میرزا علیرضا طبیب اصفهانی*
میرزا علیرضا طبیب اصفهانی، از اطبّاء حاذق و چیره دست قرن دوازدهم هجری است. وی مورد توجه کریم خان زند قرار داشته و همواره در دربار زندیه به طبابت می پرداخته است. سال وفات او معلوم نیست ولی روشن است که تا سال 1192ق زنده بوده است.[1]
علیرضا عباسی تبریزی
علیرضا عباسی تبریزی ملقّب به «شاه نواز» از مفاخر عهد شاه عباس صفوی است. در انواع خطوط و نقاشی و تذهیب و طراحی استادی بی نظیر بوده و برخی از کتیبه های مساجد اصفهان که در عصر شاه عباس بنا شده است به خط اوست. سال وفاتش معلوم نیست.[2]
[او در تبریز شاگرد ملاّ محمّدحسین تبریزی و علاءالدّین محمّد بن محمّد تبریزی (معروف به علاء بیگ) بود. پس از آنکه سپاه عثمانی تبریز را تصرف کرد، وی از تبریز به قزوین رفت و در مسجد جامع آنجا به کتابت مشغول شد و قسمتی از کتیبه های آن مسجد و چند قرآن را در آنجا تمام کرد. او در سال 1001ق به خدمت شاه عباس درآمد و در زمره ندیمان مخصوص وی داخل شد و تا پایان عمر در زمره مقربّان شاه بود و در سفر و حَضَر همراه شاه عباس بود و مورد تفقد و عنایات ویژه او قرار داشت تا جائی که گاهی شاه پهلوی او می نشست و شمعی به دست می گرفت تا علیرضا در روشنایی آن کتابت کند.[3]
[1]گلشن مراد، ص375.
[2]دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص385.
[3]گلستان هنر، ص40؛ احوال و آثار خوشنویسان، ج4، ص1119.
در شرح حال او نوشته اند که به مقام و عظمت میرعماد نزد شاه عباس رشک می برده و غبطه می خورده و به واسطه احساس خطر از میر و از دست رفتن جایگاه خود نقشه قتل او را کشیده است. ولی در منابع دست اوّل صفوی چنین مسأله ای دیده نمی شود و علیرضا عباسی با داشتن آن مقام و نفوذ در دربار صفوی نمی توانسته از یک خوشنویس دیگر که از حشر و نشر و رفت و آمد به دربار شاه پرهیز می کرده خطری را احساس کند.
او در سال 1007ق پس از آنکه صادقی بیگ افشار از منصب کتابداری کتابخانه سلطنتی کنار گذاشته شد. به این منصب گماشته شد و تا سال 1025ق در قید حیات بود.[1]
علیرضا عباسی در شعر و ادب هم دستی داشته و گاه اشعاری می سروده است از جمله:
تا خانه نشین شدی تو ای دُرّ خوشاب پیوسته مراست از غمت دیده پر آب
من خانه دل خراب کردم ز غمت تو خانه نشین شدی و من خانه خراب[2]
آثار به جای مانده از او به قرار زیر است:
1. دو کتیبه فوقانی داخل مسجد شیخ لطف اللّه اصفهان به خط ثلث در سال 1025ق
2. کتیبه سردر مسجد شیخ لطف اللّه اصفهان به خط ثلث در سال 1012ق
[1]برای اطلاع بیشتر بنگرید به: کارنامه بزرگان ایران، ص198؛ تذکره خوشنویسان، ص30؛ فرهنگ معین، ج5، ص1203؛ دانشمندان آذربایجان، ص280؛ دایره المعارف هنر، ص359؛ ریحانه الادب، ج4، ص94؛ تاریخ اصفهان (هنر و هنرمندان) ، صص 304-310؛ الذریعه، ج9، ص757؛ سخنوران آذربایجان، ج1، ص555؛ لغت نامه دهخدا، ذیل «عباسی»، ص45؛ پیدایش خط و خطاطان، صص 180-187؛ فرهنگ بزرگان اسلام و ایران، ص361؛ زندگانی شاه عباس اوّل، ج2، صص 53-57؛ خوشنویسی در کتیبه های اصفهان، صص 35-38.
