ایران در آثار تاریخی هستند.
این هنرمند توانا از جامعه ارامنه اصفهان در سال 1378ش درگذشت.[1]
ملّا محمّد سمیع اصفهانی
ملّا محمّد سمیع اصفهانی [از فضلاء قرن چهاردهم هجری] فاضل ادیب. کتب چندی وقف نموده که از آن جمله است: نسخه ای از «ارشاد القلوب» دیلمی که به نظر علّامه [شیخ آقابزرگ] طهرانی رسیده است.[2]وی در نجف اشرف ساکن بود. او عالمی صالح زاهد و متقی و در جمع کتب مولع بوده و اغلب آن کتابها را وقف یا وصیّت به وقف نموده است. سرانجام در سال 1327ق وفات یافته و در قبرستان «وادی السلام» نجف مدفون شد.[3]
سوار عسکری
ابی الحسن سوار بن احمد بن ابی سوار عسکری. از روایان بصره حدیث نقل کرده است. چندین سال در اصفهان سمت قضاوت داشته و در ماه شعبان سال 94ق در این شهر وفات یافته است.[4]
سهل ابهری
ابوالحسن سهل بن احمد بن عباس ابهری اصفهانی [از محدّثین عامّه اصفهان در قرن سوم هجری] از «ابوبکر عبداللّه بن محمّد بن نعمان بن عبدالسّلام» روایت نموده و
[1]آبرنگ ایران: برگ چهارم؛ دانشنامه ایرانیان ارمنی، ص346.
[2]الذریعه، ج1، ص517.
[3]نقباء البشر، ص733؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، ص679.
[4]ذکر اخبار اصفهان، ج1، ص342؛ تاریخ نجف اشرف و حسیره، ص148؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، ص675.
«ابوبکر بن مقری» از او نقل حدیث می نماید.[1]
ابهر (اَبَر) از دهات بلوک جِی اصفهان بوده و اکنون جزو شهر محسوب می شود.
سهل اسیهفردیسی
ابوطاهر سهل بن عبداللّه بن فَرُّخان اسیهفردیسی مدینی اصفهانی [از زُهّاد و عُبّاد و محدّثین عامّه اصفهان در قرن سوم هجری] زاهد و مستجاب الدعوه بوده و به مصر و شام سفر کرده و حدیث نوشته است. [از «ابن شر حبیل»، «ابوایّوب سلیمان بن عبدالرّحمان» و «محمّد بن مصفّی» روایت نموده و «احمد بن ابراهیم بن یوسف ضریر» از او نقل حدیث کرده است.[2]] او در سال 296ق وفات یافت.
«اسیهفردیس» از روستاهای «مدینه» (شهرستان) اصفهان است.
سهل اصفهانی
سهل بن علی بن سهل اصفهانی، از عرفاء و صوفیه [در قرن چهارم هجری] است. ابونصر سراج در «لمع» از قول او گوید: «حرام است اصحاب ما را فقرا بنامند، زیرا آنها غنی ترین خلق خدایند»[3]
سهل اُسواری
ابوالمظفر سهل بن محمّد بن احمد اُسواری اصفهانی [از محدّثین عامّه اصفهان است[ از «ابی عبداللّه محمّد بن اسحاق»، «ابی بکر طلحی» و «ابی اسحاق ابن ابراهیم نیلی» روایت می کند.[4]
[1]ذکر اخبار اصفهان، ج1، ص339.
[2]ذکر اخبار اصفهان، ج1، ص339؛ معجم البلدان، ج3، ص253؛ طبقات المحدّثین باصفهان، ج3، صص 86 و 87.
[3]تاریخ تصوف، ص280؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، ص813.
[4]معجم البلدان، ج1، ص190.
«اُسوار» از روستاهای حومه اصفهان بوده [و احتمالاً همان جایی است که به حال حاضر آن «سواری باغ» گفته می شود.]
سهل اصفهانی
ابوطاهر سهل بن محمّد بن ازهر اصفهانی [از فقهاء و محدّثین عامّه اصفهان در قرن سوم هجری] در فقه مهارت داشته و از یونس بن حبیب حدیث شنیده و از ابومسعود حدیث نوشته است. او پدر صوفی و عارف مشهور «علی بن سهل اصفهانی» است.
