فراگرفت. سپس به قم رفته و نزد حضرات آیات: ستوده، خزعلی، شهید مطهری، مشکینی، فاضل لنکرانی، میرزا جواد تبریزی و جوادی آملی تا مرحله خارج ادامه تحصیل داد.
او قبل از پیروزی انقلاب اسلامی (در سال 1357ش) از مبارزان و فعالان انقلابی و از طرفداران امام خمینی بود و پس از پیروزی انقلاب از کسانی بود که تدوین و تنظیم پیش نویس اساسنامه نهاد نمازجمعه را برعهده داشت. سپس به عنوان عضو شورای مرکزی ائمه جمعه و مسؤول امور فرهنگی دبیرخانه مرکزی ائمه جمعه و پس از رحلت امام خمینی (سال 1368ش) با حکم رهبر انقلاب به عضویت شورای سیاست گذاری ائمه جمعه منصوب شد.
او در سال 1372ش دانشکده علوم حدیث و کتابخانه تخصصی آن را تأسیس کرد. همچنین سال های متمادی در امور حج فعال بود و در بعثه امام خمینی و رهبری انقلاب آیت اللّه خامنه ای در پست های مختلف به خدمت مشغول بوده است که تأسیس مرکز تحقیقات و کتابخانه تخصصی و موزه حج از فعالیت های مهم او به شمار می روند.
او در سال 1376ش به عنوان امام جمعه موقت اصفهان منصوب شد و تا 5 سال به اقامه نماز جمعه پرداخت. رهبری انقلاب در سال 1388 وی را به عنوان نماینده رهبری و سرپرست حجاج ایرانی منصوب کرد.
آقای قاضی عسکر عالمی دانشمند و محققی پرکار به شمار می رود که علاوه بر تألیف 16 جلد کتاب و نوشتن ده ها مقاله، مجلات تخصصی میقات حج، میقات الحج، فرهنگ زیارت و علوم الحدیث را مدیریت کرده است.[1]
[1]دو ماهنامه «صفا» سال چهارم: شماره 30، آذر و دی 1388، صص 5 و 6.
درویش علی قائنی
درویش [علی] قائنی، شاعر ادیب در اصفهان ساکن بوده و به تحصیل علوم دینی می پرداخته و به خوش طبعی و سلاست شعر موصوف بوده است و او را «ملاّ درویش» می گفته اند. وفاتش را در سال 1185ق نوشته اند [و این اشتباه است زیرا به همراه معتمدالدّوله نشاط (متوفی 1234ق) در اوایل قرن سیزدهم هجری سفری به شیراز داشته است.
از اوست:
من و رقیب نشستیم هر دو بر راهت به جانب که افتد تا ز راه لطف نگاهت[1]]
ملاّ علی کُهیازی (شیخ الاسلام)*
ملال علی کُهیازی (شیخ الاسلام) ، عالم فاضل زاهد متّقی. در روستای کُهیاز اردستان متولّد شد و در اصفهان نزد علمای عالیقدر حوزه شیخ محمّدتقی آقانجفی، آخوند ملاّ عبدالکریم گزی، آخوند ملاّ محمّدحسین فشارکی، شیخ مرتضی ریزی و آقا سیّد مهدی درچه ای کسب فیض نمود.
او عمر خود را به عبادت خدا و تبلیغ دین و عمل به دستورات قرآن کریم و خدمت به خلق خدا گذراند و سرانجام در سال 1375ق وفات یافته و نزدیک مزار ملاّ اسماعیل خواجوئی در تخت فولاد اصفهان مدفون شد.[2]
[1]تذکره دلگشا، ص487؛ مجمع الفصحاء، ج4، ص290؛ تذکره حدیقه الشعراء، ج1، ص619؛ تذکره انجمن خاقان، صص 503 و 504؛ الذریعه، ج9، ص324؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، ص602؛ بهارستان، ص280.
[2]بزم معرفت، صص 241-245.
ملاّ علی لنجانی (بهمن علی)
آخوند ملاّ علی لنجانی اصفهانی متخلّص به «بهمن» و ملقّب به «بهمن علی» [از عرفاء و علماء اواخر دوره قاجاریه.
