6. «ادعیه ایام هفته» به خط نسخ و رقاع عالی، در سال 1314ق، به جهت مظفرالدّین شاه، موجود در کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران (مجموعه آقای نصیری) .
7. «قرآن مجید» به خط نسخ و رقاع خوش در سال 1317ق به امر میرزا علیرضا مستوفی، موجود نزد آقای رمضانی ابن سینا.
8. یک قطعه از مرقع به خط نسخ و رقاع خوش بلکه عالی در قرن سیزدهم، موجود در مجموعه شاهزاده افخم اعتضادی.[1]]
میرزا محمّدعلی خوشنویس اصفهانی*
میرزا محمّدعلی بن میرزا محمّد طبیب اصفهانی، از خوشنویسان اواخر قرن سیزدهم هجری است. خطوط نسخ و ثلث را خوش می نوشته است. نسخه ای از «اعمال ماه رمضان» را در سال 1300ق کتابت نموده که در کتابخانه سلطنتی سابق موجود است. «یک رقعه» هم به خط او در مجموعه مرحوم حاج حسین آقا نخجوانی در تبریز موجود بوده است.[2]همچنین کتاب «التقویم المستقیم» تألیف: ملاّ محمّدعلی بن احمد قراچه داغی را در شعبان 1300ق کتابت کرده که چاپ سنگی شده است.[3]
میرزا محمّدعلی خوشنویس اصفهانی*
میرزا محمّدعلی بن میرزا محمّدقاری اصفهانی، خوشنویس ماهر و استاد قابل خط نسخ در عهد ناصری و جد خاندان قدسی اصفهان. در 12 جمادی الاولی 1255ق متولّد شده و پس از تحصیلات مقدّماتی نزد آقا زین العابدین اشرف الکتاب مشق خط کرد و
[1]احوال و آثار خوشنویسان، ج4، صص 1185 و 1186.
[2]احوال و آثار خوشنویسان، ج4، ص1186.
[3]فهرست خوشنویسان و کاتبان اصفهان: خطی.
به استادی رسید و عمر را به کتابت کلام اللّه مجید و ادعیه گزارد تا اینکه در سال 1313ق در نجف اشرف وفات یافته و همانجا مدفون شد.
در استحکام و پختگی خط پیرو استاد خود اشرف الکتاب و در تندنویسی و تند و تیزی پیرو آقا غلامعلی اصفهانی بود به طوری که روزی یک جزو قرآن را به خط خوش کتابت می کرد و تمام سوره توحید را روی یک دانه برنج می نوشت. در مدت عمرش حدود سیصد قرآن کوچک و بزرگ (غیر از کتب ادعیه و احراز) نوشته است او در مدرسه نیم آورد حجره داشت و محل کتابتش حجره مدرسه بود و پسرانش در همین مدرسه تحصیل خط و سواد می کرده اند.[1]چهار پسر او: عبدالحسین قدسی، حسن قدسی، میرزا ابوالقاسم خوشنویس و میرزا مهدی خوشنویس از خطاطان اصفهان بودند. خصوصا عبدالحسین و ابوالقاسم که شهرت به سزایی در کتابت به دست آوردند.
این آثار از اوست:
1. قرآن رحلی بزرگ معروف به «سراج الملکی» که چاپ سنگی شده است.
2. قرآن به خط نسخ غبار خوش که در سال 1276ق کتابت کرده و در کتابخانه سلطنتی سابق موجود است.
3. قرآن مجید که به خط نسخ عالی در پنج شنبه 18 شعبان المعظم 1293ق برای شخصی به نام حاج محمّدکاظم کتابت کرده است. این نسخه نزد سیّد نصراللّه تقوی بوده[2]و بعدا به کتابخانه مجلس شورای ملّی انتقال یافته و اکنون به شماره 65173 در آن کتابخانه موجود است.[3]
[1]تاریخ اصفهان (هنر و هنرمندان) ، صص 118-120.
[2]احوال و آثار خوشنویسان، ج4، ص1186.
[3]فهرست مجلس، ج15، ص65.