سهل اصفهانی در سال 286ق وفات یافت.[1]
سهل صعلوکی
ابوالطّیب سهل بن ابوسهل محمّد بن سلیمان بن محمّد صُعلوکی نیشابوری اصفهانی، از فقهاء و محدّثین مشهور شافعی در قرن چهارم هجری. نزد پدر فقه را آموخته و علاوه بر فقه در ادبیات نیز توانا بود و ریاست شرعی و دنیوی را با هم داشت. گویند در مجلس درس او در نیشابور قریب پانصد قلم و دوات به کار می رفته و فضلاء حاضر در مجلس، مطالب او را می نوشته اند.
وی در سال 404ق وفات یافت [سالهای 402 و یا 387ق که برخی نوشته اند اشتباه است.] وی مؤلف کتابی است به نام «المذهب فی ذکر شیوخ المذهب» یعنی طبقات الشافعیه.[2]
سهل بُرجی
[1]ذکر اخبار اصفهان، ج1، ص339.
[2]دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، ص732؛ ریحانه الادب، ج3، ص445؛ وقایع السنین و الاعوام، ص246؛ هدیه العارفین، ج1، ص412؛ طبقات الشّافعیّه (اسنوی)، ج2، صص 126 و 127؛ طبقات الفقهاء، صص 129 و 222؛ روضات الجنات، ج4، ص96؛ الاعلام، ج3، ص210؛ الکنی و الالقاب، ج2، ص416؛ محاسن اصفهان، ص30؛ لغت نامه دهخدا: ذیل «سهل»، ص734.
سهل بن محمّد بن ابی الفرج سهل بُرجی اصفهانی، [از محدّثین عامّه اصفهان در قرن پنجم هجری] از جدش ابوالفرج سهل بُرجی نقل حدیث نموده و محدّثین اصفهان از او حدیث شنیده اند. یحیی بن منده در کتاب خود از او یاد کرده و از او اجازه نقل حدیث دارد.[1]
سهل اصفهانی
ابوالقاسم سهل بن محمّد بن عبداللّه بن محمّد اصفهانی ندیم [از محدّثین فاضل قرن ششم هجری] متوفی در ربیع الثّانی 446ق، ساکن نیشابور.[2]از «سیّد ابوالحسن محمّد بن علی بن حسین بن علی حسنی» روایت نموده و «حاکم حسکانی» از او نقل حدیث کرده است.[3]
[حافظ ابوالحسن فارسی او را با عنوان «شیخٌ فاضلٌ ثقهٌ کثیر الشیوخ ثقه فی الرّوایه» ستوده و نوشته است که در اعتقادات اهل سنّت تعصب داشته و در نیشابور و هرات حدیث شنیده و حدیث گفته است.[4]]
سه موافق
در محلّه جوباره اصفهان در نزدیکی تکیه حاج میرزا داود در مقبره ای متصل به مسجد محمّد علی سلمانی در ضلع جنوبی خیابان کمال قبر ساروتقی معروف است. در حوالی آن سه قبر وجود داشته که در طول تاریخ از بین رفته ولکن نام آنها علی المشهور «سه موافق» بوده و در اثر کثرت استعمال به «سه مافق» شهرت یافته است.
این سه قبر یکی داخل دکان مقابل مسجد و دیگری در خانه پشت مسجد و سومین نیز در مسجد و احتمالاً در همین بقعه قرار داشته است. نام و شرح حال آنان تاکنون بر
[1]معجم البلدان، ج1، ص373.
[2]تاریخ نیشابور، ص379.
[3]احقاق الحق، ج14، ص598.
[4]المختصر من کتاب السیاق لتاریخ نیسابور، ص106.
نویسنده مجهول مانده و به احتمال قوی، قبور متعلق به بزرگان و علماء اسماعیلیه که در قرن پنجم تا هفتم در اصفهان قدرت و شهرت و عنوانی داشته اند، بوده است.
شاردن فرانسوی در سفرنامه خود پس از ذکر افسانه ای درباره کمال الدّین اسماعیل می نویسد: «چند قدم پایین تر از این قبرستان (قبر کمال اسماعیل) قبر یکی از شجاعان اسلام است که در قرن چهارم می زیسته و سنیّان که دشمن مذهب ایرانیانند را در همه جا تعاقب می کرده و...»
