شده است. 21. «رساله جهادیه» که خلاصه ای از این رساله فارسی را میرزا عیسی قائم مقام فراهانی در کتاب «احکام الجهاد و اسباب الرشاد» آورده است. 22. «رساله در صید و ذباحه» 23. «شرح کافی» 24. «شرح زبده البیان» مقدّس اردبیلی 25. «شرح مفاتیح الاحکام» فیض کاشانی 26. «شرح اسفار» ملاّ صدرا (جلد اوّل)[1]]
میرزا علی اکبر فرومند
حاج میرزا علی اکبر فرومند فرزند حاج محمّدباقر، فاضل ادیب معاصر. از معلمین مدارس اصفهان، مؤلّف: 1. «الوان الرّیاحین» 2. «نخبه الاشعار». دو جلد کتاب مجموعه ای از برگزیده اشعار برخی از شاعران، در مدایح و مراثی حضرات معصومین علیهم السلام نسخه آنها در کتابخانه حضرت آیت اللّه مرعشی در قم موجود است.[2]
[وی سرانجام در روز 5 جمادی الاولی سال 1396ق وفات یافته و در تکیه سیّد العراقین در تخت فولاد اصفهان مدفون شد.[3]]
مشارٌ إلیه برادر مرحوم آقا میرزا علی اصغر شریف [عالم فاضل ربانی] مدفون در تکیه بروجردی در تخت فولاد است.
حاج علی اکبر حجّار*
حاج علی اکبر بن استاد جون علی بنّا، از حجّاران چیره دست اواخر دوره صفویه است. او در سال 1110ق سنگ عصارخانه ای در میدان میر اصفهان را حجاری کرده است. بر روی این سنگ نقوش زیبائی کنده کاری شده است. این سنگ عصاری هنگام تخریب
[1]بزم معرفت، صص 117-131.
[2]سیری در تاریخ تخت فولاد، صص 87 و 88؛ فهرست مرعشی، ج13، صص 321-324.
[3]تخت فولاد یادگار تاریخ: خطی.
عصارخانه در سال 1311ش به اهالی قهفرخ فروخته شده و به آن دیار منتقل شده است.[1]
علی اکبر صهبای بروجنی
علی اکبر بروجنی متخلّص به «صهبا» فرزند محمّدجواد [از شعرای قرن چهاردهم هجری] در سال 1277ش (برابر با 1317ق) متولّد شده و در مکاتب قدیم اندکی تحصیل کرده و پس از فوت پدر ناگزیر به ترک تحصیل شده به کسب و کار مشغول گشت. در حدود دو سه هزار بیت شعر از قصیده و غزل سروده است.
از اشعار اوست:
هر دم که یاد از آن مه فرخنده پی کنم دیوانه وار نالم و افغان چو نی کنم
در این امید می گذرد روزگار من شاید شبی نظر به رخ خوب وی کنم[2]
علی اکبر رفیعی طالخونچه*
علی اکبر اسماعیل پور متخلّص به «رفیعی» فرزند حسن از شعرای معاصر در سال 1307ش در روستای «طالخونچه» متولّد شد. در سرودن شعر صاحب ذوق قریحه است. بیشتر اشعارش در مدح و منقبت و مرثیه اهل بیت علیهم السلام است. نام آثار او چنین است.
1. «دیوان گنجینه الاحزان» 2. «دیوان غزلیات رفیعی»3. «رباعیات رفیعی»4. «گلستان کربلا»5. «صراط الرّضوان» یا دعای ابوحمزه ثمالی (منظوم) به ضمیمه
[1]قهفرخ در گذرگاه تاریخ، صص 39 و 40.
[2]تذکره شعرای معاصر اصفهان، ص318؛ نامه سخنوران، ص159.
