بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 532

عالی به تحصیل در رشته فلسفه و منطق در «یونیورسیتی کالج» لندن پرداخت و در سال 1361 با ارائه تز «ساختار صوری اندیشه در فسلفه فرگه» دکترا گرفت و به ایران بازگشت و در مرکز اسناد و مدارک ملّی به خدمت پرداخت. کمی بعد به مؤسسه مطالعات و تحقیقات فرهنگی و علوم انسانی (پژوهشگاه) دعوت شد و به تدریس فلسفه و خصوصا منطق جدید مشغول شد و در برخی مراکز آموزشی عالی تهران نیز تدریس کرد. او از صاحب نظران منطق جدید است و در کنفرانس های داخلی و خارجی سخنرانی نموده و مقالاتی تألیف کرده و پژوهش هایی را به انجام رسانده است.

در نوجوانی به سرودن شعر پرداخت و به انجمن ادبی کمال اصفهان راه یافت و اشعارش مورد شگفتی شاعران انجمن قرار گرفت. پس از آن در انجمن صائب که جمعی از دوستان شاعر و نویسنده جوان تأسیس کرده بودند شرکت کرد. او مدّتی در قالب های سنّتی شعر می سرود تا اینکه با شعر نو و خصوصا آثار مهدی اخوان ثالث آشنا شد و از سرودن شعر سنّتی کناره گرفته و به شعر نیمایی روی آورد. و کمی بعد او به سرودن شعر سپید پرداخت. او در ایام اقامت در تهران برای کار و تحصیل، در اغلب جلسات جُنگ اصفهان که در اصفهان با حضور دوستان نوگرای او برگزار می شد شرکت می کرد و برخی از اشعارش در نشریه جُنگ اصفهان به چاپ می رسید. از او دهها مقاله، نقد و مصاحبه درباره شعر و ادبیات و منطق در مطبوعات به چاپ رسیده است.

این کتابها از آثار اوست که چاپ شده است:

1. «واژگان توصیفی منطق»2. ترجمه «نظریه ادبیات» نوشته: رنه ولک و آوستن وارن (ترجمه با همکاری پرویز مهاجر)3. «درآمدی بر منطق جدید»4. «از ارسطو تا گودل»5. ترجمه «منتقدان فرهنگ»6. «بر آبهای مرده مروارید» (مجموعه شعر)7. «غراب های سفید» (مجموعه شعر)8. «مشتی نور سرد» (مجموعه شعر)9. «شعر و شناخت» (مجموعه مقاله).[1]

[1]ضیاء موحّد (از مجموعه: تاریخ شفاهی ادبیات معاصر ایران) با تلخیص؛ تذکره شعرای معاصر اصفهان، ص333.


صفحه 533

آقای محمّد رحیم اخوت در فصلی از کتاب «چهار فصل» خود به شرح و تحلیل اشعار او پرداخته است.

سیّد ضیاءالدّین امامی*

استاد سیّد ضیاءالدّین امامی فرزند سیّد محمّد باقر امامی دهکردی، نقاش هنرمند معاصر در سال 1301ش در محلّه جلوخان شهرکرد متولّد شد. در کودکی به مکتبخانه رفت و سپس در دبستان تحصیل کرد. در سال 1314ش به همراه خانواده به اصفهان آمد و کمی در مدرسه صدر بازار و دبیرستان فرهنگ به تحصیل ادامه داد. امّا عاقبت به هنرستان های هنرهای زیبا رفت و تحت نظر استاد عیسی بهادری نقاشی را آموخت. پس از پایان تحصیل به تدریس در دبیرستان های اصفهان مشغول شد و به استخدام آموزش و پرورش درآمد. چندی بعد تدریس را رها کرده به تهران رفت و در دانشکده هنرهای تزیینی ادامه تحصیل داد و در سال 1347ش از آنجا فارغ التحصیل شد. و حدود 10 سال به تدریس در دانشگاه ها و دبیرستان های تهران پرداخت. او در سال 1357ش به اصفهان بازگشت و در دانشکده پردیس تدریس نمود.

استاد امامی در روز سه شنبه 11 تیرماه 1387ش وفات یافت و در قطعه نام آوران واقع در قبرستان باغ رضوان اصفهان مدفون شد.[1]

او در نقاشی صاحب سبک ویژه ای بود و معمولاً در نقاشی خود از خط، تذهیب و نقاشی استفاده می کرد و عرفان و ادب در آثار او تبلور داشت.

