بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 360

ترجيح داد.[1]در اين جريان هنگامى كه عمر همسران آن حضرت را سرزنش كرد. امّ سلمه عمر را از وارد شدن به حوزه خصوصى زندگى پيامبر برحذر داشت.[2]گويند: آيات 102[3]و 118[4]توبه/ 9 و 33[5]احزاب/ 33 در خانه ام‌سلمه بر پيامبر صلى الله عليه و آله نازل شد.
منابع‌
اسباب النزول، واحدى؛ الاستيعاب فى معرفة الاصحاب؛ اسد الغابة فى معرفة الصحابه؛ الاصابة فى تمييز الصحابه؛ اعلام النساء فى عالمى‌العرب و الاسلام؛ الامامة والسياسه؛ انساب‌الاشراف؛ بحارالانوار؛ بحرالعلوم، سمرقندى؛ البدء و التاريخ؛ البرهان فى تفسير القرآن؛ تاريخ الامم و الملوك، طبرى؛ تاريخ المدينة المنوره؛ التبيان فى تفسير القرآن؛ تفسير القرآن العظيم، ابن ابى‌حاتم؛ تفسير القمى؛ تهذيب الكمال فى اسماء الرجال؛ جامع‌البيان عن تأويل آى القرآن؛ الجامع لاحكام القرآن، قرطبى؛ الجمل و النصر لسيد العترة فى حرب البصره؛ روض‌الجنان و روح الجنان؛ زاد المسير فى علم‌التفسير؛ سفينة البحار و مدينة الحكم و الآثار؛ السنن الكبرى؛ سير اعلام النبلاء؛ السيرة النبويه، ابن هشام؛ الطبقات الكبرى؛ العقد الفريد؛ الكافى؛ كتاب الخصال؛ كتاب الفتوح؛ كشف الاسرار و عدة الابرار؛ كنزالعمال فى سنن الاقوال و الافعال؛ المستدرك على الصحيحين؛ المعارف؛ معجم رجال الحديث؛ المعجم الصغير؛ المعيار و الموازنه؛ مناقب آل‌ابى‌طالب؛ النكت و العيون، ماوردى.[1]. تفسير قمى، ج 2، ص 167؛ تفسير ماوردى،ج 4، ص 395
[2]. جامع‌البيان، مج 11، ج 21، ص 188
[3]. تفسير قمى، ج 1، ص 303؛ البرهان، ج 2،ص 835
[4]. كشف‌الاسرار، ج 4، ص 227؛ البرهان، ج2، ص 791
[5]. جامع‌البيان، مج 12، ج 22، ص 12؛تفسير قرطبى، ج 14، ص 119فرهنگ و معارف قرآن، اعلام القرآن، 3جلد،مؤسسة بوستان كتاب - قم، چاپ: اول، 1385.اعلام القرآن ؛ ج‌2 ؛ ص361


