ابن سینا را به خط نسخ نوشته است. کتاب به شماره 142 ضمن کتب اهدایی آقای مشکوه به دانشگاه طهران موجود است.[1]
«ولدان» از قراء ماربین اصفهان است.
جلال الدّین علی اصفهانی
جلال الدّین علی بن جمال الدّین محمّد بن منصور اصفهانی، از بزرگان و دانشمندان اواخر قرن ششم و اواخر قرن هفتم هجری بوده و «ابن اثیر» مؤلف «نهایه اللّغه» در غریب حدیث به موصل آمده نیابت وزیر جلال الدّین اصفهانی را قبول نموده است.
میر سیّد علی طباطبائی نائینی
میر سیّد علی طباطبائی نائینی فرزند رفیع الدّین محمّد بن محمّدمهدی بن بهاءالدّین محمّد بن میرزا رفیع الدّین محمّد (میرزا رفیعا) نائینی اصفهانی، عالم فاضل [از علمای قرن دوازدهم هجری.]
مرحوم معلّم حبیب آبادی در «مکارم الاثار» شرح حال او را مرقوم داشته و پس از شرح حال نسبتا مفصّلی که درباره اجداد او می نویسد گوید: از علماء و فقهاء عصر خود بوده و در نجوم و طب و ریاضیات تسلّط داشته و شعر هم می گفته و در نزد پدر خود درس خوانده و چندین کتاب تألیف کرده است:
1. «حاشیه بر تفسیر بیضاوی»2. «رساله در اثبات این که رجعت از ضروریات مذهب شیعه است»3. «رساله در حرمت ریش تراشیدن»4. «رساله در وجوب عینی نماز جمعه» و غیره
[1]فهرست اهدایی مشکوه، ج3، ص204.
صاحب عنوان در روز عاشورای سال 1195ق در اصفهان وفات یافته، در قبرستان ستی فاطمه ضلع شمالی کوچه مدفون گردید و قبر او تا این تاریخ موجود و زیارتگاه مؤمنین و مقدّسین می باشد. نویسنده آن را مکرّر زیارت کرده است.[1]
میرزا علی خان صفاء السّلطنه
میرزا علی خان منشی نائینی ملقّب به «صفاء السّلطنه» فرزند ملاّ میرزا محمّد بن میرزا محمّدهادی راثی نائینی ادیب و شاعر و منشی متخلّص به «مشتاقی» است. دیوان اشعارش به چاپ رسیده است. او متوفی سال 1328ق در کربلا و مدفون در ایوان صحن مطهر حضرت اباالفضل العباس علیه السلام[2][است.]
[در سال 1246ق در نائین متولّد شد و در نوجوانی به اصفهان رفت و نزد آخوند ملاّ حسن نائینی (آرندی) به تحصیل پرداخت. سپس به اتفاق دایی خود میرزا عبدالحسین خان به تهران و سپس رشت رفت. چندی بعد به همراه دایی دیگر خود میرزا علینقی مشیر لشکر نائینی عازم قزوین شد و در آنجا منشی و نایب وزارت خسروخان گرجی (والی قزوین) شد.
او پس از بازگشت به تهران نزد میرزا اسداللّه نائینی که از اساتید خط بود به مشق خط و فراگیری علم و ادب مشغول شد. همچنین دست ارادت به استاد حاج غلامرضا شیشه گر شیرازی ساروی (مشتاق علی شاه) داده و از او لقب «صفاعلی» گرفته و تخلّص خود را از «نایب» به «مشتاقی» تغییر داد. او در خدمت میرزا عبدالجواد عنقای اصفهانی، خوشنویس، شاعر و دانشمند مقیم تهران حاضر شد و خوشنویسی را نزد او تکمیل کرد.
[1]مزارات اصفهان، ص252؛ رجال اصفهان یا تذکره القبور، ص184؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، ص650؛ مکارم الآثار، ج1، ص29؛ آتشکده اردستان، ج2، ص285؛ تاریخ نائین، ص123.
[2]بیان المفاخر، ج1، ص380.
