بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 768

1316ق کتابت نموده و به شماره 975 در کتابخانه آیت اللّه گلپایگانی موجود است.[1]7. «نجاه السّالکین» تألیف: شیخ محمّدعلی واعظ کرمانشاهی که در 26 رجب 1289ق کتابت شده و به شماره 7094 در کتابخانه آیت اللّه مرعشی در قم موجود است.[2]

ملاّ محمّدعلی صبوری حسین آبادی*

ملاّ محمّدعلی بن محمّدحسین حسین آبادی اصفهانی متخلّص به «صبوری» عالم فاضل و ادیب شاعر. مؤلّف کتاب های:

1. مثنوی «جامع الصّفات» یا «مجمع الصّفات» که در سال 1285ق به نظم کشیده و در 1288ق از کتابت آن فراغت یافته و به شماره 1/15031 در کتابخانه مجلس شورای اسلامی در تهران موجود است. 2. مثنوی «معراج نامه» که در سال 1288ق آن را کتابت نموده و به شماره 2/15031 در کتابخانه مجلس موجود است.[3]

[«حسین آباد» قبلاً از روستاهای جنوب زاینده رود در اصفهان بوده و در زمان صفویه که اصفهان رو به توسعه و گسترش نهاد، به شهر پیوست. کاخ ویران شده فرح آباد (از یادگارهای شاه سلطان حسین صفوی) در نزدیکی این محلّه قرار داشته است.]

شیخ محمّدعلی کرمانی

حاج شیخ محمّدعلی کرمانی فرزند آخوند ملاّ محمّدحسین بن ملاّ اسداللّه کرمانی، عالم فاضل [از علمای عالیقدر اصفهان در قرن چهاردهم هجری.]

در ذیحجه 1295ق متولّد شده و در اصفهان خدمت جمعی کثیر از علماء همچون:

[1]فهرست گلپایگانی، ج2، ص26.

[2]فهرست مرعشی، ج18، ص249.

[3]فهرست مختصر مجلس، صص 222 و 775؛ الشریعه، ج2، ص179.


صفحه 769

حاج ملاّ جواد آدینه ای، میرزا محمّدعلی رنانی اصفهانی، آقا سیّد محمود مغنی، شیخ محمّدحسن حکیم شیرازی [اصطهباناتی]، آخوند کاشی، جهانگیرخان قشقائی، میرزا محمّدعلی حکیم [نراقی] کاشانی، آقا سیّد محمّدباقر درچه ای، آخوند ملاّ عبدالکریم گزی، میرزا حسین همدانی و آیت اللّه بروجردی (قبل از مهاجرت به نجف) تحصیل نمود. سپس در سال 1319ق به نجف مهاجرت کرده و در آنجا خدمت آقا سیّد محمّدکاظم یزدی، شیخ الشّریعه اصفهانی و آخوند خراسانی تحصیل نموده و نسبت به آخوند خصوصیّت داشته و از جمعی از اساتید خود به اخذ اجازه روایت و اجتهاد نایل گردید. در سال 1330ق به اصفهان مراجعت فرموده و مدّتی به درس و بحث اشتغال یافته سپس ترک مباحثه و تدریس نموده و تقریبا مدّت 10 سال آخر عمر به طور تجرّد و انزوا می زیست [تا اینکه [در شب جمعه 6 جمادی الاولی سال 1380ق وفات یافته، در تخت فولاد مقابل تکیه میرزا ابوالمعالی [کلباسی] مدفون گردید.

[وی رسائل عدیده ای در فقه و اصول از تقریرات درس استادش آخوند خراسانی نگاشته که نسخ خطی آن با بیش از هزار صفحه در کتابخانه مسجد اعظم قم نگهداری می شود.]

همچنین از تألیفات او: «شرح خطبه نهج البلاغه»: «اوّل الدّین معرفه اللّه» و حدود بیست رساله و کتاب دیگر.[1]

میرزا محمّدعلی عارفچه

میرزا محمّدعلی عارفچه بن میرزا محمّدحسین عارفچه بن ملاّ اسماعیل طبسی خراسانی، واعظ فاضل صالح و ادیب شاعر. از فضلای اهل منبر و از مرثیه خوانان و

[1]دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، صص 534 و 535؛ بزم معرفت، صص 214-217؛ فهرست مسجد اعظم، ص201.