«مولودنامه چهارده معصوم»
این شعر از اوست:
ز نقطه بسمله طلب کنم راه را ز رحمن الرّحیم بجویم اللّه را
گناه بخشنده گدا و هم شاه را پس این زمان گوش کن تو قل هو اللّه را
که معنیش را بیان کنم ز راه یقین
قل بگو ای مصطفی خدای بنده نواز واحد و یکتا بود صانع و هم چاره ساز
هست خدای صمد بی بدل و بی نیاز دست خلایق همه به درگه او دراز
که اعطنا رزقنا اللّه و الرّازقین[1]
سیّد علی اکبر ابرقوئی*
استاد سیّد علی اکبر ابرقوئی فرزند سیّد حسین، دانشمند فاضل و ادیب ماهر. در سال 1276ش در ابرقو متولّد شد و در اصفهان نزد شیخ محمّدتقی آقانجفی، آخوند ملاّ محمّدحسین فشارکی، شیخ محمّدحسین جزن آبادی و دیگران به تحصیل پرداخت. آنگاه به تدریس در دبیرستان های اصفهان پرداخت. پس از تأسیس دانشگاه اصفهان، برای تدریس فراخوانده شد و سال ها در دانشکده ادبیات، ادبیات عرب را تدریس نمود. همچنین چندین سال ریاست اوقاف اصفهان را برعهده گرفت. او از فعّالان سیاسی و اجتماعی عصر خویش بود و سرانجام در 15 اسفند 1356ش وفات یافته و نزدیک مزار عالم ربّانی شیخ محمّدباقر زند کرمانی در تخت فولاد مدفون گردید.
از او علاوه بر مقالاتی که در برخی از مطبوعات اصفهان به چاپ رسیده است، تصحیح و تعلیق «مقامات حمیدی» است که در سال 1344ش چاپ شده است.[2]
[1]تذکره شعرای استان اصفهان، (ویرایش دوم) ، ص310.
[2]شرح مجموعه گل، صص 104 و 105؛ دانشنامه تخت فولاد اصفهان، ج1، صص 128 و 129.
علی اکبر جمشیدیان (جمشیدی)
علی اکبر جمشیدیان معروف به «اکبر جمشیدی» و متخلّص به «جمشیدی» فرزند محمّدحسین [از مشاهیر شعرای اصفهان در عصر حاضر] در سال 1301ش در اصفهان متولّد شد. از نوجوانی به کارگری پرداخته و پس از 7 سال در کارخانه دخانیات، به کار در کارخانه پارچه بافی زاینده رود مشغول شد. در شعر از معلومات استاد محمّدحسین صغیر اصفهانی بهره گرفته و عضو انجمن های ادبی شیدا و کمال بوده است. گاهی برحسب اقتضای حال از هزل و جدّ اشعاری می سراید و در فکاهی تسلط دارد.[1]
[بنا بر نوشته مقدمه «شلوغ و پلوغ» در بهار 1301ش متولّد شده و در کودکی پدر را از دست داد و به ناچار به کار مشغول شد. و در کنار کار به فراگیری خواندن و نوشتن پرداخت.
او به دعوت جلال برجیس چندی سال در آموزشگاه فروغ تدریس کرد و سرانجام در 12 اردیبهشت 1382ش از دنیا رفت و در قطعه نام آوران باغ رضوان اصفهان به خاک سپرده شد. مجموعه ای از اشعار او در این کتاب ها به چاپ رسیده است:
1. «برهنه خوشحال» در سال 1343ش 2. «لبخند» در سال 1347ش3. «شلوغ و پلوغ» در سال 1373ش[2]
از اوست:
تو رفتی و بگذشت از گذشتنت بس ماه ز سینه ام به درآید هنوز ناله و آه
[1]تذکره شعرای معاصر اصفهان، صص 142 و 143.
[2]شلوغ و پلوغ، صص 5-26.
