بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 652

سیّد علیرضا انجم اصفهانی

سیّد علیرضا موسوی متخص به «انجم» از شعراء و ادبای اصفهان در اواخر عهد قاجاریه است. وی در تاریخ تعمیر امامزاده شاهزاده حسین و شاهزاده ابراهیم در شهرستان به سال 1316ق به وسیله بانوئی به نام افتخارالدّوله چنین گفته است:

افتخارالدّوله از باب کرم گشت باعث بهر تعمیر حرم

«انجم» بیدل به تاریخش بگفت: بود الف و سیصد و شانزده رقم[1]

علیرضا صرّام اصفهانی

علیرضا قانونی متخلّص به «صرام» فرزند ابوالقاسم، شاعر ادیب معاصر در سال 1315ق متولّد گردیده و از اعضاء قدیمی انجمن ادبی شیدا بود. در انواع فنون سخن از غزل و قصیده ماهر بود. چندین مثنوی گفته [است.] یکی «حجاب نامه» دیگری به اسم «رمز آفرینش» و غیره. مدّتی در دادگستری وکالت می کرد. سپس به تجارت و چرم فروشی روزگار می گذراند.

از اوست:

تا جلوه کرد رویِ مهِ دلنواز من شد فاش سرّ عشق و عیان گشت راز من

بودم هر آنچه گوهر یکدانه ز اشک چشم در پای دوست ریخت دل پاکباز من[2]

[1]مختصری از تاریخچه محلّه خواجو، ص62.

[2]تذکره شعرای معاصر اصفهان، صص 305 و 306.


صفحه 653

علیرضا حقانی

علیرضا حقانی فرزند احمد، از شعرای معاصر اصفهان در سال 1313ش در اصفهان متولّد شد و در مقطع ابتدائی و متوسطه تحصیل کرد. گاهی شعر می سرود. از اوست:

بهار عمر در عشقت به سر رفت خوشا عمری که با فکرت هدر رفت

شباب عمر و وقت کامیابی بدین بیهوده خوش بودن به سر رفت[1]

علیرضا رفعت اصفهانی

علیرضا متخلّص به «رفعت» فرزند احمدی، از شعرای قرن چهاردهم هجری. مدّتی در اصفهان، در خدمت اساتید به کسب علوم قدیمه (از صرف و نحو و فقه) اشتغال داشت. عاقبت در طهران ساکن شده و به شغل خرازی فروشی پرداخت.

گاهی برحسب اقتضای حال اشعاری می سرود. این دو بیت در مدح حضرت ولیعصر (عجل اللّه تعالی فرجه الشریف) از اوست:

شما را مژده ای یاران که آن آرام جان آید برون از پرده روی مهدی صاحب زمان آید

چو از پشت حجاب غیب ماه من نماید رُخ شب غم طی شود، صبح نشاط دوستان آید[2]

[1]تذکره شعرای معاصر اصفهان، ص163.

[2]تذکره شعرای معاصر اصفهان، ص215.


صفحه 654

سیّد علیرضا مرعشی

سیّد علیرضا بن سیّد اسداللّه مرعشی حسینی، از فضلاء اصفهان در قرن دوازدهم هجری. یادداشت ملکیّت او بر کتاب «مختصر النّافع» محقّق حلّی در رجب 1191ق مشاهده می شود. نسخه به شماره 6531 در کتابخانه آیت اللّه مرعشی در قم موجود است.[1]

میرزا علیرضا صفای قائنی*

میرزا علیرضا بن میرزا محمّداسماعیل حسینی قائنی، ادیب شاعر و طبیب حاذق، از دانشوران اواخر دوره قاجاریه.

در اصفهان به تحصیل پرداخت و در علم و ادب، حکمت و طب مهارتی به سزا یافت. او علاوه بر طبابت، شعر نیز می سرود و «صفا» تخلّص می کرد و در انجمن های ادبی اصفهان از جمله انجمن ابوالفقراء شرکت داشت. غزل را نیکو می سرود. خط خوشی داشت و نستعلیق و شکسته را خوش می نوشت و در نقاشی صاحب ذوق بود.