[2]تذکره نصرآبادی، ج1، ص297؛ تذکره ریاض الشعراء، ج3، ص487.
3. کتیبه سردر باشکوه مسجد شاه [مسجد امام فعلی] اصفهان به خط ثلث، در سال 1025ق
4. کتیبه محراب مسجد مقصود بیگ در اصفهان به خط ثلث در سال 1011ق[1]
5. کتیبه سردر عمارت عالی قاپوی قزوین به خط ثلث[2](که قسمتی از کتیبه فرو ریخته و تاریخ کتیبه مشخص نیست.)
6. کتیبه سنگی سردر کاروانسرای گنج علی خان کرمان در سال 1007ق[3]
7. کتیبه ای در صحن عتیق آستان قدس رضوی به خط ثلث
8. کتیبه زیر گنبد حرم مطهر آستان قدس رضوی به خط ثلث بر روی خشت های طلا در سال 1016ق
9. کتیبه داخل بقعه خواجه ربیع در مشهد مقدس به خط ثلث (که قسمتی از کتیبه شامل تاریخ آن فرو ریخته است.)[4]
10. کتیبه سنگی رباط خرگوشی در ندوشن یزد، به خط ثلث در سال 1023ق[5]
11. کتاب «یوسف و زلیخا»یِ جامی که به خط نستعلیق در سال 980ق کتابت کرده و در کتابخانه آقای وحیدنیا در تهران وجود داشته است.[6]
مرحوم استاد مهدی بیانی چندین قطعه از آثار خوشنویسی خط نستعلیق او را که بین سال های 1008 تا 1025ق نوشته شده است و در کتابخانه های سلطنتی سابق، ملک
[1]گنجینه آثار تاریخی اصفهان، صص 407 و 410 و 402 و 404 و 428 و 468.
[2]مینو در باب الجنه قزوین، ص642.
[3]گنجعلی خان و خیرات او، ص42.
[4]مطلع الشمس، صص 418 و 534 و 560 و 415 و 354.
[5]یادگارهای یزد، ص44.
[6]فهرست اسامی و آثار خوشنویسان قرن دهم هجری، ص139.
(تهران) ، ملّی (تهران) ، آستان قدس رضوی، خزینه اوقاف استانبول، ملّی پاریس، عمومی لنینگراد (سن پطرزبورگ روسیه) ، بادلیان و چند مجموعه و کتابخانه خصوصی در تهران موجود است را معرفی کرده اند.[1]]
علی شاه ذوقی ارستانی
علی شاه اردستانی معروف به «ملاّ ذوقی» شاعر عارف [در قرن یازدهم هجری] در اصفهان گیوه دوزی داشته، با حکیم شفائی معاصر بوده و حکیم در هجو او و بیتی بزرگش قریب صد رباعی گفته [است.] در سال 1045ق در اصفهان وفات یافته، در مقبره پیر پینه دوز مدفون گردید.
از اشعار اوست:
نه شکوفه ای نه برگی نه ثمر نه میوه دارم همه حیرتم که دهقان به چه کار کشت ما را[2]
علی صالح خسروی بختیاری
علی صالح خسروی، از طایفه احمد خسروی بختیاری [از شعراء و ادبای قرن چهاردهم هجری] تولّدش به سال 1321ق (1282ش) جوانی بود تحصیل کرده و باذوق. چند سالی پس از اتمام معلومات مقدماتی، در کالج اصفهان به فراگرفتن زبان
[1]احوال و آثار خوشنویسان، ج2، ص459.
[2]دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، ص607؛ مزارات اصفهان، ص157؛ آتشکده اردستان، ج2، صص 408-410؛ تذکره نصرآبادی، ج1، ص389؛ تذکره ریاض العارفین، (چ1344) ، صص 115 و 116؛ تذکره آتشکده، (بخش سوم) ، ص942؛ تذکره غنی، ص53؛ تذکره حسینی، ص126؛ تذکره عرفات العاشقین، ج2، ص1340.
