دوره صفویه بوده اند. خود او در دربار طهماسب دوم و نادرشاه به نقاشی مشغول بود. در نقاشی از سبک فرنگی سازی پیروی می کرده و تحت تأثیر نقاشی هندی قرار داشته است. در شعر نیز طبعی روان داشت. در اواخر عمر به ضعف بینائی گرفتار شده و در مازندران ساکن شد و در سال 1176ق وفات یافت.
از آثار او: 1. تابلو نقاشی: مرد جوان قوش به دست (سال 1164ق) 2. تصویر: مهدی خان استرآبادی (منشی نادرشاه) 3. تصاویر نسخه خطی جهانگشای نادری، که در مجموعه آقای عبدالعلی ادیب برومند وجود دارد.
این بیت از اشعار اوست:
غمی کز مژه خون گشاید مرا گر او را خوش آید، خوش آید مرا[1]
میرزا محمّدعلی دانش خوراسکانی
میرزا محمّدعلی دانش خوراسکانی فرزند حاج محمّدابراهیم، شاعر و روزنامه نگار معاصر. پدرش از خان زادگان و مشاهیر خوراسکان است. در سال 1280ش در قریه خوراسکان در یک فرسنگی شهر اصفهان از بلوک جی متولّد گردیده و در مدارس قدیمه اصفهان تحصیل کرد. مدّتی درک محضر استاد سخن گلشن ایرانپور را نموده و از خدمت او استفاده علمی و ادبی برده و زمانی مدیر داخلی روزنامه «اختر مسعود» بوده از سال 1309ش روزنامه «دانش» را با سبک ادبی مخلوط با فکاهی به طور غیر مرتّب منتشر نمود.
او به قدرت حفظ و حاضرجوابی و خوش محضری در اصفهان معروف بود. از
[1]تاریخ اصفهان (هنر و هنرمندان) ، ص331؛ تذکره روز روشن، ص564؛ دائره المعارف هنر، ص522؛ دانشنامه هنرمندان ایران و جهان اسلام، صص 750 و 751.
شعرای متوسط اصفهان به شمار می رفته و اشعارش در روزنامه دانش به طبع می رسید.[1]
[دانش در شهرداری اصفهان به خدمت مشغول بود. وی سرانجام در روز پنجم بهمن 1359ش بدرود حیات گفته و در تکیه شیخ مرتضی ریزی در تخت فولاد اصفهان مدفون شد.[2]]
از اوست:
گل ندارد قیمت ار بی خار باشد در جهان زین جهت اندر جهان هرگز گل بی خار نیست
آقا محمّدعلی بهار اصفهانی
آقا محمّدعلی مُذَّهِب اصفهانی متخلّص به «بهار» و «فرهنگ» فرزند ابوطالب اصفهانی، [از شعراء و هنرمندان قرن سیزدهم هجری] به اجماع معاصرین در صنعت تذهیب و صناعت شعر سیّما غزل مقام استادی داشت. «رساله یخچالیه» از اختراعات فکر بکر اوست و آن تذکره شعرایی است انتقادی که به طبع رسیده است. وفاتش در سال 1275ق روی داد. [تذکره مدایح معتمدیه نیز از تألیفات اوست که هنوز به طبع نرسیده و نسخه ای از آن در کتابخانه مجلس شورای اسلامی در تهران و نسخه دیگر آن در کتابخنه جعفر سلطان القرائی در تبریز موجود است. مؤلّف با نثری منشیانه و مصنوع شرح حال و اشعار شاعران مدح کننده منوچهرخان معتمدالدّوله حاکم اصفهان را آورده است.
مذّهب مردی نیک نقش و پاک طبع و خوش صحبت بوده است. او در اواخر عمر به دعوت دفتر آستان قدس رضوی به مشهد مقدّس رفت و عهده دار نگارش و تذهیب
[1]تذکره شعرای معاصر اصفهان، صص 191-193.
[2]تخت فولاد یادگار تاریخ: خطی.
فرمان های آستان قدس گردید و پس از دو سال در سال 1275ق وفات یافت.
این شعر از اوست:
غیر سرو قدّ او کآورده زلف مشکبار سرو را هرگز ندیدستم که آرد مُشک بار[1]]
شیخ محمّدعلی حزین لاهیجی
شیخ محمّدعلی حزین لاهیجی اصفهانی فرزند شیخ ابوطالب زاهدی بن ملاّ عبداللّه بن علی بن عطاءاللّه لاهیجی گیلانی، شاعر ادیب و عالم فاضل از مشاهیر سخنوران قرن دوازدهم هجری و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی.
