امامی می باشد.[1]
[اثر دیگر او کتابت «اختیارات» علاّمه مجلسی است که آن را به خط نسخ در 15 ذی الحجّه 1268ق کتابت نموده و ضمن مجموعه ای در کتابخانه اهدائی مرحوم سیّد محمّد صدر هاشمی در کتابخانه دانشکده ادبیات دانشگاه اصفهان موجود است.[2]]
آقا میرزا علی دهاقانی*
آقا میرزا علی دهاقانی فرزند مشهدی میرزا، عالم فاضل متّقی، از علمای اوایل قرن چهاردهم هجری است. در اصفهان نزد جمعی از علمای عالیقدر خصوصا جهانگیرخان قشقائی و آخوند ملاّ محمّد کاشانی کسب فیض نمود. سپس به دهاقان بازگشته و به ارشاد مردم و تبلیغ دین مشغول شد تا اینکه در حدود سال 1355ق (1315ش) وفات یافته و همان جا مدفون شد. او جدّ عالم عالیقدر و فاضل جلیل حاج شیخ نعمت اللّه اسماعیلی دهاقانی است.
میرزا علی مشفقی
میرزا علی مشفقی فرزند مشهدی میرزا، شاعر و ادیب فاضل معاصر [در سال 1279ش در محلّه مسجد حکیم اصفهان متولّد شده و در این شهر به تحصیل پرداخت و نزد حاج آقا رحیم ارباب و سایر علماء کسب فیض نمود و در اغلب علوم زمان چون، ادبیات، ریاضیات، نجوم و تاریخ مهارت یافت و برای تکمیل دانش خود به مشهد مقدّس سفر کرد.] او از آشنایان به علوم ریاضی و دانا به علوم غریبه بود. گاهی شعر
[1]فهرست مرعشی، ج9، ص12.
[2]نشریه دانشکده ادبیات اصفهان، شماره دوم و سوم، سال 1345، ص156.
می سروده و سال ها در انجمن ادبی شیدا شرکت می نمود. [وی در جلسات خصوصی و جلسه هیأت مداحان به تدریس ادبیات و خصوصا ادای صحیح شعر جهت مداحان و شعراء می پرداخت و جمعی از مدّاحان و شاعران اصفهان همچون آقایان عباس گیاهی و مهدی داروغه دفتر (فرزانه) از شاگردان او بوده اند. در فن اسطرلاب نیز مهارت داشت. او سال ها در اصفهان به استخراج تقویم مشغول بود و جدول اوقات شرعی و تقویم او به چاپ می رسید. وفات او در 13 ربیع الثّانی 1399ق (برابر با 21 اسفند 1357ش) اتفاق افتاد و پیکرش در تکیه گلزار در تخت فولاد مدفون شد.]
کتب زیر از اوست:
1. «تذکره شعراء اصفهان» مختصر که به خط خود نوشته و به نویسنده [سیّد مصلح الدّین مهدوی] هدیه کرد.2. «مخزن المصائب» شامل اشعاری که شعراء در مصیبت سروده اند که در سال 1332ش در اصفهان به طبع رسید.3. «دیوان اشعار»
[از اوست:
این بارگاه قدس اعلا که جانفزاست دربار پادشاهی سلطان دین رضاست
این خسروی که خفته در اینجا به عزّ و شأن گرد و غبار خاک درش مایه شفاست
این گنبد مَشَیَّد خورشید تابناک بدر الدُّجی و معنی و الشّمس و الضّحاست
«مشفق» به این مقام مقدّس پناه برد اینجا پناهگاه مساکن و اغنیاست[1]]
[1]سیری در تاریخ تخت فولاد، ص145؛ تخت فولاد یادگار تاریخ: خطّی؛ هفته نامه نوید اصفهان، شماره 188، در تاریخ 9 اردیبهشت 1371، ص3؛ تذکره شعرای استان اصفهان، (ویرایش دوم) ، ص717.
شیخ علی قدیری کفرانی
حاج شیخ علی قدیری فرزند نصراللّه بن قاسم به ملاّ علی بن محمّد بن قدیر کفرانی رویدشتی اصفهانی، عالم فاضل معاصر در اصفهان متولّد گردید و در اصفهان [نزد میر سیّد علی مجتهد نجف آبادی و شیخ محمّدرضا نجفی مسجدشاهی] و قم [نزد امام خمینی و دیگران] و نجف خدمت اساتید و آیات عظام تحصیل نموده و با کسب اجازات به اصفهان مراجعت کرده و به وظائف و شئون روحانیت از تدریس و ارشاد و موعظه و امامت در مسجد «الهادی» (واقع در خیابان سیّد علی خان) پرداخته و سرانجام پس از یک بیماری نسبتا طولانی در [12] جمادی الاولی سال 1407ق [مطابق با 16 دی 1365ش] در اصفهان وفات یافته و [در صحن آستانه حضرت معصومه (سلام اللّه علیها) ] در قم مدفون گردید. [«حاشیه بر وقایه الاصول» از تألیفات اوست.[1]]
استاد علی تجویدی*
استاد علی تجویدی فرزند میرزا هادی خان مختار تجویدی بن میرزا محمّدعلی سلطان الکُتّاب اصفهانی، از مشاهیر موسیقی دانان و آهنگسازان معاصر در سال 1298ش در تهران متولّد شد.
