اعلام اصفهان
«ط»
اشاره
طالب اصفهانی
طالب اصفهانی معروف به «بابا طالب» از شعراء و ادبای اواخر قرن دهم و اوایل قرن یازدهم هجری.
سالها در اصفهان بوده و در لباس فقر و درویشی روزگار می گذراند. بالاخره به سفر پرداخته و به کشمیر رفته و به خدمت یوسف شاه والی کشمیر در آمده و از لباس درویشان خارج شد. پس از حمله جلال الدّین اکبر، پادشاه هند به کشمیر و سقوط حکومت آنجا، به درباه اکبر شاه راه یافته و نزد او احترام و اعتبار بسیار یافت، تا جایی که به عنوان ایلچی گری و سفارت از طرف اکبر شاه نزد حاکم تبّت رفت و پس از مراجعت رساله «غرائب و نوادر تبّت» را نوشته و به ابوالفضل علامی داد که عینا در کتاب «اکبرنامه» درج گردید.
بابا طالب در اواخر عمر به همراه فرزندانش در کشمیر زندگی می کرد تا اینکه در سال 1032ق وفات یافته و در محلّه باباپوره کشمیر نزدیک مزار بابا خلیل مدفون شد.
او در شعر و ادب مهارتی به سزا داشت و در هند با دانشمندان و شاعران پارسی گوی آنجا همچون فیضی دکنی، ابوالفضل علّامی، حکیم ابوالفتح، مولانا نظیری، مولانا قاسم کاهی و دیگران مصاحبت و مجالست داشت. نمونه ای از اشعارش ضمن مجموعه ای در کتابخانه بادلیان موجود است و میکروفیلم آن به شماره 1221 در کتابخانه مرکزی دانشگاه طهران وجود دارد.
از اشعار اوست:
به مهر اهل وفا عهد بسته می آیی بیا بیا که به دلها نشسته می آیی
گلم به دامن و شوقم به خرمن ست که تو شکفته چون گل و خندان چو پسته می آیی
رباعی
غمنامه من نخوانی و کهنه شود مهجوری من ندانی و کهنه شود
دیر آمدنت مباد کاین زخم فراق ترسم که تو دیر مانی و کهنه شود[1]
محمّد طالب جِشوِقانی
محمّد طالب بن محمّد تقی جشوقانی قهپایی اصفهانی [از فضلاء قریه «جِشوِقان» از توابع کوهپایه اصفهان در قرن یازدهم هجری بوده و ظاهرا در اصفهان به تحصیل مشغول بوده است.] در سال 1072ق کتابت «نسخه ای از کتاب «بیان» تألیف: شهید اوّل را به خط نسخ به پایان رسانیده و کتاب به شماره 3474 در کتابخانه مجلس شورای ملّی در طهران موجود است.[2]
[او همچنین در سلخ محرم 1073ق نسخه ای از «حاشیه حکمه العین» را کتابت کرده که در کتابخانه جلال الدّین محدّث ارموی موجود است.[3]]
ملّا محمّد طالب اصفهانی
ملّا محمّد طالب بن حیدرعلی اصفهانی، عالم فاضل. در اصفهان به تحصیل مشغول بوده و به حکمت و کلام و ریاضیات علاقه فراوان داشته است. سال وفاتش به دست نیامد. او تا سال 1066ق در قید حیات بوده است. او مجموعه ای شامل چندین رساله را به خط خود کتابت کرده که از جمله رساله «مولد النّبی» تألیف میرزا قاضی اردکانی است. همچنین نسخه ای از «حاشیه شرح عضدی بر مختصر ابن حاجب» نوشته تفتازانی را در سال 1044ق مقابله و تصحیح کرده است. همچنین نسخه ای از «توحید» شیخ صدوق را مقابله کرده که در کتابخانه محمّد باقر حجت در کربلا موجود بوده است.
[1]تذکره خلاصه الاشعار، (بخش اصفهان)، صص 376-380؛ کاروان هند، ج1، صص 783-788؛ تذکره غنی، ص82؛ تذکره روز روشن، ص493؛ تاریخ نظم و نثر، ص431.
[2]فهرست مجلس، ج10، بخش سوم، ص1434.
[3]الروضه النّضره، ص301.
کتب زیر از تألیفات اوست:
1. «شرح خلاصه الحساب» به فارسی، در 10 باب و یک مقدّمه که در سال 1129ق کتابت شده و در کتابخانه «سلطان المتکلمین» در طهران موجود بوده است. 2. «فهرس ابواب فروع الکافی» که در سال 1042ق آنرا استخراج نموده است.[1]
طالب اصفهانی
ابوالنّجم طالب بن زید بن علی بن شهریار ببع [کذا فی الاصل] اصفهانی [از محدّثین قرن پنجم و ششم هجری] از «ابو زید احمد بن علی مصقلی»، «شجاع بن علی مصقلی»، «ابو ربیع عبدالجبّار بن عبداللّه بن ابراهیم بن برزه رازی جوهری واعظ» و «ابوعلی حسن بن عمر بن حسن بن یونس حافظ» و دیگران حدیث شنیده است. «ابوسعد سمعانی» از او استماع حدیث کرده است.