از نمونه تابلوهای او می توان به «تصویری از جهنّم»، «اصحاب کهف»، «غار حرا» و «پیامبران اولوالعزم» اشاره کرد.[2]

او مردی متدیّن، متواضع و گریزان از شهرت و خودنمایی در حقیقت کلمه عارف

[1]فصلنامه دریچه، شماره 16، سال پنجم، تابستان 1387، صص 67-72.

[2]کیهان فرهنگی: شماره 262 و 263، تیر و مرداد 1387، ص79.


صفحه 534

بود. شرح مفصل زندگی او در کتاب «نگاره سایه ها» آمده است.

ضیاءالدین حسینی الموتی

ضیاءالدین بن میر محمّد باقر حسینی باقری الموتی [از فضلاء گمنام قرن دوازدهم هجری است. در اصفهان ساکن بوده و نزد فضلاء این شهر از جمله ملّا محمّد قاسم بن ملّا محمّد شفیع بن ملّا محمّد علی استرآبادی به تحصیل پرداخته است.] در سال 1102ق برای استادش مولانا محمّد قاسم بن مولانا محمّد شفیع کتاب «المحاکمات» تألیف: قطب الدّین محمّد رازی را نوشته که در کتابخانه حقیر [سیّد مصلح الدّین مهدوی[ موجود است.[1]

سیّد ضیاءالدّین علّامه*

سیّد ضیاءالدّین علّامه فرزند سیّد حسن فانی یزدی، عالم فاضل خطیب ادیب و محدّث خبیر، از علمای معاصر اصفهان.

در سال 1292ش در اصفهان متولّد شده و پس از تحصیلات جدید در مدارس آموزش و پرورش، در حوزه علمیه اصفهان به تحصیل مشغول شد. و از دروس شیخ محمود مفید، حاج میرزا رضا کلباسی و دیگران بهره گرفت و به تبلیغ و وعظ و ارشاد مشغول شد. او عالمی غیور و شجاع بود و در اعتراض به مفاسدی که رژیم پهلوی به آن دامن می زد به سخنرانی پرداخته و تحت تعقیب مأموران رژیم قرار گرفت و به عتبات عالیات رفت و به مدت 10 سال از درس خارج آیات عظام سیّد ابوالقاسم خویی، سیّد محمود شاهرودی، سیّد عبدالهادی شیرازی و سیّد محسن حکیم بهره مند شد. مدّتی هم ملازم کتابشناس و رجالی کم نظیر آقابزرگ طهرانی بود و از خرمن معلومات او در رجال

[1]فهرست سیّد مصلح الدّین مهدوی، صص 25 و 26.


صفحه 535

و کتابشناسی خوشه ها چید.

چندی بعد او به اصفهان بازگشته و از محضر فقیه جامع میر سیّد علی بهبهانی کسب فیض نمود.

او در اصفهان از فعالان انجمن تبلیغات دینی و انجمن دین و دانش بود و به مبارزه با تبلیغات مسیحیان و بهاییان می پرداخت. از اقدامات او انتشار هفته نامه «ندای دین» است که با مقالاتی از نهضت ملّی شدن نفت و مبارزات فداییان اسلام حمایت کرده است.

سیّد ضیاءالدّین علّامه دانشمندی پرکار و سخت کوش و خبره و صاحب نظر در علوم رجال، درایه، حدیث و تفسیر بود. او سرانجام در 14 شوال 1419ق (مطابق 11 بهمن 1377ش) وفات یافته و در بقعه علّامه مجلسی (جنب مسجد جامع اصفهان) مدفون شد.

کتب زیر از تألیفات اوست:

1. تصحیح و تحقیق «مجمع الرّجال» قهپایی، مطبوع در 7 جلد 2. تصحیح و تحقیق «وافی» فیض کاشانی، مطبوع در 16 جلد 3. «ضیاء الدّرایه»4. «ضیاء القاری» در تجوید5. «تفسیر ضیاء» در تفسیر جزء سی ام قرآن مجید6. «در کجای قرآن نوشته شده»، درباره خمس7. «ضیاء الإیمان»8. «زندگانی حضرت اباعبداللّه الحسین علیه السلام »[1]

حاج سیّد ضیاءالدّین تجویدی

حاج سیّد ضیاءالدّین تجویدی بن حاج میرزا علینقی بن سیّد اسماعیل بن میر محمّد علی حسینی، عالم فاضل. در سال 1320ق در اصفهان متولّد گردید. مقدّمات علوم را نزد اساتید فرا گرفته و در زمان رضاخان سواد کوهی چندین سال در مدرسه قدسیه به تدریس ادبیات و قرآن پرداخته و پس از رفع خفقان به تحصیلات خود نزد اساتید و

[1]وفیات علمای معاصر اصفهان، خطی؛ مزارات اصفهان، صص 43 و 44.


