بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 438

محمّد عسکر

محمّد عسکر بن زین الدّین محمّدرحیم [خوشنویس هنرمند قرن دوازدهم هجری[ در سه شنبه 21 شعبان 1128ق «دیوان میرنجات» را به خط نستعلیق در اصفهان در 185 برگ نوشته و نسخه اصل در موزه آسیائی آکادمی علوم شوروی در لنینگراد و میکروفیلم آن در کتابخانه مرکزی دانشگاه طهران موجود است.[1]

عصام بکری اصفهانی

ابوالفوارس عصام بن عثام بن عبدالملک بن عبدالرّحمان بن ابوطاهر محمّد بن احمد بکری اصفهانی [از محدّثین عامّه اصفهان در قرن ششم هجری] از اعقاب ابوبکر خلیفه اوّل. از مشاهیر اعیان و اعیان اصفهان بوده و از پدرش ابوحرب عثام و قاضی ابوبکر محمّد بن حسن بن محمّد بن سلیم اصفهانی و دیگران حدیث شنیده و ابوسعد سمعانی در خانه او در اصفهان از وی احادیث کمی مرقوم داشته است.

فوت [او] جمادی الاولی سال 549ق در اصفهان[2][واقع شد.]

عصام بُرخواری اصفهانی (جبّر)

ابوسعید عصام بن یزید بن عجلان بلومی (و گاهی آن را بُرخواری گویند) [از محدّثین عامّه اصفهان در قرن دوم هجری جدّش «عجلان» از قریه «بلومیه» بُرخوار اصفهان بوده و به دست دیلمیان اسیر شد و اسلام آورد و در کوفه صاحب فرزند شد و به وطن

[1]فهرست میکروفیلم های دانشگاه، ص99.

[2]التّحبیر، ج1، ص616.


صفحه 439

خویش مراجعت کرد. عصام 13 سال مصاحب سفیان ثوری بوده و از او روایت نموده و همچنین] از شعبه و مالک روایت می کد. دو فرزندش محمّد بن عصام و روح بن عصام از او نقل حدیث کرده اند.[1]

عصری تبریزی

عصری تبریزی، از شعرای قرن یازدهم هجری. در یزد ساکن بود و پس از اقامت تبریزیان در محلّه عباس آباد، او هم به اصفهان آمد و در آن محلّه ساکن شده و به زرکشی پرداخت. او معاصر شاه عباس اوّل است.

این شعر از اوست:

آمد آن همه سینه را از داغ ها رنگین کنید پادشاه حُسن آمد شهر را آیین کنید

درد عاشق را دوایی بهتر از معشوق نیست شربت بیماری فرهاد را شیرین کنید[2]

ملاّ عطاءاللّه*

ملاّ عطاءاللّه، از فضلاء قرن دوازدهم هجری است و مرحوم شیخ آقابزرگ طهرانی در کتاب «کشکول» گوید:

«برخی از تملکات او را بر تعدادی از کتاب های علمی در اصفهان دیده ام که تاریخ تملک سال 1124ق بوده است.»

[1]ذکر اخبار اصفهان، ج2، ص138؛ معجم البلدان، ج1، ص374.

[2]تذکره نصرآبادی، ج1، ص434؛ تذکره روز روشن، ص536؛ تذکره غنی، ص90؛ دانشمندان آذربایجان، ص274؛ تذکره منتخب اللطایف، ص463.


صفحه 440

سپس می افزاید: «شاید وی مولی عطاءاللّه بن حسان واعظ هروی صاحب (مختارنامه) که به نام محمّد شاه هندی که در سال 1160ق از دنیا رفته است، باشد. این اشعار از اوست:

ای ذات ذوالجلال تو از ماسوی سوی یابد ز خوان مکرمتت بی نوا نوا

اشفاق توست شامل هر خاص و عام عام تشریف توست در بر هر نارسا رسا

گم کردگان بادیه تیه غفلتم راهی ز روی لطف تو ای رهنما نما

از چار موج بحر چه غم دارم ای فلک در کشتی یی که هست در او ناخدا خدا

ما را به غیر جرم و گنه نیست حاصلی یا رب به ما مده تو به روز جزا جزا

از کثرت گناه بود قائلم دو تا می جوید از خزانه غیبت عطا عطا[1]