صفحه 361


امّ شريك انصارى‌
سيد عليرضا واسعى‌
امّ شريك انصارى: از زنان مهاجر
مفسران ذيل آيه 50 احزاب/ 33 از زنى به نام ام‌شريك ياد كرده‌اند كه خود را به پيامبر صلى الله عليه و آله هبه كرد. در نام، نسب، همسر و حتى قبيله او اختلاف است. برخى او را غزيه، دختر جابر بن حكيم دوسى از تيره ازد مى‌دانند.[1]ابن‌سعد نيز بر اين نظر است.[2]برخى وى را دختر دودان بن‌عوف بن جابر از بنى‌عامر بن لؤى مى‌شناسانند.[3]بلاذرى او را دختر دودان بن عوف بن‌عمرو مى‌داند.[4]برخى نام او را غُزَيْله آورده‌اند.[5]
تعدد نام، نسب و كنيه او برخى را به تعدد مصداق معتقد ساخته است؛ امّا ابن‌حجر، پس از معرفى سه امّ شريك، با لقبهاى انصارى، دوسى، و قريشى عامرى، نتيجه گرفته كه امّ شريك، زنى از اهل قريش است و به جهت ازدواجش با دوس، به آنان منسوب شده، و بعد در ميان انصار ازدواج كرده و به آنان نسبت يافته است‌[6]، گرچه قول به اينكه او از انصار و از تيره بنى‌نجار بوده نيز وجود دارد[7]، به هر روى وى همسر ابوالعكر ازدى، حليف عامربن‌لؤى بود.[8]
جزئيات زندگى امّ شريك چندان روشن نيست و داستانهاى كرامت‌گونه‌اى كه درباره‌اش آورده‌اند جاى تأمل دارد، به ويژه آنكه ناقل همه آنها خود اوست. خود وى‌[1]. المنتظم، ج 4، ص 58
[2]. الطبقات، ج 8، ص 122
[3]. المحبر، ص 81- 82؛ الاستيعاب، ج 4، ص496
[4]. انساب الاشراف، ج 2، ص 53؛نهايةالارب، ج 18، ص 201
[5]. نهاية الارب، ج 18، ص 201
[6]. الاصابه، ج 8، ص 420
[7]. البدايةوالنهايه، ج 5، ص 319؛الاصابه، ج 8، ص 416
[8]. انساب الاشراف، ج 2، ص 54


صفحه 362

مى‌گويد: وقتى قومش، از اسلام آوردن او آگاه شدند، وى را گرفته و بستند و در باديه بر شتر برهنه سوار كردند و سه روز از خوراك بازش داشتند تا از دين دست بردارد؛ امّا لطف ويژه الهى، او را از سختى و تشنگى رهايند، به‌گونه‌اى كه مشركان همراه او، به حقانيت اسلام پى برده و مسلمان شدند.[1]
امّ شريك پس از اسلام در پى كسى بود كه با او همراه شود تا در مدينه به پيامبر صلى الله عليه و آله بپيوندد. از يهوديانى كه به آن سوى در حركت بودند، خواست تا با آنها همراه شود و چون امّ‌شريك خواست آبى بردارد يك يهودى مانع شد و گفت: همه چيز با ما همراه است. بدين‌گونه با آنان همراه شد و در ميان راه چون تشنگى بر او غالب شد، از آنان آب طلبيد؛ امّا آنان به شرط يهودى شدن، آب در اختيارش مى‌نهادند. امّ شريك نپذيرفت و به كنارى رفت و خفت و در اين هنگام مورد لطف ويژه خداوند قرار گرفت و سيراب شد.[2]
امّ شريك در مدينه به پيامبر صلى الله عليه و آله ملحق شد و با آن حضرت بيعت كرد[3]و چون همسر نداشت، خود را به پيامبر صلى الله عليه و آله هبه كرد؛ امّا در پذيرش رسول خدا اختلاف است‌[4]؛ ابن‌سعد براساس روايتى مى‌گويد: پيامبر صلى الله عليه و آله آن را نپذيرفت؛ ولى او نيز تا آخر ازدواج نكرد.[5]ابن‌اسحاق بر آن است كه پيامبر صلى الله عليه و آله او را به سه صاع جو به زيد تزويج كرد[6]؛ ولى براساس ديگر داده‌هاى تاريخى، مى‌توان گفت كه پيامبر صلى الله عليه و آله پس از اينكه امّ شريك خود را به او بخشيد[7]با او ازدواج كرد[8]و پس از چندى وى را طلاق داد[9]و او پس از آن ازدواج نكرد و همچنان ديگران را به اسلام ترغيب مى‌كرد.[10]ابن‌عبدالبرّ، اقوال مربوط به ازدواج را[1]. الطبقات، ج 8، ص 123؛ المحبر، ص 81-82
[2]. السير والمغازى، ص 284
[3]. المحبر، ص 411
[4]. المنتظم، ج 4، ص 58؛ انساب الاشراف، ج2، ص 53- 54
[5]. الطبقات، ج 8، ص 122
[6]. السير والمغازى، ص 284
[7]. همان، ص 269؛ السيرة النبويه، ج 4، ص646- 647؛ مسند احمد، ج 7، ص 617
[8]. الطبقات، ج 8، ص 122؛ حليةالاولياء، ج2، ص 67
[9]. تاريخ طبرى، ج 2، ص 215؛ تاريخيعقوبى، ج 2، ص 85؛ المحبّر، ص 82
[10]. انساب الاشراف، ج 2، ص 54


