بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 161

شیخ عبدالحسین کاظمینی

شیخ عبدالحسین بن عبدالرضا کاظمینی، عالم فاضل و ادیب شاعر [از علمای قرن یازدهم هجری] در 6 شوال 1071ق در کربلا متولّد و در بغداد تحصیل نمود. ساکن اصفهان بود. و در این شهر تحصیلات خویش را به پایان رسانید.

از آثارش کتاب: «العابدیّه» در نظم «جعفریه» در نماز (از آثار محقّق کرکی) است. سال وفاتش به دست نیامد.[1]

میرزا عبدالحسین حکمتیان

دکتر عبدالحسین حکمتیان [فرزند عبدالوهاب جرّاح] از اطباء معروف و از شاگردان دارالفنون طهران و ساکن محله احمدآباد اصفهان در ربیع الثّانی 1382ق [مطابق 11 شهریور 1342ش] وفات یافت. [و در تکیه آقا باقر دردشتی (خلیلیان) در تخت فولاد اصفهان مدفون شد.[2]]

عبدالحسین اصفهانی*

عبدالحسین بن علی اصفهانی، از خوشنویسان هنرمند اواخر دوره قاجاریه است. خطوط نستعلیق و شکسته را خوش می نوشته است. او «جُنگ الادعیه» گردآوری شده به دست: نصیر بن احمد نصیر الاطبّاء محلاّتی را به خط شکسته نستعلیق در سال 1331ق کتابت نموده و به شماره 1/2009 در کتابخانه مسجد گوهرشاد مشهد موجود است.[3]

[1]دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، ص766؛ الذریعه، ج15، ص204.

[2]دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، ص754؛ سیری در تاریخ تخت فولاد، ص144؛ تخت فولاد یادگار تاریخ: خطی.

[3]فهرست گوهرشاد، ج5، ص392.


صفحه 162

شیخ عبدالحسین محلاتی

شیخ عبدالحسین محلاتی بن علی (میرزا بابا) بن حسین بن احمد بن محمّدشفیع اصفهانی (آخوند شفیعا خوش ابرو) .

عالم فاضل، ادیب شاعر، محقّق جامع [از علمای عالیقدر اصفهان در اواخر دوره قاجاریّه.] در حدود سال 1270ق در محلاّت متولّد گردیده، در قم و اصفهان و نجف [و کاشان نزد میرزا حبیب اللّه شریف کاشانی و در تهران نزد سیّد ریحان اللّه کشفی بروجردی[ تحصیل نموده و از سیّد علی اصغر جاپَلَقی اجازه دریافت نمود و مدّت ها به درس حاج میرزا حبیب اللّه رشتی [در نجف] حاضر شده و پس از نیل به مقام اجتهاد به اصفهان مهاجرت کرده [و در آنجا به درس میرزا محمّدحسن نجفی حاضر شد.] و خواهر علاّمه فقیه حاج آقا منیرالدّین بروجردی را به زوجیّت گرفته و در مدرسه صدر خارج تدریس می فرموده و جمعی از افاضل به درس او حاضر می شده اند.

[از جمله شاگردان مشهور او: مرجع عالیقدر آیت اللّه حاج آقا حسین بروجردی، سیّد محمّدباقر احمد آبادی، حاج میرزا علی آقا شیرازی، سیّد عباس صفی دهکردی، میرزا محمّدباقر فقیه ایمانی و سیّد محمّدعلی ابطحی بوده اند.

او با وجود علم و فضل بسیار و مقام عالی تقوا، در فقر و تنگدستی به سر می برد و حتّی مجبور بود کتب مورد نیاز خود را استنساخ کند.]

او عالمی ادیب و شاعری ماهر بود و به عربی و فارسی شعر می سرود از جمله این دو بیت از اوست:

دلا تا کی به خود گرمی؟ ز خود قطع تمنّا کن ز خودبینی به خود آی و به خود، خود را هویدا کن


صفحه 163

ز غفلت تا به کی مستی؟ به خود تا چند پا بستی کزین سختی ره رستی، ز هستی، دل معرّا کن

وی سرانجام در روز جمعه 22 ذی الحجه 1323ق وفات یافته و در تخت فولاد حوالی قبر فاضل هندی مدفون گردید.[1]

کتب زیر از اوست:

