پس از مراجعت مرحوم آیه اللّه حاج شیخ حسن صافی به اصفهان، از آن زمان تا زمان رحلت ایشان در خدمت این عالم جلیل القدر حاضر شده و دروس خارج فقه و اصول را خواند و علاوه بر آن از درس اخلاق ایشان بهره کامل گرفت.
او از روحانیون فعال در مبارزه علیه رژیم پهلوی بود و به دنبال سخنرانی و افشاگری جنایات این رژیم در مردادماه 1357ش در منزل مرحوم آیت اللّه خادمی، مورد تعقیب مأموران قرار گرفته و به مشهد مقدس و قم رفت. وی در قم از درس تفسیر عالم گرانمایه آقای خزعلی بهره گرفت و پس از پیروزی انقلاب اسلامی در دفتر بیت امام خمینی در قم فعالیّت نمود و پس از گذشت یک سال به اصفهان بازگشت و با شروع جنگ تحمیلی عراق بر علیه ایران به جبهه های جنگ رفته و به تبلیغ مشغول شد. همچنین بسیاری از طلاب حوزه علمیه اصفهان (خصوصا مدرسه علمیه ذوالفقار) به تشویق ایشان راهی جبهه های نبرد شده و حدود یکصد تن از آنان به افتخار شهادت نائل آمدند.
ایشان از سال 1343 تاکنون به عنوان نماینده مراجع، حضرات آیات عظام امام خمینی، گلپایگانی، خوئی، اراکی و بهجت رحمهم الله به فعالیت می پرداخت.
از جمله اقدامات وی احیاء و تعمیر و راه اندازی مدرسه علمیه ذوالفقار در بازار اصفهان (به همراه علمای عالیقدر حاج آقا سیّد حسن فقیه امامی، حاج آقا سیّد حجت موحّد ابطحی و حاج شیخ علی اکبر فقیه) و خارج کردن مدرسه علمیه خالصیّه از تصرّف اشخاص بود که به همت مرحوم حاج آقا حسن فقیه امامی، این مدرسه به شکل آبرومندی تجدید بنا و طلبه نشین گردید. همچنین تأسیس چندین صندوق قرض الحسنه و اعزام مبلغ به اقصی نقاط کشور از جمله: استان های کهگیلویه و بویراحمد، چهارمحال و بختیاری، فارس، خوزستان، بوشهر و تأسیس حوزه علمیه در گچساران و نورآباد ممسنی از دیگر اقدامات ایشان بوده است.
حاج آقا ابراهیمی سال های طولانی در مسجد حبیب بن مظاهر در محله جاوان پایین به اقامه جماعت پرداخته اند و اکنون دو سال است که به عنوان امام جماعت، در وقت شرعی ظهر نماز جماعت را در مدرسه صدر بازار برپا می دارند. و در باقی اوقات به تدریس خارج فقه و اصول و مطالعه و تحقیق و رسیدگی به امور مردم و حل مشکلات شرعی آنان مشغول می باشند.
این کتاب ها از تألیفات ایشان است:
1. «تفسیر احسن الکلام» در چندین جلد که 2 جلد آن به چاپ رسیده و جلد سوم در دست چاپ است.2. «مدینه العلم الابراهیمی» در احادیث اهل بیت علیهم السلام3. دو دوره خارج اصول (تقریرات درس مرحوم آیه اللّه حاج شیخ حسن صافی) 4. یک دوره حج استدلالی در 5 جلد (تقریرات درس مرحوم صافی) 5. یک دوره خمس (تقریرات درس مرحوم صافی) 6. یک دوره طهارت (تقریرات درس مرحوم صافی)
میرزا محمّدعلی رجاء زفره ای
میرزا محمّدعلی رجاء فرزند حسن بن محمّد بن علی بن نعمت اللّه زفره ای کوهپائی اصفهانی، عالم فاضل، ادیب کامل، از شعرای معاصر اصفهان در محرم 1281ق در قریه زفره متولّد شد.