صفحه 770

مدّاحین خاندان نبوّت بود. پدرش از طرف امام جمعه به «عارفچه» ملقّب شده و این لقب به او به ارث رسید. شعر می سرود و در انجمن ادبی شیدا شرکت می نمود. عمری را به قناعت به سر برده و اوقات را صرف مطالعه و سرودن شعر و وعظ و ارشاد و تألیف و تصنیف نمود. [او تولیت امامزاده جعفر اصفهان را نیز برعهده داشت.] عاقبت در شب 19 ذیعقده الحرام 1380ق به سن متجاوز از هشتاد وفات یافته و جنب پدر در تکیه آقا سیّد رضی در تخت فولاد مدفون شد.

[استاد میرزا فضل اللّه خان اعتمادی خوئی (برنا) مادّه تاریخ وفات او را چنین گوید:

رقم زد خامه «برنا» پی تاریخ فوت او: «محمّد یار شد مهر علی حامی عارفچه»

1380ق]

کتب زیر از اوست که همگی به طبع رسیده است:

1. «تحفه المعصومین»2. «دیوان اشعار» [که نسخه ی از آن به شماره 153 در کتابخانه میرزا محمّد کاظمینی در یزد موجود است.]3. «زبده القصاید»4. «صد قصیده و زیارات»5. «منتخب کبیر در ادعیه و زیارات»6. «هدیه المعصومین» [7. «انیس الواعظین»8. «تذکره الشّعراء»]

از اشعار اوست:

رو به سوی بارگاه کبریا آورده ام از سر اخلاص نزد وی ریا آورده ام

گر بپرسندم چه آوردی تو در فردای حشر نیست خوفی که گویم من رجا آورده ام[1]

[1]تذکره شعرای معاصر اصفهان، ص326؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، ص536؛ سیری در تاریخ تخت فولاد، ص118؛ فهرست کاظمینی، ج1، ص139.


صفحه 771

میرزا محمّدعلی جامع اصفهانی*

میرزا محمّدعلی اصفهانی متخلّص به «جامع» فرزند میرزا حسین خان بن جانی عزّتی شیرازی، ادیب فاضل، از شعرای قرن یازدهم هجری. در اصفهان ساکن بوده و منصب نویسندگی غلامان را برعهده داشته است.

از اوست:

از بس دل مردم به رهت چشم به راه است در کوی تو هر نقش قدم قافله گاه است[1]

میرزا محمّدعلی بیدگلی اردستانی

میرزا محمّدعلی بن حاج ملاّ محمّدحسین بن ملاّ عبدالعظیم بن محمّدتقی بیدگلی اردستانی، عالم فاضل از علمای ساکن اصفهان [در قرن سیزدهم هجری] خود و پدرش امامت مسجد قطبیه در محلّه چهارسوق شیرازی ها در اصفهان را داشته اند.

در خدمت جمعی از علماء اصفهان تلمّذ نموده و محضر حاج سیّد محمّدباقر حجه الاسلام شفتی را نیز درک نموده و عهده تحصیلاتش نزد آقا میر سیّد حسن مدرس و آقا سیّد محمّد شهشهانی و حاج سیّد اسداللّه بیدآبادی بوده است.[2]

آقا محمّدعلی تذهیبی

آقا محمّدعلی مُذَهِّب اصفهانی معروف به «تذهیبی» فرزند آقا محمّدحسین هلال بن آقا محمّدعلی مُذَهِّب اصفهانی (متخلّص به «بهار» و «فرهنگ») بن آقا ابوطالب مُذَهِّب

[1]تذکره نصرآبادی، ج1، ص127؛ الذریعه، ج9، ص187.

[2]بیان المفاخر، ج1، ص360؛ آتشکده اردستان، ج1، ص164.


صفحه 772

اصفهانی، [هنرمند و ادیب عارف در قرن چهاردهم هجری.]