1. «مسافت سفر» 2. «الشرط ضمن العقد» [این دو رساله ضمن مجموعه شماره 1474 در کتابخانه مرکز احیاء میراث اسلامی در قم موجود است. این نسخه ها به خط مؤلف است.[2]3. «المانه الغدیریه» قصیده ای عربی که در مدح حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام و واقعه غدیرخم سروده شده و به خط مؤلف و در تاریخ ذیحجه 1302ق تحریر شده و به شماره 11475 در کتابخانه آیت اللّه مرعشی در قم موجود است.[3]] 4. «بیان زیارت عاشورا» [به فارسی که به خط شکسته نستعلیق و نسخ مؤلّف به شماره 11546 در کتابخانه آیت اللّه مرعشی در قم موجود است.5. «مشرق الظلام» در شرح رساله «لآلی الکلام» در علم اعراب، تألیف: اسداللّه بن محمّد محلاّتی، که در کتابخانه آیت اللّه مرعشی در قم موجود است.[4]]6. «حواشی بر قوانین»7. «حواشی بر رسائل» (حواشی بر فرائد») 8. «دیوان اشعار عربی و فارسی»9. «رساله در قاعده تأخیر»10. «رساله در عدالت» 11. «رساله در سجده سهو» 12. «رساله در لباس مشکوک» 13. «رساله در بلوغ» 14. «رساله در نماز جماعت» 15. «رساله در قاعده اشتغال» 16. «رساله در اصل

[1]دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، صص 766 و 767؛ رجال اصفهان یا تذکره القبور، صص 168-170؛ نقباء البشر، ج3، صص 1056-1058؛ گلزار فضیلت، صص 183-205؛ سیری در تاریخ تخت فولاد، ص164؛ افتخار آفرینان استان مرکزی، ج3، صص 224-228؛ الاصفهان: رجال و مشاهیر، ص489.

[2]فهرست خطی احیاء، ج4، صص 310-312.

[3]فهرست مرعشی، ج29، ص101.

[4]فهرست مرعشی، ج29، ص1277.


صفحه 164

برائت» 17. «رساله در قاعده فحص» 18. «رساله در تعریف علم اصول» 19. «رساله در سهو نماز» 20. «رساله در تطهیر به آب قلیل» 21. «رساله در قاعده بیّنه» 22. «رساله در اصل تعارض» 23. «رساله در تیمّم» 24. «رساله در اصل لزوم عقد» 25. «شرح بر اصول کشف العظاء» 26. «مغتنم الدرر» در سه جزء: 1- در تفسیر 2- در روایات 3- در متفرقات[1][که در بین سال های 1314 تا 1321ق آن را تألیف کرده است نزد مرحوم میرزا حبیب اللّه نیّر موجود بوده و نسخه ای از آن در مجله شهاب (شماره 22) معرفی شده است.] 27. «تسلیت نامه» [که آن را مرحوم محلاّتی جهت دلجوئی و تسلای یک عالم اهل عربستان که وهابی بوده و سپس شیعه شده است، نوشته است.]

عبدالحسین ندیم چهارمحالی*

حاج عبدالحسین ندیم شهرکی چهارمحالی ملقب به «ندیم الشعراء» فرزند علی محمّد، شاعر ادیب در نیمه نخست قرن چهاردهم هجری. در سال 1291ق در «شهرک» از توابع چهارمحال متولّد شده و پس از تحصیلات مقدماتی در مکتب خانه مولد خود به اصفهان رفته و به تکمیل معلومات خود پرداخت. سپس به وطن خود مراجعت نموده و به زراعت و گیوه دوزی مشغول شد. در سرودن انواع شعر و مادّه تاریخ مهارت داشته و غیر از مجموعه اشعار، «سفرنامه منظوم مکه و مدینه» و «منظومه خواب نامه» از آثار اوست.

وی عاقبت در سال 1354ق در زادگاه خود وفات یافت. از اوست:

ما در میان زلف رخ یار دیده ایم ما آفتاب را به شب تار دیده ایم

دیوانه وار سر به بیابان نهاده ایم تا چین زلف آن بت عبار دیده ایم[2]

[1]الذریعه، ج21، ص293.

[2]سخن سرایان بام ایران، ج3، صص 591-593.


