بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 500

العلماء مازندرانی، شیخ علی کاشف الغطاء و شیخ موسی کاشف الغطاء بهره برده و به اجتهاد نائل شده و به اصفهان مراجعت نمود. در آنجا مرجعیت کلی یافته و به دامادی سیّد صدرالّدین عاملی استاد خود مفتخر گردید [در مسجد شیره پزها امامت و قضاوت می نمود. از دوستان حاج محمّد جعفر آباده ای بوده است]. عاقبت او در [شب شنبه[ غرّه محرم 1285ق وفات یافته و در بقعه تکیه مادر شاهزاده در تخت فولاد اصفهان مدفون شد. دو فرزندش شیخ محمّد حسین جویباره ای و حاج میرزا مهدی از علمای اصفهان بوده اند.

[میرزا آقاجان پرتو مادّه تاریخ وفاتش را چنین سروده است:

حیف از مقتدای دین صالح که یگانه بد از صلاح و سرشت

گفت «پرتو» برای تاریخش: «صالحین را مقام باد بهشت»[1]

کتب زیر از تألیفات اوست:

1. «اصول فقه» در یک مُجَلَّد، شامل مباحث الفاظ و اَدِلِّه عقلیّه، که ظاهرا مسوّده کتاب «کواشف الحجب» است. نسخه اصل به خط مؤلّف در کتابخانه سیّد محمّد طباطبائی یزدی در نجف موجود بوده که سیّد محمّد علی بحرالعلوم آن را خریداری کرده است.[2][2. «رساله فی جواز الغسل للحائض الذی صارت جنبا» 3. «رساله فی الاقرار» 4. «سؤال و جواب»5. «العشره الکامله» (چهار کتاب اخیر در کتابخانه فاضل ارجمند آقای سیّد احمد روضاتی در اصفهان موجود است).[3]]6. «قواعد الشّریفیّه» یا «تقریرات درس شریف العلماء» موجود در کتابخانه مدرسه مروی در تهران.[4]7. «رساله صحیح و

[1]الاصفهان: رجال و مشاهیر، ص472؛ تاریخ اصفهان (جابری)، ص347؛ رجال اصفهان یا تذکره القبور، ص74؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، صص 727 و 728؛ بیان المفاخر، ج2، صص 175 و 176؛ تاریخ علمی و اجتماعی اصفهان، ج3، صص 271 و 272؛ الکرام البرره، ج2، ص651؛ الذریعه، ج18، ص177؛ گلشن اهل سلوک، صص 79-86؛ سیری در تاریخ تخت فولاد، ص95.

[2]الذریعه، ج2، ص205.

[3]فهرست روضاتی، صص 115 و 17.

[4]فهرست مروی، ص288.


صفحه 501

اعم» موجود در کتابخانه مدرسه مروی تهران[1]8. «کواشف الحجب عن مشکلات الکتب»، در اصول فقه، به عربی، مشهورترین تألیف صاحب عنوان، [در دو جزء که در سال 1247ق تألیف شده است. نسخه های مختلفی از این کتاب در کتابخانه ها موجود است. از جمله نسخه ای در کتابخانه عمومی ساری که در ماه رمضان 1252ق کتابت شده و دارای حواشی مؤلف است و با نسخه اصل مقابله شده است.[2]نسخه ای هم در کتابخانه آستان قدس رضوی (به شماره 11323) موجود است.[3]نسخه دیگری از جلد اوّل کتاب ضمن مجموعه شماره 4510 در کتابخانه آیت اللّه مرعشی در قم موجود است که آن را محمّد ابراهیم بن محمّد اسماعیل بن محمّد جعفر خراسانی در پنج شنبه 21 محرم سال 1252ق در اصفهان به خط نسخ کتابت کرده است.[4]]

صالح ثقفی

صالح بن محمّد بن سعید ثقفی، از محدّثین [قرن سوم هجری] اصفهان است. در روایت حدیث ثقه بوده و از سلمه و شیخ ابومسعود رازی و دیگران نقل حدیث کرده است.[5]

[ظاهرا او برادر ابراهیم بن محمّد بن سعید ثقفی کوفی محدّث شیعی است که در اصفهان می زیسته است. در این صورت او نیز مانند برادرش شیعه بوده است.]