وی سرانجام در شنبه 24 ربیع الاوّل 1313ق وفات یافته و در تکیه میرزا رفیعا واقع در تخت فولاد اصفهان مدفون شد. مزار او پس از احداث فرودگاه قدیم اصفهان از بین رفت.

وی برای نسخه ای از «مثنوی معنوی» که برادرش میرزا محمّدعلی قائنی آن را کتابت نموده بود، نقاشی هایی را کشیده است. دیوان اشعار او به خط نستعلیق و شکسته خوش خود او که در سال 1308ق کتابت شده در کتابخانه «سلطان القرائی» در تبریز موجود

[1]فهرست مرعشی، ج17، ص116.


صفحه 655

بوده است. نسخه دیگری از دیوان صفا نزد خانواده اش نگهداری می شود.[1]همچنین کتاب «الادوار» تألیف صفی الدین ارموی را به خط شکسته نستعلیق در سال 1275ق کتابت کرده که به شماره 1/28301 در کتابخانه ملک تهران وجود دارد.[2]

از اوست:

هوا عبیرفشان گشت و غالیه بوی مگر که زلف تو امروز در کف باد است

سیّد علیرضا عاملی

سیّد علیرضا عاملی فرزند میرزا محمّدباقر پیشنماز، عالم فاضل و محقّق جلیل [از علمای قرن دوازدهم هجری.]

امام مسجد شاه اصفهان بوده و در دوشنبه 17 ربیع الثّانی سال 1175ق وفات یافته و جنب پدر در تکیه آقا سیّد رضی الدّین محمّد شیرازی (آقا رضی) مدفون گردید. [بر مزار او لوحه ای مرمرین با خط ثلث خوش است که با القاب عالی از او یاد شده و دو مادّه تاریخ فوت برای او آورده است.]

مادّه تاریخ وفاتش این است:

«رفع منازله الکریم الرّفیع»

«حشره اللّه الجواد مع محمّد و آله الطّاهرین»[3]

میرزا علیرضا نیّری زوّاره ای*

حاج میرزا علیرضا نیّری فرزند سیّد محمّدباقر زوّاره ای اردستانی، از بزرگان اخیار و از

[1]کارنامه خاندان بشارت، ص121؛ مقالات ادبی استاد همایی، ص440؛ الذریعه، ج9، ص609؛ احوال و آثار خوشنویسان، ج2، ص463.

[2]فهرست ملک، ج6، ص126.

[3]رجال اصفهان یا تذکره القبور، ص221؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، ص826؛ سیری در تاریخ تخت فولاد، ص88؛ تاریخ اصفهان (تکایا و مقابر) ، ص187؛ تخت فولاد یادگار تاریخ: خطی.


صفحه 656

خوشنویسان هنرمند زوّاره در قرن چهاردهم هجری است.

در سال 1298ق متولّد شده و پس از تحصیلات مقدّماتی در زواره، به اصفهان رفت و به تحصیل خود ادامه داد و خط را نزد میرزا عبدالجواد شهشهانی مشق کرد. خط شکسته معروف به «دبیری» را بسیار خوش می نوشت. او در 4 محرم 1364ق در تهران وفات کرد و جنازه اش به زوّاره حمل شده و مدفون گردید.[1]

میرزا علیرضا طباطبائی نائینی

میرزا علیرضا بن میرزا جعفر طباطبائی نائینی اصفهانی، از فضلاء و ادبای قرن دوازدهم هجری است. در هند سکونت داشته و تا سال 1174ق در قید حیات بوده است.[2]

میرزا علیرضا شیخ الاسلام

میرزا علیرضا شیخ الاسلام فرزند میرزا حبیب اللّه صدر بن حسین بن حسن موسوی عاملی کرکی [از کارگزاران دولت صفویه در قرن یازدهم هجری.]

شیخ حرّ عاملی درباره او گوید:

«کان فاضلاً عالما محقّقا فقیها متکلما جلیل القدر عظیم الشأن...»

