شمس الدّین طالش
شمش الدّین (شمسا) بن اسماعیل طالش [از فضلاء قرن یازدهم هجری] در سال های1067، 1070، و 1093ق در مدرسه فاطمیه اصفهان نسخه ای از کتاب «من لایحضره الفقیه» را کتابت نموده که در کتابخانه دانشکده حقوق طهران موجود است.[1]
سیّد شمس الدّین حسینی نائینی
سیّد شمس الدّین حسینی نائینی فرزند سیّد محمّد رضا، از ادبای معاصر اصفهان است. در 22 ربیع الثّانی 1352ق در «مزرعه سلطان نصیر» از توابع نائین متولّد شده و از سن 4 سالگی به اتفاق پدر در قریه «اژیه» از بلوک رویدشت اصفهان ساکن شده. سپس به اصفهان آمده به تحصیل علوم قدیمه مشغول شد. او از سن 14 سالگی شعر می گفت. این شعر از اوست:
بزن ای مطرب مهوش به یاد روی جانانه که نزدیک است از عشقش بسوزم همچو پروانه
به یاد روی ماه وی شدم حیران و دیوانه دل از کف رفت و مجنون گشتم و از خویش بیگانه
تمنّای لب لعلش به جانم می زند اخگر[2]
شمس الدّین تاج اصفهانی*
شمس الدّین تاج اصفهانی فرزند میرزا عبدالحسین تاج العلماء بن ابراهیم تاج اصفهانی، ادیب و هنرمند فرزانه.
[1]فهرست حقوق، ص421.
[2]تذکره شعرای معاصر اصفهان، ص493.
در سال 1301ش متولّد شده و به تهران رفت. مقدمات را در آنجا فرا گرفت و ضمن اشتغال به کار، نزد اساتیدی چون حاج میرزا خلیل کمره ای تحصیل نمود. در سال 1320ش به اصفهان مراجعت کرده و نزد شیخ عبدالعظیم مهرابی کوشکی، شیخ احمد قمی نژاد و شیخ محمّد باقر زند کرمانی کسب فیض نمود.
او آواز را نزد دایی خود جعفر مشایخ زاده و میرزا عبدالحسین صدرالواعظین فرا گرفت. او اشعار مثنوی را با تسلطی که به ردیف و دستگاه های موسیقی اصیل ایرانی داشت با سبکی مخصوص به خود با نوائی دلنشین قرائت می کرد.
وی در بهمن 1383ش وفات نمود و در بقعه نام آوران باغ رضوان اصفهان مدفون شد.[1]
شمس الدّین بناء اصفهانی*
استاد شمس الدّین بن عبدالحسین اصفهانی بنّا، از هنرمندان قرن دهم هجری است. در هنر گچبری زبردست و استاد بوده است. از آثار او گچبری دیوار غربی حرم امامزاده حمزه در بوانات فارس است که آنرا در سال 953ق ساخته است.[2]
حاج آقا شمس الدّین هرندی
حاج آقا شمس الدّین بن حاج ملّا عبداللّه بن میرزا محمّد بن حاج ملّا عبداللّه بن حاج محمّدهادی بن حاج محمّد ظهیر هرندی، عالم فاضل [از علمای قرن چهاردهم هجری].
در اصفهان متولّد شده و نزد پدر خود و آقا سیّد محمّد باقر درچه ای و دیگران تحصیل کرده و به اقامه جماعت در یکی از مساجد محلّه شهشهان پرداخت. او در حدود سال 1366ق در طهران وفات یافت.[3]
[1]شرح مجموعه گل، ص373.
[2]راهنمای صنایع اسلامی، صص 103 و 104؛ دائره المعارف تشیّع، ج3، ص31.
[3]دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص444.
