بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 299

عارف قرن سیزدهم هجری.

در اوائل جوانی به سال 1270ق به طهران منتقل شده و سپس به اصفهان رفته و در دستگاه ظل السلطان حاکم مقتدر آنجا مأمور نظام گردیده است. وی کتاب «حدیقه الانصاف» را در عرفان به طریق سؤال و جواب در سال 1305ق تألیف کرده که در سال 1307ق چاپ سنگی شده است.[1]

ملاّ عبدالکریم گزی

آخوند ملاّ عبدالکریم گزی فرزند ملاّ مهدی بن حاج محمّد بن حاج محمّدباقر بن ملاّ علی گزی برخواری اصفهانی. از اجلّه علماء و فقهاء و مدرّسین و مجتهدین بزرگ و مراجع اصفهان. [در قرن سیزدهم و چهاردهم هجری] بود.

در حدود سال 1260ق متولّد گردیده و در اصفهان خدمت میر محمّدصادق کتابفروش و میرزا محمّدحسن نجفی و در نجف در محضر حاج سیّد حسین ترک، حاج میرزا حسین خلیلی و میرزا حبیب اللّه رشتی تحصیل نمود. [او] پس از مراجعت، در مدرسه نیم آورد [اصفهان] ساکن و به تدریس و تألیف و ترویج اشتغال جسته و در اثر حسن سلیقه و اخلاق پسندیده و صفات حمیده که در بین امثال و اقران خویش بدان ها ممتاز بوده خواص و عوام را به خود جذب نموده و مورد توجّه قاطبه طبقات گردیده و ریاست زاید الوصفی به هم رسانید.

[او] تقریبا مدّت ده سال آخر عمر، مرجع تمام مرافعات و حکومات شرعیّه اصفهان و توابع بوده و چون محضر او از کلیّه پیرایه ها عاری و مبرّا بوده و خود شخصا به امور رسیدگی می فرموده و ملاحظه هیچ کدام از دو طرف دعوا نمی نموده و از رشوه و ارتشاء

[1]الذریعه، ج6، ص380؛ مؤلفین کتب چاپی، ج3، ص920؛ ریحانه الادب، ج3، ص17؛ تذکره شاعران فارسی سرا، ص116؛ فرهنگ بزرگان اسلام و ایران، ص292.


صفحه 300

به غایت دور بوده و دعوت هر فقیری را از محلاّت بعیده اجابت می فرموده، محبوب القلوب عموم واقع شده [است.]

عالمی خوش بیان [بوده] و مجلس درس و مباحثه و مجالس خصوصی او مشحون از لطایف و ظرایف بوده و شوخی های لطیف و خوش صحبتی ها از او نقل می کنند.

مرحوم گزی در شب پنج شنبه 13 ذیحجه الحرام 1339ق وفات یافته و در تخت فولاد مدفون گردید. سپس مرحوم آقا سیّد محمّدباقر درچه ای را در جنب او دفن کردند و مرحوم حاج محمّدحسین کازرونی جهت ایشان تکیه ای بنیان نهاده که در آن جمعی کثیر از علمای اخیار و فضلاء و تجار مدفون شده اند.

کتب زیر از تألیفات اوست:

1. «حاشیه بر طهارت شیخ»2. «دیوان اشعار» با تخلّص «مهدوی»3. رساله ای در اصول دین»4. رساله ای در «صیغ عقود»5. «رساله عملیه»6. رساله در «حجیّت مظنه»7. رساله در «شهرت»8. «تذکره القبور» که معروف ترین تألیفات ایشان است و در آن شرح حال قریب به یکصد نفر از دانشمندان و علماء و عرفاء و شعرای مدفون در شهر و توابع اصفهان را به طور خلاصه ذکر می کند و کتاب کوچک و مفیدی است و در سال 1328ق در زمان حیات مؤلف به طبع رسیده و از همان روزهای اوّل مورد توجّه واقع شده و جمعی از دانشمندان بر آن حواشی و تتمیم نوشته اند. و نویسنده این کتاب در سال 1369ق برای مرتبه دوم آن را با ملحقات و اضافاتی که چندین برابر اصل کتاب بود به نام «رجال اصفهان» به طبع رسانیدم.[1]