به سال 1103ق در اصفهان متولّد شد و با اشتیاقی تمام در اصفهان به تحصیل معارف پرداخت و شب و روز دمی نیاسود و با پشتکار زیاده از حد و استعداد فراوان او و حافظه بی مانندش، موجب شد که او از جمیع دانش های آن زمان بهره مند گردد و در حکمت و عرفان و شعر و ادب و معارف اسلامی سرآمد اقران گردد. [اساتید او عبارتند از: شیخ ابراهیم زاهدی گیلانی، شیخ خلیل اللّه طالقانی، شیخ بهاءالدّین گیلانی، آقا هادی مازندرانی (مترجم) ، میرزا کمال الدّین محمّد فسائی، حاج محمّدطاهر اصفهانی، شیخ عنایت اللّه گیلانی، میر سیّد حسن طالقانی، میرزا محمّدطاهر قائنی، ملاّ محمّدباقر صوفی، ملاّ لطف اللّه شیرازی، ملاّ محمّدصادق اردستانی، قوام الدّین محمّد سیفی قزوینی، محمّدمسیح فسائی، ملاّ شاه محمّد شیرازی.
[1]تذکره مدایح معتمدیه: خطی؛ تذکره مآثر الباقریه، صص 168 و 347-349؛ تذکره مجمع الفصحاء، ج5، ص840؛ تذکره حدیقه الشعراء، ج1، صص 262 و 263؛ مکارم الآثار، ج6، صص 2102 و 2103؛ الذریعه، ج20، ص203؛ احوال و آثار خوشنویسان، ج4، ص1139؛ هنر قلمدان، ص111؛ آگهی شهان از کار جهان، ج3، ص66؛ المآثر و الآثار (چهل سال تاریخ ایران) ، ج1، ص288؛ الاصفهان (رجال و مشاهیر) ، ص157.
حزین سپس به شیراز، بیضاء، اردکان، فسا، کازرون، شولستان، جهرم، داراب، لار، بندرعباس و بحرین سفر کرد و به اصفهان مراجعت نمود. پس از محاصره اصفهان به دست افغان ها از این شهر به خوانسار و خرم آباد رفته و پس از حمله عثمانی ها به خرم آباد و همدان، به خوزستان رفته و به عزم زیارت بیت اللّه الحرام راهی مکه شد امّا موفق نشده و به یمن رفت و پس از بازگشت در شهرهای غربی ایران به سفر پرداخته و به عتبات عالیات رفت و از آنجا به شمال ایران رفته و به مشهد مقدّس مشرّف شد. آنگاه به اصفهان و شیراز آمده و عزم سفر حج نموده و به این هدف نائل شد. او پس از بازگشت به ایران و سفر به لار و بندرعباس و کرمان، عاقبت در سال 1146ق راهی هند شد و به شهرهای مختلف سفر کرد و در بنارس ساکن شد. تا این که در شب 11 جمادی الاولی] سال 1180ق در آنجا وفات یافت و همانجا مدفون شد.
او متجاوز از یکصد جلد کتاب تألیف کرده که از آن جمله است:
1. «تذکره المعاصرین»، مطبوع2. «تاریخ (و سفرنامه) حزین»، مطبوع3. «دیوان حزین»، مطبوع4. «شرح نهج البلاغه»5. «التّخلیه و التّحلیه»6. «مذاکرات فی المحاضرات»7. «هدایه الامم فی الحدوث و القدم»8. «ترجمه دعای مشلول»9. «ترجمه رساله علم» تألیف پدرش (ابوطالب) 10. «شرح قصیده لامیه» 11. «وجوب الغسل من المرفق فی الوضوء» 12. «وجوب النّص علی الإمام به فارسی 13. «تفسیر اسماء الحسنی» 14. «حاشیه بر الهیات شفا» 15. «رساله در تحقیق معاد روحانی» و غیره[1]
[1]دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، صص 165 و 166؛ تذکره المعاصرین، (مقدمه) ، صص 42-83؛ تاریخ و سفرنامه حزین، (مقدمه) ، صص 9-45؛ الذریعه: مجلّدات مختلف؛ خزانه عامره، ص193؛ تذکره حسینی، ص106؛ تذکره سرو آزاد، ص225؛ تذکره سفینه المحمود، ص624؛ تذکره هفت آسمان، ج1، صص 162-164؛ تذکره غنی، ص42؛ طرائق الحقائق، ج3، ص530؛ تذکره آتشکده، (نیمه دوم) ، ص488؛ لغت نامه دهخدا: ذیل «حزین لاهیجی»، صص 516 و 517؛ تاریخ ادبیات فارسی (اِتِه) ، ص196؛ اصفهان (کتاب جوانان) ، صص 219 و 220؛ تذکره مجمع الفصحاء، ج4، ص210؛ دویست سخنور، صص 76-78؛ تذکره ریاض الشعراء، ج2، ص632؛ ریحانه الادب، ج2، ص41؛ تذکره شمع انجمن، صص 201-203؛ مجمع النّفایس، صص 73-75؛ منتخب اللطایف، صص 242-244؛ تذکره ریاض الشّعراء، ج1، صص 632-635.