صالح سلامی

صالح بن محمّد بن عبدالائمه سلامی [از فضلاء قرن دهم هجری ساکن اصفهان] دو جلد کتاب از مجموعه شماره 6896 کتابخانه آیت اللّه مرعشی را به خط نسخ در سال

[1]فهرست مروی، ص288.

[2]فهرست عمومی ساری، ص48.

[3]فهرست رضوی، ج16، ص392.

[4]فهرست مرعشی، ج12، ص86.

[5]ذکر اخبار اصفهان، ج1، ص349؛ طبقات المحدّثین، ج4، ص383.


صفحه 502

995ق کتابت نموده است.[1]

میرزا محمّد صالح ابهری اصفهانی*

میرزا محمّد صالح بن محمّد بن میرزا علی ابهری جی اصفهانی، از فضلاء و دانشمندان قرن یازدهم هجری است. خاندان او اغلب از کاتبان ماهر و پرکار آن روزگار بوده اند و به حُسن خط و سرعت قلم شهرت داشته اند.[2]میرزا محمّد صالح در اصفهان نزد عدّه ای از علماء از جمله ملّا محمّد تقی مجلسی به تحصیل پرداخته و مجلسی جهت او در آخر «مشیخه» از کتاب «من لایحضره الفقیه»، در سال 1052ق اجازه نوشته است.[3]

محمّد صالح اصفهانی*

محمّد صالح بن مطیع اللّه اصفهانی، از خوشنویسان قرن یازدهم هجری است. وی نسخه ای از «تحریر مجسطی» تألیف: خواجه نصیرالدّین طوسی را به خط نستعلیق در سال 1056ق کتابت کرده است که به شماره 411ط در کتابخانه مجلس شورای اسلامی موجود است.[4]

محمّد صالح تبریزی*

محمّد صالح بیگ تبریزی اصفهانی فرزند میرزا مؤمن بن خواجه میرزا بیگ تبریزی، از شعرای قرن یازدهم هجری. به همراه پدرش و برادرش میرزا امین ساکت به مشهد رفته و چندی در آن دیار بود. سپس به اصفهان آمد. آنگاه برای دیدار برادرش میرزا امین به هند رفت ولی در بازگشت به ایران کِشتی او دچار توفان شد و او به زحمت خود را نجات

[1]فهرست مرعشی، ج18، ص90.

[2]فهرست خوشنویسان و کاتبان اصفهان: مخطوط.

[3]الروضه النّضره، ص279.

[4]فهرست مختصر مجلس، ص135.


صفحه 503

داده و چندی به بلاد فرنگ رفت. عاقبت به اصفهان آمده و ظاهرا تا آخر عمر در این شهر زندگی کرد. این رباعی از اوست:

هرگز نشنفت این دل زار از طرفی نشنید نوید وصل یار از طرفی

القصّه مرا کشاکش دارند یار از طرفی و روزگار از طرفی[1]

صالح خراسانی

ابوسفیان صالح بن مهران خراسانی الاصل [از محدّثین عامّه اصفهان در قرن سوم هجری] او مولای زکریا بن مصقله بن هبیره بوده و اهل تقوی و ورع و به علت گفتن سخنان حکیمانه به حکیم معروف بوده است. جمعی از محدّثین از او روایت کرده اند که از آن جمله اند: «عمرو بن علی»، «محمّد بن عاصم» و «اُسید بن عاصم».[2]

محمّد صالح حسینی مازندرانی

محمّد صالح حسینی مازندرانی [از فضلاء قرن سیزدهم هجری و ساکن اصفهان] در جمادی الاولی 1235ق نسخه ای از «اسفار» ملّا صدرا را به خط نستعلیق در اصفهان نوشته است و کتاب به شماره 2900 در کتابخانه ملّی ملک موجود است.[3]

شیخ صالح رستمی

شیخ صالح رستمی [از محدّثین عامه اصفهان است] او در سال 562ق در اصفهان وفات یافت.[4]

[1]تذکره نصرآبادی، ج1، ص192؛ منتخب اللّطایف، ص398.

