بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 320

عروض» [[1]«مختصر الاشباه و النّظائر النحویه»5. «مختصر الاذکار بالمسائل الفقیّه» دو کتاب اخیر به شماره 7115 در کتابخانه آیت اللّه مرعشی موجود است.[2]]

سلم ثقفی

ابو اُمیّه سلم بن عصام بن سلم بن مغیره بن عبداللّه ثقفی، [از محدثان عامّه اصفهان در قرن سوم هجری] نوشته ها و احادیث زیاد و از جمله احادیث غریب داشت. از عبیداللّه بن حجاج بن منهال و بشر بن آدم و دیگران نقل حدیث کردته و قاضی محمّد بن احمد بن ابراهیم اصفهانی (ابواحمد عسّال) از او روایت می کند.[3]

سلمان اصفهانی

سلمان اصفهانی، از خوشنویسان خط نستعلیق در قرن دهم هجری است. [او «تاریخ بلعمی» را در محرم 927ق کتابت نموده و اکنون در کتابخانه «شچدرین» سن پطرزبورگ روسیه وجود دارد.[4]]

او همچنین «اسکندرنامه» ترکی، تألیف: تاج الدّین احمد بن ابراهیم احمدی کرمیانی را به خط نستعلیق در صفر 924ق کتابت نموده و به شماره 4948 در کتابخانه ملّی ملک موجود است.[5]

سلمان قزوینی

سلمان بن خلیل بن غازی قزوینی اصفهانی [عالم فاضل از دانشوران اواخر عهد صفویّه [در نیمه رمضان 1099ق در اصفهان کتاب «صافی) شرح فارسی «کافی» پدر خود را مقابله کرده است. نسخه به شماره 450 در مجلس شورای ملّی موجود است.

[1]فهرست ملک، (کتب خطی ترکی)، ص2.

[2]فهرست مرعشی، ج18، صص 268 و 269.

[3]ذکر اخبار اصفهان، ج1، ص337؛ طبقات المحدّثین، ج4، ص212.

[4]فهرست خوشنویسان قرن دهم، ص118.

[5]فهرست ملک، (کتب خطی ترکی)، ص2.


صفحه 321

سجع او «سلمان منا اهل البیت» بوده است.[1]

میرزا سلمان جابری

میرزا سلمان جابری بن علی، شاعر ادیب [از شعرای قرن دهم هجری] از رجال و اعیان دولت صفویّه و جدّ خاندان جابری انصاری اصفهان. [پدرش چند سال وزیر ابراهیم خان ذوالقدر حاکم فارس بود. او در شیراز به کسب علم و ادب پرداخته و به خدمات دیوانی مشغول شد. در زمان شاه طهماسب صفوی ناظر بیوتات سلطنتی شد. شاه اسماعیل دوم او را به وزارت برگزیده و پس از مرگ او، در زمان سلطنت سلطان محمّد خدابنده به لقب «اعتماد السلطنه» ملقّب گردیده و منصب وزارت اعظم دولت صفوی را برعهده گرفت. نفوذ و قدرت او در دربار صفویه و تسلّط و چیرگی او بر ارکان دولت و مملکت نگرانی و حسادت را در بین برخی دولتمردان و امرای قزلباش برانگیخت تا جایی که توطئه چیدند تا او را از پیش پای خود بردارند. آنان از ضعف و بی کفایتی شاه استفاده کرده و در سال 991ق در هرات او را به قتل رسانده و اموالش را مصادره کردند.

شعر را نیکو می سروده و در علوم زمان خود خصوصا حساب و سیاق مهارت داشته است.

از اوست:

عنان زلف به چشمان فتنه بار مده به دست مردم پرفتنه اختیار مده

ز زلف پرده به رخسار لاله گون مفکن کلید گنج سعادت به دست مار مده[2]]

[1]فهرست مجلس، ج12، ص179.

[2]احسن التواریخ، صص 655 و 716؛ تاریخ عالم آرای عباسی، (چ 1377ش)، ج1، صص 441-445؛ تذکره آتشکده (بخش سوم از نیمه نخست)، ص946؛ تذکره روز روشن، ص263؛ لغت نامه دهخدا: ذیل «سلمان»، ص601؛ تاریخ نظم و نثر، صص 461-463؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص513؛ منتخب اللطایف، ص330؛ تذکره مجمع الخواص، ص41.