صفحه 165

میرزا عبدالحسین فیض علی شاه

میرز عبدالحسین ملقّب به «فیض علی شاه» فرزند ملاّ محمّدعلی طبسی، عارف سالک، از متصوفه اصفهان در قرن دوازدهم هجری.

پدرانش اهل قریه «رقه» تون بوده و پدرش امام جمعه طبس بوده است. در اصفهان متولّد و در این شهر تحصیل نموده و در شیراز خدمت سیّد معصوم علی شاه رسیده و به توبه و تلقین ارشاد یافت. ریاضت ها کشیده و از مرتبه ارادت به خلافت رسیده و لقب «فیض علی شاه» یافت و به اتفاق مراد خود به اصفهان آمد. علیمراد خان زند نسبت به او ارادت یافته، تکیه فیض را به نام او بنا نمود. در آنجا به ارشاد هدایت پرداخته تا سال 1194ق وفات یافته در تکیه خود مدفون شد.[1]

میرزا عبدالحسین قدسی

آقا میرزا عبدالحسین خوشنویس معروف و متخلّص به «قدسی» فرزند میرزا محمّدعلی خوشنویس اصفهانی بن محمّد، شاعر ادیب و خوشنویس فاضل در قرن چهاردهم هجری. در شب 4 رمضان المبارک 1287ق در اصفهان متولّد گردید. و در خدمت آقا سیّد محمّدباقر درچه ای، آخوند ملاّ محمّد کاشانی و سایر علمای اصفهان تحصیل کرد. انواع خطوط خصوصا نسخ و رقاع را خوش می نوشت. او در ربیع الاوّل 1326ق مدرسه قدسیه را در اصفهان افتتاح کرد و باید او را از پیشروان فرهنگ جدید و خدمتگزاران واقعی علم و ادب نامید.

[1]دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، ص865؛ رجال اصفهان یا تذکره القبور، ص60؛ سیری در تاریخ تخت فولاد، ص169؛ ریاض السیاحه، ص651؛ شمس التواریخ، ص50؛ طرائق الحقائق، ج3، صص 187 و 188؛ تاریخ سلسله های طریقه نعمت اللهیه در ایران، صص 48 و 49؛ الاصفهان: رجال و مشاهیر، ص149؛ رجال اصفهان (دکتر کتابی) ، ج1، ص337.


صفحه 166

قدسی جامع فضائل و کمالات صوری معنوی بود و در انواع فنون شعر خصوصا غزل و مادّه تاریخ مهارت داشت. او در راستی و درستی و صداقت و پاکدامنی به حدّ کمال و در نگاهداشت دوستی بی اندازه باوفا و ثابت قدم بود.

[او ده ها جلد کلام اللّه مجید را کتابت کرد.]

قدسی سرانجام در 5 صفر 1366ق [مطابق با 8 دی 1325ش] وفات یافته و در صحن تکیه تویسرکانی در تخت فولاد مدفون شد.

خواهرزاده اش ادیب دانشمند میرزا حبیب اللّه نیّر نیز مادّه تاریخ وفاتش را چنین گفته است:

لما فقدت ادیبا قل لرحلته: «عبدالحسین انّی فی جنّه القدس»

از آثار مرحوم قدسی کتاب «تحفه الفاطمیه» و کتاب «شرعیات» جهت مدارس جدید به طبع رسیده است.[1]

از اوست:

گر عرش شود فرش ره سم سمندش بر خویش ببالد ز چنین بخت بلندش

ماه نو و بدر فلک و خوشه پروین عکسی بود از فعل و سم و میخ سمندش

عبدالحسین حسنی اصفهانی

عبدالحسین بن محمّدعلی حسنی اصفهانی مجموعه ای از 5 کتاب (شامل: «السماع

[1]رجال اصفهان یا تذکره القبور، ص38؛ تذکره شعرای معاصر اصفهان، صص 275 و 276؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، ص767؛ سیری در تاریخ تخت فولاد، ص99؛ الذریعه، ج3، ص460؛ اعیان الشیعه، ج37، ص105؛ دیوان طرب، ص8؛ احوال و آثار خوشنویسان، ج4، ص1097؛ تاریخ اصفهان (هنر و هنرمندان) ، صص 111-118؛ مکارم الآثار، ج8، صص 2823-2826؛ خوشنویسی در کتیبه های اصفهان، صص 108-110؛ مؤلفین کتب چاپی، ج3، ص750.