کجا روم به که گویم که از فراق رُخَت شده است روز من دل فسرده شام سیاه]
شیخ علی اکبر فقیه*
حاج شیخ علی اکبر فقیه فرزند حاج شیخ محمّدحسین فقیه نطنزی. از علمای معاصر اصفهان، فقیه ماهر و عالم عامل و زاهد صالح. در سال 1326ش در اصفهان متولّد شد. دروس مقدّماتی را نزد پدر خود خواند و بنا به تشویق پدر جهت ادامه تحصیل در مدرسه شیخ محمّدعلی در اصفهان ساکن شد.
او نزد علمای عالیقدر اصفهان حضرات آیات: شیخ احمد فیاض، حاج آقا حسن فقیه امامی، شیخ مجتبی حاتمی لنکرانی، حاج آقا حسین خادمی، سیّد محمّدرضا خراسانی و شیخ حسن صافی تحصیل کرد و به درجه اجتهاد نائل شد.
او سال ها به تدریس فقه و اصول در مدرسه ذوالفقار اصفهان مشغول بود و در تعمیر و احیای این مدرسه سهم مهمی داشت. او عالمی متّقی و زاهد و قانع بود. در اواخر عمر 14 سال بیمار و خانه نشین بود ولی در این سال ها همواره شاکر خداوند بود و از جادّه صبر و رضا خارج نگردید.
این عالم ربانی در روز چهارشنبه 16 شعبان 1431ق (مطابق با 6 مرداد 1389ش) وفات یافته پس از تشییع در امامزاده احمد اصفهان مدفون شد.[1]
سیّد علی اکبر واعظ برزانی*
سیّد علی اکبر واعظ فرزند سیّد حسین واعظ برزانی، عالم فاضل جلیل. در سال
[1]کتاب «حجّتی بر همگان» و مصاحبه با خانواده مرحوم فقیه.
1324ش در اصفهان متولّد شد. و در نجف اشرف نزد حضرات آیات: شیخ حسین راستی کاشانی، شهید سیّد اسداللّه مدنی تبریزی و حاج سیّد عباس خاتم یزدی تحصیل کرد. او پس از 6 سال به اصفهان آمده و در درس سیّد علی اصغر مدرس نجفی، شیخ علی مشکوه سدهی و ملاّ هاشم جنّتی حاضر شد. سپس به قم رفته و نزد آیات عظام: گلپایگانی و اراکی و حضرات آیات: شیخ مرتضی حائری یزدی، شیخ علی فیض (مشکینی) ، شیخ عبداللّه جوادی آملی و انصاری شیرازی به تکمیل معلومات خود پرداخت.
او عاقبت در سال 1361ش به اصفهان مراجعت کرده و در حوزه علمیه اصفهان و دانشگاه اصفهان به تدریس پرداخت. همچنین از درس خارج مرحوم شیخ حسن صافی بهره گرفت.
او پس از عمری ترویج و تبلیغ دین در 15 بهمن 1382ش (مصادف با 12 ذیحجه 1424ق) بر اثر ابتلاء به بیماری سرطان خون وفات یافت.[1]
میرزا علی اکبر شیخ الاسلام
حاج میرزا علی اکبر شیخ الاسلام فرزند حاج میرزا محمّدرحیم (سوم) بن میرزا عبداللّه (دوم) بن میرزا محمّدرحیم (دوم) بن میرزا مرتضی بن میرزا عبدالمطلب بن میرزا محمّدرحیم (اوّل) شیخ الاسلام بن ملاّ محمّدجعفر بن آخوند ملاّ محمّدباقر محقّق سبزواری، از علماء و متنفّذین اصفهان [در اواخر دوره قاجاریه.]
قبل از سال 1290ق در اصفهان متولّد گردیده و در این شهر تحصیل کرد و از محضر درس علمای عالیقدر حاج میرزا بدیع درب امامی، آقا سیّد محمّدباقر درچه ای، حاج شیخ محمّدتقی آقانجفی، جهانگیرخان قشقائی، آخوند ملاّ عبدالکریم گزی و آخوند ملاّ
[1]نوری از مصباح واعظ، صص 11-13.
محمّد کاشی بهره برد سپس دو سال در اعتاب مقدسه ساکن و از محضر علمای آنجا استفاده علمی کرد.
