بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 164

برائت» 17. «رساله در قاعده فحص» 18. «رساله در تعریف علم اصول» 19. «رساله در سهو نماز» 20. «رساله در تطهیر به آب قلیل» 21. «رساله در قاعده بیّنه» 22. «رساله در اصل تعارض» 23. «رساله در تیمّم» 24. «رساله در اصل لزوم عقد» 25. «شرح بر اصول کشف العظاء» 26. «مغتنم الدرر» در سه جزء: 1- در تفسیر 2- در روایات 3- در متفرقات[1][که در بین سال های 1314 تا 1321ق آن را تألیف کرده است نزد مرحوم میرزا حبیب اللّه نیّر موجود بوده و نسخه ای از آن در مجله شهاب (شماره 22) معرفی شده است.] 27. «تسلیت نامه» [که آن را مرحوم محلاّتی جهت دلجوئی و تسلای یک عالم اهل عربستان که وهابی بوده و سپس شیعه شده است، نوشته است.]

عبدالحسین ندیم چهارمحالی*

حاج عبدالحسین ندیم شهرکی چهارمحالی ملقب به «ندیم الشعراء» فرزند علی محمّد، شاعر ادیب در نیمه نخست قرن چهاردهم هجری. در سال 1291ق در «شهرک» از توابع چهارمحال متولّد شده و پس از تحصیلات مقدماتی در مکتب خانه مولد خود به اصفهان رفته و به تکمیل معلومات خود پرداخت. سپس به وطن خود مراجعت نموده و به زراعت و گیوه دوزی مشغول شد. در سرودن انواع شعر و مادّه تاریخ مهارت داشته و غیر از مجموعه اشعار، «سفرنامه منظوم مکه و مدینه» و «منظومه خواب نامه» از آثار اوست.

وی عاقبت در سال 1354ق در زادگاه خود وفات یافت. از اوست:

ما در میان زلف رخ یار دیده ایم ما آفتاب را به شب تار دیده ایم

دیوانه وار سر به بیابان نهاده ایم تا چین زلف آن بت عبار دیده ایم[2]

[1]الذریعه، ج21، ص293.

[2]سخن سرایان بام ایران، ج3، صص 591-593.


صفحه 165

میرزا عبدالحسین فیض علی شاه

میرز عبدالحسین ملقّب به «فیض علی شاه» فرزند ملاّ محمّدعلی طبسی، عارف سالک، از متصوفه اصفهان در قرن دوازدهم هجری.

پدرانش اهل قریه «رقه» تون بوده و پدرش امام جمعه طبس بوده است. در اصفهان متولّد و در این شهر تحصیل نموده و در شیراز خدمت سیّد معصوم علی شاه رسیده و به توبه و تلقین ارشاد یافت. ریاضت ها کشیده و از مرتبه ارادت به خلافت رسیده و لقب «فیض علی شاه» یافت و به اتفاق مراد خود به اصفهان آمد. علیمراد خان زند نسبت به او ارادت یافته، تکیه فیض را به نام او بنا نمود. در آنجا به ارشاد هدایت پرداخته تا سال 1194ق وفات یافته در تکیه خود مدفون شد.[1]

میرزا عبدالحسین قدسی

آقا میرزا عبدالحسین خوشنویس معروف و متخلّص به «قدسی» فرزند میرزا محمّدعلی خوشنویس اصفهانی بن محمّد، شاعر ادیب و خوشنویس فاضل در قرن چهاردهم هجری. در شب 4 رمضان المبارک 1287ق در اصفهان متولّد گردید. و در خدمت آقا سیّد محمّدباقر درچه ای، آخوند ملاّ محمّد کاشانی و سایر علمای اصفهان تحصیل کرد. انواع خطوط خصوصا نسخ و رقاع را خوش می نوشت. او در ربیع الاوّل 1326ق مدرسه قدسیه را در اصفهان افتتاح کرد و باید او را از پیشروان فرهنگ جدید و خدمتگزاران واقعی علم و ادب نامید.

