فیض کرد. سپس در انجمن های ادبی اصفهان همچون انجمن کمال حضور یافت. او به شغل قلمزنی امرار معاش می کرد و به مشایخ نعمت اللهی پاقلعه اصفهان ارادت می ورزید. دیوان اشعارش چندین بار به چاپ رسیده است.

وی سرانجام در [دوم ذیحجّه 1402ق مطابق با 28 شهریور 1361ش] وفات یافته و در صحن تکیه آقاباشی واقع در تخت فولاد اصفهان مدفون شد. مادّه تاریخ وفاتش را شاعر توانا و ادیب دانشمند آقای میرزا فضل اللّه خان اعتمادی خوئی متخلّص به «برنا» گوید:

به شمسی خاصه بُرنا وفات او بنوشت: «اجل گرفت قلم از کف شکیب ادیب»[2]

این ابیات از شکیب اصفهانی است:

هر که زد اندر ازل جامی ز مینای محبّت تا ابد در سر هوای خانه خمّار دارد

آب و رنگ لاله روی تو ای سرو خرامان باغ و بستان را به چشمم خوارتر از خار دارد

[1]سخنوران نامی معاصر ایران، ج1، ص656؛ تذکره خوان نعمت، ص54؛ تذکره شعرای معاصر اصفهان، ص98؛ یادداشت های محقّق گرامی آقای حمید خلیلیان.

[2]تذکره شعرای معاصر اصفهان، صص 274-276؛ سیری در تاریخ تخت فولاد، ص55.


صفحه 107

رضا طلاکوب

آقا رضا طلاکوب فرزند حسین بن احمد نقره کوب، شاعر ادیب [از سخنوران قرن چهاردهم هجری].

در حدود سال 1263ش در اصفهان متولّد شد. او مدّتی به مشاغل آزاد می گذرانید. در اواخر عمر در اداره شهرداری و بعدا در کارخانه ریسباف کار می کرد. در چند سال آخر عمر خود بینائی اش را از دست داد خیلی کم شعر می گفت و در انجمن های ادبی شرکت نمی کرد امّا طبع روانی داشت. اشعارش در حدود یکهزار و پانصد بیت می شود. او در یکشنبه 23 رمضان المبارک سال 1372ق وفات یافته و در تکیه سیّد ابوجعفر خادم الشریعه (معروف به تکیه «حاج آقا مجلس») در تخت فولاد اصفهان مدفون شد.

از اوست:

هر که بینی رو بگرداند ز دیدار رقیب من نمی خواهم ببینم روی یار خویش را[1]

محمّد رضا صغیر اصفهانی

محمّد رضا صغیر اصفهانی متخلّص به «سعید» فرزند استاد محمّد حسین صغیر اصفهانی بن اسداللّه، شاعر و مداح اهل بیت، در سال 1305ش در اصفهان متولّد شد. [و در دبستان فردوسی و دبستان حکیم نظامی تحصیل کرد سپس به کار بافندگی در کنار پدر مشغول شد و تحت پرورش پدر ذوق ادبی او شکوفا و لب به گفتن شعر باز کرد و در انجمن های ادبی همچون کمال، دبستان تبریزی، خاکیا، سعدی، حافظ، صائب و صغیر شرکت کرد. او مدّتی به فروش لوازم خانگی مشغول بود و عاقبت انتشارات صغیر را تأسیس نموده و مجموعه اشعار بسیاری از شعرای اصفهان را به چاپ رساند. خود او

[1]تذکره شعرای معاصر اصفهان، ص325؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص146؛ سیری در تاریخ تخت فولاد، ص56؛ دانشوران روشندل، ص87.


صفحه 108

نیز تألیفاتی دارد که به چاپ رسیده اند از جمله:

1. «دیوان سعید» 2. «گنج عرفان»3. «گلها و لاله ها»4. «لاله های رنگارنگ»5. «گلبن امید»6. «مصبت نامه صغیر»7. «یادبودنامه صغیر»

از اوست:

ترک من صبر و دل و دین مرا یکجا برد نازم آن شوخ که این هر سه به یک ایما برد

آنچه اندوخته بودم به نهانخانه دل به نگاهی ز من دلشده آن زیبا برد

خرمن صبر مرا شعله هجرانش سوخت حاصل عمر مرا سیل غمش یکجا برد[1]]

رضا عطاپور*

رضا عطاپور فرزند حسین بن حاج تقی کلانتر چهارسوقی اصفهانی، از نویسندگان معاصر اصفهان. در سال 1311ش در محله چهارسوق شیرازی های اصفهان متولّد شد. و پس از طی تحصیلات ابتدایی و متوسطه به عنوان بهداشت یار در اداره بهداری به فعالیت پرداخت. وی کتابهای متعددی را تألیف کرده است که از آن جمله است:

1. «راهنمای اصفهان» ،مطبوع 2. «سخنان پرپر»، مطبوع3. «سخنرانی های فلسفی»، مطبوع4. «سخن زندگی»، مطبوع5. «سرگذشت بزرگان جهان»6. «سیری در دنیای مطبوعات» در 5 جلد7. «طومار اسلام»8. «فکاهیات عطا»، مطبوع9. «کشکول عطا» 10. «معایب اجتماع»[2]

[1]تذکره شعرای معاصر اصفهان، ص246؛ تذکره شعرای استان اصفهان، (ویرایش دوم)، ص285؛ مصاحبه غلامرضا نصرالهی با آقای حاج محمّد رضا صغیر در تیرماه 1386ش.

[2]مصاحبه غلامرضا نصرالهی با آقای عطاپور در 13 اردیبهشت 1370.