حزین علاوه بر نظم، در نثر نیز توانا بوده و قصیده و غزل و رباعی را نیکو می گفته است. این دو بیت از اوست:
نالیدن بلبل ز نوآموزی عشق است هرگز نشنیدم ز پروانه صدائی
* * *
از صحبت صوفی منشان سوخت دماغم ای باده پرستان ره میخانه کدامست
سیّد محمّدعلی مصطفوی*
سیّد محمّدعلی مصطفوی فرزند سیّد ابوالقاسم، واعظ سدهی عالم فاضل و واعظ خبیر، از علمای معاصر.
وی سال ها در مدرسه جده بزرگ نزد علمای بزرگی چون: میر سیّد علی مجتهد نجف آبادی و آقا سیّد محمّدمدرس نجف آبادی کسب فیض نمود و مورد علاقه و امید استادش مجتهد نجف آبادی قرار داشت. مع الاسف به علت گرفتاری ها و مشکلات درس را رها کرده و به کسب و تجارت مشغول شد. با این حال به وعظ و خطابه مشغول بود و در روضه خوانی و مرثیه خوانی کمال اخلاص و صفا را داشت. وی سرانجام در شب 22 صفر 1403ق وفات یافته و در گلزار مصطفویه سِدِه (خمینی شهر فعلی) مدفون
گردید.[1]
محمّدعلی اصفهانی
محمّدعلی بن احمد اصفهانی [از کاتبان قرن سیزدهم هجری.] در تاریخ 1287ق کتاب «زاد المعاد» علاّمه مجلسی را به خط نسخ خوب نوشته و کتاب به شماره 6461 در کتابخانه آستان رضوی موجود است.[2]
ملاّ محمّدعلی استرآبادی
مولی کمال الدّین محمّدعلی بن احمد بن کمال الدّین حسین استرآبادی، عالم فاضل محقّق، عابد صالح متّقی، داماد ملاّ محمّدتقی مجلسی.
در سال 1010ق متولّد شده و در اصفهان نزد جمعی از فحول علماء از جمله ملاّ محمّدتقی مجلسی، میر محمّدقاسم طباطبائی قهپایه ای [و ملاّ عنایت اللّه قهپایه ای] تلمّذ نموده است. عدّه ای از بزرگان نیز در خدمت او کسب فیض نموده و یا به اخذ اجازه روایت مفتخر شده اند که از آن جمله است: مولی محمّد بن عبدالفتاح تنکابنی (معروف به «فاضل سراب») و حاج محمّد بن علی اردبیلی مؤلّف «جامع الرواه» که در این کتاب از استادش با این القاب یاد می کند: «شیخنا و استادنا الإمام العلاّمه المحقّق النحریر جلیل القدر و رفیع المنزله عظیم الشّأن ذکیّ الخاطر حدید الذّهن ثقه ثبت عین وحید عصره فرید دهره اورع اهل زمانه و اتقاهم و اعبدهم...»
او از جمله علمائی است که وقفنامه مدرسه نوریه اصفهان را در تاریخ 25 جمادی الاوّل سال 1059ق گواهی و امضاء فرموده است سجع مهر او «محمّد نبی اللّه و علی ولی اللّه» است.
[1]خمینی شهر، شهری که از نو باید شناخت، صص 193 و 194؛ وفیات علمای معاصر اصفهان: مخطوط.
