بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 519

وی علاوه بر تدریس در مقاطع کارشناسی، کارشناسی ارشد و دکترا به عنوان استاد راهنما و مشاور دوره کارشناسی ارشد و دکترا به فعالیّت پرداخته است.

آثار و کتاب های زیر از آثار اوست که به چاپ رسیده است.

1. «مختارات من روائع الادب العربی (العصر الاسلامی) 2. تصحیح و تحقیق: «الذریعه الی مکارم الشریعه» راغب اصفهانی3. تصحیح و تحقیق: «الجمان فی تشبیهات القرآن» ابن ناقیا5. ترجمه: «بدیع القرآن» ابن ابی الاصبع6. «صدر شهادت» در ترجمه: «ذکری استشهاد الامام الصدّر»7. «اعراب نهج البلاغه»[1]

علی بن سهل

ابوالحسن علی بن سهل بن محمّد بن ازهر اصفهانی [از عرفاء و متصوفه قرن سوم هجری] عالم عارف زاهد از قدمای مشایخ اصفهان. در عموم تذکره ها نامش به عظمت برده شده است.

از اصحاب صوفی مشهور شیخ محمّد بن یوسف بنّااست و به مرتبه ای رسیده که با جنید بن محمّد بغدادی و اقران او مکاتبه می کرد. از یونس به حبیب بن عبدالقاهر در مدینه اصفهان (شهرستان) و احمد بن مهدی حدیث نقل کرده است.

جماعتی کثیر از علماء و عرفاء در حدیث و عرفان نزد او تلمُّذ نموده اند که از آن جمله است: سلیمان بن احمد طبرانی، قشیری، ممشاد دینوری، ابوبکر محمّد بن عبداللّه طبرانی

او در سال 280ق (و بنا به قول مؤلف «ذکر اخبار اصفهان» سال 307ق) وفات یافته و در قبرستان طوقچی مدفون گردید و از حین فوت تاکنون قبرش مورد توجّه عُبّاد و

[1]دست نوشته آقای دکتر میرلوحی (بهار 1370ش) موجود نزد غلامرضا نصراللهی؛ گنجینه های علمی دانشگاه اصفهان، صص 245-250.


صفحه 520

زُهّاد بوده، در رحله ابن بطوطه و کشکول شیخ بهائی راجع به مزار او مطالبی است، طالبین مراجعه نمایند.

مرحوم رفیعی مهرآبادی از قول ابونعیم اصفهانی نقل می کند که «یوان» قریه ای بود از دهات اصفهان. بر دروازه اصفهان و قبر علی بن سهل صوفی آنجاست. نویسنده گوید: در کتاب ذکر اخبار اصفهان، در این محل و جای دیگر ذکری از محل قبر علی بن سهل که در قریه یوان قرار دارد، نشده است.

مقبره او در قدیم دارای دستگاه بوده و فعلاً از آن اطاقی بیش نمانده [است.] در سال های اخیر یکی از مشایخ خاکساریه آنجا را خانقاه خود ساخته و بساط ارشاد گسترده است.

فرزندش سهل و برادرزاده اش ابوالقاسم عبداللّه بن محمّد بن سهل از عرفاء و محدّثین قرن چهارم هجری هستند که محتمل است در بقعه علی بن سهل دفن شده باشند.[1]

میر سیّد علی خاتون آبادی*

آقا میر سیّد علی بن میر محمّدصادق بن میر محمّدرضا بن میرزا ابوالقاسم مدرس خاتون آبادی، عالم فاضل ادیب در اواخر دوره قاجاریّه در ماه ذیحجه الحرام 1244ق در اصفهان متولّد شد. در اصفهان نزد جمعی از علماء اعلام از جمله ملاّ حسینعلی تویسرکانی به تحصیل پرداخت. سپس به نجف اشرف رفت و از محضر درس مراجع و

[1]دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، صص 812-814؛ مزارات اصفهان، صص 322-325؛ ذکر اخبار اصفهان، ج2، ص14؛ رجال اصفهان یا تذکره القبور، صص 139 و 140؛ رجال اصفهان (دکتر کتابی) ، ج1، صص 259-265؛ الاصفهان: رجال و مشاهیر، صص 394 و 395؛ اصفهان (کتاب جوانان) ، صص 203-205؛ سفرنامه ابن بطوطه، صص 212-215.