در جوانی برای تحصیل به عتبات عالیات رفته و در نجف اشرف به اجتهاد نائل شد و سپس به سیاحت پرداخت] و به شیراز رسید و به «رحمت علی شاه» دست ارادت داد. پس از وفات او به «حاج محمّدکاظم سعادت علی شاه اصفهانی» پیوسته و به «بهمن علی» ملقّب شد. [پس از مهاجرت «سعادت علی شاه» جهت تعلیم فرزندانش همراه او راهی تهران شد. و پس از وفات مراد و شیخ خود، با حاج ملاّ سلطان محمّد گنابادی تجدید عهد کرد و] در زاویه حضرت عبدالعظیم در شهرری معتکف گردید و در ماه صفر 1309ق وفات نمود و جنب مزار شیخ خود «سعادت علی شاه» مدفون شد.[1]
[این شعر از اوست:
گر ساکن میخانه و گر سوی کنشتیم ما دامن معشوق خود از دست نهشتیم
در کعبه و بتخانه و در دیر و کلیسا جز یار ندیدیم به هر جای که گشتیم
ما طالب اوییم که اندر تک و پوئیم گر قاعد بحریم و اگر سائر دشتیم[2]]
مهندس علی محمودیان*
مهندس علی محمودیان، از طراحان فرش و مرمّت گران نقاشی در عصر حاضر در سال 1326ش در جونقان از توابع استان چهارمحال و بختیاری متولّد شد و پس از طی
[1]دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، صص 666 و 667.
[2]نابغه علم و عرفان، صص 432-435؛ طرائق الحقائق، ج3، صص 432 و 433؛ شمس التّواریخ، صص 83 و 84.
تحصیلات ابتدایی به اصفهان آمد و در هنرستان هنرهای زیبا به تحصیل پرداخت. ابتدا زیر نظر استاد جزی زاده طراحی را شروع کرد. سپس از اساتیدی چون عیسی بهادری، رضا ابوعطا و مصور الملکی بهره گرفت و در کنار آن در زمینه طراحی فرش نزد استاد احمد ارچنگ شاگردی کرد.
او پس از اتمام سربازی به استخدام دفترفنی سازمان ملّی حفاظت آثار باستانی درآمد و به دنبال همکاری با مؤسسه ایتالیائی ایزمئو، به ایتالیا رفت و در رشته مرمت آثار لیسانس گرفت. او در بسیاری از مرمت ها به عنوان کارشناس مرمّت آثار نقاشی فعالیت نموده و پس از بازنشستگی به رشته طراحی فرش بازگشت.[1]
علی مدرس شهرضائی
علی مدرّس شهرضائی از شعرای معاصر است. در جلد دوم تاریخ تجدید حیات ایران این اشعار را بدو نسبت داده است:
می رسد روز سعادت شاد و خرسندیم ما غرقه در خون همچو گل در حال لبخندیم ما
بهر خوشبختی خود طرح نو افکندیم ما ریشه بیگانه از این خانه برکندیم ما
خانه خود را دلازین پس خداوندیم ما[2]
[1]معماران و مرمّت گران سنّتی اصفهان، صص 305 و 306.
[2]تذکره شعرای معاصر اصفهان، ص440.
دکتر علی مستشفی
دکتر علی مستشفی در سال 1317ق در قریه حبیب آباد بُرخوار اصفهان متولّد گردید. در اصفهان و طهران تحصیل نمود. از اطبای حاذق به شمار می رفت. در شب 11 جمادی الاولی سال 1373ق در طهران وفات یافت.
کتب زیر از اوست:
1. «ازدواج و حفظ الصّحه»2. «وبائیه» که آن را به اتفاق دکتر رضا بصیر نوشته است.[1]
میر سیّد علی مشتاق اصفهانی
میر سیّد علی حسینی اصفهانی متخلّص به «مشتاق» شاعر ادیب و از بزرگان شعراء و ادباء [در قرن دوازدهم هجری] در حدود سال 1100 متولّد شد. از سادات عباس آباد اصفهان است. انجمن ادبی داشته و در برگشت سبک نامطلوب هندی به سبک عراقی رنج ها برده تا بالاخره به کمک دوستان و شاگردان خود [از جمله: آذر، هاتف، صهبا، صباحی، عاشق، رفیق، نصیر، طبیب، درویش عبدالمجید، صبوح و شعله] موفّق گردیده است.
مشتاق در سال 1171ق وفات یافته است. در مقدمه دیوان مشتاق درباره آرامگاه او گوید: در تکیه شیخ زین الدّین اصفهان به خاک رفت. تاکنون تکیه ای به نام شیخ زین الدّین در اصفهان نمی شناسیم و محل قبر مشتاق را نیز به طور قطع نمی دانیم. در بین مردم مشهور بوده که قبر مشتاق در تکیه آقا رضی (سیّد رضی الدّین محمّد شیرازی) در
[1]دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، صص 809 و 810.
تخت فولاد است. ولی آثار قبر مشهود نیست.