سیّد محمّدعلی وفای زوّاره ای
سیّد محمّدعلی متخلّص به «وفا» [فرزند سیّد محمّد] طباطبائی زوّاره ای، فاضل ادیب. از شعرای عهد فتحعلی شاه [که در 29 صفر 1195ق در اصفهان متولّد شد و چندی بعد او را به زوّاره بردند و او نزد ملاّ عبدالعظیم بیدگلی کاشانی به تحصیل پرداخت. در 19 سالگی به اصفهان آمده و نزد علمای این شهر خصوصا سیّد یوسف حکیم نوری مازندرانی معروف به «سید یوسف اَعمی» ادامه تحصیل داد و در اغلب علوم زمان خود مهارت یافت. آنگاه متولّی مدرسه حاج لطفعلی خان عرب عامری در زوّاره شد. امّا چون اغلب در اصفهان به سر می برد غاصبین، به موقوفات دست اندازی کردند و او برای کوتاه کردن دست غاصبین به تهران رفت و در آنجا منظور نظر فتحعلی خان صبای کاشانی (ملک الشُّعرای دربار فتحعلی شاه) قرار گرفت و در سفری دیگر محمّدحسین خان صدراعظم اصفهانی به او اکرام فراوان نموده و از محل مالیات نطنز و اردستان برایش مستمری معیّن کرد. فعالیّت های وفا برای کوتاه کردن دست غاصبین باعث شد آنان نزد حاج سیّد محمّدباقر حجه الاسلام شفتی مجتهد بزرگ اصفهان از او بدگوئی کنند و او را به ساختن اشعاری در هجو سیّد متّهم سازند. امّا عاقبت بی گناهی او بر سیّد آشکار شد و مورد لطف سیّد قرار گرفت به این خاطر وفا تذکره ای موسوم به «مآثر الباقریه» نوشت و در آن شرح حال و قصاید کسانی که در مدح سیّد حجه الاسلام سروده اند و یا در وصف مسجد بنا شده به دست سیّد حجه الاسلام اشعاری انشاء کرده اند را آورد. این تذکره به کوشش دکتر حسین مسجدی در سال 1385ش به چاپ رسیده است.
وفا سرانجام در ماه صفر 1248ق وفات یافته و در تکیه میرزا رفیعا در تخت فولاد
اصفهان مدفون شد.[1]ولی در هنگام احداث فرودگاه قدیم اصفهان، مزار او و بسیاری از بزرگان مدفون در تکایای آن حدود تسطیح شده و از بین رفت.
این شعر از اوست:
ز رخ غبار دَرَت شست اشکم اَر نه چه باک که نقش هستیم از صفحه وجود بشست]
و این شعر را در مدح گفته است:
جهان ز ملک جلالش یکی خرابه مکان فلک ز بحر کمالش یکی فسرده حباب
اگر به وجه عنایت کند به دشت ادب دگر ز روی سیاست کند به بحر عتاب
میاه این همه گرد و بخار آتش رنگ جبال آن همه گرد و سهیل بیضاتاب
حاج سیّد محمّدعلی ابن الرّضا*
حاج سیّد محمّدعلی ابن الرضا خوانساری فرزند سیّد محمود رضوی بن سیّد محمود بن حاج سیّد حسن بن حاج میر جعفر بن سیّد محمّدعلی خوانساری، عالم فاضل، مجتهد جلیل القدر و صالح زاهد.
در ربیع المولود 1331ق (1291ش) در خوانسار متولّد شد. ادبیات عرب، منطق و معانی بیان را نزد آخوند ملاّ محمّدحسن شاکریان، میرزا یوسف مهدویانی و میرزا
[1]تذکره مآثر الباقریه، صص 12-40؛ تاریخ تذکره های فارسی، ج2، ص116؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، ص993؛ تذکره سفینه المحمود، ج1، ص223؛ تذکره انجمن خاقان، ص639؛ ریحانه الادب، ج6، ص333؛ الذریعه، ج9، ص1272؛ فرهنگ بزرگان اسلام و ایران، ص553؛ تذکره حدیقه الشعراء، ج3، ص2005.
عبدالجواد موسوی و برادر خودش آقا میرزا رضا ابن الرضا و سطح فقه و اصول را از محضر پدر عالی مقامش فراگرفت. آنگاه راهی قم شد و نزد حجج اسلام و حضرات آیات: ادیب تهرانی، حاج میرزا خلیل کمره ای، سیّد شهاب الدّین مرعشی نجفی، سیّد محمّدرضا گلپایگانی، حاج شیخ عبدالکریم حائری یزدی و سیّد محمّدتقی خوانساری ادامه تحصیل داد.