[1]دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، ص865؛ رجال اصفهان یا تذکره القبور، ص60؛ سیری در تاریخ تخت فولاد، ص169؛ ریاض السیاحه، ص651؛ شمس التواریخ، ص50؛ طرائق الحقائق، ج3، صص 187 و 188؛ تاریخ سلسله های طریقه نعمت اللهیه در ایران، صص 48 و 49؛ الاصفهان: رجال و مشاهیر، ص149؛ رجال اصفهان (دکتر کتابی) ، ج1، ص337.


صفحه 166

قدسی جامع فضائل و کمالات صوری معنوی بود و در انواع فنون شعر خصوصا غزل و مادّه تاریخ مهارت داشت. او در راستی و درستی و صداقت و پاکدامنی به حدّ کمال و در نگاهداشت دوستی بی اندازه باوفا و ثابت قدم بود.

[او ده ها جلد کلام اللّه مجید را کتابت کرد.]

قدسی سرانجام در 5 صفر 1366ق [مطابق با 8 دی 1325ش] وفات یافته و در صحن تکیه تویسرکانی در تخت فولاد مدفون شد.

خواهرزاده اش ادیب دانشمند میرزا حبیب اللّه نیّر نیز مادّه تاریخ وفاتش را چنین گفته است:

لما فقدت ادیبا قل لرحلته: «عبدالحسین انّی فی جنّه القدس»

از آثار مرحوم قدسی کتاب «تحفه الفاطمیه» و کتاب «شرعیات» جهت مدارس جدید به طبع رسیده است.[1]

از اوست:

گر عرش شود فرش ره سم سمندش بر خویش ببالد ز چنین بخت بلندش

ماه نو و بدر فلک و خوشه پروین عکسی بود از فعل و سم و میخ سمندش

عبدالحسین حسنی اصفهانی

عبدالحسین بن محمّدعلی حسنی اصفهانی مجموعه ای از 5 کتاب (شامل: «السماع

[1]رجال اصفهان یا تذکره القبور، ص38؛ تذکره شعرای معاصر اصفهان، صص 275 و 276؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، ص767؛ سیری در تاریخ تخت فولاد، ص99؛ الذریعه، ج3، ص460؛ اعیان الشیعه، ج37، ص105؛ دیوان طرب، ص8؛ احوال و آثار خوشنویسان، ج4، ص1097؛ تاریخ اصفهان (هنر و هنرمندان) ، صص 111-118؛ مکارم الآثار، ج8، صص 2823-2826؛ خوشنویسی در کتیبه های اصفهان، صص 108-110؛ مؤلفین کتب چاپی، ج3، ص750.


صفحه 167

الطبیعی»، «السماء و العالم»، «الکون و الفساد»، «الآثار العلویه» و «تهافت التّهافت» همه از تألیفات: ابن رشد را در سال 1052ق به خط نستعلیق فراهم آورده که به شماره 62404 در کتابخانه مجلس شورای ملّی موجود است.[1]

میرزا عبدالحسین حکیم الهی قمشه ای

میرزا عبدالحسین حکیم الهی بن غلامرضا، عالم فاضل و ادیب محقّق در قمشه (شهرضا) متولّد شده و در اصفهان تحصیل نمود. سپس در مدرسه گلبهار به تدریس پرداخت و مدّتی بعد به عنوان وکیل دعاوی در دادگستری به خدمت مشغول شد. گاهی شعر نیز می سروده و مردی عارف و ادیب بوده است.

[سرانجام در 23 شوال 1352ق وفات یافته و در تکیه میرزا ابوالمعالی کلباسی در تخت فولاد اصفهان مدفون شد.]

وی کتابی مختصر و جامع درباره «تاریخ اسلام» تألیف نموده که در سال 1355ق به طبع رسیده است. همچنین او حواشی مفیدی بر قرآن مجید دارد.[2]

عبدالحسین سپنتا

عبدالحسین سپنتا فرزند غلامرضا [شیروانی] ادیب، نویسنده و شاعر توانا، در سال 1282ش (مطابق 1321ق) در طهران متولّد شده و در طهران و اصفهان تحصیلات خویش را به پایان رسانیده، سفری به هندوستان رفته و ده سال در آن حدود ساکن [بود.] و در خدمت دانشمند معروف دینشاه ایرانی به تکمیل فضائل و معلومات خویش

[1]فهرست مجلس، ج16، ص392.