[2]ذکر اخبار اصفهان، ج1، ص347؛ طبقات المحدّثین، ج2، صص 241-243؛ الجرح و التّعدیل، ج4، ص1815؛ الانساب، ج4، ص208.

[3]فهرست ملک، ص266.

[4]آگهی شهان از کار جهان، ج1، ص252.


صفحه 504

محمّد صالح رنگرز

محمّد صالح اصفهانی، از شعرای قرن یازدهم هجری. ابتدا به شغل رنگرزی (صبّاغی) مشغول بوده، سپس آن شغل را ترک کرده، بابائی قهوه خانه را قبول کرده است.

این رباعی از اوست:

در بحر یقین درآ که تحقیق بَس است گرداب درو چو دام و کشتی قَفَس است

هر گوش صدف حلقه چشمی است پر آب هر موج اشاره ای ز ابروی کَس است[1]

محمّد صالح زرکش شیرازی*

محمّد صالح شیرازی، از شعرای قرن یازدهم هجری است. او پس از مقداری تحصیل مقدّمات، در شیراز به زرکشی مشغول بود. عاقبت به اصفهان آمده و آنجا وفات یافت. این رباعی از اوست:

در آتش عشق او کبابم کردند تعمیر طلب شدم خرابم کردند

گفتم بنمائید به من خصم مرا هم صحبت آیینه و آبم کردند[2]

محمّد صالح لنبانی

درویش محمّد صالح لنبانی اصفهانی، عارف سالک [در قرن یازدهم هجری] سالها به عبادت و ریاضت مشغول بوده و بسیاری از فضلاء و اعیان اصفهان مرید او بودند. ابتدا

[1]تذکره نصرآبادی، ج1، صص 605 و 606.

[2]تذکره نصرآبادی، ج1، ص610؛ تذکره مرآه الفصاحه، ص346؛ تذکره روز روشن، ص463؛ دانشمندان و سخن سرایان فارس، ج3، ص420.


صفحه 505

در تکیه ای جنب مسجد لنبان ساکن بود. سپس شاه عباس ثانی در کنار نهر طاق نما برای او تکیه مصفّایی ساخت و کمی بعد [در سال 1073ق] وفات یافته و همانجا مدفون شد. [محل تکیه درویش صالح فعلاً به آرامگاه صائب شهرت دارد و از قبر درویش صالح در آنجا اثری نیست.]

از اوست:

مطرب جان می نوازد سازها می رسد در گوش جان آوازها

بس که ناز نازنینان می کشم می کنم بر ناز نازنینان نازها[1]

میرزا صالح منشی*

میرزا صالح منشی، شاعر و ادیب و منشی قرن یازدهم هجری. او برادرزاده اسکندربیک منشی (ترکمان) مؤلّف کتاب «تاریخ عالم آرای عباسی» است. در جوانی به مناصب اداری به مجالست و معاشرت با شعراء می پرداخت و آنان را با کمک های خود می نواخت. امّا در اواخر عمر به خاطر سخت گیری مأموران دولتی به فقر و بیچارگی مبتلا شده و مبلغ اندکی مستمرّی جهت او معیّن شد و او در اثر غصّه از این وضع در شهر اصفهان وفات یافت.

غزل و قصیده و مادّه تاریخ را نیکو می گفته و در نظم و نثر مهارت داشته و مجموعه ای از نظم و نثر معاصرانش را فراهم کرده بود.