از کودکی در اثر ابتلا به مرض آبله دست راست او فلج شده و با دست چپ می نوشت در اثر سعی و مجاهدت و کوشش، با نبودن وسایل عادی در اثر استعداد و هوش خدادادی در اغلب علوم از صرف و نحو و فقه و اصول و رمل و جفر و اعداد و طلسمات صاحب ربط گردید. او مدتی در اصفهان نزد ملاّ هادی سدهی و غلامحسین میدان کهنه ای علوم غریبه و رمل و اسطرلاب آموخت. سپس در قریه زفره به امور شرعیّه از قبیل تدریس و وعظ و تحریرات شرعی و امور دیگر روزگار می گذرانید و
مورد وثوق و احترام عموم اهالی بود و در خلال آن به مطالعه و تألیف و تصنیف پرداخته و در حدود 24 مجلد کتاب و رساله تألیف نمود که از آن جمله است:
1. «اسهل اللّغات» یا «منتخب اللّغات»2. «کتاب ا لارث»3. «تجوید و ترتیل قرآن»4. «خلاصه النّجوم»5. «دبستان الشّعراء»6. «دیوان اشعار»7. «رکاز الدّعوات در سرائر مربّعات»8. «سپهر اللّغه»9. «عمّان الحساب» در نظم «خلاصه الحساب»10. «قواعد الرمل» 11. «قواعد النّجوم» 12. «گلستان الادباء» در معما 13. «گلچین رجاء» در دو جلد که به همت فرزندش محمّدحسن رجائی به چاپ رسیده است. 14. «منتخب المقدمات» در صرف و نحو 15. «متفرقه النّجوم» 16. «مجموعه در علوم مختلف»
میرزا محمّدعلی رجاء در عصر روز شنبه 28 محرم 1361ق در زفره وفات یافت و در قبرستان عمومی آنجا مدفون شد. فرزندش عبدالرزاق اخضر این شعر و مادّه تاریخ را برای فوت او سروده است:
در وفات باب خود آن تاج سر با دل بریان و با چشمان تر
«هَمِّ» اخضر شد ز یاد و پس بگفت: «خاک بر سر از جدائی پدر»[1]
1361=45+1316
این شعر از اوست:
ای دلا فصل ربیع است و بهار من و تو عقل حیران شده بِالمرِّه ز کار من و تو
[1]رجال اصفهان یا تذکره القبور، ص211؛ تذکره شعرای معاصر اصفهان، صص 207-209؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، صص 210 و 211؛ منتخبی از آثار رجاء زفره ای، صص 2-5 و 92؛ مکارم الآثار، ج7، صص 2352-2354.
چشم انجم نگران است به کار من و تو نور خورشید مکدّر ز بهار من و تو
ای «رجا» تا که زنی چشم به هم می گذرد عمر و آثار نماند ز دیار من و تو
محمّدعلی پورحقانی (پوریا)*
محمّدعلی پورحقانی فرزند محمّدحسن بن حاج مصطفی معمار، از شعرای معاصر اصفهان در محلّه دروازه نو اصفهان متولّد شد و پس از تحصیل در مقطع ابتدائی به کار پرداخته و هنر خاتم سازی را آموخت. او در سال 1368ش اتحادیه صادراتی صنایع دستی اصفهان را تأسیس کرد و تا سال 1371 ریاست آن را برعهده داشت. بنا به اقتضای حال گاهی شعر می گوید و «حقی» و «پوریا» تخلّص می کند. این بیت از اوست:
از پرتو مهرش که جهان کرده منوّر بر جامعه انوار خدائیست معلّم[1]
حاج محمّدعلی حجار*
استاد حاج محمّدعلی حجار فرزند حاج محمّدحسن، هنرمند توانا و زبردست قرن چهاردهم هجری. در هنر حجاری از عجایب عصر از نوابغ دهر بوده و سنگ خارا در دستان او چون موم رام و مطیع بوده است. در ریزه کاری و ظرافت در حجّاری دقّتی کم نظیر داشته و شاهد این مدعا سنگ نوشته مرمر قبر حاج علیقلی خان سردار اسعد بختیاری (متوفی 1336ق) در تخت فولاد اصفهان است که اوج هنر خود را به نمایش گذاشته است. همچنین سنگ نوشته مرمر قبر نجفعلی خان صمصام السّلطنه بختیاری
[1]تذکره شعرای استان اصفهان، (ویرایش اوّل) ، ص160.
