بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 12

30- و از همان (546) بسندش تا خراسانى كه خوردن انار منى فزايد و فرزند را زيبا سازد.

بيان: ظاهر اينست كه خراسانى كنايه از امام رضا7است و اين تعبير براى تقيه است ولى در فهرست نجاشى و رجال شيخ، راوى را عمرو بن ابراهيم ازدى نوشته كه احمد بن ابى عبد اللَّه از او روايت كند و او را از اصحاب امام صادق7شمرده و كوفى وصف كرده‌اند و بسا اينجا جز او باشد.

31- در محاسن (536) بسندش تا امام ششم7كه بكودكانتان انار خورانيد كه زودتر جوان شوند.

بيان: يعنى زودتر رشد كنند و بجوانى رسند و بسا مقصود زبان آور شدن آنها باشد چنانچه بيايد.

32- در خرايج است كه يك يهودى بعلى7گفت: محمّد گفته: در هر دانه انار يك دانه بهشتى است و من يك دانه انار شكستم و همه‌اش را خوردم، فرمود:

رسول خدا6راست گفته و دست بريش او زد و يك دانه از انار افتاد و آن حضرت آن را برداشت و خورد و فرمود سپاس خدا كه كافر آن را نخورد.

بيان: ظاهرش پاكى اهل كتابست و بسا حمل شود كه آن را شسته باشد.

33- در طبّ است از امام ششم7كه هر كه وقت خوابيدن يك انار بخورد بر خود ايمن باشد تا صبح كند، و از حارث بن مغيره است كه بامام ششم7از سنگينى درون و كثرت ناهموارى هضم خوراك خود شكوه كردم فرمود: از اين انارهاى شيرين بخورد با پيه آن كه معده را خوب پاك كند و ناهموارى هضم را درمان كند و غذا را هضم نمايد و در درون تسبيح گويد.

بيان: در قاموس گفته تخمه ناسازگارى خوراك است در معده و بسا تسبيح در معده كنايه از سود فراوانش باشد كه اين خود دلالت بر قدرت و حكمت صانع دارد و گويا تسبيح او است.

34- در مكارم است از امام صادق7كه رسول خدا6فرمود: هيچ‌


صفحه 13

انارى نيست جز كه در آن دانه ايست از انار بهشت و اگر از آن چيزى پرت شد آن را برگيريد و اين دانه بهشتى در درون مسلمانى نرود جز كه 40 صباح آن را روشن كند و آن حضرت هر شب جمعه انار ميخورد، و از همانست از امير المؤمنين7كه انار را با پيه آن بخوريد كه معده را پاك كند، و دانه از آن در معده مسلمان جا نكند جز كه روشنش سازد و شيطان وسوسه را تا چهل صباح از آن براند، و از پيغمبر است كه كسى را در انار خود شريك نميكرد، و از مرجانه خدمتكار صفيه است كه على7را ديدم انار ميخورد و هر چه از آن مى‌افتاد برميداشت، و از رسول خدا6كه هر كس يك دانه انار را تمام بخورد خدا چهل شب دلش را روشن كند و فرمود: خدا آدم، نخل خرما، انگور و انار را از يك سرشت آفريده و از املاء شيخ طوسى است- ره- كه بكودكانتان انار بخورانيد كه زودتر زبان باز كنند (194).

35- در كتاب غايات از امام ششم7كه شركت ديگرى را در انار خود ناخواه‌تر از هر شركت دانم و انارى نيست جز كه دانه‌اى بهشتى دارد و هر كه ناشتا يك دانه انار بخورد دلش روشن شود و وسوسه شيطان از او بگردد تا چهل صباح.

36- در دعائم است كه على7انار را با پيه‌اش ميخورد و ميفرمود:

پاك‌كننده معده است و انارى نيست جز كه در آن يك دانه بهشتى است و اگر از آن دور افتاد بدنبالش باشيد و آن را بخوريد، و در انارش كسيرا شريك نميكرد و هر چه‌اش مى‌افتاد برميداشت و ميفرمود: انار در درونى نرود جز كه وسوسه شيطان آن را از آن براند (112) بيان: دور نيست خدا فرشته‌ها را بگمارد تا در هر انارى دانه‌اى بهشتى در آرند، و بسا مقصود اينست كه خدا در هر انار دانه‌اى پرسود و پربركت آفريده چون انار بهشت و اللَّه يعلم.


صفحه 14

باب هشتم سيب و به و گلابى و انواع و منافع آنها

1- در علل (2 ر 149) بسندى از محمّد بن فيض كه گفتم: قربانت يكى از ما بيمار مى‌شود و پزشكان او را بپرهيز وادارند. فرمود: نه، ما خانواده جز از خرما پرهيز نداريم و با سيب و آب سرد درمان كنيم، گفتم: چرا از خرما پرهيز كنيد، فرمود: چون پيغمبر6على7را در بيماريش از آن پرهيز داد.

2- در خصال (157) بسندى از شهاب بن عبد ربه كه شنيدم امام ششم7ميفرمود: راستش زبير نزد رسول خدا6آمد و يك گلابى در دست داشت، رسول خدا6باو فرمود: اى زبير اين چيست در دستت؟ گفت: يا رسول اللَّه اين يك گلابيست، فرمود: اى زبير گلابى بخور كه سه خصلت دارد، گفت: يا رسول اللَّه آنها چه‌اند؟ فرمود: دل را آسوده و جمع كند، بخيل را با سخاوت كند، و ترسو را دلير سازد، در محاسن مانندش از امام ششم7آمده و هم در مكارم (195).