در تهران چندی نیابت وزارت انطباعات را به عهده داشت و با روزنامه های: ملّت سنیّه ایران، ملّتی، ایران، اطلاّع، علمی و مرآت السّفر همکاری کرد و ظاهرا خطوط برخی از این روزنامه ها از اوست. پس از آن نزد میرزا عباس خان معاون الملک (قوام الدّوله) و سپس عباس میرزا ملک آرا به منشی گری پرداخت.
هنگامی که میرزا حسین خان مشیرالدّوله (سپهسالار) فرمانروای خراسان بود، او به همراه دایی خود حاج میرزا علینقی مشیر لشکر که وزیر خراسان شده بود به خراسان رفت و به منشیگری مشغول شد. او پس از اینکه به تهران بازگشت، مدتی در وزارت داخله به فعالیت پرداخت، آنگاه به وزارت خارجه وارد شد و در سال 1314ق از طرف ناصرالدّین شاه به لقب «صفاء السلطّنه» ملقب شد و دو سال بعد به نیابت وزارت خارجه منصوب شد.او سرانجام در سال 1318 به عنوان کارپردازی ایران در کربلا به همراه پسرش میرزا عباس خان به کربلا رفت و در 23 ذیقعده 1318ق در کربلا وفات یافته و در ایوان حرم حضرت ابوالفضل العباس علیه السلام به خاک سپرده شد.
این تألیفات از آثار اوست:
1. «تحفه الفقرا» که گزارش سفر او از مشهد تا تهران و از راه رباطات به نائین و از آنجا به تهران در سال 1300ق است. نسخه های خطی متعددی از این کتاب در دست است که آقای محمّد گلبن براساس برخی از آنها، کتاب را تصحیح و به عنوان «گزارش کویر» به چاپ رسانیده است.2. «کنز المعجزات ناصری» که جهت عالم جلیل حاجی سیّد تقی قزوینی تألیف کرده است. این منظومه در سال 1314ق چاپ سنگی شده است.3. «دیوان مشتاقی» که به خط فرزندش میرزا عباس خان صفاءالسلطنه کتابت شده و در سال 1322ق چاپ سنگی شده است.4. «تحفه الزائرین» به فارسی، در ادعیه و مناقب معصومین علیهم السلام به فارسی که آن را در سال 1298ق به خط نستعلیق نوشته و در کتابخانه آستان قدس رضوی به شماره 3118 موجود است.
این کتاب ها به خط نستعلیق او در کتابخانه ها و مجموعه های شخصی موجود است:
1. «تاریخ طبرستان» به خط نستعلیق خوش در شنبه 11 شعبان 1290ق موجود در کتابخانه سلطنتی سابق2. «ترجمه تاریخ قیاصره» به خط نستعلیق خوش یکشنبه 21 ربیع الاولی 1296ق موجود در کتابخانه سلطنتی سابق3. «صد کلمه» مترجم به خط نستعلیق متوسط در رجب 1274ق موجود در کتابخانه مدرسه عالی سپهسالار تهران4. «قطعه شعری در مدح مظفرالدّین شاه» به خط نستعلیق متوسط در سال 1315ق موجود در کتابخانه آقای سلطان القرائی در تهران5. «حدائق السحر» که به چاپ سنگی رسیده است.6. «رساله فیضیه» که چاپ سنگی شده است.7. «کلیات سعدی»8. «دیوان حافظ»9. «دعای صباح»10. «ترجمان الحق» تألیف: میرزا محمّد مجتهد (پدرش) 11. «مقامات حریری» و «مقامات حمیدی» 12. «نصایح الملوک» 13. «گلشن راز» 14. «شرح دعای صباح» 15. «منظومه «فرخ و گلرخ رومی» 16. دیباچه «یوسف و زلیخا» منسوب به فردوسی 17. «دیوان ناصر خسرو» و چند اثر دیگر.