دکتر سیّد شمس الدّین جناب
دکتر سیّد شمس الدّین جناب فرزند مرحوم حاج میر سیّد علی جناب حسینی. دکتر داروساز، از متخصصین فن داروسازی و از دوستان قدیمی نویسنده [سیّد مصلح الدّین مهدوی که در شب چهارشنبه عرّه ذی الاحجّه 1393ق (مطابق 6 دی ماه 1352 در تهران وفات یافت و] در تکیه آقا سیّد محمّد لطیف خواجوئی در تخت فولاد اصفهان مدفون شد.[1]
شمس الدّین دولت آبادی
شمس الدّین دولت آبادی فرزند آقا محمود بن میرزا احمد بن حاجی میرزا هادی دولت آبادی، از شعرای قرن چهاردهم هجری.
در سال 1293ش (مطابق 1332ق) متولّد گردیده و در محرم 1353ق در جوانی وفات یافت. جوانی قابل و آراسته بود. شعر می گفت و «شمس» تخلّص می کرد.[2]
استاد شمس الدّین کاشی تراش
استاد شمس الدّین کاشی تراش، از هنرمندان قرن دهم هجری در اصفهان است. از آثارش: تزئینات ایوان جبهه جنونی مسجد جامع اصفهان است که در زمان شاه طهماسب اوّل صفوی انجام گردیده است.[3]
شمس الدّین تبریزی*
شمس الدّین تبریزی، از خوشنویسان ماهر قرن دهم هجری است. خط ثلث را خوش
[1]سیری در تاریخ تخت فولاد، ص191؛ مکارم الآثار، ج8، ص2845.
[2]انیس الفارغین، (خطی)، ص213.
[3]گنجینه آثار تاریخی اصفهان، صص 101-103؛ کارنامه بزرگان ایران، ص187؛ دائره المعارف تشیّع، ج13، ص459؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، ص701.
می نوشته و در اصفهان ساکن بوده است. او در سال 929ق کتیبه سردر مسجد علی اصفهان را به خط ثلث نوشته است.[1]
شمس الدّین هاشمی اصفهانی*
میر شمس الدّین هاشمی، از شاعران اصفهان در قرن یازدهم هجری است. در اصفهان تحصیل کرده و به هند سفر کرد و به «بیجاپور» رسید و به «صدر جهان» مخاطب شد و در ردیف شاعران مدّاح عادلشاه، فرمانروای دکن قرار گرفت.
از اوست:
مرا هر شب خیال یار در آغوش می آید غلط کردم که جانی در تن بیهوش می آید[2]
استاد شمس الدّین ابوالوفا حسینی*
استاد سیّد شمس الدّین ابوالوفا حسینی فرزند حاج آقا رضا بن سیّد محمّد، از خوشنویسان هنرمند معاصر اصفهان.
در روز 30 بهمن 1326ش در قریه «دستنا» از توابع شهرکرد در خانواده ای از سادات عالیقدر که نسب آنان به امام زین العابدین علیه السلام می رسید، متولّد شد. پدرش از علمای دینی و اهل فضل و تقوا بود. او در زادگاه خود به مکتب خانه رفته و سپس نزد پدر مقدّمات و سیوطی را آموخت. سپس برای ادامه تحصیلات عالیقدری چون شیخ امان اللّه کوجانی تلمُّذ کرد. او در کنار این تحصیل، به طور متفرقه به تحصیل ادامه داده و دوره ابتدائی، سیکل و متوسطه را طی کرد. آنگاه در دانشگاه گیلان در رشته مدیریت
[1]گنجینه آثار تاریخی اصفهان، صص 370-372؛ تاریخ اصفهان (هنر و هنرمندان)، ص143؛ خوشنویسی در کتیبه های اصفهان، ص72.
[2]تذکره شمع انجمن، ص806؛ گلزار جاویدان، ج3، ص1758؛ کاروان هند، ج2، ص1536.
اداری ادامه تحصیل داده و به درجه لیسانس نائل شد.