در سال 450ق متولّد و در روز سه شنبه دوّم یا سوّم رمضان سال 533ق وفات یافته است.[2]
طالب قهپایی
طالب بن خواجه علی قهپایی اصفهانی، از فضلای قرن یازدهم هجری است. وی در سال 1075ق کتاب «شرح اصول و روضه کافی» (کتاب العقل) تألیف: ملّا محمّد صالح مازندرانی را به خط نسخ کتابت کرده که در کتابخانه مدرسه حجتیّه قم (به شماره 132) موجود است.[3]
[1]الروضّه النّضره، ص299؛ تراجم الرّجال، ج2، ص729؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، ص741.
[2]التّحبیر، ج1، ص356.
[3]فهرست حجتیّه، ص62.
حاجی طالب نصیب اصفهانی
حاجی طالب بن حاجی مقصود چیت ساز اصفهانی، شاعر ادیب از سخنوران قرن یازدهم هجری.
ابتدا در خدمت پدر به شغل چیت سازی امرار معاش می کرد پس از فوت پدر به تجارت پرداخته و به هند رفت. در شعر طبعش خالی از لطف نبود و «نصیب» تخلّص می کرد.
این رباعی از اوست:
از خویش به یک نگاه می باید رفت بی منت پا به راه می باید رفت
آواز درآ ز شش جهت می آید آیا به کدام راه می باید رفت[1]
میرزا طالب تبریزی
میرزا طالب تبریزی عباس آبادی فرزند حاج میرزا خان کمال بیگ از شعرای قرن یازدهم هجری.
از اهالی محلّه عباس آباد اصفهان است. پدرش از تجّار صاحب مکنت و ثروت بود. او پس از فوت پدر اموال او را صرف کرد و عاقبت به تنگدستی و ناداری مبتلا شد، امّا روزگار را به قناعت و درویشی گذراند. در جوانی مقدار زیادی تحصیل کرد، امّا پس از فوت پدر آنرا رها کرد. در سرودن شعر طبع روانی داشته و تا سال 1083ق (سال تألیف تذکره نصرآبادی) در قید حیات بوده است. از آثار او غیر از «دیوان اشعار» می توان به «ساقی نامه» و «مثنوی در جواب تحفه العراقین» اشاره کرد.
از اوست:
با این که بتان شکوه ما گوش نکردند جرمی که نکردیم فراموش نکردند
[1]تذکره نصرآبادی، ج1، ص510؛ تذکره روز روشن، ص155؛ کاروان هند، ج2، صص 1435 و 1436؛ الذریعه، ج9، ص172.
آغوش گشادیم برین کبک خرامان یک جلوه به اندازه آغوش نکردند[1]
محمّد طالب مهابادی*
محمّد طالب مهابادی اردستانی، از فضلای قرن یازدهم هجری است. او در اصفهان به تحصیل علوم دینی مشغول بوده است. او در سال 1086ق «نهج البلاغه» را به خط نسخ کتابت کرده که به شماره 3216 در کتابخانه آستان قدس رضوی موجود است.[2]
سیّد طه بهشتی
آقا سیّد طه (طاها) بهشتی فرزند آقا سیّد محمّد باقر، عالم فاضل محقّق و شاعر و ادیب ماهر [از ادباء و فضلای معاصر اصفهان] در 4 صفر 1322ق در اصفهان متولّد شد و نزد شیخ علی یزدی، حاج میر سیّد علی نجف آبادی و آقا میرزا احمد اصفهانی و دیگران به تحصیل مشغول شد. دو پسر او در سالهای نوجوانی عمر وفات یافته و پدر را به مفارقت خود گرفتار ساختند. امّا او به وعظ و خطابه و تحصیل و تألیف ادامه تا این که در سال 1374ق به علت بیماری رماتیسم و معالجات غلط پزشکان فلج شده و تا آخر عمر خانه نشین گردید. امّا از جادّه صبر و رضا خارج نشد. و پیوسته به یاد خدا بود و به مطالعه و تحقیق و سرودن شعر می پرداخت. سرانجام در 17 رمضان 1403ق وفات یافته و در تکیه سادات بهشتی (جنب مصلای تخت فولاد) مدفون شد.
کتب زیر از تألیفات اوست:
1. «انیس المتّقین» 2. «تحفه الاحباب» در شرح حال علماء و بزرگان سادات بهشتی اصفهان، مطبوع3. «دُرَر المواعظ» شامل 41 مجلس4. «دیوان بهشتی»، مطبوع5. «عشریه» راجع به ایّام عاشورا6. «علائم المتّقین» در شرح خطبه همام از نهج البلاغه
[1]تذکره نصرآبادی، ج1، صص 181-184؛ دانشمندان آذربایجان، صص 244 و 245؛ فهرست مرکزی دانشگاه طهران، ج1، ص40؛ الذریعه، ج9، ص637 و ج12، ص110.
[2]فهرست الفبائی رضوی، ص381.