بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 60

[صفاءالسلطنه ثانی، در سال 1282ق در تهران متولّد شد. در جوانی در خدمت پدر، به مشاغل دولتی پرداخت. در سال 1301 منصب خلاصه نویسی عرایض متظلّمین به او تفویض شد و همچنان به خدمات انشاء مشغول بود و تا سال 1317ق سررشته دار توپخانه شد. در سال 1318ق با پدر خود به زیارت عتبات رفت. در مراجعت پس از مرگ پدر ملقب به لقب پدر خود گردید و در وزارت خانه امور خارجه به سمت منشی گری مشغول کار شد. وی شعر می گفت و نستعلیق را خوش کتابت می کرد.[1]به ادبیات فارسی مسلط بود و به زبان فرانسوی آشنایی داشت. در شعر «صفا» تخلّص می کرد و «دیوان اشعار»ی دارد.[2]

از آثار خطوط او «دیوان مشتاقی» (دیوان پدر خود) که در سال 1322ق و قسمتی از «حدائق السحر» که در سال 1321ق در تهران چاپ سنگی شده است.[3]

این شعر از سروده های اوست:

ز نارت نورم اندر دیده آمد سرورم در دل غمدیده آمد

ز دشنامت نرنجیدم ولیکن ز هر نیت دلم رنجیده آمد[4]]

درویش عباس گزی*

درویش عباس گزی متخلّص به «جزی» فرزند علی اُلیک از شعرای قرن سیزدهم هجری در سال 1264ق در قریه «گز» از توابع «بُرخوار» اصفهان متولّد شد. وی در 7 سالگی به مکتبخانه رفت و نزد ملاّ عبداللّه گزی تحصیل کرد اما به علت فقر ترک

[1]احوال و آثار خوشنویسان، ج2، ص343.

[2]تربت پاکان قم، ج2، ص175.

[3]احوال و آثار خوشنویسان، ج2، ص343.

[4]تراجم الرجال، ج1، ص263.


صفحه 61

تحصیل کرده همراه پدر به مُقنّی گری پرداخت و در کنار آن به مطالعه مشغول شد. در سال های نوجوانی به سرودن شعر پرداخت. وی در جوانی به دراویش گز پیوسته و به خانقاه آنان رفت و آمد نمود. او سرانجام در سال 1323ق وفات یافته و در زاویه شرقی بقعه شاه نعمت اللّه در روستای گز مدفون شد. اغلب اشعارش به لهجه محلّی گزی (از لهجه های مرکزی ایران و معروف به «بِشِه بوره») سروده شده است. منتخبی از غزلیات با زبان محلّی که از کتاب «ارشاد الولد» درویش عباس انتخاب شده است به عنوان غزلیات درویش عباس گزی (به لهجه گزی) در سال 1371ش به چاپ رسیده است.[1]اشعاری هم در هزل و هجو داشته که هنوز چاپ نشده است.

میرزا عباس شیخ الاسلام

آقا میرزا عباس بن حاج میرزا علی اکبر شیخ الاسلام [از علماء و خطبای اصفهان در قرن چهاردهم هجری] در اصفهان متولّد گردیده و نزد جمعی از علماء و مدرّسین این شهر تحصیل نموده تا فردی فاضل و کامل گردید و سپس به وعظ و ارشاد پرداخت. [او] چون صدایی گیرا و آهنگی دلنواز داشت و در ذکر مصیبت و موعظه نیز مهارت و استادی یافته بود مورد توجه و علاقه عموم مستمعین بود.

[سرانجام] قبل از سال 1370ق در اصفهان وفات یافته، در اطاقی مخصوص در تکیه شیخ مرتضی ریزی [در تخت فولاد] مدفون گردید.[2]

[1]غزلیات درویش عباس گزی: مقدمه؛ فرهنگ و تاریخ گز برخوار، صص 121-123.

[2]خاندان شیخ الاسلام اصفهان، ص180.