[1]دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، صص 786-788؛ رجال اصفهان یا تذکره القبور، صص 6-10؛ الذریعه، ج4، ص44 و ج19، ص93؛ نقباء البشر، ج3، صص 1183 و 1184؛ سیری در تاریخ تخت فولاد، ص174؛ رجال اصفهان (دکتر کتابی) ، ج1، صص 181-184؛ زندگانی آیت اللّه چهارسوقی، صص 178 و 179؛ فرهنگ و تاریخ گز و برخوار، صص 118-120؛ مؤلّفین کتب چاپی، ج3، ص929.


صفحه 301

این رباعی از اوست:

امروز درخت صنع آورد ورق امروز رسید شام را صبح و شفق

آمد به وجود مهدی آل رسول یعنی زهق الباطل و قد جاء الحق

سیّد عبدالکریم دولت آبادی

سیّد عبدالکریم بن سیّد محمّدهادی حسینی دولت آبادی، عالم فاضل زاهد [از علمای اصفهان در قرن سیزدهم هجری.] کتابی در ادعیه و زیارات جمع نموده [بود] که نگارنده [سید مصلح الدّین مهدوی] آن را در منزل احفادش دیده بود.[1]

کتاب «جامع الفوائد» در دعا، به فارسی در یک مقدمه و شانزده باب و یک خاتمه و هرکدام دارای چندین قسم و فصل است و دو نسخه از آن به شماره های 3426 و 7306 در کتابخانه آیت اللّه مرعشی در قم موجود است.[2]

ملاّ عبدالکریم طبسی

ملاّ عبدالکریم بن محمّدهادی طبسی [عالم فاضل، از علمای قرن دوازدهم هجری[ شاگرد و مجاز او بهاءالدّین محمّد فاضل هندی. اجازه در پشت صفحه نسخه ای از «من لا یحضره الفقیه» نوشته شده است. این نسخه به شماره 6806 در کتابخانه آیت اللّه مرعشی نجفی در قم موجود است. تاریخ تولد فرزندش ابوالفضل محمّدحسین بن عبدالکریم سال 1124ق بوده است.[3]

[1]دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، ص998.

[2]فهرست مرعشی، ج8، ص213 و ج19، ص97.

[3]فهرست مرعشی، ج18، ص7؛ تراجم الرّجال، ج1، ص321؛ احوال و آثار بهاءالدّین محمّد اصفهانی، صص 27 و 28.


صفحه 302

میرزا عبدالکریم سیمای نطنزی

میرزا عبدالکریم نطنزی متخلّص به «سیما» شاعر ادیب فاضل و عارف دانشمند. از شعرای قرن سیزدهم هجری. در قریه «طالخانی» (طالخونچه) سمیرم متولّد شده و در اصفهان و گیلان به تحصیل پرداخته و در اغلب علوم همچون ادبیات، حکمت، طب و نجوم مهارت یافت. در رشت به خدمت منوچهرخان معتمدالدّوله رسیده و در وصف او قصیده انشاء نموده و مورد التفات او واقع شد. چندی هم نزد قربانعلی شاه جیلستانی و سپس مجذوب علی شاه به تکیمل مراتب عرفانی و طی سیر و سلوک پرداخت. اغلب در نطنز بسر می برد و برای علماء و عرفا و بزرگان نطنز و کاشان مدایح و مراثی می سرود. [سال وفاتش به دست نیامد. اما تا سال 1281ق در قید حیات بوده است.]