[2]فهرست رضوی، ج6، ص245.
استرآبادی در شب جمعه اوّل ماه رجب 1094ق در اصفهان وفات یافته و در بقعه علاّمه مجلسی [جنب مسجد جامع عتیق اصفهان] مدفون شده است.
اولاد و اعقابش عموما اهل علم و کمال بوده و در اصفهان سکونت داشته اند. این آثار از تألیفات اوست:
1. «حواشی بر کتب حدیث» 2. «مشترکات» در رجال و غیره.[1]
ملاّ محمّدعلی بیدگلی کاشانی
ملاّ محمّدعلی بن احمد بیدگلی کاشانی [از علماء و کاتبان فاضل قرن سیزدهم هجری است. از کاشان به جرقویه مهاجرت کرده و در قریه «پیکان» اقامت نموده و علاوه بر حلّ و فصل مشکلات شرعی مردم به کتابت مشغول بوده است. او] در روز سه شنبه 10 ربیع الاوّل 1235ق از کتابت نسخه «مناظرات» عباس مولوی که به دست چپ آن را نوشته فراغت یافته است. نسخه به شماره 2485 در کتابخانه مرکزی دانشگاه طهران موجود است.[2]
ملاّ محمّدعلی عقدائی
ملاّ محمّدعلی بن احمد عقدائی یزدی اصفهانی [عالم فاضل، ادیب شاعر و خطاط هنرمند قرن سیزدهم هجری در اصفهان ساکن و سال ها به تدریس مشغول بوده است.
[1]رجال اصفهان یا تذکره القبور، صص 128 و 130؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، ص697؛ زندگینامه علاّمه مجلسی، ج2، صص 341-343؛ مزارات اصفهان، ص38؛ مرآه الاحوال جهان نما، ج1، صص 108 و 272؛ فیض قدسی، صص 225 و 263؛ الروضه النّضره، صص 371 و 372؛ الذریعه، ج21، ص40؛ وقایع السنین و الاعوام، ص532؛ مصفی المقال، ص308؛ علاّمه مجلسی بزرگمرد علم و دین، صص 322-324.
[2]فهرست مرکزی دانشگاه تهران، ج9، ص1255.
[ کتاب های «اجاره» و «بیع فضولی» از تألیفات آقا محمّدعلی کرمانشاهی را به خط نسخ جهت حاج شیخ محمّد طهرانی در نجف نوشته است. نسخه به شماره 1228 در کتابخانه دانشکده الهیات و معارف اسلامی مشهد موجود است.[1]
او در 6 ربیع الاوّل 1277ق نسخه ای از «الاستیعاب فی معرفه الاصحاب» را به خط نسخ نوشته و کتاب به شماره 1351 در کتابخانه آیت اللّه مرعشی موجود است.[2]
[همچنین] در جمادی الثّانی 1282ق کتابت نسخه ای از «لؤلؤ البحرین» را به پایان رسانیده و کتاب به شماره 3852 در کتابخانه ملّی ملک طهران موجود است.[3]
[شاگرد دانشمند او میرزا محمّدجعفر طرب نائینی در باب او نوشته است: «کفیل مهم تعلیم مقدّمات علوم، علاّمه نحریر ملاّ محمّدعلی عقدائی است که اطراف علوم صرف و نحو و منطق و معانی و بیان و تفسیر را مستطرف است و درین فنون دستی بالاتر از دست وی نیست».[4]عقدائی شعر نیز می سروده و «خطائی» تخلّص می کرده است.
از اوست:
از آن دنبال دل دارم فغانی که شاید جویم از دلبر نشانی[5]]
سیّد محمّدعلی فصیح الواعظین
آقا سیّد محمّدعلی فصیح الواعظین مارنانی [فرزند آقا سیّد احمد واعظ]، از واعظان و منبریان اصفهان [در قرن چهاردهم هجری] از فضلاء اهل منبر و ذاکرین مصائب که علاوه بر جامعیّت در فضل و ادب و شعر دارای آوازی دلنواز بود. تقریبا چهل و پنج
[1]فهرست الهیات مشهد، ج2، ص366.
[2]فهرست مرعشی، ج4، ص128.
[3]فهرست ملک، ص625.
[4]جامع جعفری، ص133.
[5]مجمع الفصحاء، ج4، ص241؛ هفته نامه ندای یزد، شماره 469، مورّخ 2 مرداد 1374، ص8.