صفحه 167

الطبیعی»، «السماء و العالم»، «الکون و الفساد»، «الآثار العلویه» و «تهافت التّهافت» همه از تألیفات: ابن رشد را در سال 1052ق به خط نستعلیق فراهم آورده که به شماره 62404 در کتابخانه مجلس شورای ملّی موجود است.[1]

میرزا عبدالحسین حکیم الهی قمشه ای

میرزا عبدالحسین حکیم الهی بن غلامرضا، عالم فاضل و ادیب محقّق در قمشه (شهرضا) متولّد شده و در اصفهان تحصیل نمود. سپس در مدرسه گلبهار به تدریس پرداخت و مدّتی بعد به عنوان وکیل دعاوی در دادگستری به خدمت مشغول شد. گاهی شعر نیز می سروده و مردی عارف و ادیب بوده است.

[سرانجام در 23 شوال 1352ق وفات یافته و در تکیه میرزا ابوالمعالی کلباسی در تخت فولاد اصفهان مدفون شد.]

وی کتابی مختصر و جامع درباره «تاریخ اسلام» تألیف نموده که در سال 1355ق به طبع رسیده است. همچنین او حواشی مفیدی بر قرآن مجید دارد.[2]

عبدالحسین سپنتا

عبدالحسین سپنتا فرزند غلامرضا [شیروانی] ادیب، نویسنده و شاعر توانا، در سال 1282ش (مطابق 1321ق) در طهران متولّد شده و در طهران و اصفهان تحصیلات خویش را به پایان رسانیده، سفری به هندوستان رفته و ده سال در آن حدود ساکن [بود.] و در خدمت دانشمند معروف دینشاه ایرانی به تکمیل فضائل و معلومات خویش

[1]فهرست مجلس، ج16، ص392.

[2]دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، ص686؛ مشاهیر مزار علاّمه ابوالمعالی کلباسی، صص 248-250.


صفحه 168

پرداخته و کتب چندی در تاریخ ادبیات ایران باستان ترجمه و انشاء کرده و در چندین فیلم نیز از محصولات هندوستان به عنوان نویسنده و رژیستور شرکت نموده [است.[ سپس به ایران مراجعت کرده و در اصفهان متوطن شده، سرانجام در شب جمعه 9 محرم الحرام 1389ق به مرض سکته وفات یافته و در جنب تکیه بابارکن الدّین در تخت فولاد مدفون شد.

مادّه تاریخ وفاتش را آقای عبدالکریم بصیر گوید:

«بصیرا» بگو از پی سال فوتش: «سپنتای آگاه روشن روان کو

کتب زیر از اوست:

1. «اخلاق ایرانیان باستان»2. «اسرار جنگل»3. «ایران و اهمیت آن»4. «پرتوی از فلسفه ایرانیان باستان»5. «تاریخچه اوقاف اصفهان» مطبوع6. «دیوان اشعار»، مطبوع7. «ترجمه دیوان عارف» به انگلیسی [و همچنین] روزنامه های «دورنمای ایران» در بمبئی و روزنامه «سپنتا» در اصفهان[1].

[سپنتا تحصیلات خود را در مدرسه سن لوئی و مدرسه زرتشتیان تهران و استیورت موریال کالج اصفهان و کالج آمریکایی ها در تهران انجام داد. او اوّلین فیلم ناطق فارسی را در سال 1312ش در کمپانی امپریال فیلم بمبئی ساخت.

پس از آن او فیلم های «فردوسی»، «شیرین و فرهاد» «چشم های سیاه» و «لیلی و مجنون را در هندوستان ساخت. همچنین در آنجا روزنامه «دورنمای ایران» و سپس روزنامه «جنگل» را منتشر کرد که هر کدام پس از مدت کوتاهی متوقّف شدند. آخرین روزنامه او در هند «پیام راستی» نام داشت. او برای ادامه فیلم سازی به تهران آمد ولی به علت موانع و مشکلاتی که وجود داشت به ناچار در اصفهان ساکن شد و به نویسندگی

[1]تذکره شعرای معاصر اصفهان، صص 235-237؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، صص 769 و 770؛ سیری در تاریخ تخت فولاد، ص222؛ روزنامه مکرم، شماره 559، مورخ 13 فروردین 1348.