صفحه 62

مرشد عباس نثارعلی*

مرشد عباس ملقب به «نثارعلی» فرزند علی همت، از عرفای اصفهان در عصر حاضر در اصفهان متولّد شد. او مرید مرشد حسین لُنبانی (سروعلی شاه) از عرفای سلسله خاکسار جلالی بود. او از نقالان و پرده خوانان قدیم اصفهان بود و مجال نقل و شاهنامه خوانی او در قهوه خانه حاج رضا سنگتراش در کوی نارون [خیابان طالقانی[ اصفهان مورد توجه مردم بود.

وی در سال 1348ش وفات یافته و در قبرستان بزرگ جنب مصلای تخت فولاد مدفون شد.[1]

میرزا عباس فایض شمس آبادی

حاج میرزا عباس سهیلیان شمس آبادی متخلّص به «فایض» فرزند محمّدعلی سهیلی، عالم فاضل و ادیب شاعر [از دانشمندان و سخنوران معاصر] در سال 1308ق در محله «شمس آباد» واقع در شمال شهر اصفهان متولّد شد. [پدرش تاجر بوده و طبع شعر داشته است. فایض در اصفهان نزد جمعی از علماء عالیقدر همچون جهانگیرخان قشقایی، میر سیّد علی نجف آبادی، آقا سیّد مهدی درچه ای، سیّد محمّدباقر درچه ای و حاج آقا رحیم ارباب به تحصیل پرداخت و در فنون ادب و فقه و اصول و منطق و حکمت مهارت یافت. بسیاری از فضلاء و شعراء از خرمن فضل و ادب او خوشه برگرفته اند. در ادبیات استادی مسلّم و در شعر صاحب قریحه ای وقّاد بود. او شاعری روشن ضمیر بود که عمر را به استغناء و پرهیز از شهرت و و زخارف دنیوی سپری نمود.]

[1]مصاحبه غلامرضا نصراللهی با آقای فتح اللّه نثارعلی فرزند مرشد عباس نثارعلی در دوشنبه 20 خرداد 1381ش.


صفحه 63

او از اعضای انجمن ادبی شیدا بود و گاهی در انجمن کمال شرکت می کرد.

[مرحوم فایض نماز جماعت را در مسجد صاحب الزمان باب الدشت و مسجد ام البنین شمس آباد اقامه می کرد و مورد اعتماد و احترام فضلاء و ادباء و عموم مردم بود. «دیوان اشعار» او در سال 1384ش به چاپ رسیده است.]

او در روز 23 ذی القعده 1389ق [مطابق با 11 بهمن 1348ش] وفات یافته و در صحن تکیه درکوشکی (بروجردی) در تخت فولاد اصفهان مدفون شد. [شاعر توانا آقای میرزا فضل اللّه خان اعتمادی (برنا) مادّه تاریخ وفات او را چنین سروده است:

کلک «بُرنا» سال فوتش را نوشت: «جای فایض جنّت جاوید باد»

از اوست:

عمر اگر مرحله پیمای هوی و هوس است تا به این حد که بازیچه تلف گشت بس است

هر حریصی که بَرَد رنج که جمع آرد گنج عنکبوتیست که خوشدل به شکار مگس است

نفسی صحبت اهل دلی ار دست دهد حاصلی دارد اگر عمر همان یک نفس است[1]]

عباس محور اصفهانی

عباس مهوری حبیب آبادی اصفهانی متخلّص به «محور» فرزند غلامرضا بن عباس، از شعرای معاصر اصفهان در سال 1314ش متولّد شده و تحصیلات مقدماتی را در حبیب آباد بُرخوار نزد حاج شیخ عباسعلی ادیب، سیّد محمّد مرتضوی و حاج محمّدعلی

[1]تذکره شعرای معاصر اصفهان، صص 240-342؛ سیری در تاریخ تخت فولاد، ص89؛ دیوان اشعار فایض اصفهانی: مقدمه؛ بوستان فضیلت، صص 172-183.