منظومه های زیر از سروده های اوست:

1. «الهی نامه» 2. «ریاض المحبّین»3. «شقایق الحقایق»4. «مشرق الانوار»5. «مجموعه قصاید»[1]

سیّد عبدالکریم حسینی خوزانی

سیّد عبدالکریم حسینی خوزانی، از کاتبان قرن سیزدهم هجری است. او نسخه ای از «ترجمه الصلاه» فیض کاشانی را در سال های 1258 تا 1265ق کتابت کرده است. این نسخه به شماره 1276 در کتابخانه آیت اللّه مرعشی در قم موجود است.[2]

[«خوزان» یکی از محلّه های سه گانه «سده» ماربین اصفهان است و اکنون از محله های «خمینی شهر» به شمار می رود.]

[1]تذکره مدایح معتمدیه: خطّی؛ تذکره حدیقه الشعراء، ج1، صص 812-814؛ میراث فرهنگی نطنز، ج2، صص 176-178.

[2]فهرست مرعشی، ج11، ص169.


صفحه 303

سیّد عبدالکریم دولت آبادی

سیّد عبدالکریم حسینی دولت آبادی، [از علمای قرن دوازدهم هجری] جدّ سادات دولت آبادی اصفهان. نسب او به قاضی نوراللّه شوشتری مؤلف کتاب «مجالس المؤمنین» می پیوندد. لکن اتّصال نسب آنها در دست نیست.

سیّد عبدالکریم مجاز از محمّد بن محمّد زمان کاشانی اصفهانی است و اجازه به شماره 3510 در کتابخانه مجلس شورای ملّی در طهران موجود است.[1]

او شوهر خواهر میر محمّدحسین خاتون آبادی است.[2]

شیخ عبدالکریم شیرازی

حاج شیخ عبدالکریم شیرازی، [عالم فاضل، از علمای قرن سیزدهم هجری.] از اهالی شیراز بوده و بر اثر زلزله سخت شیراز [در سال 1239ق] کسان خود را از دست داده و از شیراز به اصفهان مهاجرت نمود و در این شهر متوطن گردیده و دختر شیخ [محمّدتقی رازی صاحب حاشیه] را به زنی گرفته و از او صاحب دو پسر (شیخ محمّدحسن نظام العلماء و شیخ محمّدحسین واعظ) و یک دختر (خدیجه سلطان زوجه حاج آقا نوراللّه نجفی مسجدشاهی) شد.

شیخ عبدالکریم مردی درویش مسلک و تا اندازه ای متصوّف و سحرخیز بوده و حدود یکصد سال عمر کرده است.[3]

[1]فهرست مجلس، ج10، بخش سوم، ص1619.

[2]زندگینامه علاّمه مجلسی، ج1، ص358.

[3]نسب نامه الفت: خطی؛ اعلاط در انساب، ص6؛ تاریخ علمی و اجتماعی اصفهان، ج3، صص 234 و 235؛ گلشن اهل سلوک، (ویرایش دوم) ، ص116.


صفحه 304

شیخ عبدالکریم مصدق خواه

شیخ عبدالکریم مصدق خواه، عالم فاضل زاهد. معروف به «مسأله گو» آخرین فرد روحانی ساکن مدرسه مبارکیه اصفهان. متوفی در شعبان 1390ق و مدفون در تکیه زندکرمانی در تخت فولاد.

کتب زیر از او به چاپ رسیده است:

1. «مخزن گل» 2. «یادآوری بعضی از گوهرهای اسلامیه»[1]

میرزا عبدالکریم ملکیان (سالک)

میرزا عبدالکریم ملکیان قمشه ای متخلّص به «سالک» [از شعرای قرن چهاردهم هجری] با وجود آن که طبع روان و ذوق سرشار داشته، از شهرت و عنوان گریزان بوده است. این بیت از اوست:

یار بسیار ولی یار وفادار کم است گل فراوان بود امّا گل بی خار کم است[2]

عبداللطیف

عبداللطیف [از بزرگان علمای قرن پنجم هجری در اصفهان.] در سال 499ق در اصفهان به دست اسماعیلیه کشته شد.[3]

[1]سیری در تاریخ تخت فولاد، ص177.