او پس از وفات پدر به خوانسار مراجعت کرد و به تدریس، اقامه جماعت، موعظه و ارشاد و حل مشکلات مردم و فعالیت های خیریّه مشغول شد و جهت طلاب علوم دینی حوزه علمیه ولی عصر (عجل اللّه تعالی فرجه) را تأسیس نمود.
مرحوم ابن الرضا از بسیاری از علماء و مراجع تقلید اجازه دریافت داشته است از جمله حضرات آیات: سیّد ابوالحسن اصفهانی، میرزا حسین نائینی، بروجردی، خوئی، سیّد محمّدتقی خوانساری، میرزا ابراهیم اصطهباناتی، سیّد جمال الدّین گلپایگانی، سیّد احمد خوانساری، مرعشی نجفی و گلپایگانی.
او در تفسیر، حدیث، ادبیات، کلام و فقه و اصول مهارتی به سزا داشت. او عالمی زاهد و قانع، متواضع و اهل عبادت و تهجّد بود و نسبت به حلّ مشکلات نیازمندان و ارشاد گمراهان و گره گشائی از کار مردم همواره اقدام می نمود. این عالم فرزانه در سن یکصد سالگی در شامگاه سه شنبه 10 فروردین 1389ش (مطابق) 14 ربیع الثانی 1431ق وفات یافته و پس از تشییع باشکوه در قبرستان مصلای خوانسار جنب اجداد بزرگوار خود مدفون گردید.
از او علاوه بر جزوات مختلف و یادداشت درباره تفسیر، تاریخ، ادبیات، فقه و روایت کتاب «انوار فروزان هدایت» به فارسی که به عربی و اردو ترجمه شده است و
«تفسیر قرآن مجید»، (شامل سوره های لقمان و حجرات) به جای مانده است.[1]
میرزا محمّدعلی طبیب
میرزا محمّدعلی طبیب بن سیّد میرزا مراد طباطبائی، از اطباء قرن یازدهم هجری. خود و پدرش از اطباء معروف و پزشکان اصفهان بوده و به استادی و حذاقت مشهور بوده اند. در کتاب «مجربات الطّبیّه» که در حوالی سال 1092ق نوشته شده، از مجربات او نقل شده است.[2]
سیّد محمّدعلی موحّد ابطحی*
سیّد محمّدعلی موحّد ابطحی فرزند سیّد مرتضی، از علمای عالیقدر معاصر در 28 صفر 1349ق (مطابق با 1309ش) در اصفهان متولّد شد. پدرش از علمای برجسته اصفهان و مادرش صبیّه فقیه و عالم ربانی سیّد محمّدتقی فقیه احمدآبادی است.
مقدّمات و برخی از دروس سطح و علم طب را نزد پدر بزرگوارش آموخت. معانی و بیان را از سیّد آقاجان نوربخش و فقه و اصول را از حضرات آیات: شیخ محمّد طبیب زاده، شیخ محمود مفید، سیّد محمّدباقر ابطحی سدهی، شیخ هبه اللّه هرندی، سیّد عبدالحسین طیّب و حاج آقا رحیم ارباب فرا گرفت. «منظومه» و منطق و حکمت را نزد میرزا رضا کلباسی، علم هیأت را نزد شیخ محمّدباقر قزوینی و طب را از میرزا ابوالقاسم ناصر حکمت و حاج میرزا علی آقا شیرازی آموخت.
در سال 1364ق به قم مهاجرت نمود و نزد آیات عظام: بروجردی، حجّت کوه کمری،
[1]حیات طیبه، صص 432-434؛ نمی از یم: اغلب صفحات؛ مجلّه آئینه پژوهش، سال 21، فروردین و اردیبهشت 1389ش، شماره مسلسل 121، صص 124 و 125.
[2]الذریعه، ج20، ص5.
میرزا رضی تبریزی، سیّد محمّد محقّق داماد، سیّد احمد خوانساری، سیّد محمّدرضا گلپایگانی، امام خمینی، شیخ عبدالنّبی عراقی، سیّد زین العابدین کاشانی به تحصیل فقه و اصول پرداخت و حکمت و فلسفه را از علاّمه طباطبائی، دکتر مهدی حائری یزدی و شیخ مهدی مازندرانی آموخت. و برخی دیگر از دروس هیأت را به طور خصوصی نزد علاّمه طباطبائی تلمّذ نمود.