صفحه 64

محسنی طی نمود. در 13 سالگی پدرش را از دست داد و جهت امرار معاش به کار پرداخت.

در نوجوانی لب به گفتن اشعار گشوده و ابتدا «یم موج» تخلّص می نمود و بعدا آن را به «محور» تغییر داد.او در انجمن های ادبی اصفهان همچون کمال، صائب، سعدی، حافظ و صغیر شرکت می کرد. سرانجام در سال 1383ش وفات یافته و در قبرستان عمومی حبیب آباد (معروف به «بهشت زینب (س) » مدفون شد.

این کتاب ها از تألیفات اوست:

1. «دیوان محور» که در سال 1372ش چاپ شده است. 2. «فانوس عشق»3. «نونهال اسلام»4. «نهج البلاغه منظوم»[1]

[از اوست:

عقل را با آن درایت ره به کوی عشق نیست با جنون رفتن به سوی محمل لیلا خوش است]

عباس زمانی

شاطر عباس زمانی فرزند شاطر غلامحسین، از شاعران معاصر اصفهان در سال 1295ش در اصفهان متولّد شده و چون پدر به شغل نانوایی پرداخته است. در شعر طبعی متوسط داشته است. از اوست:

ببخش جرم خلایق به دنیی ار خواهی به روز حشر رضا گردد از تو رب غفور

به هر بلا که رسد از خدا تو صابر باش بدان که روضه رضوان بود جزای صبور[2]

[1]دیوان محور اصفهانی: مقدمه؛ تذکره شعرای استان اصفهان (ویرایش دوم) ، ص703؛ ادیب ماندگار، ص268.

[2]تذکره شعرای معاصر اصفهان، ص330؛ تذکره شاعران نانوا، ص147.


صفحه 65

عباس گیاهی

استاد عباس گیاهی [فرزند غلامحسین، شاعر و هنرمند معاصر] در سال 1301ش در اصفهان متولّد شده و اندکی تحصیل نموده و پس از آن ترک تحصیل کرده و ضمن کارهای روزانه به مطالعه کتب و دواوین شعراء مشغول گردید. او برحسب اقتضای طبع خداداد گاهی اشعاری می سرود و در آن «گیاهی» تخلّص می نمود [ولی] در انجمن های ادبی اصفهان خیلی کم شرکت می کرد.[1][در جوانی در محضر شاعر و ادیب فرزانه میرزا علی مشفقی مداحی و ادبیات فارسی و عرب را تا حدودی آموخته و هنر قلمکار را به عنوان کسب و کار و وسیله امرار معاش خود برگزیده بود و از اساتید این هنر در اصفهان به شمار می رفت. اشعارش اغلب در مدایح و مراثی چهارده معصوم علیهم السلام و پند و اندرز است که با نام «نغمه های ولا یا دیوان گیاهی» در سال 1383ش به چاپ رسیده است. استاد گیاهی سرانجام روز 23 مهر 1389ش وفات یافته و در قطعه نام آوران واقع در آرامستان باغ رضوان اصفهان مدفون شد.

این چند بیت از یکی از اشعار اوست:

به که امشب دل یاران گرامی شاد است جان ما از غم و اندوه و اَلَم آزاد است

بزم ما روح فزا گشته، تو گویی ز بهشت خازن خُلد، دری بر رُخ ما بگشاد است

رشک فردوس برین آمده یکسر این بزم چون که زَ احباب پر از وَرد و گل و شمشاد است

[1]تذکره شعرای معاصر اصفهان، ص407.