ملاّ عطاء اعجاز هروی

ملاّ عطاء هروی معروف به «میرزا اعجاز» از شعرای قرن یازدهم هجری. چندی در اصفهان بوده و ربطی به نظم و نثر داشته و در لباس مدح در باب اصفهان شوخی ها نموده بود. میرزا محمّدطاهر نصرآبادی در جواب چند فقره نثر نوشت. عاقبت ملاّ عطاء با نصرآبادی آشتی کرده و عذر خواست. او سفری به هرات رفته و پس از مراجعت در اصفهان فوت شد.[2]

رساله «تعریف اصفهان» از اوست که رساله شیوائی است و در هر عنوان شعری است از خود او و این رساله برای شناخت اصفهان و مردمان آن در روزگار صفویّه بسیار سودمند است. این رساله ضمن مجموعه 3034 در کتابخانه مرکزی دانشگاه

[1]الکشکول، (چاپ شیکاگو آمریکا) ، ص82.

[2]تذکره نصرآبادی، ج1، صص 583 و 584.


صفحه 441

طهران موجود است.[1]این شعر از اوست:

پس از سرگشتگی شد رشته تسبیح زُنّام ز صد منزل گذشتم تا گره افتاد در کارم

عطاء خُشک اصفهانی

عطاء خُشک. اصلاً اصفهانی بوده [و در قرن دوم هجری می زیسته] و در این شهر زاده شده و محلّه «باب عطاء» در اصفهان بدو منسوب است و در خراسان نشو و نما یافته و نزد محدّثین به «عطاء خراسانی» معروف است.[2]

شهید عطاءاللّه اشرفی اصفهانی

حاج آقا عطاءاللّه فرزند ملاّ اسداللّه سدهی معروف به «اشرفی» امام جمعه کرمانشاه، از علمای معروف و فضلاء مشهور که سال ها به امر مرحوم آیت اللّه بروجردی جهت تأسیس حوزه علمیه و ترویج احکام در کرمانشاه ساکن و به وظایف شرعی اقدام می فرمود و به وسیله مخالفین در جمعه 27 ذی الحجه الحرام 1402 هجری قمری ترور گردید. رحمه الله[3]

[نسب خاندان اشرفی خمینی شهر به ملاّ محمّداشرف ورنوسفادرانی سدهی مؤلّف کتاب «عروه المتّقین» و متوفّی به سال 1135ه.ق می رسد و او بدین طریق از اعقاب شیخ علی کرکی (محقّق ثانی) است: ملاّ محمّداشرف بن حیدرعلی بن ملاّ کلب علی بن محمّد بن نورا بن محمّد بن نورالدین علی بن عبدالعالی میسی عاملی.

ملاّ اسداللّه اشرفی از علماء سِدِه ماربین (خمینی شهر کنونی) بوده و فرزندش آقا

[1]فهرست مرکزی دانشگاه تهران، ج10، ص1937.

[2]ذکر اخبار اصفهان، ج1، ص274.

[3]سیری در تاریخ تخت فولاد، ص152.


صفحه 442

عطاءاللّه در شعبان سال 1322ق (مطابق سال 1281ش) در سِدِه متولّد شده و پس از تحصیل مقدمات نزد سیّد مصطفی، از فضلاء آن محل، در 12 سالگی به اصفهان آمده و نزد حضرات آیات شیخ محمّدحسین فشارکی، آقا سیّد مهدی درچه ای، میر سیّد محمّد مدرس نجف آبادی و شهید سیّد حسن مدرس تحصیل کرد و پس از 10 سال تحصیل راهی شهر مقدس قم شد و نزد آیات عظام: سیّد محمّدتقی خوانساری، سیّد صدرالدین صدر، حاج شیخ عبدالکریم حائری یزدی، آقا سیّد محمّد حجّت و حاج آقا حسین بروجردی به تکمیل تحصیلات خود پرداخت تا اینکه در 40 سالگی به اجتهاد نائل و از طرف اساتید خود از جمله مرحوم خوانساری به کسب اجازه مفتخر شد و به تدریس در حوزه علمیه قم پرداخت و مسؤولیت اخذ امتحان طلاب به او و تعدادی از فضلاء مبرّز واگذار شد. او در این سال ها از درس فلسفه حضرت امام خمینی نیز بهره گرفت.