آنگاه در سال 1373ق در سن 25 سالگی به نجف اشرف مهاجرت نمود و به مدت 21 سال در آن سرزمین مقدّس به تحصیل و تألیف و تحقیق و سپس تدریس درس خارج فقه و اصول و علم رجال مشغول شد. اساتید او در نجف اشرف عبارتند از حضرات آیات عظام: سیّد محسن حکیم، سیّد عبدالهادی شیرازی، سیّد جمال الدّین گلپایگانی، سیّد محمود شاهرودی و سیّد ابوالقاسم خوئی.
وی سرانجام در سال 1394ق مجبور به بازگشت به ایران شد و در اصفهان ساکن گردید و به تدریس خارج فقه و اصول مشغول شد. در سال 1410ق به قم هجرت نمود و تا آخر عمر در آن مکان به درس و بحث و افاده پرداخت.
سرانجام آن عالم ربانی در شب 13 رجب سال 1423ق پس از مدّتی بیماری، در بیمارستانی در تهران وفات یافته و پیکر او پس از تشییع در حسینیه ای که خود بنا نموده بود، در شهر قم مدفون گردید.
تألیفات او متجاوز از 140 رساله و کتاب است که از آن جمله است:
1. «تهذیب المقال» در شرح «رجال نجاشی» در بیش از 10 جلد که تنها 5 جلد آن به طبع رسیده است.2. «شرح وسائل الشیعه» که 2 جلد آن به چاپ رسیده است.3. «شرح رساله ابن غالب زراری» مطبوع4. «تفسیر قرآن کریم» در چندین جلد5. «شرح عروه الوثقی»6. «هدایه العقول إلی شرح کفایه الاصول» در 5 جلد7. «الجامع الصحیح لاخبار الشیعه فی احکام الشّریعه» در چندین مُجَلَّد8. «شرح
کافی»9. «شرح تهذیب»10. «شرح وافی» 11. «اخبار الرّوات» در ده ها جلد 12. «شرح رجال کَشّی» در 5 جلد 13. «شرح رجال شیخ طوسی» 14. «شرح فهرست شیخ طوسی» 15. «الطّبقات الکبری» در چندین جلد 16. «القواعد الرّجالیّه» 17. «شرح زیارت جامعه» 18. «شرح زیارت عاشورا» 19. «شرح دعای سحر» 20. «شرح دعای افتتاح» 21. «شرح دعای کمیل» 22. «شرح دعای ابوحمزه ثمالی» 23. «شرح دعای ندبه» و غیره.[1]
محمّدعلی اصفهانی
محمّدعلی بن مصطفی [بن سلطان] اصفهانی [از خوشنویسان نستعلیق نویس در قرن یازدهم هجری] در سلخ رمضان 1034ق نسخه ای از «القواعد الفوائد» شهید اوّل را به خط نستعلیق نوشته و کتاب به شماره 207 در کتابخانه آیت اللّه مرعشی در قم موجود است.[2][همچنین نسخه ای از «من لا یحضره الفقیه» را در سال های 1037 تا 1046ق کتابت کرده که در کتابخانه سیّد محمّد یزدی در نجف اشرف موجود بوده است.[3]]
محمّدعلی نقدکوزاده*
محمّدعلی نقدکوزاده فرزند استاد مصطفی زرکش، از هنرمندان معاصر اصفهان در اوّل مهر 1305ش در اصفهان متولّد شد. تحصیلات ابتدائی را در مدرسه اقدسیّه انجام داد و آنگاه نزد پدر به فعالیت هنری پرداخت و هنر آب کردن طلا و نقره برای زنجیره بافی و یراق های دور ترمه و تور نقده را فرا گرفت. وی از اساتید این هنر به شمار
[1]رساله شرح حال آیه اللّه موحد ابطحی؛ وفیات علمای معاصر اصفهان: مخطوط؛ آثار الحجه، ج2، ص131؛ الذریعه، ج24، ص49؛ الغدیر فی تراث الاسلامی، ص210؛ مستدرک فهرس التراث، صص 241 و 242؛ المسلسلات، ج2، ص581.
[2]فهرست مرعشی، ج1، ص237.
[3]الروضه النضّره، ص375.