مرحوم عریضی می نویسد که «نام صاحب این قبر سیّد احمد و در دیگری قبر امین الدّین حسن وزیر سلطان ملکشاه سلجوقی و سومی قبر دیوانه بابلی است. سپس شرحی درباره دیوانه بابلی می نویسد که شباهت به نوشته قبلی او دارد. به ظنّ قوی، قبری را که نزدیک قبر کمال الدّین اسماعیل نقل می کند و جزو سه قبری است که قبلاً به عنوان «سه موافق» نوشتیم، مربوط به همین فرد می باشد.[1]
سهیل اصفهانی
ابوالسّحماء سهیل بن حسّان اصفهانی، از محدّثین عامّه اصفهان است. از اصفهان به مصر رفته و در آنجا حدیث گفته است. عبداللّه بن وهب از او روایت کرده است.[2]
سیّار بن خزیمه
ابونصر سیّار بن خزیمه بن سیّار بن عبدالرّحمان [از محدّثان عامّه اصفهان در قرن سوم هجری] در اصفهان می زیسته و محل زندگی او سالها به کوی سیّار معروف بوده است. مردی بسیار عابد و زاهد بوده و از حاتم بن عبیداللّه نَمَری بصری و حسین بن حفص بن فضل ذکوانی همدانی و ابراهیم بن ایوب عنبری فُرسانی حدیث شنیده است.[3]
[1]دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، ص679؛ مزارات اصفهان، ص266.
[2]ذکر اخبار اصفهان، ج1، ص340.
[3]ذکر اخبار اصفهان، ج1، ص340؛ طبقات المحدّثین، ج3، ص68.
سیاوش کسرائی*
سیاوش کسرائی فرزند رحیم شاعر نوپرداز معاصر، در حدود سال 1305ش در اصفهان متولّد شد. پس از گذراندن تحصیلات مقدّماتی و متوسّطه در زادگاه خود به تهران رفت و موفق به دریافت مدرک لیسانس از دانشکده حقوق شد. او تحت تأثیر نیما یوشیج به شعر نو روی آورد و جزو اولین نسل پیروان و مروجّان نیمائی قرار گرفت. در جوانی به مبارزه سیاسی روی آورد و رژیم پهلوی از چاپ آثار او جلوگیری کرد و او مجبور به مهاجرت به افغانستان شد. پس از پیروزی انقلاب به ایران بازگشته و مدّتی به فعالیّت ادبی مشغول بود، سرانجام به شوروی (روسیه کنونی) رفت. او سالهای آخر عمر را در اطریش به سر آورد تا اینکه پس از یک عمل جراحی، در پنج شنبه 19 بهمن 1374ش در «وین» (پایتخت اطریش) درگذشت و در قبرستان آن شهر به خاک سپرده شد.
از اشعار معروف او «آرش کمانگیر» است که در بین مردم معروف بود و در کتابهای درسی درج شده بود.
این کتابها که مجموعه اشعار اوست به چاپ رسیده است:
1. «آوا»2. «آرش کمانگیر»3. «خون سیاوش»4. «سنگ و شبنم»5. «با دماوند خاموش»6. «خانگی»7. «به سرخی آتش، به طعم دود»8. «از قُرُق تا سرودخوان»9. «آمریکا آمریکا» 10. «چهل کلید» 11. «تراشه های تبر» 12. «پیوند» 13. «هدیه برای خاک» 14. «ستارگان سپیده دم» 15. «مهره سرخ» 16. «از خون سیاوش» 17. «گزینه اشعار» 18. «هوای آفتاب»[1]
[1]سخنوران نامی معاصر ایران، ج3، ص1863؛ فرهنگ شاعران و نویسندگان معاصر سخن، صص 470 و 471؛ هفته نامه «امید جوان»، سال اوّل: شماره 4، روز ششم اسفند 1374، ص10؛ ماهنامه جهان کتاب، شماره 192: سال نهم، ص50.