پدرش نقاش و موسیقی شناس هنرمند و شاگرد کمال الملک بود و زمینه فعالیت او را در موسیقی فراهم کرد. استاد تجویدی ابتدا نزد استاد پرویز یاحقی و سپس نزد استاد ابوالحسن صبا نواختن ویولن را آموخت و با دستگاه های موسیقی ایرانی آشنا شد. سپس نزد اساتیدی چون روح اللّه خالقی، عبداللّه خان دوامی، اسماعیل خان قهرمانی، اقبال آذر، سلیمان میرقاسمی، طاهرزاده، نورعلی برومند و عدّه ای دیگر به خوبی موسیقی
[1]تاریخ علمی و اجتماعی اصفهان، ج2، ص328؛ نقباء البشر، ج3، ص1204؛ تربت پاکان قم، ج2، ص1177.
را آموخت. استاد تجویدی آهنگسازی خبره و چیره دست بود و ویلن و سه تار را استادانه می نواخت.
همکاری با واحد موسیقی رادیو، همکاری با برنامه گلها و اجرای ده ها اثر ماندگار، آهنگسازی برای بسیاری از خوانندگان موسیقی اصیل ایرانی همچون: استان بنان، استاد قوامی، خواجه امیری، افتخاری و دیگران، تدریس در هنرستان عالی موسیقی دانشگاه هنر و کلاس های خصوصی و نگارش کتاب 10 جلدی: «ردیف و آواز موسیقی سنتی ایران» که 3 جلد آن به چاپ رسیده است، از مهم ترین فعالیت های استاد تجویدی است.
او هنرمندی متواضع و مردمی و خوش مشرب بود و سرانجام در اسفند 1386ش در تهران دیده از جهان فروبست ودر قطعه هنرمندان گورستان بهشت زهرای تهران در خاک آرام گرفت.[1]
علی شیرانی (صحّت)*
علی شیرانی بیدآبادی متخلّص به «صحّت» فرزند هاشم بن کربلائی آقا، از شعرای توانای معاصر اصفهان در روز اوّل بهمن 1325ش در محلّه بیدآباد متولّد شد. تحصیلات ابتدائی را در دبستان صدیق اعلم و متوسطه را تا سیکل اوّل در دبیرستان حافظ ابونعیم و تا دیپلم را در دبیرستان کازرونی گذراند. سپس به سربازی رفت. پس از آن به استخدام بانک تجارت درآمد تا اینکه در سال 1377ش بازنشسته شد.
او از حدود 13 سالگی سرودن شعر را آغاز کرد و تحت تربیت دائی خود عیسی قلی
[1]تاریخ موسیقی ایران، صص 599 و 600؛ نام نامه موسیقی ایران، ج3، صص 129-131؛ چهره افروختگان خطه زنده رود، صص 155 و 156؛ فرهنگ هنرمندان ایرانی، ص125؛ فرهنگ اعلام سخن، ج1، ص464؛ برگی از باغ، ص191؛ مجله ادبستان، سال اوّل، شماره 2: بهمن 1368، صص 49 و 50؛ مجلّه هنر موسیقی: سال ششم، شماره 45: تیر 1382، صص 6-10.
شیرانی (متخلّص به «سالم») قرار گرفت. سپس به انجمن ادبی سعدی راه یافت و از راهنمایی استاد طلایی مدیر انجمن برخوردار شد. او در اغلب انجمن های ادبی اصفهان مانند سعدی، صائب، بیدل، دکتر سیاسی، مشتاق، فردوسی، حافظ و حکیم نظامی شرکت نموده و اکنون از اعضای فعّال انجمن ادبی صائب است. در شعر خود را پیرو سبک هندی (اصفهانی) می داند و به شعر صائب و شعرای این سبک اشتیاق فراوان دارد. دیوان اشعار او حدود چهل هزار بیت است ولی به چاپ نرسیده است ولی منتخبی از غزلیات او با عنوان «زلال زمزمه ها» به چاپ رسیده است.
او اوقات فراغت خود را به مطالعه خصوصا کتاب های ادبی و دیوان شعرای دوره صفویه می گذراند و در خط نستعلیق مشق می کند. وی حدود سه ماه نزد استاد فضائلی در خوشنویسی تعلیم دیده است.