صفحه 521

مجتهدین عالیقدر شیخ مرتضی انصاری و شیخ محمّدحسین قزوینی بهره گرفت تا عالمی مبرّز و مجتهدی مُسَلَّم گردید. آنگاه به اصفهان مراجعت نموده و به تبلیغ دین و حلّ مشکلات مردم مشغول شد.[1]

وی سرانجام در شب 16 جمادی الاولی 1309ق وفات یافت.[2]

«ترجمه تنبیهات علیه» از تألیفات اوست.

این بیت هم از اوست:

اگر آن شوخ بازاری نبودی کسی را با کسی کاری نبودی[3]

علی صفار*

علی بن صدرالدّین صفّار، از اساتید هنر کاشی کاری در قرن نهم هجری است. وی کاشی کاری مسجد جامع ورزنه را در سال 884ق انجام داده است.[4]

میر سیّد علی شوشتری*

میر سیّد علی بن محمّدطاهر بن محمّدشاه تستری (شوشتری) ، عالم فاضل و عابد صالح. از علمای قرن سیزدهم هجری. در اصفهان ساکن بوده و نزد جمعی از علماء خصوصا حاج سیّد محمّدباقر حجه الاسلام شفتی تحصیل کرده بود.

او حدود سال 1299ق وفات یافته و در تخت فولاد مدفون شد. برای او کراماتی ذکر کرده اند.[5]

[1]مکارم الآثار، ج4، ص1210.

[2]تراجم الرّجال، ج1، ص386.

[3]تذکره شاعران فارسی سرا، ص205.

[4]اصفهان در دوره جانشینان تیمور، ص18.

[5]الکرام البرره: مخطوط.


صفحه 522

دکتر علی پزشکی نجف آبادی*

دکتر علی پزشکی فرزند عباس (معروف به «ملاّ عباس حکیم») از شعراء و اطبّاء معاصر. در سال 1288ش در نجف آباد متولّد شد. پدرش از اطبّاء قدیمی آنجا بود. خود او تحصیلاتش را تا اخذ دکترای پزشکی ادامه داد و در زادگاه خود به طبابت پرداخت. مدّتی رئیس بهداری نجف آباد و زمانی رئیس درمانگاه امین اصفهان بود. گاهی به اقتضای حال شعر می سرود. این دو بیت از اوست:

عمری اندر طلب راحت مردم بودیم رنج بردیم و نمودیم علاج دل ریش

خدمت خلق چو کردی تو پزشکی همه عمر در دل خاک نداری به دل خود تشویش[1]

علی قیام اصفهانی

علی غفورزاده ورنوسفادرانی متخلّص به «قیام» فرزند حاج عباس، شاعر و ادیب معاصر در [آذرماه] 1306ش در محلّه «زاغ آباد» ورنوسفادران سِدِه [خمینی شهر فعلی[ ماربین متولّد شده، تحصیلات ابتدائی را در [دبستان اسلامی] سده [و دوره متوسطه را در آموزشگاه های شبانه اصفهان] به پایان رسانیده و بعدا در کارخانجات اصفهان وارد کار شد. [در کودکی لب به سرودن شعر گشوده و] در انجمن های ادبی پروانه و کمال [و سعدی و صائب] شرکت می کرده است. او شاعری عارف مسلک بوده و برخی از اشعارش در مجلات و روزنامه های اصفهان به چاپ می رسید. [قیام در آذرماه 1372ش در اصفهان وفات یافته و در صحن امامزاده سیّد محمّد خمینی شهر مدفون

[1]دیباچه دیار نون، ص159؛ تذکره شعرای استان اصفهان، (ویرایش دوم) ، ص137.