لکن مؤلّف «ریاض العلماء» درباره او و برادرش و فرزندش میرزا معصوم می نویسد:

«فان عد هولاء من اجله العلماء و ادخاله فی رجال هولاء الکبراء من وقاحه شنعاء لا سیما مع غایه المدح و الاطرء کما لا یخفی»

مادرش دختر شیخ لطف اللّه میسی عاملی بوده است.

میرزا علیرضا در زمان شاه عباس دوم، در مرض موت پدرش شیخ الاسلام شد. و در مراسم تاج گذاری شاه سلیمان نیز حاضر بوده و تا حدود سال 1074ق این منصب را

[1]اردستان نامه، ج1، ص499.

[2]خزانه عامره، ص247.


صفحه 657

برعهده داشته است.

میرزا علیرضا در سال 1091ق وفات یافت.[1][برخی از فضلاء و شعرای آن دوره مانند: ملاّ محمّدرشید جعفری، شیرازی و حاج محمّدتقی دامغانی و تقیا قهپایه ای در دفترخانه میرزا علیرضا به کارهای اداری و نویسندگی و رسیدگی مراسلات و مکاتبات مشغول بوده اند.[2]]

ملاّ علیرضا تجلّی اردکانی*

ملاّ علیرضا اردکانی شیرازی متخلّص به «تجلّی» فرزند ملاّ کمال الدّین حسین، عالم فاضل زاهد و شاعر ادیب دانشمند از فضلاء و ادبای قرن یازدهم هجری.

در اردکان فارس متولّد شده و در جوانی جهت تحصیل به اصفهان آمد و از درس جمعی از دانشمندان آنجا خصوصا آقا حسین خوانساری بهره گرفت. آنگاه به هندوستان رفته و به تعلیم ابراهیم خان فرزند علیمردان خان مشغول شد. سپس به اصفهان مراجعت نموده و به تدریس و تألیف مشغول شد و مورد توجّه شاه عباس ثانی واقع شده و تدریس مدرسه والده و سیورغال محلّی از محال اردکان در سال 1072ق به او واگذار شد. در زمان شاه سلیمان نیز مورد توجّه و در یکی از سفرهای شاه در رکاب او بود.

در اواخر عمر از تدریس کناره گرفته و عازم سفر حج شد و سپس به شیراز رفته و در سال 1085ق در آنجا وفات یافت. در نظم و نثر دستی توانا داشته و منشآتی از خود به جا گذاشته و قصیده و غزل و رباعی را نیکو می گفته و به قول برخی از تراجم نویسان

[1]زندگینامه علاّمه مجلسی، ج1، ص286؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، ص945؛ خاندان شیخ الاسلام اصفهان، ص37؛ مکارم الآثار، ج3، ص822؛ امل الآمل، ج1، ص120؛ ریاض العلماء، ج2، ص64؛ الروضه النضره، ص400.

[2]تذکره نصرآبادی، ج1، صص 266، 501 و 566.


صفحه 658

شاعری فضائل و کمالات علمی او را تحت الشّعاع قرار داده بود. او در علوم عقلی و نقلی خصوصا حکمت، منطق، فقه و اصول، کلام و ادبیات فارسی و عربی مهارت داشته و با دانشمندان و ادبای عهد مراوده و مباحثه داشته است.[1]

کتب زیر از اوست:

1. «رساله در امامت» 2. «تفسیر سلیمانی» در تفسیر قرآن مجید به فارسی، که برای شاه سلیمان صفوی نوشته و در کتابخانه دکتر اصغر مهدوی در تهران وجود داشته است.[2]3. «ترجمه سلطانی» در ترجمه قرآن مجید که در سال 1084ق برای شاه سلیمان تألیف شده و نسخه ای از آن در دارالکتب قاهره موجود است.[3]4. «حاشیه علی حاشیه علی تهذیب المنطق»، این «حاشیه» را بر «حاشیه» ملاّ عبداللّه یزدی بر «تهذیب» نگاشته و نسخه های فراوانی در کتابخانه های مختلف از این «حاشیه» موجود است. در برخی چاپ های سنگی «حاشیه ملاّ عبداللّه» این «حاشیه» نیز به طبع رسیده است.[4]این حاشیه را هنگام تدریس برای ابراهیم خان در هندوستان نوشته است.5. «دیوان تجلّی» که نسخه ای از آن ضمن مجموعه شماره 191 کتابخانه مجلس شورای اسلامی در تهران