مادّه تاریخ وفاتش را «رفیق اصفهانی» چنین گفته است:
بهر تاریخ او نوشت «رفیق» «جای مشتاق در جنان بادا»
دیوان اشعار او حدود سه هزار بیت بوده و آذر و هاتف و صهبا آن را جمع آوری و تنظیم کرده اند. نسخه های زیادی از این دیوان در کتابخانه ها موجود است. آقای حسین مکّی دیوان او را تصحیح کرده که چندین بار به چاپ رسیده است.[1]
این شعر از اوست:
[بس شیشه دل ها که شکستی ای عشق بس رشته جان ها که گسستی ای عشق
دست همه را ز پشت بستی ای عشق دستی ای عشق و پشت دستی ای عشق]
دلم دانسته در دام تو افتاد تو پنداری که صید غافلی بود
تاج الدّین علی معلّم
تاج الدّین علی معلّم، از خوشنویسان اصفهان در قرن دهم هجری است. از او کتیبه ای به خط ثلث بر روی کاشی در ایوان جنوبی مسجد جامع اصفهان موجود است که در
[1]رجال اصفهان یا تذکره القبور، ص95؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، صص 642 و 643؛ تذکره آتشکده، نیمه دوم، ص638؛ تذکره مجمع الفصحاء، ج5، صص 938-940؛ تذکره اختر، ص168؛ تذکره سفینه المحمود، ص295؛ تذکره روز روشن، صص 738-740؛ دیوان مشتاق: مقدّمه؛ تاریخ ادبیات (شفق) ، ص581؛ ریحانه الادب، ج5، ص317؛ الذریعه، ج9، ص1043؛ تذکره ریاض الشعراء، ج4، ص2198؛ لغت نامه دهخدا: ذیل «مشتاق»، ص475؛ فرهنگ بزرگان اسلام و ایران، ص390.
حدود سال 938ق نوشته شده است.[1]
میرعلی معمار*
میرعلی معمار، از هنرمندان و خوشنویسان اصفهان در اواخر قرن دهم و اوایل قرن یازدهم هجری است. از او کتیبه ای کاشیکاری به خط ثلث و مورّخ به سال 1002ق وجود دارد که رقم آن «کتبه میرعلی معمار» است. این کتیبه در ایوان جلوی امامزاده ابراهیم در روستای کاج از توابع براآن اصفهان واقع شده است.[2]
ملاّ علی میرزا کتابفروش
ملاّ علی میرزا، کتابفروش فاضل [در اواخر دوره قاجاریه] عموم فضلاء اصفهان خواهان کتاب های او بودند و با او مراوده داشتند. او علاوه بر کتابفروشی در زمان حاج سیّد جعفر بیدآبادی (فرزند سیّد حجه الاسلام) مؤذن مسجد سیّد اصفهان بوده است.[3]
صدرالدّین علی نصرآبادی
خواجه صدرالدّین علی نصرآبادی، بانی تکیه و خانقاه نصرآباد، که از بین رفته و فعلاً قسمتی از سردرب آن باقی است.[4]میرزا محمّدطاهر نصرآبادی مؤلف «تذکره نصرآبادی» از اعقاب اوست و در مقدمه تذکره از جدّ خود یاد کرده است.
[1]گنجینه آثار تاریخی اصفهان، ص96؛ آثار ایران، ج4، ص83.
[2]گنجینه آثار تاریخی اصفهان، ص286.
[3]بیان المفاخر، ج2، ص95.
[4]گنجینه آثار تاریخی اصفهان، ص329.
حاج ملاّ علی نوری قمشه ای*
حاج ملاّ علی نوری (اعمی) ، عالم فاضل جلیل القدر از علمای قرن چهاردهم هجری، در قمشه (شهرضا) متولّد گردید و از سن صباوت که خواندن و نوشتن را فراگرفت، فاقد بینائی چشم ظاهری گردید. سپس در فقه و اصول تحصیل کرد. در علوم غریبه نظیر اعداد و طلسمات مهارت داشت. او از فضلاء مورد احترام علمای شهرضا و اصفهان بوده و از جمله آخوند ملاّ حسین فشارکی در سال 1347ق و آقا سیّد محمّدشریف تقوی شیرازی به او اجازه روایت و نقل احادیث داده اند.
وی سال ها در شهرضا به تدریس مقدّمات و سطح مشغول بود. زندگی را با قناعت و شکر و رضا سپری می نمود و در تقویت روح به صوم و سلوک و اذکار قلبی می پرداخت.
ده ها تن از فضلای برجسته شهرضا نزد او تحصیل کرده و کسب معرفت نموده اند از جمله: حاج سیّد علی حجازی و حاج شیخ مظفر فرزانه.
وی سرانجام در سال 1365ق وفات یافته و در صحن مقبره سیّد خاتون شهرضا مدفون شد. مرحوم محمّدحسین مدرسی اسفه ای متخلّص به «قانع» ضمن مرثیه ای مادّه تاریخ وفات او را چنین سروده است:
گفت «قانع» بسال تاریخش رفته نوری بجنب نورانی[1]
1365
[1]تاریخ شهرضا، ج2، صص 328-331.