صفحه 523

شد. برادرش حاج احمد غفورزاده (طلائی) جهت او مرثیه ای سروده و مادّه تاریخ آن چنین است:

چو شد آزاد از بند قفس روح قیام ما «طلائی» خواست با شمسی کند تاریخ او انشا

«قیام» آورد سر در جمع و خود تاریخ خود گفتا: «قیام آسوده شد از دست این دنیا و مافیها»

1372=100+1272

و استاد میرزا فضل اللّه خان اعتمادی خوئی (برنا) نیز سروده است:

«قیام کرد اجل ناگهان بمرگ قیام که بود ادیب و محب علی بنام علی»]

1372

کتب زیر از تألیفات اوست:

1. «صبح امید قیام» مطبوع2. «نوروز و جمشید» مطبوع3. «قیام علی»4. «قیام حسین» مطبوع5. «سرود کوهستان» (دو بیتی به لهجه محلّی) مطبوع6. «دیوان اشعار» متجاوز از سه هزار بیت7. «درس زندگی و ترانه های دل» یا «غوغای عشق»8. «کلمات قصار و منشات»9. «باشکوه ترین روز تاریخ» به نظم و نثر10. «آسمان و زمین» مثنوی، مطبوع 11. «شاهکار قیام»[1]

از اوست:

[دلبرا در آتش عشق تو می سوزم هنوز شمع شد خاموش و من شمع شب افروزم هنوز

[1]تذکره شعرای معاصر اصفهان، صص 382 و 383؛ صبح امید، صص 129 و 130؛ هفته نامه نوید اصفهان، شماره 276 به تاریخ 17 آذر 1372، ص3.


صفحه 524

سرد شد بزم جهان خورشید افتاد از شرار بی وفا من در تب عشق تو می سوزم هنوز]

علی مظاهری

علی مظاهری کَروَنی متخلّص به «مظاهر» فرزند عباسقلی، شاعر و ادیب معاصر در سال 1303ش در «تیران» از توابع ناحیه کرون (به فتح کاف و واو) اصفهان متولّد شده و پس از تحصیل در مکتب خانه در 10 سالگی به همراه پدر به اصفهان آمده و روزها به کار و فعالیّت و شب ها به تحصیل پرداخت و [در 18 سالگی] به استخدام اداره آموزش و پرورش درآمده و به عنوان آموزگار [در روستای نهضت آباد (شاهدان) ] تدریس کرد. [سپس به خمینی شهر انتقال یافته و با دریافت مدرک دیپلم ششم ادبی، در دبیرستان های آن شهر به تدریس مشغول شد. چند سال بعد به اصفهان منتقل و به تدریس ادامه داد. در سال 1343 به تحصیل در دانشسرای عالی تهران مشغول شد و لیسانس گرفت. او پس از سال ها تدریس در سال 1369ش بازنشسته شد و در کنار تدریس در دبیرستان ها، در مراکز تربیت معلم و دانشگاه های آزاد اسلامی نجف آباد و خوراسکان و دانشسراها و مراکز آموزش عالی و ضمن خدمت فرهنگیان به تدریس پرداخت.] از 20 سالگی لب به سرودن اشعار گشوده و در انجمن ادبی شیدا و سپس انجمن کمال شرکت کرد. [و از محضر اساتیدی چون میرزا عباس خان شیدا، محمّدحسین صغیر اصفهانی، عبدالکریم بصیری، محمّدرضا شمشیری (شکیب) ، حسن بهنیا (متین) و جعفر نوا در زمینه شعر و ادب بهره گرفت. از اشعار دوره جوانی او در مجموعه ای با عنوان «این لحظه ها» در سال 1349ش به چاپ رسیده و باقی اشعار او هنوز چاپ نشده است. وی سرانجام در 24 اردیبهشت 1387ش وفات یافته و در قطعه هنرمندان در گورستان باغ رضوان اصفهان مدفون شد. [استاد میرزا فضل اللّه خان اعتمادی خوئی