(متوفی 1349ق) در تخت فولاد از آثار زیبای حجاری اوست.[1]
سیّد محمّدعلی داعی الاسلام
سیّد محمّدعلی داعی الاسلام متخلّص به «داعی» فرزند سیّد حسن، شاعر ادیب، روزنامه نگار و نویسنده دانشمند معاصر در سال 1295ق در لاریجان متولّد شد. مقدمات را در آمل خواند و برای ادامه تحصیل به طهران رفت و ادبیات فارسی و عربی، منطق، حکمت و فقه و اصول، ریاضیات، هیأت و هندسه را آموخت. سپس به اصفهان رهسپار شده و در این شهر به خدمت علماء عالیقدر شیخ محمّدتقی آقانجفی، آخوند ملاّ محمّد کاشانی و جهانگیرخان قشقائی رسیده و کسب فیض نمود. چندی بعد با میرزا سلیمان خان رکن الملک (نایب الحکومه اصفهان) آشنا شده و به وسیله او در حوزه علمیه راه یافت و به خواهش آنان در محلّه جلفا دعوت خانه ای جهت ارشاد و هدایت مسیحیان و جوابگوئی از مبلغین آنها درست کرد و مذاکرات خود را با آنها تحت عنوان «مجلّه الاسلام» منتشر ساخت که مورد توجّه تمام مسلمین واقع شده، از طرف مظفّرالدّین شاه لقب «داعی الاسلام» یافت. در این مدّت زبان های عبری و انگلیسی را نیز فراگرفت. در سال 1324ق به مکّه و از آنجا به هندوستان رفت و دو سال در بمبئی ساکن شد و مجلّه «دعوت الاسلام» را در آنجا منتشر ساخت. چون مقام علمی او مورد توجّه قرار گرفت، او را به عنوان استاد دانشگاه دکن انتخاب کردند. در هند زبان های پهلوی و اوستا و سنسکریت را نیز فراگرفت. او در شهریور 1321ش به ایران آمد و در سال 1325ش به هند بازگشت و در 26 آبان 1330ش در سن 75 سالگی وفات یافت.
او کتب چندی تألیف و ترجمه نموده است بدین قرار:
[1]تاریخ اصفهان (هنرمندان) ، ص357؛ تخت فولاد یادگار تاریخ: خطی.
1. «نادرشاه» [نوشته: دیوراند] ترجمه از انگلیسی 2. ترجمه فارسی «وندیداد» که قسمت سوم اوستاست.3. «دکتر اقبال و شعر فارسی»4. «خط لاتین برای فارسی»5. «شعر و شاعری عصر جدید ایران»6. «شعر و شاعری عرفی»7. «فرهنگ نظام» در 5 جلد8. «دیوان اشعار»
از اشعار اوست:
به دل افروزی روی تو گلستان نرسد به درخشنده لبت لعل بدخشان نرسد
دامنش در کف من بود که رفتم از خویش عشق دردی است که از وصل به درمان نرسد[1]
محمّدعلی دهنوی سمیرمی*
محمّدعلی بن محمّدحسن دهنوی سمیرمی، از کاتبان قرن سیزدهم هجری است. او نسخه ای از «الارشاد فی احوال الصاحب الکافی اسماعیل» تألیف: سیّد احمد حسنی حسینی قهپائی را به خط نسخ کتابت کرده است. این نسخه به شماره 9308 در کتابخانه مجلس شورای اسلامی موجود است.[2]
محمّدعلی طبیب اصفهانی
محمّدعلی بن محمّدحسن طبیب اصفهانی، از فضلاء و اطبّاء اصفهان در قرن
[1]تذکره شعرای معاصر اصفهان، صص 185-187؛ تاریخ جراید و مجلات ایران، ج1، صص 238-241؛ تاریخ علمی و اجتماعی اصفهان، ج2، ص42؛ مؤلّفین کتب چاپی، ج4، ص227؛ زندگینامه رجال و مشاهیر، ج3، صص 172-174؛ نادره کاران، ص76؛ فرهنگ شاعران و نویسندگان معاصر سخن، ص214.
[2]فهرست مختصر مجلس، ص47.