[2]تذکره شعرای معاصر اصفهان، ص234.

[3]تاریخ تشیع در ایران، ص332 (به نقل از: کامل ابن اثیر، ج8، ص33) .


صفحه 305

عبداللطیف اصفهانی

ابوسعید عبداللطیف اصفهانی [از محدّثین عامّه اصفهان در قرن پنجم هجری.] از ابوعلی حداد روایت می کند.[1]

عبداللطیف اصفهانی

عبداللطیف اصفهانی متخلّص به «لطیف»، از شعرای اوایل قرن سیزدهم هجری است. او در سلک دبیران نایب السلطنه عباس میرزا قاجار قرار داشته و در طهران ساکن شده است. در شعر طبعی روان داشته و به هزل و هجو مایل بوده است.[2]

پیر عبداللطیف اصفهانی

پیر عبداللطیف بن پیر احمد اصفهانی [از دانشمندان علم کیمیا و ماهر در ادبیات[ مؤلف کتاب «جامع الفوائد فی تسهیل المقاصد» [که به عربی تألیف شده] و نسخه ای از آن به ضمیمه «المجموعه الکیمیا» که احتمالاً آن هم از تألیفات اوست، در مجموعه شماره 4066 در کتابخانه مرکزی دانشگاه طهران موجود است.[3]

[نسخه دیگری از این کتاب به خط نستعلیق عبدالصمد بن جعفر فسائی که در سال 1264ق کتابت شده، در کتابخانه دانشکده الهیات و معارف اسلامی مشهد به شماره 1250 موجود است.[4]همچنین نسخه دیگری از این کتاب به شماره 11768 در

[1]مناقب، ج1، ص251؛ حلیه الاولیاء، ج4، ص333؛ عوالم، ج15، جزء 3، ص133.

[2]تذکره مجمع الفصحاء، ج5، صص 900 و 901؛ تذکره حدیقه الشعراء، ج2، صص 1494 و 1495.

[3]فهرست مرکزی دانشگاه تهران، ج13، ص3048.

[4]فهرست الهیات مشهد، ج2، ص396.


صفحه 306

کتابخانه آستان قدس رضوی موجود است.[1]]

عبداللطیف تبریزی

استاد عبداللطیف تبریزی، از زرگران هنرمند قرن دوازدهم هجری است. او از تبریزیان ساکن محلّه عباس آباد اصفهان بود. این تبریزی ها در فنون زرگری، زرکشی، شبکه کاری طلا و نقره، ملیله کاری و طراحی نقوش زیبا بر طلا و نقره به پیشرفت های زیادی دست یافته بودند. استاد عبداللطیف، بر روی در زیبا و نفیس مدرسه چهارباغ کارهای زرگری، نقاشی، منبّت، ملیله و قاب سازی نموده است و این در سال 1126ق در مدخل مدرسه چهارباغ اصفهان نصب شده است.[2]

میرزا عبداللطیف تنهای اصفهانی

میرزا عبداللطیف اصفهانی پنجابی متخلّص به «تنها» شاعر ادیب در اوایل قرن دوازدهم هجری. خواهرزاده میرزا جلال اسیر اصفهانی است. در هندوستان ساکن بوده و حکومت پنجاب را داشته و به سال 1116ق وفات یافته است. دیوان اشعارش در کتابخانه مجلس شورای ملّی است.[3]

از اوست:

به جز ساغر چو موج باده کی گردد زبان من به رنگ از می مغز دارد استخوان من

[1]فهرست الفبائی رضوی، ص161.

[2]گنجینه آثار تاریخی اصفهان، ص692؛ بزرگان فرهنگ و تاریخ اصفهان: خطی.

[3]الذریعه، ج9، ص179؛ تذکره حسینی، ص78؛ تذکره شمع انجمن، ص164؛ صحف ابراهیم، ص90؛ تذکره نتایج الافکار، صص 128 و 129؛ کلمات الشعراء، ص20؛ کاروان هند، ج1، صص 255 و 256.