صفحه 536

مجتهدین ادامه داد. اسامی برخی از اساتید او عبارتند از: آقا شیخ اسماعیل معزّی، آقا سیّد محمّد رضا خراسانی، حاج میر سیّد علی نجف آبادی، آقا سیّد محمّد نجف آبادی، آقا سیّد مهدی درچه ای و غیره.

مرحوم حاج آقا ضیاءالدّین در محراب و منبر به هدایت و ارشاد مردم اشتغال داشت و در بیان مسائل حلال و حرام تسلطی کامل داشت. سرانجام او در شب 6 صفر 1408ق در اصفهان وفات یافته و پس از تشییع شایسته در مقبره زینبیه مدفون گردید.[1]

[مادّه تاریخ وفاتش را شاعر توانا استاد فضل اللّه خان اعتمادی خویی (برنا) چنین گفته است:

به ابجد خواست تاریخی برای رحلتش «برنا» به شمسی شد وفاتش «کو ضیاءالدّین تجویدی»

[

آقا ضیاءالدّین دُرّی

آقا ضیاءالدّین دُرّی فرزند ملّا غلامرضا بن محمّد علی بن تقی بن باقر بن محمّد سعید بن محمّد زکی اصفهانی، عالم فاضل، ادیب حکیم. از دانشمندان قرن اخیر است.

در سال 1293ق در قریه «دُرّ» متولّد گردیده و در اصفهان [نزد آخوند کاشی، میرزا محمّد حسن کاشانی و جهانگیر قشقایی] و نجف اشرف و طهران [نزد میرزا ابوالحسن جلوه و میرزا محمّد حسن کرمانشاهی] تحصیل نموده و به مرتبه اجتهاد نائل گردید. او در نشر و اشاعه فرهنگ جدید رنج ها برده و تا آخرین لحظات خود دقیقه ای اهمال ننمود. [او مدرسه «اتحادیه» که بعدها به خاطر تقدیر از خدمات ارزنده او به «مدرسه دُرّی» نامیده شده را تأسیس کرد.]

سرانجام در 21 جمادی الثّانیه 1375ق [مطابق با بهمن 1334ش] در طهران وفات

[1]مصاحبه غلامرضا نصرالهی با فاضل ارجمند سیّد فضل اللّه تجویدی (فرزند سیّد ضیاءالدّین) در 16 آذر 1369ش؛ مزارات اصفهان، صص 236 و 237.


صفحه 537

یافت [و جنازه به عتبات عالیات منتقل و به خاک سپرده شد.]

کتب زیر از تألیفات اوست:

1. «تاریخ انبیاء اولوالعزم»2. «تاریخ مختصر رجال عالم»3. «تاریخ وهابیّه»4. «ترجمه تاریخ الحکماء» شهرزوری5. «ترجمه رساله تحفه»6. «ترجمه رساله جبر و اختیار»7. «ترجمه حکمه العرشیه»8. «ترجمه سرّ القدر»9. «ترجمه رساله عشق» 10. «ترجمه رساله فیض الهی» 11. «ترجمه رساله ترغیب در دعا» 12. «تفسیر سوره توحید» 13. «ترجمه رساله تقسیم نفوس» 14. «ترجمه رساله الواحد لایصدر عنه الّا الواحد» 15. «ترجمه اقسام علوم عقلیّه» 16. «ترجمه رساله مبداء و معاد» 17. «ترجمه قصیده عینیّه» 18. «ترجمه رساله کیفیّت وقوع زمین در مکان فعلی» 19. «ترجمه رساله نبض» 20. «ترجمه رساله نفس» (از شماره 5 تا 20 از تألیفات ابن سینا) 21. «ترجمه رساله در حواس» عمر خیّام 22. «جواهر اللّسان» در علم میزان 23. «رساله در اغلاط معروفه» 24. «رساله در علت العلل بدبختی» 25. «رساله در مبادی امور مهم تاریخی» 26. «ضیاء اخلاق» 27. «ضیاء الصّرف» 28. «فقه» یک دوره در 3 جلد 29. «فلسفه الاعتماد» معروف ترین تألیف او 30. «لمعات المسترشدین» یا اصول عقاید فارسی، مطبوع [31. «جبر و اختیار»] 32. «محاضرات البلغاء و مسامرات الادباء»[1]