دوازدهم هجری. تملّک او بر کتاب «الهیئه» تألیف: غیاث الدّین منصور دشتکی مشهود است. این نسخه به شماره 6565 در کتابخانه آیت اللّه مرعشی در قم موجود است.[1]
ملاّ محمّدعلی کوساری اصفهانی
ملاّ محمّدعلی بن حسنعلی کوهساری اصفهانی معروف به ملاّ «علی قاری» از اساتید قرائت و تجوید در قرن دوازدهم هجری است.
کتب زیر از تألیفات اوست:
1. «حیاه القلوب» در تجوید 2. «بحرالنّور» این دو نسخه در کتابخانه مجلس موجود می باشد. تاریخ کتابت «حیاه القلوب» سال 1117ق می باشد.[2]
[«کوسار» از روستاهای بلوک قهاب جی اصفهان بوده و اکنون به شهر پیوسته و در حاشیه خیابان پروین اعتصامی تنها نامی از آن به جای مانده است.]
محمّدعلی مهجور اصفهانی
محمّدعلی اصفهانی متخلّص به «مهجور» فرزند حاج حسنعلی، شاعر عارف و ادیب خوشنویس [از شعراء و عرفای اواخر دوره قاجاریه به کتابت کتب دینی و عرفانی و سرودن شعر مشغول بوده و چنانچه از قرائن برمی آید حدود 40 سال از عمر خود را به کتابت گذرانده است و تا سال 1316ق در قید حیات بوده است. او ذوقی عرفانی داشته و به مشایخ سلسله نعمت اللهی ارادت می ورزیده است.[3]]
این کتاب ها از تألیفات اوست:
[1]فهرست مرعشی، ج17، ص147.
[2]الذریعه، ج2، ص122 و ج7، ص22.
[3]فهرست خوشنویسان و کاتبان اصفهان، خطی.
1. «بحر البکاء» شامل 65 مجلس که در سال 1287ق تألیف نموده و به شماره 3615 در کتابخانه مسجد اعظم قم موجود است.[1]2. «مبشّر الجنان و ذخیره المعاد» در یک مقدمه و 30 مجلس که در سال 1293ق آن را تألیف کرده و به شماره 489 در کتابخانه آیت اللّه گلپایگانی موجود است.[2]3. «رضوان السّالکین» 4. «برهان المتغیّرین» 5. «مطلوب الذّاکرین»
مهجور نعمت اللهی این کتاب ها را نیز کتابت کرده است:
1. «قصیده تائیه» عربی که در ماه صفر 1288ق آن را کتابت کرده و به شماره 31 ضمن مجموعه ای در کتابخانه آیت اللّه گلپایگانی وجود دارد.[3]2. «سفینه النّجاه» تألیف: شیخ محمّدعلی واعظ کرمانشاهی که در شنبه 11 ربیع الاوّل 1288ق کتابت کرده و ضمن مجموعه ای به شماره 7094 در کتابخانه آیت اللّه مرعشی موجود است.[4]3. «مرآه الحق» تألیف: حاج محمّدجعفر مجذوب علی شاه همدانی که آن را در 14 ربیع الاوّل 1291ق کتابت کرده و به شماره 2333 در کتابخانه آیت اللّه مرعشی موجود است.[5]4. «مسلی المصابین فی تسلیه الحزین» تألیف: حاج میرزا محمود بروجردی که آن را در یک شنبه 5 جمادی الثانی 1291ق کتابت کرده و در کتابخانه آیت اللّه گلپایگانی در قم موجود است.[6]5. «مرصاد العباد» تألیف: شیخ نجم الدّین رازی که در 28 رجب 1315ق کتابت نموده و به شماره 703 در کتابخانه دانشکده الهیات و معارف اسلامی مشهد موجود است.[7]6. «تحفه الزائر» تألیف: علاّمه مجلسی، که در سال
[1]فهرست مسجد اعظم، ص40.
[2]فهرست گلپایگانی، ج2، ص157.
[3]فهرست گلپایگانی، ج1، ص40.
[4]فهرست مرعشی، ج18، ص249.
[5]فهرست مرعشی، ج6، ص313.
[6]فهرست گلپایگانی، ج1، ص119.
[7]فهرست الهیات مشهد، ج1، ص556.