انگلیسی مشغول شد و سپس در سال 1309ش چندی به استخدام دادگستری و ثبت نجف آباد درآمد. دارای ذوقی شاعرانه و استعداد سرشاری بود. در سال 1322ش در سن چهل سالگی وفات کرد. از او اشعار زیادی باقی مانده است. از اوست:
تا شد ز چشم سرو قد آن نگار من صد جوی خون روان شده اندر کنار من
این روی زرد و دامن پرخون و چشم تر هستند ترجمان دل داغدار من[1]
علی عسکر شایق اصفهانی*
آقا علی عسکر اصفهانی شیرازی متخلّص به «شایق» از شعراء و سخنوران قرن سیزدهم هجری است. در بدو عمر از اصفهان به شیراز رفته و مصاحبت اهل حال و اصحاب ذوق و کمال را اختیار کرده است. عاقبت انزوا گزید و در کمال استغناء به دسترنج خیاطی امرار معاش می نمود. او اشعاری در مدح میرزا محمّدحسین خان صدراعظم اصفهانی سروده است. «دیوان اشعار» هم داشته است. رضاقلی هدایت در «مجمع الفصحاء» و میرزا عبدالباقی طبیب در «تذکره مدایح الحسینیّه» نام او را «علی اصغر» ضبط کرده اند.
این بیت از اوست:
دور از گل رخسار تو، در دیده دارم خارها خوار آیدم اندر نظر، بی روی تو گلزارها[2]
[1]تذکره شعرای معاصر اصفهان، صص 17 و 18.
[2]تذکره دلگشا، ص524؛ تذکره مدایح الحسینیّه، (خطی) ، ص281؛ تذکره مرآه الفصاحه، ص292؛ تذکره حدیقه الشّعراء، ج2، صص 827 و 828؛ مجمع الفصحاء، ج5، ص538؛ لغت نامه دهخدا: ذیل «شایق اصفهانی»، ص191.
علیقلی آقا*
علیقلی آقا، از خَیّرین نیکوکار اواخر دوره صفوی و از خواجه سرایان حرم شاه سلیمان و شاه سلطان حسین صفوی بوده است. وی از ریش سفیدان و غلامان خاصّه دربار و برادر خسرو آقا بوده و آثار باقیمانده از وی قدرت و مکنت وی را می رساند. او دارای منصب یوزباشی غلامان خاصّه بوده است. علیقلی آقا بانی مجموعه بناهایی بوده که تاکنون اکثر آنها به صورت اولیّه موجود و مورد استفاده است.
آثار او در محلّه ای که به نام خودش ساخته عبارتند از: چهارسوق و بازارچه و مسجد و حمام، سقاخانه، کاروانسرا، غسالخانه و مقدار زیادی موقوفات دیگر است.[1]
علیقلی خان شاهین چالشتری
علیقلی خان چالشتری متخلّص به «شاهین» فرزند محمّدزمان خان بن محمّدمهدی خان چالشتری چهارمحالی [از شعرای قرن چهاردهم هجری.] در سال 1305ق در چالشتر متولّد شده و در سال 1362ق وفات یافته است.[2][چندی در قصبات اصفهان مانند قمیشه و اردستان حکمرانی نموده و عاقبت آن امور را رها کرده و در زادگاه خود به زندگی عادی مشغول شده است.] این بیت از اوست:
از زلف تا فکنده تو به صورت نقاب را گردیده ابر تیره حجاب آفتاب را[3]
[1]مجموعه مقالات همایش اصفهان و صفویه، ج2، ص90؛ تاریخ اصفهان (جابری) ، صص 130 و 217؛ گنجینه آثار تاریخی اصفهان، ص682.
[2]تذکره شعرای معاصر اصفهان، ص265.
[3]شناخت سرزمین چهارمحال، ج2، ص516.