پدرانش اهل هنر و ادب و به شعر و تذهیب معروف بوده اند. [در اصفهان متولّد شده و نزد پدر فنون تذهیب را آموخت و در تشعیر و تذهیب مهارتی به سزا یافت و در زرافشانی، طلااندازی و قلمدان سازی در شمار اساتید فن درآمد.] او در اصفهان مرید سیّد احمد دهکردی (حقیقت) شده و به فرقه خاکساریه پیوست و ریاضات سخت را بر خود هموار ساخت. عاقبت [در سال 1310ش به تهران رفته و در مدرسه کمال الملک به عنوان معلم نقشه قالی استخدام شده و به آموزش دادن به شاگردان مدرسه مشغول بود تا اینکه در سال 1312ش] در تهران وفات یافت.[1]

میرزا محمّدعلی فروغی

میرزا محمّدعلی خان فروغی [ملقّب به ذکاء الملک ثانی] فرزند میرزا محمّدحسین خان ادیب ذکاء الملک فروغی بن میرزا محمّدمهدی ارباب اصفهانی، از نویسندگان معروف و فضلاء مشهور سیاستمداران و وزراء عصر حاضر. در 22 جمادی الثّانیه 1294ق در تهران متولّد شد. [او پس از تحصیلات مقدماتی به فراگیری طب در مدرسه دارالفنون مشغول شد ولی آن را رها کرده و به مطالعه کتب تاریخ و ادبیات و فلسفه پرداخت. او در سال های آخر سلطنت ناصرالدّین شاه به مترجمی در وزارت انطباعات مشغول شد. سپس در مدارس دارالفنون، علمیه و ادب به تدریس تاریخ، فیزیک و زبان فرانسه مشغول شد. هنگامی که پدرش رئیس مدرسه علوم سیاسی بود، او نیز در آنجا تدریس می کرد و پس از فوت پدر، به ریاست آن مدرسه منصوب شد.

او در دور دوم مجلس شورای ملّی از تهران به عنوان نماینده به مجلس راه یافت و در دوره سوم نیز به نمایندگی انتخاب شد امّا به دعوت صمصام السّلطنه، وزارت مالیه را

[1]تاریخ نائین، ج2، ص300؛ هنر قلمدان، صص 165-167؛ دیوان طرب، ص83.


صفحه 773

در کابینه او پذیرفت. پس از آن تا پایان حکومت قاجاریه به عنوان رئیس دیوان عالی تمیز، وزیر عدلیه، وزیر خارجه و وزیر مالیه در کابینه های عصر مشروطیت به کار پرداخت.

پس از به سلطنت رسیدن رضاخان پهلوی در سال 1304 او نخست وزیر شد و یک سال بعد برکنار شده و به عنوان وزیر جنگ، سفیر کبرای ایران در ترکیه، وزیر اقتصاد و وزیر خارجه در کابینه های بعدی حضور یافت. او بار دیگر از سال 1312 تا 1314ش نخست وزیر شد و پس از آن به دستور رضاشاه عزل و خانه نشین شد. پس از شروع جنگ جهانی دوم و نقض بی طرفی ایران توسط متفقین و اشغال ایران، با وساطت انگلیسی ها فروغی مأمور تشکیل دولت، اخذ استعفا از رضاشاه و انتقال سلطنت به پسرش محمّدرضا پهلوی شد که آن را به انجام رساند و چند ماه بعد از نخست وزیری استعفا داد و در آذرماه 1321ش مطابق با 18 ذیقعده سال 1361ق در سن 67 سالگی از دنیا رفت و در مزار ابن بابویه در شهرری مدفون شد. مادّه تاریخ فوتش را استاد همایی (سنا) چنین گفته است:

خواستم تاریخ فوتش از سنا با جمع و خرج گفت: شد «خورشید فضل و نور دانش» بی «فروغ»

او نمونه کامل وزراء و صدور زمان های سابق چون خواجه نظام الملک و دیگران بود. در فضل و ادب، شعر و حکمت و تاریخ و ریاضی کم نظیر می بود. [از اقداماتی که به همت او در دوره رضا شاه صورت گرفت. برگزاری جشن هزاره فردوسی، تأسیس دانشگاه تهران و فرهنگستان زبان و ادب فارسی است. هرچه قدر حیات علمی و ادبی فروغی و خدمات فرهنگی او مورد تکریم و احترام است، فعالیت های سیاسی او همچون حضور در لِژ فراماسونری، حضور و نقش پررنگ او در روشنفکری مروّج فرهنگ غربی و دلبستگی و جهت گیری او به نفع انگلستان، مورد انتقاد محقّقین و مورخین قرار گرفته


صفحه 774

است.] گاهی شعر می سرود ولی اشعارش بیش از پانصد بیت نیست.