صفحه 363

مضطرب دانسته و در اصل اين رخداد ترديد مى‌كند.[1]
به نقل خود او، روزى ظرفى از روغن براى پيامبر فرستاد. پس از آن، هرگاه به آن ظرف مراجعه مى‌كرد آن را پر از روغن مى‌يافت.[2]برخى آن را از آيات الهى شمرده و مى‌گفتند: «و من آيات اللّه، عكة امّ شريك».[3]
امّ شريك از راويان حديث پيامبر صلى الله عليه و آله به شمار مى‌آيد.[4]از فرجام او اطلاعى در دست نيست.
امّ شريك در شأن نزول:
ذيل آيه 50 احزاب/ 33، از امام على بن‌الحسين عليهما السلام نقل شده كه مراد از زن مؤمنى كه خود را به پيامبر صلى الله عليه و آله بخشيد، امّ شريك است:«وامرَاةً مُؤمِنَةً ان وهَبَت نَفسَها لِلنَّبىّ ان ارادَ النَّبىُّ ان يَستَنكِحَها خالِصَةً لَكَ مِن دونِ المُؤمِنين‌و زن مؤمنى كه خويشتن را به پيامبر صلى الله عليه و آله بخشيد، چنانچه پيامبر بخواهد او را به همسرى درآورد، كه اين خاص تو و نه ساير مؤمنان است». از مقاتل و ضحاك نيز چنين روايتى نقل شده است.[5]
طبرى براساس خبرى مى‌نويسد: عبدالملك مروان، طى نامه‌اى از مردم مدينه درباره آيه پرسيد. امام سجاد عليه السلام در پاسخ نوشت كه او زنى به نام امّ شريك بود.[6]
افزون بر اين، آيه 51 احزاب/ 33 را نيز در باره امّ شريك و ديگر زنان مى‌دانند كه پيامبر صلى الله عليه و آله آنان را به همسرى برگزيد[7]:«تُرجى مَن تَشاءُ مِنهُنَّ و تُوى الَيكَ‌[1]. الاستيعاب، ج 4، ص 497
[2]. مناقب، ج 1، ص 141
[3]. الطبقات، ج 8، ص 124؛ بحار الانوار، ج18، ص 36
[4]. صحيح البخارى، ص 1226، ح 3180؛الطبقات، ج 8، ص 124
[5]. جامع‌البيان، مج 12، ج 22، ص 29- 30؛مجمع‌البيان، ج 8، ص 571؛ التعريف و الاعلام، ص 260
[6]. جامع‌البيان، مج 12، ج 22، ص 29؛مجمع‌البيان، ج 8، ص 576
[7]. السير والمغازى، ص 269؛ الطبقات، ج 8،ص 122


صفحه 364

مَن تَشاءهركدام از آنان را كه مى‌خواهى از خود دور بدار و هر كدام را كه مى‌خواهى نزديك بدار».منابع‌الاستيعاب فى معرفة الاصحاب؛ الاصابة فى تمييز الصحابه؛ انساب الاشراف؛ البداية و النهايه؛ تاريخ الامم و الملوك، طبرى؛ التعريف و الاعلام؛ جامع‌البيان عن تأويل آى القرآن؛ حلية الاولياء و طبقات الاصفياء؛ السيرة النبويه، ابن هشام؛ السير و المغازى؛ صحيح البخارى؛ الطبقات الكبرى؛ مجمع البيان فى تفسير القرآن؛ المحبر؛ مسند احمد بن حنبل؛ مناقب آل ابى‌طالب؛ المنتظم فى تاريخ‌الملوك و الامم؛ نهاية الارب فى فنون الادب.