این دو بیت از اشعار اوست:
به گرد خوان لئیمان مرا حواله نکرد رهین منّت دونان نخواست یار مرا
ز آب دیده کنار ار کنم چو رود رواست که عنقریب کشد خاک در کنار مرا[1]]
[1]سفرنامه کویر: مقدمه، صص نه سیزده و 18-22؛ احوال و آثار خوشنویسان، ج2، صص 488-490؛ تذکره سخنوران نائین، ص125؛ نائین بلده طیبه، صص 104-109؛ دانشنامه هنرمندان ایران و جهان اسلام، ص476؛ فرهنگ اعلام سخن، ج3، صص 1935 و 1936؛ الذریعه، ج3، ص439؛ فهرست مختصر مجلس، ص141؛ فهرست الفبائی رضوی، صص 113 و 473؛ فهرستواره کتاب های فارسی، ج1، ص71 و ج3، ص1745؛ حدیقه الشعراء، ج3، ص1645؛ مؤلفین کتب چاپی، ج4، صص 399 و 400.
علی اُسواری اصفهانی
ابوالحسن علی بن محمّد بن هیثم اُسواری اصفهانی، زاهد صوفی [از محدّثین و عرفای قرن پنجم هجری.] کثیر الحدیث بوده و از ابوبکر احمد نهردیری و دیگران نقل حدیث کرده و عبدالرّحمان بن محمّد و اسحاق بن عبدالوهاب بن منده از او روایت می کنند.
وی در سال 437ق وفات یافته است.[1]
علی برزگر دستگردی
علی وحید دستگردی متخلّص به «برزگر» فرزند محمّد. متولّد 1316ش در دستگرد خیار از توابع اصفهان. عضو انجمن ادبی سرای سخنوران [و انجمن های ادبی: صائب، سعدی، حکیم نظامی، حافظ، خانه هنرمندان. از نوجوانی به سرودن شعر و حضور در مراسم تعزیه پرداخته و از راه کشاورزی امرار معاش کرده است.] از آثار او مجموعه شعر: 1. «خوشه ای از خرمن» در سال 1354ش [2. «بهارستان برزگر» در سال 1378ش] به چاپ رسیده است. [«بهار آزادی» و «خوشه دیگر بهارستان» هم از کتاب های اوست.]
از اوست:
هر دل که شود ز نور ایمان زنده شک نیست که چون مهر شود تابنده
[1]معجم البلدان، ج1، ص291.
آزاد چو من زیست به عالم هرکس بر درگه مرتضی علی شد بنده[1]
شیخ علی رودسری گیلانی
شیخ علی بن محمّد رودسری گیلانی [از فضلاء قرن یازدهم هجری] در سال 1075ق از کتابت نسخه ای از کتاب «اصول کافی» در اصفهان فراغت حاصل نموده و حواشی با رمز «ح ق»، «صالح»، «میرزا رفیعا» نشان دارد. نسخه به شماره 270 در کتابخانه مسجد جامع گوهرشاد مشهد مقدّس موجود است.[2]
علی زمانی سودرجانی*
حاج علی زمانی سودرجانی متخلّص به «زمانی» فرزند محمّد. از شعرای معاصر اصفهان در سال 1317ش متولّد شد. او تا ششم ابتدائی تحصیل کرده و پس از سال ها کار در کارخانه سیمان سپاهان بازنشسته شد. از سال 1350ش به بعد به سرودن شعر پرداخته و اشعارش اغلب اشعار مذهبی است. این دو بیت در مدح امام زمان (عجل اللّه تعالی فرجه الشّریف) از اوست:
عمریست که اندر ره سودای تو هستیم اندر طلب روی دل آرای تو هستیم
در پرده غیبت شده ای نور هدایت از دور همه محو تماشای تو هستیم[3]
علی شاهین بَرزانی
مشهدی علی بَرزانی اصفهانی متخلّص به «شاهین» فرزند محمّد، از شعرای معاصر
[1]خوشه ای از خرمن: مقدّمه؛ تذکره شعرای استان اصفهان، (ویرایش دوم) ، ص114.
[2]فهرست گوهرشاد، ص373.
[3]تذکره شعرای استان اصفهان، (ویرایش دوم) ، ص336.