[2]دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، ص686؛ مشاهیر مزار علاّمه ابوالمعالی کلباسی، صص 248-250.


صفحه 168

پرداخته و کتب چندی در تاریخ ادبیات ایران باستان ترجمه و انشاء کرده و در چندین فیلم نیز از محصولات هندوستان به عنوان نویسنده و رژیستور شرکت نموده [است.[ سپس به ایران مراجعت کرده و در اصفهان متوطن شده، سرانجام در شب جمعه 9 محرم الحرام 1389ق به مرض سکته وفات یافته و در جنب تکیه بابارکن الدّین در تخت فولاد مدفون شد.

مادّه تاریخ وفاتش را آقای عبدالکریم بصیر گوید:

«بصیرا» بگو از پی سال فوتش: «سپنتای آگاه روشن روان کو

کتب زیر از اوست:

1. «اخلاق ایرانیان باستان»2. «اسرار جنگل»3. «ایران و اهمیت آن»4. «پرتوی از فلسفه ایرانیان باستان»5. «تاریخچه اوقاف اصفهان» مطبوع6. «دیوان اشعار»، مطبوع7. «ترجمه دیوان عارف» به انگلیسی [و همچنین] روزنامه های «دورنمای ایران» در بمبئی و روزنامه «سپنتا» در اصفهان[1].

[سپنتا تحصیلات خود را در مدرسه سن لوئی و مدرسه زرتشتیان تهران و استیورت موریال کالج اصفهان و کالج آمریکایی ها در تهران انجام داد. او اوّلین فیلم ناطق فارسی را در سال 1312ش در کمپانی امپریال فیلم بمبئی ساخت.

پس از آن او فیلم های «فردوسی»، «شیرین و فرهاد» «چشم های سیاه» و «لیلی و مجنون را در هندوستان ساخت. همچنین در آنجا روزنامه «دورنمای ایران» و سپس روزنامه «جنگل» را منتشر کرد که هر کدام پس از مدت کوتاهی متوقّف شدند. آخرین روزنامه او در هند «پیام راستی» نام داشت. او برای ادامه فیلم سازی به تهران آمد ولی به علت موانع و مشکلاتی که وجود داشت به ناچار در اصفهان ساکن شد و به نویسندگی

[1]تذکره شعرای معاصر اصفهان، صص 235-237؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، صص 769 و 770؛ سیری در تاریخ تخت فولاد، ص222؛ روزنامه مکرم، شماره 559، مورخ 13 فروردین 1348.


صفحه 169

مشغول شد و روزنامه «سپنتا» را منتشر کرد.

مزار او در حاشیه خیابان آب دویست و پنجاه و مقابل مصلای تخت فولاد است.[1]]

از اوست:

شتاب دارد و یار از کنار می گذرد ببین که عمر عجب برق وار می گذرد

گرفته شاخ شکوفه به دست و می گوید پیاله گیر که فصل بهار می گذرد

تو خواب نازی و پروین و ماه می دانند چه ها به عاشق شب زنده دار می گذرد

میرزا عبدالحسین صنیع همایون

میرزا عبدالحسین صنیع همایون [فرزند آقا محمّدکاظم نقاش فرزند آقانجف اصفهانی]، نقاش و قلمدان ساز هنرمند قرن چهاردهم هجری. [در صورت سازی و منظره استاد بوده و قلمدان ها و تابلوهای زیادی را با نقاشی های استادانه خود مزیّن می کرده است او سال ها در کارگاه خود واقع در بالاخانه کاروانسرای حاج علینقی (جنب دروازه اشرف) در بازار بزرگ اصفهان به فعالیّت هنری مشغول بوده و جمعی از هنرمندان از جمله شکراللّه صنیع زاده از او تعلیم می گرفته اند. لقب «صنیع همایون» را مظفرالدّین شاه قاجار به او عطا کرد.]

صنیع همایون در روز سه شنبه 12 محرم 1341ق [در سن متجاوز از هفتاد سالگی[ وفات یافته و در تکیه شهشهانی واقع در تخت فولاد اصفهان مدفون شد.[2]

[1]تاریخ جراید و مجلات ایران، ج2، صص 300-302؛ الذریعه، ج9، ص429؛ سخنوران نامی معاصر ایران، ج3، صص 1732-1735؛ اثرآفرینان، ج3، صص 218 و 219؛ مؤلفین کتب چاپی، ج3، صص 734 و 735؛ دانشمندان و سخن سرایان فارس، ج3، صص 52 و 53؛ روزنامه بهار: سال اوّل، شماره 18، سه شنبه 10 خرداد 1379، ص8.