صفحه 365


امّ عماره انصارى‌
سيد عليرضا واسعى‌
امّ عماره انصارى: از مدافعان پيامبر صلى الله عليه و آله در غزوه احد
نسيبه (لبيسه)[1]دختر كعب بن‌عمرو بن‌عوف از بنى‌مازن بن‌نجّار خزرجى‌[2]جزو نخستين مسلمانان يثرب است.[3]او غير از نسيبه ام عطيه است كه از زنان سرشناس بصره و راوى حديث به شمار مى‌رفت‌[4]، هرچند همنامى و عملكرد مشابه اين دو، برخى را به خطا افكنده است.[5]
امّ عماره از زنان كوشا و پرتلاش‌[6]دوران مدينه پيامبر صلى الله عليه و آله است. در بيعت* عقبه دوم كه 73 تن از يثربيان براى گفت‌وگو با رسول خدا به مكّه آمده بودند، فقط دو زن حضور داشتند كه يكى از آنان او بود و با حضرت بيعت كردند.[7]پس از هجرت رسول خدا صلى الله عليه و آله به مدينه و آغاز غزوه‌ها، نسيبه نقش مهمّى در جنگها يافت. در نبرد احد به همراه همسر و دو پسرش شركت كرد. او كه به قصد پرستارى و مداواى مجروحان و آبرسانى به آنان آمده بود، مردانه جنگيد. ابن‌سعد از خود او نقل مى‌كند كه چون در احد مسلمانان گريختند نزد پيامبر آمدم و با شمشير زدن و تيراندازى، از او دفاع كردم تا مجروح شدم. از پيامبر صلى الله عليه و آله نقل است كه من به راست و چپ ننگريستم، جز اينكه امّ‌عماره را ديدم كه از من دفاع مى‌كرد و شمشير مى‌زد.[8]در همين نبرد، چون ابن‌قميئه ليثى فرياد برآورد كه محمّد را[1]. المعجم الكبير، ج 25، ص 30؛ بحارالانوار، ج 19، ص 24
[2]. الطبقات، ج 8، ص 303
[3]. السيرة النبويه، ج 2، ص 441
[4]. الاستيعاب، ج 4، ص 502
[5]. الثقات، ج 3، ص 423
[6]. حلية الاولياء، ج 2، ص 77
[7]. السيرة النبويه، ج 2، ص 466؛روض‌الجنان، ج 4، ص 472
[8]. المنتظم، ج 3، ص 107


صفحه 366

به من نشان دهيد تا او را از پاى درآورم و بدين طريق، عزم كشتن پيامبر كرد، به دفاع از حضرت برخاست و زخم عميقى در گردن يافت كه تا يك سال التيام نيافت‌[1]و رسول خدا كه خود جوياى حال او بود، با آگاهى از سلامتش مسرور شد. امّ عماره با اينكه خود 12 زخم برداشته بود[2]فرزندش را به مبارزه با دشمن ترغيب مى‌كرد تا آنجا كه پيامبر صلى الله عليه و آله توانايى او را با بيان «اى امّ عماره! چه كسى به قدر تو تواناست؟» ستود. دلاورى و استقامت وى و خانواده‌اش در احد*، آنان را مشمول دعاى رسول خدا كرد و حتى حضرت مقام آنان را از فلان و فلان برتر دانست.[3]مجلسى ضمن تعيين مصداق فلان و فلان در سخن پيامبر صلى الله عليه و آله، از مقام والاى اين زن سخن دارد.[4]
گفته‌اند: وقتى در اين غزوه پيامبر صلى الله عليه و آله او را ستود، از حضرت خواست تا از خداوند بخواهد كه او و خانوده‌اش را در بهشت با پيامبر رفيق كند و رسول خدا نيز چنين كرد.[5]
امّ‌عماره در غزوه بنى‌قريظه حضور داشت و از غنايم آن سهمى برد و در ماجراى حديبيه، يكى از 4 زن همراه پيامبر صلى الله عليه و آله بود[6]و گويا در همين واقعه، حضرت در چادر آنان از همراهان بيعت گرفت.[7]وى در بيعت رضوان‌[8]و در عمره قضا[9]و نيز در نبرد خيبر حضور داشت‌[10]و در غزوه حنين كه در سپاه مسلمانان سستى افتاد، ضمن پاشيدن خاك بر[1]. المغازى، ج 1، ص 269- 271
[2]. الطبقات، ج 8، ص 306؛ الاصابه، ج 8، ص441؛ بحار الانوار، ج 20، ص 132
[3]. المغازى، ج 1، ص 273؛ الطبقات، ج 8، ص413
[4]. بحار الانوار، ج 20، ص 133
[5]. المغازى، ج 1، ص 273
[6]. همان، ج 2، ص 574
[7]. همان، ص 603
[8]. الاستيعاب، ج 4، ص 503
[9]. الطبقات، ج 8، ص 303
[10]. المغازى، ج 2، ص 661، 685