صفحه 66

آن چنان بزم شریفی که ز شیرینی آن مات صد خسرو پرویز و دوصد فرهاد است[1]]

عباس کزّازی

عباس بن قربانعلی کزازی، از نویسندگان کتب در قرن سیزدهم هجری در شوال 1219ق کتاب «قوانین المحکمه» میرزای قمی را به خط نسخ در اصفهان نوشته و کتاب به شماره 4512 در کتابخانه مجلس شورای ملّی موجود است.[2]

عباس محزون حبیب آبادی

عباس حبیب آبادی متخلّص به «محزون» فرزند کریم بن حسین بن محسن [از شعرای نیمه نخست قرن چهاردهم هجری و از اهالی قریه «حبیب آباد بُرخوار» اصفهان] متوفی در صبح روز سه شنبه 2 شوّال سال 1350ق در قریه حبیب آباد.

او در واقعه فوت شیخ محمّدتقی آقانجفی گوید:

آقای آیت اللّه رفت از جهان فانی بر ما حرام گردید ای شیعه زندگانی

قُمری به آه و شیون طوق عزا به گردن با حالت پریشان می کرد نوحه خوانی

«محزون» به آه و ماتم، در یم غم صبح و مسا بگرید، بر آن دُر معانی[3]

شیخ عباس ایزدی نجف آبادی*

شیخ عباس ایزدی نجف آبادی فرزند محمّد، عالم فاضل متقّی مجاهد فی سبیل اللّه

[1]نغمه های ولا یا دیوان عباس گیاهی: مقدّمه؛ قلمکار اصفهان، صص 33-37 و 295؛ یادداشت های محقّق گرامی آقای حمید خلیلیان.

[2]فهرست مجلس، ج12، ص183.

[3]بیاض (مرحوم معلم حبیب آبادی) : خطی.


صفحه 67

در سال 1301ش در نجف آباد متولّد شد. در نوجوانی نزد شیخ احمد حججی، شیخ غلامحسین منصور، شیخ ابراهیم ریاضی در نجف آباد و حاج آقا رحیم ارباب و شیخ احمد فیاض و مجدالعلماء نجفی در اصفهان به تحصیل مشغول شد. در قم نیز محضر حضرات آیات مرعشی نجفی، محقّق داماد، امام خمینی، بروجردی، گلپایگانی و علاّمه طباطبایی فقه، اصول، کلام، تفسیر، فلسفه و اخلاق را آموخت.

او پس از 20 سال تحصیل، در سال 1338ش به نجف آباد مراجعت کرده و به تدریس علوم دینی، حل و فصل مشکلات شرعی و اجتماعی مردم و تبلیغ دین مشغول شد. او هنگام ورود به نجف آباد نماینده مراجع عظام بروجردی و امام خمینی در آن حدود بود. او طی سالیان متمادی در حکومت پهلوی به ترویج و حمایت از مبارزات امام خمینی در نجف آباد مشغول بود و در تبلیغ مرجعیت ایشان و جمع کردن و جهت دادن به مبارزان مسلمان آنجا نقشی مهم و تأثیرگذار داشت تا جایی که از سوی مأموران امنیتی حکومت پهلوی دستگیر و به زابل تبعید شد و مدّتی نیز زندانی شد.

او قبل از پیروزی انقلاب نماز جمعه را اقامه کرده و پس از پیروزی انقلاب، از سوی امام خمینی به امامت جمعه نجف آباد منصوب شد. در سال های جنگ ایران و عراق، او در جبهه های نبرد و در میان رزمندگان ایرانی حاضر می شد و به آنان روحیه می داد و در پشت جبهه برای کمک به رزمندگان تلاش می کرد و در این راه فرزند برومند خود احمد را تقدیم نمود و این فرزند در 26 دی 1365 در جبهه های نبرد به شهادت رسید.

از اقدامات ارزنده مرحوم شیخ عباس ایزدی همکاری در ساختن حوزه علمیه فاطمیه جهت بانوان و همکاری در راه ساختن حوزه علمیه (جامعه الإمام المنتظر) در نجف آباد را می توان نام برد.

او شاگردان زیادی تربیت کرد و سخنرانی ها و بیانات او در میان عموم طبقات مردم نجف آباد مورد توجّه واقع می شد. او عالمی متواضع و خیرخواه و اسوه اخلاق حسنه