صفحه 322

سلمان فارسی

ابوعبداللّه سلمان فارسی، نامش روزبه و از اهالی جی اصفهان بوده و در طلب تحقیق دین رنج ها برده و مسافرت ها نموده و سرانجام به شرف حضور محضر پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله مشرّف گردیده، از بزرگترین صحابه آن حضرت معدود بوده و به خطاب «السّلمان منّا اهل البیت» مفتخر گردیده [است].

در سال 33 یا 36ق در مداین وفات یافته، قبرش معروف است. در سنین عمر سلمان اختلاف زیاد است و عموم مورّخین وی را از معمّرین نام برده اند.

ظاهرا وی را سه فرزند بوده: 1. عبداللّه 2. کثیر3. محمّد و برادری در شیراز و خواهر و دختری در اصفهان داشته و جمعی کثیر از محدّثین از اولاد اویند و سوزنی سمرقندی و ضیاءالدّین خجندی خود را از اولاد او می دانسته اند.[1]

میرزا سلمان حسابی نطنزی

میرزا سلمان نطنزی متخلّص به «حسابی» از شعراء و ادبای قرن دهم هجری. او برادرزاده خواجه قاسم مستوفی الممالک نطنزی است. در کاشان نشو و نما یافته و در اصفهان ساکن شده است. اغلب عمر را به تحصیل علم گذرانیده و در ادبیات فارسی و عرب، طب، عرفان، موسیقی، انشاء و غیره دارای معلوماتی بوده اما هیچ علمی را به کمال نرسانده بود و بدین جهت ظرفاء او را دکان پس کوچه می گفتند (چرا در دکان او

[1]دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، ص672؛ طبقات ابن سعد، ج4، ص53؛ ذکر اخبار اصبهان، ج1، صص 49-52؛ حلیه الاولیاء، ج1، صص 185-208؛ طبقات المحدثین، ج1، صص 203-236؛ اُسد الغابه، ج12، ص417؛ محاسن اصفهان، ص23؛ مروج الهذب، ج1، ص320؛ مجالس المؤمنین، ج2، صص 205-208؛ نفس الرحمان فی فضائل سلمان؛ بررسی سیر زندگی و حکمت و حکومت سلمان فارسی؛ سلمان محمّدی (عبدالواحد مظفر)؛ سلمان فارسی (جعفر مرتضی عاملی)؛ سلمان فارسی، استاندار مدائن (احمد صادقی اردستانی)؛ روزبه یا سلمان فارسی؛ سلمان پاک؛ تاریخ تشیع اصفهان؛ صص 71-73؛ خورشید جی، صص127-201؛ فرهنگ اعلام تاریخ اسلام، ج2، ص1251.


صفحه 323

هر چیزی پیدا نمی شود). در موسیقی و ادوار مهارت داشته و تصنیف های او زبانزد گویندگان (خوانندگان) آن عهد بوده است. سال وفات او معلوم نیست.

کتب زیر از آثار اوست:

1. «شرح دیباچه گلستان» 2. «شرح هیئت» قوشچی به فارسی3. «اوصاف البلاد»4. «دیوان اشعار»

حسابی در وصف زادگاه خود نطنز گفته است:

در بدخشان گر عقیق از سنگ می آید برون از نطنز ما مِی گلرنگ می آید برون

این رباعی از اوست:

ای عقل خجل گشته زِ نادانی ما درهم شده خلق از پریشانی ما

بُت در بغل و به سجده پیشانی ما کافر زده خنده بر مسلمانی ما[1]

سیّد محمّد سلیم زنجانی

سیّد محمّد سلیم بن برهان الدّین بن سیّد شاهی موسوی زنجانی، از علماء و فقهاء قرن دوازدهم هجری است.

در اصفهان ساکن بوده و نزد علّامه ملّا محمّد باقر مجلسی تحصیل نموده است. وی در سال 1131ق 75جلد کتاب وقف نموده است. در مقدمه یکی از آن کتابها («شرح لمعه» جلد دوم، موجود در کتابخانه مدرسه صدر بازار اصفهان) یکی از نوادگانش حاج میرزا علینقی زنجانی بن میرزا محمّد علی بن امیر محسن بن میر محمّد سلیم موسوی اصفهانی، به شاگردی میر محمّد سلیم نزد علّامه مجلسی تصریح کرده است.[2]

[1]تذکره هفت اقلیم، صص 431-439؛ تاریخ عالم آرای عباسی، (چ 1377)، ج1، ص287؛ تذکره آتشکده: بخش سوم نیمه نخست، ص940؛ مکتب وقوع در شعر فارسی، صص 71-73؛ تاریخ نظم و نثر، ص460؛ الذریعه، ج9، ص236؛ تذکره غنی، ص42؛ میراث فرهنگی نطنز، ج2، صص 76 و 77.