صفحه 367

چهره فراريان، فرياد برآورد كه از خدا و رسول او به كجا مى‌گريزيد؟[1]
امّ‌عماره پس از پيامبر صلى الله عليه و آله، در نبرد يمامه شركت كرد. در اين جنگ فرزندش به دست مسيلمه قطعه قطعه‌[2]و دست امّ عمارة نيز قطع شد[3]و پس از بازگشت، ابوبكر به عيادتش رفت.[4]
امّ‌عماره از راويان حديث پيامبر[5]و فردى مورد اعتماد و اهل عبادت و روزه بود[6]و به تعبير خواب آشنايى داشت‌[7]و در زمان عمر، از آن رو كه در نبرد احد مورد قدردانى پيامبر صلى الله عليه و آله قرار گرفته بود، به او توجّهى ويژه مى‌شد.[8]
امّ‌عماره در نهايت (سال 14 هجرى) در زمان خلافت عمر در گذشت.[9]اينكه همسرش در اين زمان و در ديگر مقاطع چه كسى بود، روشن نيست. ابن سعد مى‌گويد: امّ‌عماره با زيد بن عاصم ازدواج كرد و عبداللّه و حبيب، دو صحابى پيامبر صلى الله عليه و آله را از او آورد؛ سپس با غزيّه ازدواج كرد و تميم و خوله را آورد[10]؛ امّا در جاى ديگر، سه ازدواج براى او ذكر مى‌كند كه اوّلى آن غزيّه سپس زيد بن‌عاصم و از سومى ياد نكرده است.[11]واقدى در گزارش حال او در احد، از همسرش غزيّه سخن دارد[12]، گرچه فرزندانش را با عنوان ابن‌زيد مى‌شناساند[13]، بنابراين بايستى ابتدا همسر زيد و سپس غزيّه بوده باشد.[14]
امّ عماره در شأن نزول:
مفسران در ذيل دو آيه از او سخن به ميان آورده‌اند:[1]. تفسير قمى، ج 1، ص 314
[2]. الطبقات، ج 8، ص 303
[3]. السيرة النبويه، ج 2، ص 466
[4]. انساب الاشراف، ج 1، ص 398
[5]. مسند احمد، ج 7، ص 508، 592؛ سننالترمذى، ج 2، ص 225
[6]. حلية الاولياء، ج 2، ص 77
[7]. الطبقات، ج 8، ص 306
[8]. المغازى، ج 1، ص 271
[9]. المنتظم، ج 3، ص 107
[10]. الطبقات، ج 8، ص 303
[11]. همان، ص 306
[12]. المغازى، ج 1، ص 268
[13]. همان، ص 272
[14]. الطبقات، ج 8، ص 303