[2]دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، ص1023؛ دیوان طرب، ص82؛ سیری در تاریخ تخت فولاد، ص155؛ فصلنامه وقف میراث جاویدان، شماره 19 و 20، پاییز و زمستان 1376، ص232؛ هنر قلمدان، صص 157 و 158؛ تاریخ اصفهان (هنرمندان) ، صص 335 و 336؛ دائره المعارف هنر، ص354.


صفحه 170

سیّد عبدالحسین همتیار

سیّد عبدالحسین همتیار فرزند حاج میر سیّد محمّد بن حاج میرزا حسن بن میر سیّد علی وزیر طباطبائی اصفهانی، ادیب و شاعر فاضل. از دانشمندان معاصر اصفهان. در سال 1259ش (برابر با 1297ق) در اصفهان متولّد شده و تحصیلات خویش را در مدرسه باقریه و مدرسه اسقف (کالج انگلیسی ها) در اصفهان و کالج آمریکائی ها در طهران به پایان رسانیده وارد مشاغل دولتی شد و به ترتیب در وزارت دادگستری و مالیه و فرهنگ مشغول انجام وظیفه گردید. مدّت ها ریاست فرهنگ بنادر جنوب و زمانی ریاست فرهنگ ساوه در مدّتی ریاست فرهنگ شهرستان سمنان را داشته و در این اواخر ریاست دانشسرای مقدّماتی پسران اصفهان بر عهده او بود.

در سال 1329ش بازنشسته شده و در این موقع که فراغتی یافت به تکمیل علوم غریبه که سال ها در آن رنج برده بود پرداخت و به مقاماتی رسید. پیش بینی ها و غیب گوئی های وی در این مورد معروف است. سرانجام در شب چهارشنبه 14 ذیحجه الحرام سال 1385ق [برابر با 17 فروردین 1345ش] وفات یافته، در تخت فولاد، جنب تکیه ملک در لسان الارض [تکیه شهدای کنونی] مدفون گردید.[1]

مادّه تاریخ وفاتش را استاد جلال الدّین همایی (سنا) چنین گوید:

[1]تذکره شعرای معاصر اصفهان، صص 538-540؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، صص 1024 و 1025؛ سیری در تاریخ تخت فولاد، ص189.


صفحه 171

از «سنا» تاریخ پرسیدم نوشت «رحمت یزدان به همتیار باد»[1]

شاعر توانا استاد اعتمادی (برنا) نیز گوید:

زد رقم «برنا» بشمسی سال فوت: «یار همّت یار لطف و مهر حق»

1345

سال وفات ورا خامه «برنا» نوشت «بود بمحشر حسین شافع عبدالحسین»

1385

این دو بیت از اوست:

تا خدا دارد خدایی و شهنشاهی در عالم تا شهنشاهی در این کاخ زبرجد بار دارد

نام شاه دین علی در صفحه تاریخ عالم همچو خورشید رخشان جلوه در انظار دارد

آقا عبدالحسین شکسته نویس*

آقا عبدالحسین بن محمّد اصفهانی، از خوشنویسان هنرمند قرن سیزدهم هجری است. خطوط شکسته و نستعلیق را خوش می نوشته و تا حدود سال 1290ق در قید حیات بوده است.

او نسخه ای از «کلیات سعدی» را به خط نستعلیق خوش خود نوشته که نزد حاج سیّد نصراللّه تقوی اخوی موجود بوده است. همچنین ترجمه فارسی «شرح نهج البلاغه» ابن ابی الحدید، به تاریخ 1273ق از نمونه خطوط خوش نستعلیق اوست که استاد همایی آن را دیده است.[2]همچنین او بخش منطق کتاب «حل مشکلات الاشارات و

[1]دیوان سنا، ص153.

[2]تاریخ اصفهان (هنر و هنرمندان) ، صص 162-164.