این رباعی از اوست:

ای مصرع انتخاب دیوان وفا چون شعر بدیهه از در لطف درآ

در آینه باطن خود کن نظری گر چشم به راه تو نباشیم میا[2]

[1]تذکره نصرآبادی، ج1، ص301؛ قصص الخاقانی، ج2، ص194؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، ص600؛ الذریعه، ج9، ص323.

[2]تذکره نصرآبادی، ج1، صص 110 و 111؛ الروضه النّضره، ص290؛ تذکره روز روشن، ص463.


صفحه 506

محمّد صالح مولوی*

محمّد صالح اصفهانی مولوی، از خوشنویسان برجسته عهد شاه عباس اوّل صفوی است. خط ثلث را عالی می نوشته و خطوط ثلث کتیبه کاشیکاری محراب نفیس مرمرین مسجد شاه [مسجد امام] و کتیبه کاشیکاری سردر بقعه بابا رکن الدّین در تخت فولاد اصفهان به سال 1039ق از آثار هنری ارزشمند اوست.[1]

ملّا محمّد صالح نسبت شوشتری

ملّا محمّد صالح شوشتری، از فضلاء و شعرای قرن یازدهم هجری است. در اصفهان به تحصیل علوم دینی مشغول بوده و در شعر طبعی روان داشته و «نسبت» تخلّص می نموده است.

از اوست:

آب تیغت را مگر از آتش گل داده اند بر سر زخم تو بلبل می خورد خون مرا[2]

محمّد صالح وامق اصفهانی

محمّد صالح وامق اصفهانی، از شعراء و ادبای اوایل عهد قاجاریه است. به انسانیّت و اخلاق فاضله معروف بود و با تجارت امرار معاش می کرد. دیوان او حدود چهار هزار بیت شعر دارد. سال وفاتش به دست نیامد.

از اوست:

رشکم آید که دهد گوش به حرف دگران گر بود یک سخن و آنهم از افسانه ما

[1]گنجینه آثار تاریخی اصفهان، صص 495 و 441؛ تاریخ اصفهان (هنر و هنرمندان)، ص127.

[2]تذکره نصرآبادی، ج1، ص505.


صفحه 507

گشته دیوانه و سنگی نخورد از طفلی کس به حسرت نبود چون دل دیوانه ما

«وامق» از یک دو سه پیمانه خرابش کردیم هر که آمد پی ویرانی میخانه ما[1]

جمال الدّین محمّد صالح هزارجریبی

جمال الدّین محمّد صالح هزارجریبی [مازندرانی] از فضلای اصفهان در قرن یازدهم هجری. از آثارش کتابت نسخه ای از «من لایحضره الفقیه» که کتابت آن را در یک شنبه 17 شعبان 1087ق در مدرسه نواب عِلیّه [اصفهان] به پایان رسانیده است. نسخه ضمن مجموعه شماره 4699 در کتابخانه مجلس شورای ملّی در تهران موجود است.[2]

صائب کاشانی

صائب کاشانی معروف به «میرزا صائبا» از شعرای قرن دوازدهم هجری و از اهالی کاشان است. در اصفهان سکونت داشته و در این شهر وفات یافته است شعر نیکو می سرود.

از اوست:

از سینه و دل ما نشنید کس صدایی مردیم از جدایی، ای سنگدل کجایی[3]

[در ذکره صحف ابراهیم، او را به عنوان «محمّد رضا صبای کاشانی» ذکر کرده، ولی نمی توان به این مطلب اعتماد کرد.]

[1]تذکره مجمع الفصحاء، ج6، ص1155؛ تذکره دلگشا، ص531؛ تذکره شبستان، ص390؛ ریحانه الادب، ج6، ص303؛ تذکره حدیقه الشعراء، ج3، ص1972؛ تذکره انجمن خاقان، صص 640 و 641؛ تذکره اختر، ص227؛ تذکره سفینه المحمود، ص225.

[2]فهرست مجلس، ج13، ص80.

[3]تذکره المعاصرین، ص221؛ مردان بزرگ کاشان، ص52؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، ص711؛ تذکره صحف ابراهیم، ص170.