[1]تذکره نصرآبادی، ج1، صص 242-244؛ قصص الخاقانی، ج2، صص 94 و 95؛ ریاض العلماء، ج4، صص 95 و 96؛ روضات الجنات، ج2، ص343؛ تذکره سرو آزاد، ص115؛ تذکره روز روشن، ص147؛ تذکره منتخب اللطایف، صص 186 و 187؛ تذکره شمع انجمن، صص 154 و 155؛ تذکره مرآه الفصاحه، ص114؛ تذکره آتشکده، (نیمه دوم) ، ص125؛ فارسنامه ناصری، ج2، ص1249؛ تذکره نتایج الافکار، صص 126-128؛ تذکره سخنوران یزد، صص 63-65؛ تذکره شعرای یزد، ص108؛ الکنی و الالقاب، ج2، ص118؛ ریحانه الادب، ج1، ص328؛ الروضه النّضره، ص399؛ لغت نامه دهخدا: ذیل «تجلی»، ص397.

[2]ادبیات فارسی بر مبنای تألیف استوری، ص189؛ الذریعه، ج4، ص267.

[3]ادبیات فارسی بر مبنای تألیف استوری، ص189؛ الذریعه، ج4، ص267.

[4]الذریعه، ج6، ص61.


صفحه 659

موجود است. کاتب این مجموعه علینقی بن عبدالقادر و مورّخ به سال 1108ق است.[1]در این نسخه «مثنوی معراج الخیال» او هم آمده است. نسخه دیگری نیز به شماره 290 در کتابخانه مدرسه چهلستون مسجد جامع تهران موجود است که در سال 1100ق به خط شکسته نستعلیق نوشته شده و نام کاتب معلوم نیست.[2]6. «صلاه الجمعه» که آن را به فارسی برای شاه سلیمان صفوی نوشته و چون خود معتقد به حرمت اقامه نماز جمعه در عصر غیبت بوده، در آن، کتاب «صلاه الجمعه» ملاّ محمّدباقر سبزواری را که معتقد به وجوب عینی نماز جمعه در عصر غیبت بوده را رد کرده است. نسخه ای از این کتاب که در سال 1082ق کتابت شده در کتابخانه مدرسه جعفریه قائن و نسخه عکسی آن در مرکز احیاء میراث اسلامی در قم موجود است.[3]نسخه دیگری از آن به به شماره 4659 در کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران موجود است.[4]7. «رد بر رساله صلاه الجمعه» ملاّ محمّدفاضل سراب تنکابنی که به وجوب عینی اقامه نمازجمعه در عصر غیبت معتقد بوده است. این رساله هم در مجموعه 4659 کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران موجود است.[5]8. «ترجمه و شرح عهدنامه مالک اشتر»[6]9. «سفینه النّجاه» در اصول دین و خصوصا اثبات امامت مشتمل بر سه مقام و یک خاتمه، به فارسی که در روز 7 ربیع الثّانی 1067ق آن را در هنگام اقامت در هند تألیف کرده است. از این کتاب نسخه های فراوانی موجود است که اغلب تاریخ کتابت آنها معلوم نیست. یکی از

[1]فهرست مجلس، ج3، ص475 و ج21، ص264.

[2]آشنایی با چند نسخه خطی، ص353.

[3]فهرست عکسی احیاء، ج5، ص153.

[4]فهرست مرکزی دانشگاه تهران، ج14، ص3604.

[5]فهرست مرکزی دانشگاه تهران، ج14، ص3604.

[6]فهرست مرکزی دانشگاه تهران، ج9، ص1214.