پس از آن در اصفهان اقامت گزید. او به خاطر تشویق پدر جهت حفظ اشعار عربی و فارسی و خوشنویسی، به هنر خط علاقمند شد و در هنگام اقامت در اصفهان نزد استاد فضائلی در خط نسخ و نستعلیق و نزد استاد نصراللّه معین در خط نستعلیق به مشق پرداخت. و در سال 1358ش موفق به اخذ درجه ممتاز شد آنگاه در تهران از راهنمائی اساتید خوشنویس پایتخت همچون استاد فرادی و سایرین بهره برد.
او جهت امرار معاش به استخدام آموزش و پرورش درآمد و در دبیرستانها و هنرستانها و مراکز آموزش عالی و تربیت معلم و دانشگاه هنر اصفهان به تدریس پرداخت.
استاد حسینی از جمله پایه گذاران انجمن خوشنویسان اصفهان بعد از انقلاب و خود مؤسس انجمن خوشنویسان چهارمحال و بختیاری است. او سال های طولانی به تعلیم خط در انجمن مشغول بوده و مدّتی سمت سرپرست انجمن خوشنویسان اصفهان و مدّتی بازرس اصلی انجمن خوشنویسان ایران بود. حاصل زحمات این استاد هنرمند تربیت صدها خوشنویس برجسته است و به پاس این زحمات به دریافت نشان درجه یک هنری معادل دکترا نائل آمده و در سال 1386ش به درجه استادی در خوشنویسی دست یافته است.
استاد حسینی در نمایشگاه های جمعی بسیاری در داخل و خارج از کشور شرکت نموده و آثار خود را به نمایش گذاشته است. او به گردآوری نمونه خطوط خوش خوشنویسان گذشتته و مطالعه درباره خط و خوشنویسی علاقه فراوان داشته و در شناخت خطوط نسخه های خطی و قطعات خوشنویسی صاحب نظر است و در کنار آن به مطالعه تاریخ و ادبیات می پردازد.[1]
[1]مصاحبه غلامرضا نصرالهی با استاد شمس الدّین ابوالوفا حسینی در هشتم شهریور 1388ش.
شمس تیشی شیرازی*
شمس تیشی شیرازی، از شعراء هنرمندان قرن یازدهم هجری است. در اصفهان ساکن بوده و در علم موسیقی و صوت و عمل مهارتی به سزا داشته و شعر و تصنیف نیکو می سروده است. شاه عباس صفوی به او علاقه فراوان داشت و دستور داد در چهارباغ اصفهان برای او قهوه خانه ای بسازند.
از اوست:
ابروانم شده پل چشم ترم چشمه آن داد من این سر پل می دهی یا آن سر پل[1]
شمس شیرازی
شمس شیرازی معروف به «شمسا بینی» خوشنویس هنرمند. سالها در اصفهان ساکن بوده و نزد میرعماد به مشق خط پرداخته است. خط نستعلیق را خوش می نوشت. برادرش «جمالا» متخلّص به «واله» شاعر و خوشنویس بوده و در هندوستان ساکن شده و وفات نموده است.[2]
شمسی اصفهانی
شمسی اصفهانی، از شعرای قرن هشتم هجری است.[3]
سیّد شهاب الدّین نحوی [پدر مؤلّف]
[1]تذکره نصرآبادی، ج1، صص 213 و 214.
[2]تذکره نصرآبادی، ص408.
[3]تاریخ نظم و نثر، ص226.
سیّد شهاب الدّین محمّد تقی نحوی فرزند سیّد محمّد حسن مجتهد اصفهانی بن سیّد محمّد تقی مستجاب الدّعوه بن سیّد محمّد سعید بن سیّد محمّد صادق بن سیّد ابوالقاسم بن سیّد محمّد باقر بن میر محمّد صادق موسوی اصفهانی، عالم فاضل زاهد [از علمای عالیقدر قاجاریه].