صفحه 525

(برنا) ضمن مرثیه ای که برای او سروده، مادّه تاریخ وفات او را چنین گفته است:

رقم کرد «برنا» به شمسی وفاتش: «مظاهر ادیب نکوطبع ما کو»]

1387

از اوست:

ما پرتو جمال تو در خواب دیده ایم مهتاب را در آینه آب دیده ایم

با سایه دو زلف چلیپا بر ابرویت نقش صلیب در دل محراب دیده ایم

با زلف و روی خنده دندان نمای تو شاخ شکوفه در شب مهتاب دیده ایم[1]]

میرزا علی خان مستوفی خزانه

میرزا علی خان مستوفی خزانه فرزند عبدالباقی نواب اصفهانی از میرزاهای چهارسو شیرازی ها [در اصفهان.] فاضل و ادیب بوده و در دستگاه ظل السّلطان اهمّیتی داشته و در شب 17 جمادی الثّانیه سال 1309ق به شرحی که مرحوم انصاری در تاریخ اصفهان و ری در وقایع سال مزبور می نویسد مسموما فوت شده است. در شب فوت او «میرزا حبیب اللّه مشیر انصاری، حاج میرزا حسن شیخ الاسلام و میرزا محمّدخان امین الدّوله نیز مسموما وفات یافتند.[2]

از آثار او: 1. «احسن التواریخ» در ترجمه تاریخ سلاطین آل عثمان تألیف: محمّد فریدبیک که در 1332ق در طهران به طبع رسیده است.[3]2. «هدیه رمضان» ترجمه از کتابی از: امین ارسلان مصری در سال 1307ق در طهران به طبع رسیده است.[4]

[1]تذکره شعرای استان اصفهان، صص 722 و 723؛ تذکره شعرای معاصر اصفهان، صص 454-456؛ این لحظه ها: مقدمه؛ بزم ادب، ص342؛ گلشن نام آوران، صص 236-242.

[2]دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، ص814.

[3]تذکره الاطیاب، ص10.

[4]الذریعه، ج25، ص209.


صفحه 526

مشارٌ الیه جدّ دانشمند شاعر و طبیب فاضل دکتر عبدالباقی نواب فرزند میرزا محمّدرضا بن میرزا عبدالباقی نواب (مستوفی خزانه) است.

سیّد علی بدیع زادگان (هور)

میر سیّد علی بدیع زادگان متخلّص به «هور» فرزند حاج میرزا عبدالحسین، شاعر و ادیب معاصر. او نواده دختری عالم جلیل حاج میرزا بدیع درب امامی است. در 5 مرداد 1291ش (برابر با رمضان 1330ق) در اصفهان متولّد گردیده و تا سال 1309ش در مدارس جدید تحصیل کرد و بعدا به جهت تأمین معاش به کارخانه وطن رفته و مکانیسین ماشین آلات بافندگی شد و سپس در کارخانه زاینده رود به کار خود ادامه داد. او در ضمن کار روزانه، به تکمیل تحصیلات خویش همت گماشته و سه زبان عربی، فرانسه و آلمانی را فراگرفت. دارای طبع شعر بوده و در کلیه فنون شعر قادر است. مادّه تاریخ را به خوبی می سروده و 28 قصیده تاریخیّه ساخته که تمام مصرع های آن دارای مادّه تاریخ است. وی سرانجام در 5 شوال 1387ق وفات یافته و در ایوان بقعه تویسرکانی در تخت فولاد مدفون گردید. مادّه تاریخ فوتش این مصرع است:

«هور منزل نمود در مینو»

از آثارش جزوه کوچکی به نام «تحفه المسلمین» به طبع رسیده است. [دیوان اشعار او با عنوان «فراتر از شعر» به کوشش دکتر محمّد تویسرکانی در سال 1358ش به چاپ رسیده است.[1]]

[1]تذکره شعرای معاصر اصفهان، ص540؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص352؛ سیری در تاریخ تخت فولاد، ص99.