وی پس از سال ها اقامت در قم، از طرف آیت اللّه بروجردی راهی کرمانشاه شد تا ضمن ترویج دین و بیان احکام شرعی و انجام کارهای مربوط به شریعت، اداره حوزه علمیه کرمانشاه و تدریس در آنجا را نیز برعهده گیرد. او تا آخر عمر در کرمانشاه باقی ماند و ابتدا وکالت آیت اللّه بروجردی و سپس وکالت امام خمینی در آن منطقه را پذیرفت. او از روحانیان سیاسی هوادار امام خمینی به شمار می رفت و به خاطر مبارزات خود با رژیم پهلوی مورد تعقیب قرار گرفت و مدّتی در آستانه پیروزی انقلاب اسلامی، بازداشت شد. پس از پیروزی انقلاب اسلامی، در سال 1358ش از طرف امام خمینی به عنوان امام جمعه کرمانشاه منصوب شد و اقامه نماز جمعه را به عهده گرفت. با شروع جنگ ایران و عراق (شهریور 1359ش) استان کرمانشاه هم درگیر این جنگ شد. آیت اللّه اشرفی با حضور در خط مقدم جبهه به جوانان رزمنده روحیه می بخشید و در کرمانشاه نیز مردم را تشویق به حضور در جبهه و کمک به رزمندگان می نمود و آنان را به پیروی از امام خمینی و مبارزه با جریان های ضد انقلابی هدایت می کرد. بدین خاطر


صفحه 443

مورد بغض و خشم سران سازمان مجاهدین خلق (معروف به «منافقین») قرار گرفت و پس از ترور و شهید ساختن ائمه جمعه تبریز (سیّد اسداللّه مدنی در 20 شهریور 1360ش) ، شیراز (سیّد عبدالحسین دستغیب در 20 آذر 1360ش) و یزد (شیخ محمّد صدوقی در 11 تیر 1361ش) یکی از اعضای این گروه با انفجار نارنجک در نماز جمعه روز 23 مهر 1361ش که در مسجد جامع کرمانشاه برگزار می شد، آیت اللّه اشرفی اصفهانی را به شهادت رساند.

پیکر پاک این شهید پس از تشییع در کرمانشاه به اصفهان حمل و پس از تشییع، در تخت فولاد اصفهان، در کنار مزار شهداء به خاک سپرده شد. امام خمینی در پیامی که صادر کردند از مقام علمی و اخلاقی و سابقه مبارزاتی ایشان تجلیل نمودند.

شهید اشرفی اصفهانی در فقه و اصول از علمای مبرّز بود و در اخلاق و تقوا و اخلاص به مقام والایی دست یافته بود و زندگی زاهدانه و ساده ای داشت که تا آخر عمر آن را حفظ کرد.

این کتاب ها از تألیفات و آثار ایشان به طبع رسیده است:

1. «البیان» یا «برهان قرآن»، به فارسی2. «تفسیر قرآن» با استفاده از تفاسیر شیعه و سنّی3. «مجمع الشّتات» در اصول دین و عقاید و کلام، به عربی، در 4 جلد4. «حروف مقطعه قرآن» به فارسی5. «غیبت امام عصر» (عجل اللّه تعالی فرجه الشریف) 6. «غروب آفتاب در محراب جمعه» (مجموعه خطبه های این شهید در نماز جمعه کرمانشاه است که پس از شهادت ایشان در 2 جلد جمع آوری و چاپ شده است.) 7. «تقریرات» فقهی و اصولی اساتید وی در قم.