دکتر سیاوش صحّت*
دکتر سیاوش صحّت، از پزشکان جراح و اساتید پزشکی معاصر در سال 1313ش متولّد شد. پس از تحصیلات ابتدائی و متوسّطه در اصفهان، دوره دانشکده پزشکی اصفهان را به پایان رسانیده و سپس در دوره تخصصی جراحی شرکت کرد. سپس به آمریکا رفت و در «پنسیلوانیا» و «ماساچوست» و بیمارستان «مموریال» نیویورک به ادامه تحصیل در رشته جراحی پرداخته و دیپلم تخصصی در این رشته را اخذ نمود. سپس به اصفهان بازگشته و در سال 1344ش به سمت دانشیاری جراحی عمومی دانشکده پزشکی اصفهان منصوب شد.[1]
دکتر سیروس شفقی*
دکتر سیروس شفتی فرزند علی اکبر، جغرافیدان و استاد دانشگاه، در سال 1312ش در ارومیه متولّد شده و پس از تحصیلات ابتدائی به تبریز رفت و پس از طی دوره متوسطه، در دانشگاه تبریز در رشته های علوم تربیتی و تاریخ و جغرافیا لیسانس گرفت.
سپس به آلمان رفت و در سال 1344ش از دانشکده علوم طبیعی و ریاضی دانشگاه کُلن، دکترای جغرافیا اخذ نمود و تز دکترای خود «جغرافیای شهری تبریز» را ارائه نمود. در سال 1345ش به اصفهان آمده و رشته جغرافیا را در دانشگاه اصفهان تأسیس کرد و در سال 1356ش به درجه استادی رسید.
وی در سمت های مختلف مانند مدیر گروه جغرافیا، رئیس دوره شبانه دانشگاه اصفهان، رئیس دانشکده اقتصاد و علوم اداری و ریاست مرکز تحقیقات جغرافیای اصفهان به انجام وظیفه پرداخته و در برخی از شوراهای فرهنگی و دانشگاهی و گروه های تحقیقاتی عضو بوده است.
از او مقالات متعددی در مجلات کشور همچون هنر و مردم، نشریه دانشکده ادبیات
[1]راهنمای دانشکده پزشکی و داروسازی، ص108.
و علوم انسانی تبریز، نشریه دانشکده ادبیات و علوم انسانی اصفهان، نشریه هواشناسی کشور، نشریه مسائل ایران، فصل نامه فرهنگ اصفهان، فصل نامه وقف میراث جاویدان و غیره به چاپ رسیده و چندین مقاله نیز به زبان آلمانی چاپ شده است. همچنین از او مقالات متعددی در همایش های داخلی و خارجی ارائه شده است.
کتب زیر از او به چاپ رسیده است:
1. «بررسی کارهای دستی اصفهان» 2. «بررسی مناطق خشک و کویرهای ایران»3. «جغرافیای اصفهان»4. «بازار بزرگ اصفهان»[1]
سیف الدّین آذر نجف آبادی*
سیّد سیف الدّین سیّد موسوی متخلّص به «آذر» فرزند سیّد فخرالدّین، از شعرای معاصر. در روز سوم مهر 1320ش در قزوین متولّد شد. عاقبت در نجف آباد ساکن شده و در کارخانه ذوب آهن به کار پرداخت. و چندی بعد در دانشگاه پیام نور در رشته ادبیات تحصیل نمود. جدّش حاج سیّد مناف، مجتهد معروف طارم علیا است.
از اوست:
دل را خدای کرده بلورین سرای مهر مگذار سنگ غم بخورد بر بنای دل
از جور بی حساب حذر کن نگار من آتش مزن ز غصّه بُتا بر سرای دل[2]
سیف اللّه سیفی اصفهانی
سیف اللّه آشوری متخلّص به «سیفی» فرزند میرزا باقر متخلّص به «خاص»، از شعرای معاصر اصفهان. در سال 1303ش متولّد شد. او به علّت عدم تمکُّن مالی به مدرسه نرفت و تحصیلاتی مطابق ذوق و استعداد خود ننمود. لکن به علت شوق و ذوق
[1]مصاحبه غلامرضا نصرالهی با دکتر شفقی در اردیبهشت 1370ش، گنجینه های علمی دانشگاه اصفهان، صص 329-335.
[2]دیباچه دیار نون، ص237؛ تذکره شعرای استان اصفهان، ص22.