[2]زندگینامه علّامه مجلسی، ج2، ص38؛ تلامذه العلّامه المجلسی، ص103؛ علّامه مجلسی بزرگمرد علم و دین، ص350 الکواکب المنتشره، ص326.


صفحه 324

محمّد سلیم نوری*

محمّد سلیم بن ملک حسنی نوری، از فضلای قرن دوازدهم هجری است. در اصفهان سکونت داشته و به تحصیل علوم دینی مشغول بوده است. او در یکشنبه شب عید اضحی (10 ذیحجه) 1132ق در مدرسه شیخ جعفر اصفهان نسخه ای از «هیأت» فارسی تألیف: علاءالدّین علی قوشچی را به خط نستعلیق کتابت کرده که به شماره 127 در کتابخانه مؤسسه امام صادق علیه السلام در قم نگهداری می شود.[1]

محمّد سلیم جِشوِقانی قهپائی

محمّد سلیم بن محمّد علی جِشوِقانی [به کسر جیم و سکون شین و کسر واو] قهپائی اصفهانی [از فضلاء و کاتبان قرن یازدهم هجری] در نیمه ربیع الثّانی سال 1061ق کتاب «کافی» را به خط نسخ نوشته و به شماره 827 در کتابخانه آیت اللّه مرعشی در قم موجود است.[2]

حاج سیّد سلیمان ابطحی سدهی

حاج سیّد سلیمان ابطحی، از وعاظ و خطبای معروف اصفهان در قرن چهاردهم هجری.

او در سِدِه ماربین (خمینی شهر) متولّد شد نسب او به سیّد محمّد دیباج فرزند امام جعفر صادق علیه السلام منتهی می شود. او پس از انجام تحصیلات خود به وعظ و ارشاد مشغول شده و نماز جماعت را در مسجد حناساب های اصفهان اقامه می کرد. او عمری را به زهد و استغنا گذرانیده و به ذکر مصائب و مناقب اهل بیت علیهم السلام کوشید تا اینکه در

[1]فهرست مؤسسه امام صادق علیه السلام قم، ص95.

[2]فهرست مرعشی، ج3، ص27.


صفحه 325

روز جمعه 7 شعبان 1363ق وفات یافته و در صحن تکیه سیّد العراقین در تخت فولاد اصفهان مدفون شد.[1]

سلیمان اصفهانی

ابو داود سلیمان اصفهانی، وی جزو جماعتی از اهل اصفهان بوده که در کوفه موفّق به زیارت حضرت علی علیه السلام شده اند.

وی گوید که با پدرم بودم در «کناسه» کوفه. مردی را دیدار کردیم. از نام او پرسش کردیم. گفته شد وی: شاهان شاه عرب یعنی علی بن ابیطالب علیه السلام است.[2]

سلیمان اصفهانی*

سلیمان اصفهانی، از هنرمندان قرن سیزدهم هجری است. وی در نواختن نی مهارت به سزائی داشته و حتّی برخی نوازندگی او را به نوازندگی نایب اسداللّه ترجیح داده اند. مهدی نوائی نواختن نی را نزد او آموخته است.[3]

سلیمان بیگ اصفهانی

سلیمان بیگ نوه محب علی بیگ لَلِه، شاعر ادیب [از سخنوران قرن یازدهم هجری[ از رجال و اعیان مورد احترام دوره صفویه بوده و مشرب صوفی گری و درویشی داشته و همچون پدر و جدّش متولّی مسجد جامع کبیر عباسی [مسجد شاه = مسجد امام فعلی] در اصفهان بوده است.

از اوست:

[1]شرح مجموعه گل، صص 308-310؛ سیری در تاریخ تخت فولاد، ص143.

[2]ذکر اخبار اصفهان، ج1، ص332.

[3]سرگذشت موسیقی ایران، ج1، ص292؛ دائره المعارف تشیّع، ج9، ص273؛ تاریخ تحول ضبط موسیقی در ایران، ص476.