ایشان در تعمیر مساجد و کمک به نیازمندان در کرمانشاه و خمینی شهر فعالیت های


صفحه 444

ارزنده ای انجام داده اند.[1]]

میرزا عطاءاللّه چهارسوقی*

میرزا عطاءاللّه چهارسوقی فرزند آقا میرزا محمّدباقر موسوی چهارسوقی (صاحب روضات) عالم فاضل زاهد متّقی در روز سه شنبه 29 ربیع الاولی 1266ق متولده شده و نزد پدر جلیل القدر خود و سایر علمای اصفهان تلمّذ نموده و از ایشان و عموی عالی مقام خود میرزا محمّدهاشم چهارسوقی و همچنین شیخ محمّدتقی آقانجفی و آقا سیّد محمّدکاظم طباطبائی یزدی موفق به اخذ اجازه گردیده است.

وی سرانجام در چهارشنبه 6 جمادی الاولی 1335ق وفات یافته و در تکیه آقا میرزا محمّدباقر چهارسوقی جنب پدر بزرگوار خود مدفون گردید. ایشان مؤلّف فهرستی است بر «روضات الجنّات» که آن را «مفتاح الروضات» نامیده است.[2]

آقا عطاءاللّه آباده ای

آقا عطاءاللّه فرزند حاج محمّدجعفر آباده ای [از علمای در اواخر قرن سیزدهم هجری] عالم فاضل زاهد متّقی و وارسته. مجاور نجف اشرف بوده و با وجود مریدان فراوان و طالب در اصفهان، اقبال به آمدن به اصفهان نکرده و در ایام طاعون نجف [در حدود سال 1298ق] وفات نموده و در وادی السّلام نجف نزدیک مقام حضرت

[1]آثار الحجه، ج2، ص101؛ گنجینه دانشمندان، ج6، ص370؛ شهدای روحانیت شیعه، ج2، ص617؛ خمینی شهر، شهری که از نو باید شناخت، صص 146-151؛ میراث اسلامی ایران، ج10، صص 166 و 167؛ دانشنامه تخت فولاد، ج1، صص 185-190؛ غروب خورشید در محراب جمعه، صص 19-21.

[2]دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص343؛ سیری در تاریخ تخت فولاد، ص80؛ زندگانی آیت اللّه چهارسوقی، صص 170 و 171؛ مکارم الآثار، ج5، صص1819 و 1821؛ نقباء البشر، ج3، ص1372.


صفحه 445

صاحب علیه السلام مدفون شد.[1]

عطاءاللّه حسینی اصفهانی

عطاءاللّه بن محمّدزکی حسینی اصفهانی [از دانشمندان نجوم و ریاضی قرن دوازدهم هجری] مردی فاضل و ریاضی دان بوده و کتب زیادی در ریاضی داشته است. در مجموعه شماره 3380 کتابخانه مجلس شورای ملّی چندین کتاب به خط اوست: «خلاصه الحساب»، «شرح خلاصه الحساب» و چند رساله دیگر. تاریخ برخی از آنها اواسط محرم 1176ق می باشد.

او یقینا تا سال 1185ق زنده بوده است.[2]

[همچنین او کتاب «اغراض مقالات اقلیدس» را در ربیع الثّانی 1186ق به خط نسخ کتابت کرده که به شماره 3/14744 در کتابخانه آیت اللّه مرعشی در قم وجود دارد.[3]]

عطاءاللّه وصال دهاقانی*

عطاءاللّه وصال فرزند علی اصغر وصال دهاقانی (مهجور) شاعر و ادیب معاصر در سال 1274ش در دهاقان متولّد شد. و نزد پدر ادیب و دانشمند خود و سایر فضلای دهاقان تحصیل کرد. او در ذوق عرفانی و طبع رسای شعری وارث پدر و مرهون وی بود. وصال در دوران حیات خویش به جمع آوری و ترتیب اشعار پدر همّت گماشت و آن را در قالب «دیوان صبح وصال» به چاپ رسانید.

[1]رجال اصفهان یا تذکره القبور، ص32؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص30؛ مکارم الآثار، ج7، ص2321؛ الکرام البرره، ج2، ص818.

[2]فهرست مجلس، ج10، بخش دوم، ص904.

[3]فهرست مرعشی، ج37، ص330.