کتب زیر از تألیفات و آثار اوست:

1. «آئین سخنوری» (2 جلد) 2. «اصول علم ثروت»3. «اندیشه های دور و دراز»4. «تاریخ ملل شرق»5. «پیام به فرهنگستان»6. «تاریخ رم»7. «تاریخ مختصر ایران»8. «تاریخ مختصر دولت روم قدیم»9. «تاریخ شعراء»10. «تاریخ ساسانیان» 11. «تاریخ قرن نوزده میلادی» 12. «ترجمه فن سماع طبیعی» از ابن سینا [از کتاب شفا [13. «تصحیح کلیات سعدی» 14. «حکمت سقراط به قلم افلاطون» [2 جلد[ 15. «حقوق اساسی» 16. «سیر حکمت در اروپا» (در 3 مُجَلَّد) 17. «فهرست رجال بزرگ ممالک» 17. «مختصر شاهنامه» [19. «تصحیح رباعیات خیام» با همکاری دکتر قاسم غنی 20. «زبده حافظ» 21. «منتخب شاهنامه» 22. «علم فیزیک» 23. «چرا؟ به این جهت» 24. «یادداشت های روزانه» که سال 1388ش چاپ شده است. 25. «سیاست نامه ذکاء الملک» که سال 1389ش چاپ شده است.[1]]

آقا محمّدعلی دانش اصفهانی

آقا محمّدعلی معروف به «آقابزرگ» و متخلّص به «دانش» فرزند محمّدحسین محرر اصفهانی، شاعر ادیب و خوشنویس در قرن سیزدهم هجری. در جوانی به شغل چینی فروشی مشغول بوده و سپس به کتابت پرداخته و خط نسخ را خوش می نوشته است. از جمله نسخه ای از «مصابیح القلوب» تألیف: میر محمّدحسین بن میر عبدالباقی

[1]دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، صص 838 و 839؛ تذکره شعرای معاصر اصفهان، صص 359-361؛ رجال عصر مشروطیّت، صص 49 و 50؛ شرح حال رجال ایران، ج3، صص 450 و 451؛ القاب رجال دوره قاجاریه، ص67؛ مؤلّفین کتب چاپی، ج4، صص 334-338؛ نادره کاران، صص 33 و 34؛ فرهنگ معین، ج6، ص135؛ صدر التّواریخ، ص100.


صفحه 775

خاتون آبادی را به خط نسخ کتابت کرده که به شماره 420 در کتابخانه آیت اللّه مرعشی موجود است.[1]

او مردی آراسته، خوش محاوره و نیکوخصال و بخشنده بوده و اغلب شعرای سایر بلاد که به اصفهان می آمدند را مورد اکرام قرار می داده و در صورت فوت به تغسیل و تکفین آنان می پرداخت و به این خاطر به «وارث الشّعراء» معروف بود. [نواده اش: ملاّ حسن چینی بن عبدالغفار بن محمّدعلی دانش از حکمای معروف عهد قاجاریه است و دانش در تربیت او اهتمام فراوان داشته است.

سال وفات او به دست نیامد. او پس از فوت در قبرستان بزرگ مصلای تخت فولاد جنب تکیه سادات بهشتی اصفهان مدفون شد. متأسفانه به دلیل شکستگی قسمتی از سنگ مزار او که حاوی تاریخ فوت اوست، امکان تعیین تاریخ وفات او میسّر نشد.]

از اوست:

سوختم از تَف آه دل خود پیکر خویش پهلوی خویش نهادیم به خاکستر خویش

کارم از طعنه رسیده است به جائی «دانش» که نمایم رخ او را به ملامتگر خویش[2]

[1]فهرست مرعشی، ج2، ص25.

[2]تذکره مجمع الفصحاء، ج4، ص290؛ تذکره حدیقه الشعراء، ج1، صص 595 و 596؛ تذکره دلگشا، صص 484-486؛ تذکره منظوم رشحه، ص39؛ تذکره اختر، صص 72-76؛ تذکره نگارستان دارا، ص191؛ تذکره سفینه المحمود، صص 193-195؛ تذکره انجمن خاقان، صص 501-503؛ الذریعه، ج9، ص315؛ تذکره شبستان، ص103؛ تاریخ اصفهان (تکایا و مقابر) ، ج2، صص 506 و 507؛ تخت فولاد یادگار تاریخ: خطی.