صفحه 326

حیرت افزاست خیال سر زلفت چندان که به خود گم چو سیاهی به شب تار شدم[1]

سلیمان اصفهانی

حافظ سلیمان بن ابراهیم، از محدّثین قرن پنجم هجری است. او از «ابوبکر احمد بن موسی بن مردویه» روایت می کند و «شهاب الاسلام ابوالنّجیب سعد بن عبداللّه همدانی» از وی نقل حدیث می نماید.

او در سال 488ق زنده بوده است.[2]

سلیمان مَلِنْجی اصفهانی

حافظ ابومسعود سلیمان بن ابراهیم بن محمّد بن سلیمان اصفهانی مَلِنْجی، از محدّثین عامّه اصفهان در قرن پنجم هجری است. او در سال 397ق متولّد شده و جهت اخذ حدیث به بصره و بغداد و فارس و جبال مسافرت کرده و از «ابونعیم احمد بن عبداللّه حافظ اصفهانی»، «محمّد بن ابراهیم جرجانی» و «ابی بکر بن مردویه» و دیگران استماع حدیث کرده و متجاوز از 30نفر در شام و خراسان و عراق از جمله «ابوالقاسم جنید بن محمّد صوفی قائنی»، «ابوبکر محمّد بن شجاع لفتوانی» و «ابوبکر محمّد بن طاهر اشتر طوسی» از او حدیث شنیده اند. او کتب چندی در حدیث و استخراج بر صحیحین تألیف کرده است.

او در سال 486ق وفات یافته است.[3]

«ملنجه» یکی از محلّات یاقرای اصفهان است.

[1]تذکره نصرآبادی، ج1، ص44؛ تذکره روز روشن، ص367؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، ص677 و 678.

[2]احقاق الحق، ج4، ص334 و ج7، ص393 و ج8، ص317 و ج9، ص521 و ج10، ص436.

[3]مرآت الجنان، ج3، ص142؛ التّحبیر، ج1، ص169؛ الانساب، ج5، ص382؛ تذکره الحفاظ، ج3، ص1093؛ میزان الاعتدال، ج1، ص409؛ فرهنگ اعلام تاریخ اسلام، ج1، ص501.


صفحه 327

سلیمان دامغانی*

خواجه سعدالدّین سلیمان بن شرف الدّین ابوالحسن بن طالوت دامغانی، از اعیان و خیرّین نیکوکا قرن هفتم و اوایل قرن هشتم هجری است. او از مریدان عارف ربّانی محمّد بن ابوالقاسم اصفهانی معروف به «بابا قاسم» بوده و پس از وفات مراد خود، بقعه ای شکوهمند را در سال 741ق بر سر مزار او بنا کرده است.[1]

سلیمان طبرانی

حافظ ابوالقاسم سلیمان بن احمد بن ایّوب بن مطیر لخمی طبرانی، از مشاهیر محدّثین و حُفّاظ عامّه در قرن سوم و چهارم هجری است. در سال 260ق در عکّا متولّد گردید و جهت کسب علم و حدیث به شهرهای حجاز و مصر و عراق و فارس و اصفهان و جزائر مسافرت نمود. در سال 290ق به اصفهان وارد گردید و بعدا به شهرهای دیگر رفته و از سال 300ق مجدّدا به اصفهان آمده و مدّت شصت سال در این شهر به نقل حدیث پرداخته، تعداد مشایخ او را قریب یک هزار نفر می نویسند. او را «مسند دنیا» لقب داده اند. و خود از زمره حُفّاظ و علماء اهل سنّت بوده و نسب به شیعه به نظر احترام می نگریسته است.

برخی از محدّثین که طبرانی از آنها روایت نموده عبارتند از: «ابن عقده احمد بن محمّد»، «احمد بن یحیی حلوانی»، «محمّد بن عبداللّه بن بجیر»، «محمّد بن علی بن اسحاق»، «محمّد بن علی بن الولید»، «یحیی بن عثمان با صالح» و غیره.

از جمله کسانی که از وی اخذ حدیث کرده اند: «حافظ ابونعیم اصفهانی»، «ابوخلیفه جمحی»، «عبداللّه بن احمد» و جماعتی دیگر می باشند.

[1]آثار ایران، ج4، صص 226 و 228.