علیقلی خان واله داغستانی
علیقلی خان لگزی داغستانی متخلّص به «واله» فرزند محمّدعلی خان بن مهرعلی خان بن الخاص میرزا (ملقب به صفی قلی خان) بیگلر بیگی ایروان شاعر ادیب، از شعرای قرن دوازدهم هجری.
پدر و جدّش از امرای معروف عهد صفوی و مصدر خدمات و صاحب مناصب بوده و نسب آنان به بنی عباس می رسد. و عم پدرش لطفعلی خان معروف به اعتمادالدّوله وزیر شاه سلطان حسین صفوی بوده و در موقع محاصره اصفهان از شغل خود معزول گردید. کوچه اعتمادالدّوله در محلّه بیدآباد اصفهان منسوب به اوست.
علیقالی خان در سال 1124ق متولّد گردید [در دو سالگی به همراه پدر که بیگلر بیگی ایروان بود به ایروان رفت و پس از فوت پدر در سال 1128ق به اصفهان مراجعت کرد.] پس از حمله افاغنه و محاصره اصفهان، از اصفهان فرار کرده [به بندرعباس رفت و از آنجا] به هند رفت و به خدمت سلاطین و امرای آنجا [از جمله محمّد شاه، پادشاه هند] وارد شده [مناصب چهار هزاری و پنج هزاری را به او دادند] و به «ظفرخان» ملقّب گردید.
وی سرانجام در سال 1170ق در شاه جهان آباد (دهلی) وفات یافت. مادّه تاریخ او این عبارت است:
«پیوست واله برحمت»
کتب زیر از اوست:
1. «تذکره ریاض الشّعراء» [که اخیرا در 6 جلد به طبع رسیده و] شرح حال حدود 2500نفر از شعرای پارسی گوی را در بر می گیرد.2. «دیوان اشعار» [که حدود چهار هزار بیت شعر است و نسخه ای از آن در کتابخانه ملک در تهران موجود است.
3. «مثنوی در وصف خدیجه سلطان» دختر علی خان بن مهرعلی خان، دخترعموی خود.[1][امیر شمس الدّین فقیر دهلوی داستان عشق واله و خدیجه را با اجازه از خود واله به نظم کشیده که نسخه ای از آن در کتابخانه میرزا جعفر سلطان القرائی در تبریز موجود بوده است.]
واله در سرودن غزل و رباعی طبعی روان داشته و به فارسی و ترکی شعر می سروده و در فراق دخترعموی خود اشعار بسیاری سروده است.
این بیت از اوست:
حُسن ز هر کجا کشد دامن ناز بر زمین عشق به پای او نهد روی نیاز بر زمین
علیقلی خان ترکمان
علیقلی خان بن قرچقای خان ترکمان [از حکماء و دانشمندان قرن یازدهم هجری] در سال 1020ق متولّد گردیده و از شاگردان آقا حسین خوانساری و شمس الدّین حکیم جیلانی است. او در مدرسه شیخ لطف اللّه اصفهان ساکن بوده است.[2]
[او در سال 1049ق با فرمان شاه صفی کتابدار کتابخانه سلطنتی در اصفهان شده است.[3]اغلب کتاب های او درباره حکمت و عرفان است. این کتاب ها از تألیفات اوست:
[1]دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، صص 992 و 993؛ تذکره آتشکده، نیمه دوم، ص681؛ تذکره ریاض العارفین، (چ1344ش) ، صص 255 و 256؛ تذکره مجمع الفصحاء، ج6، صص 1153 و 1154؛ فرهنگ معین، ج6، ص2189؛ ریحانه الادب، ج6، صص 298-300؛ تذکره حسینی، ص362؛ تذکره غنی، ص142؛ الذریعه، ج4، ص33؛ خزانه عامره، ص446؛ تاریخ تذکره های فارسی، ج1، ص658.
[2]دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، ص826؛ الرّوضه النّضره، ص410؛ اعیان الشیعه، ج41، ص310.
[3]خلاصه السّیر، ص286.