آقا ضیاءالدّین چهارسوقی

آقا سیّد ضیاءالدّین بن حاج میرزا هاشم چهارسوقی بن آقا سیّد زین العابدین موسوی اصفهانی، از علمای قرن چهاردهم هجری. در «نسب نامه الفت» راجع به او نوشته اند:

[1]مؤلفین کتب چاپی، ج3، صص 566-570؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، صص 736 و 737؛ زندگینامه رجال و مشاهیر ایران، ج3، صص 213 و 214؛ فرهنگ شاعران و نویسندگان معاصر سخن، صص 222 و 223؛ نادره کاران، صص 119 و 120؛ تراجم الرجال، (چاپ 1422ق)، ج1، ص424.


صفحه 538

«مردی وارسته و دارای اطواری غیرعادی بوده». تولّدش در سال 1289ق و وفاتش در سال 1348ق واقع شد و در پشت تکیه صاحب روضات نزدیک دیوار مسجد مصلی مدفون گردید. او مردی با سخاوت و بذّال بود و هرچه داشت به فقراء و محتاجین کمک می کرد و در این خصوص راه افراط می پیمود.[1]

ضیاءالدین جناب*

استاد ضیاءالدین جناب، دانشمند فاضل و متدیّن از پیشگامان آموزش و پرورش در اصفهان. در سال 1272ش در اصفهان متولّد شد. تحصیلات ابتدایی را در مدرسه اتّحاد طی کرد. دروس مقدماتی را نزد پدرش و نیز عمویش میر سیّد علی جناب آغاز نمود. صرف و نحو را از میرزا ابوالقاسم زفره ای، ادبیات فارسی را از سیّد آقاجان نوربخش، حساب را از عمویش میر سیّد علی جناب، زبان فرانسه را از میرزا اسداللّه منشی کنسولگری روسیه و خط را از ملک الکتاب فرا گرفت. سپس به مدرسه باقریه رفت و تا سال 1323ق به تحصیل ادامه داد. با شروع جنبش مشروطیت آن مدرسه تعطیل شد. او به مدرسه آلیانس رفته و زبان فرانسه را آموخت. و در کنار آن در مدرسه نیم آورد نزد میرزا احمد اصفهانی شرح لمعه و نزد آقا سیّد مهدی درچه ای قوانین و نزد شیخ اسداللّه قمشه ای شرح منظومه را خواند.

او در روز 11 ربیع الاوّل 1331ق به همراه سیّد سعید طباطبائی نائینی مدرسه گلبهار را در اصفهان تأسیس نمود و ریاست آن را بر عهده گرفت. مدّتی بعد به ریاست مدرسه متوسطه اصفهان (دبیرستان صارمیه بعدی) منصوب شد و تا سال 1309ش به خدمت پرداخت. سپس به تهران منتقل شده و کمی بعد به عنوان رئیس مدرسه شاپور رشت راهی گیلان شد. و چندی بعد به ریاست معارف گرگان رسید. او از علاقمندان به ادب و

[1]تاریخ علمی و اجتماعی اصفهان، ج3، ص280؛ مناهج المعارف: مقدمه، ص321.


صفحه 539

هنر بود و در رشت و گیلان نمایش «رستم و سهراب» نوشته کاظم زاده ایران شهر را به روی صحنه برد.

او سرانجام پس از عمری خدمت به فرهنگ در اسفند ماه 1355ش وفات یافت. حسام الدّین دولت آبادی در رثای او مرثیه ای گفته که مادّه تاریخ آن این بیت است:

حسام آورد تاریخش به هجری: «جناب استاد با ایمان من رفت»

از مرحوم جناب علاوه بر مقالاتی که در روزنامه اصفهان (به مدیریت امیرقلی امینی) به چاپ رسیده است، ترجمه «تربیت پرنس چالز ولیعهد انگلیس» و «شاهکارهای فن تعلیم و تربیت» نیز به جای مانده است.[1]

سیّد ضیاءالدّین شهشهانی

سیّد ضیاءالدّین شهشهانی، فاضل خطاط، در سال 1304ق کتاب «آب زندگانی» (ترجمه کتاب «رجوع الشّیخ الی صباه» را به خط زیبای خود نوشته و در بمبئی هند به چاپ رسیده است.[2]

[1]یادنامه سیّد ضیاءالدّین جناب، به مناسبت یکمین سال درگذشت.

[2]دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، ص740.