او پس از فوت برادرش میرزا محمّدحسن شیخ الاسلام در سال 1309ق به منصب شیخ الاسلامی در اصفهان رسیده [و در تحولاّت اجتماعی و سیاسی آن دوره در شهر اصفهان نقش مهمّی داشت.] او در نهضت مشروطیت در اصفهان به زعامت حاج آقا نوراللّه نجفی، یار و مددکار بود و از اعضای فعال شرکت اسلامیّه و انجمن ولایتی اصفهان و انجمن مقدس ملّی اصفهان به شمار می رفت. از سال 1342ق به بعد نیز عضو هیئت علمیه اصفهان بود، او پس از استقرار مشروطیت رئیس بلدیه اصفهان بود و در دوره چهارم مجلس شورای ملّی به عنوان نماینده اصفهان به وکالت انتخاب شده و در مجلس شرکت نمود. او در جریان مخالفت حاج آقا نوراللّه نجفی با قانون نظام وظیفه و مهاجرت او و علمای اصفهان به قم همراه معترضین بود. پس از آنکه قانون اتّحاد شکل [تبدیل لباس سنّتی ایران و لباس روحانیت به لباس جدید و متحدالشّکل] به اجراء گذاشته شد. او در سال 1348ق با عدّه ای خانواده از اصفهان به مشهد مقدس مهاجرت کرده و در شب 22 ذی القعده سال 1350ق به عارضه سکته وفات یافت و در مدرسه میرزا جعفر مشهد مقدّس مدفون شد.[1]
علی اکبر کده بونی اصفهانی
علی اکبر بن شمس الدّین کده بونی [اصفهانی، از کاتبان نسخ نویس قرن یازدهم هجری] در سال 1083 نسخه ای از «ترجمه جعفریه» را به خط نستعلیق نوشته است.
[1]خاندان شیخ الاسلام اصفهان، صص 140-158؛ تاریخ علمی و اجتماعی اصفهان، ج3، صص 235 و 236؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، صص 357 و 358؛ مشاهیر مدفون در حرم رضوی، ج1، ص262.
مؤلف جعفریّه نورالدّین علی بن عبدالعال کرکی (محقّق کرکی) و مترجم حسن بن عبدالغفار [است که] در حیات مؤلف نوشته است. نسخه به شماره 3112 در کتابخانه مجلس شورای ملّی ایران موجود است.[1]
«کته بونی» (یا «کتابونی» یا «کتابونچه» یا «کِتِ بنی» از قُراء اصفهان است.)
علی اکبر وجهی اصفهانی*
علی اکبر بیک بن محمّدصالح بیک، شاعر ادیب، از سخنوران قرن یازدهم هجری. از غلامان خاصّه دربار شاه سلیمان صفوی بوده و به درویشان نیز ارادت داشته و از آنان تعلیم می گرفته است. در شعر طبعی روان داشته و «وجهی» تخلّص می نمود.
از اوست:
رباعی
ای کاش که یار آید و نوروز کنیم از آتش شوق سینه پرسوز کنیم
بر گرد سرش چو گردش لیل و نهار روزی به شب آریم و شبی روز کنیم[2]
شیخ علی اکبر اژه ای*
شهید شیخ علی اکبر اژه ای فرزند شیخ علی محمّد، عالم فاضل و مبارز انقلابی در سال 1331ش در اصفهان متولّد شده و پس از طیّ تحصیلات ابتدائی و متوسّطه در حوزه علمیّه اصفهان به تحصیل علوم دینی پرداخت و همزمان در دانشگاه اصفهان در رشته روانشناسی و فلسفه ادامه تحصیل داد و موفق به اخذ درجه لیسانس گردید. او در قم
[1]فهرست مجلس، ج10، بخش دوم، ص673.
[2]تذکره نصرآبادی، ج1، ص74؛ سفینه خوشگو: دفتر دوم، ص779.