این غزل از اوست:
ز موج گریه شد دامان ما گلپوش نیلوفر لبالب بود اینجا برکه ها از جوش نیلوفر
پر از عطر سکوتم با بهار ناله رنگین گل شیپوریش بین و لب خاموش نیلوفر
ز بس پیچیده دود آهم اشکم مانده ناپیدا مرا دریاست پنهان در ته سرپوش نیلوفر
فراتر سبز فکران راست فیض از گنبد نیلی میان آب جز آئینه کو بر دوش نیلوفر
زُلالان سحر سِیرند مست بزم سرسبزان به جز شبنم نغلطد صبح در آغوش نیلوفر
بهاری می کند دل را به پای جان دویدن ها تلاشی سبز دارد جوشش پرکوش نیلوفر
ز عشق است آنچنان در وادی ما عالم آبی که چون ما نیست رود نیل هم فرنوش نیلوفر
به چنگ ناز بگرفتست زلفت گردن دل را که شوخ است و دلآرا شاخ بازیگوش نیلوفر
زَ سُکر آبیش دادند دل را سبزی مینا که در پیمانه ما نیست جز سرجوش نیلوفر
به یاد زلف پرپیج و خَمَت در خویش می پیچد به غیر از حلقه شوق تو کو در گوش نیلوفر
خط سبز تو شد سطر سخن مستانه «صحّت» را کسی چون او نشد در این چمن مدهوش نیلوفر[1]
علی اصفهانی
علی بن یحیی بن جعفر اصفهانی [از محدّثین عامّه اصفهان در قرن پنجم هجری] از سلیمان بن احمد طبرانی و ابوالحسن احمد بن قاسم بن ریان (در بصره) روایت نموده و ابوبکر احمد بن علی خطیب بغدادی و محمّد بن قیس اسدی از او نقل حدیث کرده اند.[2]
[1]مصاحبه با آقای علی شیرانی (صحت) در 10 مردادماه 1389ش؛ زنده رود تا حیدربابا، ص136؛ تذکره شعرای استان اصفهان، (ویرایش دوم) ، ص488.
[2]احقاق الحق، ج8، صص 505 و 485.
علی طهرانی اصفهانی
علی بن یحیی طهرانی اصفهانی [از محدّثین اصفهان در قرن دوم و سوم هجری] از قتیبه بن مهران آزادانی روایت می کند. [او از اهالی قریه «طهران» اصفهان است که امروزه از محلّه های اصفهان است و به «تیران و آهنگران» معروف است.[1]]
علی بهرامی*
علی بهرامی متخلّص به «بهرام» از شعرای معاصر اصفهان در شرکت پالایش نفت اصفهان به خدمت مشغول است و گاهی شعر می سراید و در شعر از معلومات آقای هادوی فرد (شهیر) بهره برده است. این سه بیت از اوست:
ای غم تو برو ز خانه من آتش مزن آشیانه من
باز آمده ای که خوش نشینی بر سینه پرفسانه من
همراه منی به هر کجا تو ای همسفر شبانه من[2]
میرزا علی ثابت قهفرخی*
میرزا علی قهفرخی ملقّب به «ثابت» از عرفاء و متصّوفه قرن سیزدهم هجری و از اهالی قصبه «قهفرخ» در چهارمحال بوده و از مشایخ سلسله نعمت اللهی است. شعر می سروده و در چهارمحال به دستگیری و ارشاد طالبین سیر و سلوک مشغول بوده است.
[1]معجم البلدان، ج4، ص52؛ مقالات ادبی (استاد همایی) ، ص74.
[2]تذکره شعرای استان اصفهان، (ویرایش دوم) ، ص121.
او کتابی موسوم به «تراجم» در بیان احوال سلسله تصوف در 87 بیت به نظم کشیده که در کتابخانه آستانه حضرت شاهچراغ در شیراز موجود بوده است.[1]
استاد علی چاقوساز*
استاد علی اصفهانی، از هنرمندان زبردست دوره قاجاریه است. در اصفهان به شغل چاقوسازی مشغول بوده و چاقوها و قیچی های ساخته او از نظر ظرافت و استحکام شهرت زیادی داشته است.[2]
سیّد علی حجازی دهاقانی*
حاج سیّد علی حجازی دهاقانی، از شعرای معاصر اصفهان در سال 1301ش در دهاقان متولّد شده و پس از مدّتی تحصیل، چند سالی آموزگار بوده و در سال 1320ش ضمن تدریس، در کارخانه زاینده رود اصفهان سمت حسابداری کارخانه را به عهده داشت. مردی متدیّن و باتقوا بوده و گاهی شعر می سروده و مجموعه ای از ادعیه و اشعار خود را به خط نستعلیق متوسّط نوشته و به عنوان «بهار قرآن» در سال 1363ش به چاپ رسانده است. از اوست:
به چشمی که شب ها به یادت نخفت به گوشی که حرف تو را می شنفت
به حق زبانی که جز تو نگفت به آن کس که این دُر به یاد تو سفت
مرا در حریم خودت راه ده به دل شوق و بر سینه ام آه ده[3]
[1]فهرست شاهچراغ، ج3، ص18.
[2]تاریخ اصفهان (هنر و هنرمندان) ، ص366.
[3]بزم ادب، ص334؛ تذکره شعرای استان اصفهان، (ویرایش دوم) ، ص203.