او در شب غرّه رجب سال 1263ق در اصفهان متولّد شده و مقدّمات و سطوح را نزد برادر خود حاج سیّد مهدی نحوی و برادر دیگرش سیّد محمّد (که در جوانی به سال 1275ق وفات یافت) فرا گرفته و سپس جهت تکمیل در محضر مرحومین حجتین ملّا حسینعلی تویسرکانی و آقا میر سیّد محمّد شهشهانی حاضر شده و سال ها از محضر آنان مستفید گشت و ضمنا به درس آخوند ملّا عبدالجواد خراسانی حکیم حاضر شده، سپس به مجلس حاج سیّد اسداللّه بیدآبادی اختصاص یافته و از خواص اصحاب ایشان گردید. مدّتی نیز از درس مرحوم میر محمّد صادق کتابفروش استفاده برده و مدّت دو سال به درس حاج شیخ محمّد باقر مسجد شاهی حاضر شد. در اغلب علوم، از ریاضی و طبیعی و حکمت و فقه و اصول و ادب تبحّر یافت. او ارادت خدمت عارف مشهور مرحوم فیض علی شاه ثانی داشت و تا آخر عمر به خدمت خلق و عبادت خالق پرداخته و مورد احترام خاص و عام قرار گرفته و نزد عموم طبقات، محترم و مقبول القول بود.
او در شب چهارشنبه غرّه رجب المرّجب سال 1340ق وفات یافته و در تخت فولاد، جنب مقبره پدر مدفون شد. پس از گذشت چندین سال، استخوان های ایشان به نجف اشرف نقل و در وادی السّلام جنب مقبره علّامه آقا میرزا محمّد هاشم چهارسوقی مدفون گردید.
از آثارش کتابی است «جُنگ» مانند در دو قسمت: 1. در فوائد متفرقه از نظم و نثر عربی و فارسی و فقه و حدیث و تفسیر2. مجموعه ای از مراسلات استادش حاج سیّد اسداللّه بیدآبادی که به علماء و غیره نوشته است.[1]
[1]رجال اصفهان یا تذکره القبور: مقدمه؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، ص705؛ سیری در تاریخ تخت فولاد، ص207.
سیّد شهاب الدّین آل دیباج*
سیّد شهاب الدّین آل دیباج عالم کامل مدّت 17 سال در کربلای معلی تحصیل نموده و به درجه اجتهاد نائل گردیده و از بزرگانی همچون شیخ زین العابدین مازندرانی اجازه اجتهاد دریافت کرد. پس از بازگشت به ایران در مسجد محلّه «لادره» خمینی شهر به امامت جماعت و تبلیغ احکام مشغول شد. وی در سال 1333ق وفات یافت و در مقبره مسجد خود (امام جعفر صادق علیه السلام ) مدفون گردید. وی پسر عموی سیّد بحرالعلوم سدهی (شاگرد شیخ انصاری) و جدّ مادری مرحوم دکتر سیّد رضا ابوالبرکات بود.
شیخ شهاب الدّین اَزیرانی
شیخ شهاب الدّین اَزیرانی اصفهانی [از عرفای قرن هشتم هجری] متوفی به سال 769ق مدفون در قریه «ازیران» از توابع «براآن» اصفهان.[1]
سیّد شهاب الدّین صفوی قمی*
سیّد شهاب الدّین صفوی قمی، از علمای معاصر اصفهان در سال 1304ش در روستای «سُه» از توابع شهرستان نطنز (و فعلاً تابع شهرستان بُرخوار و میمه) متولّد شد و پس از تحصیل مقدّمات به قم رفته و سطح را نزد برخی از علماء آنجا از جمله شیخ علی فیض (مشکینی) تحصیل کرد و در درس خارج مرجع عالیقدر حاج آقا حسین بروجردی حاضر شد امّا با رحلت او به اصفهان مراجعت کرده و از درس حضرات آیات خادمی، فانی و حاج آقا رحیم ارباب بهره برد. پس از آن به وعظ ارشاد مشغول شده و با بیانی شیوا و سخنانی گیرا مردم را جذب معارف اهل بیت علیهم السلام نمود. او حامی مستمندان و
[1]مزارات اصفهان، ص98.