اصفهان و از اهالی قریه «بَرزان» بود. اگرچه تحصیلاتی نداشت به مقتضای استعداد ذاتی گاهی اشعاری می سرود و دیوان اشعار او حدود سه هزار بیت شعر داشت. او به شغل ماست بندی روزگار می گذراند. این بیت از اوست:
بر در میخانه سرمستم گذارا دوش بود بر فلک از میخواران فریاد نوشانوش بود[1]
سیّد علی طباطبائی اصفهانی*
سیّد علی بن ضیاءالدّین محمّد طباطبائی اصفهانی، از فضلاء قرن دوازدهم هجری است. او نسخه ای از کتاب «تهذیب الاحکام» تألیف: شیخ طوسی را در جمعه غرّه ربیع الاوّل 1116ق کتابت کرده است. نسخه از آغاز کتاب تا آخر زیادات کتاب الصلاه را شامل است. این نسخه در کتابخانه علاّمه مفضال حاج سیّد محمّدعلی روضاتی در اصفهان موجود است.[2]
شیخ علی مدرس یزدی
شیخ علی مدرّس یزدی فرزند آقامحمّد [مسگر یزدی.] عالم فاضل محقّق، زاهد متّقی [از علمای عالیقدر اصفهان در قرن چهاردهم هجری. در سال 1278ق در یزد متولّد شده و از سن 7 سالگی تحصیل را آغاز کرد و پس از طی مقدمات به فراگیری ادبیات عرب و منطق مشغول شد و سپس تحصیل فقه را آغاز کرد و در محضر علمای یزد از جمله سیّد علی مدرس یزدی حاضر گردید. در سال 1310ق به اصفهان آمد و در درس خارج عالم جلیل القدر شیخ مرتضی ریزی حاضر شد و به مقام عالیه اجتهاد نائل شد.[3]]
[1]تذکره شعرای معاصر اصفهان، ص265.
[2]فهرست کتب خطی اصفهان، ج1، ص178.
[3]النجوم السرد، صص 425 و 426؛ الاصفهان: رجال و مشاهیر، ص611.
او تمام سطوح فقه و ادبیات عرب را در مدرسه صدر اصفهان تدریس می فرموده و عدّه ای کثیر از محضرش مستفید می شدند.
[در تدریس صدای خوش و رسائی داشت و صدای خوب او هنگام تدریس در تمام صحن حیاط مدرسه صدر طنین انداز می شد تا جائی که این شعر زبانزد طلاب اصفهان بود:
واقعا مدرسه صدر صفائی دارد بلبلی شیخ علی نام نوائی دارد]
تصحیح برخی از مجلّدات «بحارالانوار» به سعی ایشان انجام یافته است. او عمری را به قناعت و زهد و استغنای طبع گذرانید و از راه تصحیح کتب اعاشه می فرمود. [سرانجام] در جمعه 15 شعبان 1353ق وفات یافته و در یکی از اطاق های شمالی تکیه بروجردی در تخت فولاد اصفهان مدفون گردید.[1]
[مادّه تاریخ وفات او را عالم فرزانه میرزا محمّدعلی معلّم حبیب آبادی سروده است:
پا از ادب نهاد «معلم» درون و گفت: «رفت از جهان مدرس یزدی بسا فسوس»
و شیخ عبدالجواد خطیب نیز گوید:
نوشت از پی تاریخ آن «لسان الدّین»: «علی مدرس بخلد مأوا کرد»]
معین الدّین علی معلّم یزدی
معین الدّین علی معلّم بن جلال الدّین محمّد یزدی [از مورخان و ادبای قرن هشتم هجری] از شاگردان قاضی عضدالدّین ایجی است. در 745ق در کرمان و در 758ق در اصفهان بوده و کتاب «مواهب الهی» را شروع نموده و در 789ق فوت شده است. کتاب «مواهب الهی» در تاریخ آل مظفراست و تا سال 768ق را شامل می شود. «اساس
[1]دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، صص 155 و 156؛ سیری در تاریخ تخت فولاد، ص87؛ هفته نامه ندای یزد، شماره 525، مهرماه 1375، ص3؛ بوستان فضیلت، صص 119-129.