بيان: در نهايه گفته: در حديث است كه پيغمبر يك گلابى نزد طلحه انداخت فرمود: آن را بردار كه دل را آسوده كند و گفتند فراهم كند و به بهبودى و نشاط آورد، و از اينست حديث عايشه در باره آبگوشت شير كه دل بيمار را آسوده سازد و آسايش آور است.

3- در عيون (مضمون حديث طلحه را آورده) و در صحيفه رضا هم مانندش آمده.

4- در عيون (2 ر 73) بسندش تا على7كه نزد رسول خدا6آمدم و گلابى در دست داشت و آغاز بخوردن آن نمود و بمن هم خورانيد و ميفرمود:

اى على بخور كه اين هديه خدا است به من و تو، فرمود: هر لذتى را در آن يافتم فرمود: اى على هر كه سه روز ناشتا گلابى خورد ذهنش پاك شود، و درونش پر از بردبارى و دانش گردد و از كيد ابليس و لشكرهاش محفوظ ماند.


صفحه 15

5- در خصال (144) بسندش از منصور بن يونس كه شنيدم امام هفتم ميفرمود: سه تا زيان ندارند: انگور رازقى، نيشكر و سيب لبنانى.

6- در خصال (612) بسندش تا امير المؤمنين7كه خوردن سيب شستشوى معده است، فرمود: خوردن به نيروى دل ناتوانست و معده را پاك كند و دل را روشن سازد و فرزند را زيبا نمايد، فرمود: گلابى دل را جلا دهد و دردهاى درون را آرام كند.

توضيح: از نهايه است كه نضح بسا بمعنى شستن است و از اين معنى است حديث (نضح الدم عن جبينه) در يك نسخه از مكارم با جيم آمده بمعنى پختن و آن تصحيف است، در مصباح گفته: ذكاة در لغت تماميت هر چيز است و باين معنى در فهم بكار رود يعنى پذير او زود كاو است.

7- در محاسن (548) بسندش از امام ششم7كه هر كس يك گلابى خورد خدا چهل روز حكمت بر زبانش جارى سازد، در مكارم مانندش آمده (196).

بيان: نسبت گويائى بحكمت مجاز است چنانچه خداوند فرمود: اينست كتاب كه گويا است بر شما براستى 28- الجاثيه» 8- در محاسن (548) بسندى از ابى الحسن7كه گلابى براى پيغمبر بهديه آوردند و يك دانه برداشت و بريد و خورد چون سخت دوستش ميداشت و به كسانى كه در بر او بودند خوراند و فرمود: گلابى را باشيد كه دل را روشن كند و سنگينى سينه را ببرد. در مكارم: مانندش از امام رضا7آمده است.

بيان: در نهايه گفته: اصل طخاء و طخيه تاريكى و ابر است و از اين معنا است حديث «ان للقلب طخاءة كطخائة القمر» يعنى دل پرده‌اى گيرد كه روشنى آن را ببرد- پايان- 9- در محاسن (549) بسندش از نوفلى كه جعفر بن ابى طالب در بر پيغمبر6بود و به آن حضرت گلابى هديه شد و يكى از آن را بريد به جعفر داد و او نخواست بخورد فرمودش: بگير بخور كه دل را پاك كند و ترسو را دلير سازد.


صفحه 16

بيان: بسا نخواستن براى تقديم بديگرى بوده و بى‌ادبى نبوده.

10- در محاسن: (همين مضمون را آورده و در وصف گلابى فرموده): رنگ را صفا دهد و فرزند را زيبا كند.

11- و از همان: تا امام ششم7كه خوردن گلابى در ناشتا منى را پاك كند و فرزند را زيبا كند.

بيان: زيبائى فرزند شرح پاك شدن منى است و بسا براى بيان اثر بخشى در اخلاق خوب فرزند باشد.

12- در محاسن (..) بسندى تا محمّد بن مسلم كه امام ششم7به پسر بچه زيبائى نگاه كرد و فرمود: سزاست كه پدرش گلابى خورده باشد، فرمود: گلابى چهره را زيبا كند و دل را آرام.

(در سه حديث ديگر اين مضامين روايت شده‌اند).

13- در محاسن (550) بسندش تا امير المؤمنين7كه خوردن گلابى قوت دل است و پاكى روح و ترسو را دلير سازد (همين مضمون را از امير المؤمنين7آورده).

14- و از همان: بسندش كه طلحة بن عبد اللَّه نزد رسول اللَّه آمد و در دست آن حضرت گلابى بود و آن را به طلحه پرت كرد و فرمودش: بخور كه دل را آرام كند.

15- و از همان: از محمّد بن عمرو كه آن را بر آورده تا گفته: گلابى معده را پاك كند و دل را نيرو دهد.

16- و از همان: بسندش تا سفيان بن عيينه كه شنيدم امام پنجم ميفرمود:

به، اندوه غمگين را برد چنانچه دست عرق جبين را.

17- و از همان: بسندى تا اينكه گلابى را باشيد و آن را بخوريد كه خرد و مردانگى را فزايد (..) 18- و از همان: بسندش تا امام ششم7كه به معده را گشايد و دل را محكم‌


صفحه 17

كند و خدا هرگز پيغمبرى نفرستاده جز كه به خورده، و فرمود سيب پاك كى معده است، فرمود: سيب بخور كه حرارت را خاموش كند و درون را خنك كند، و تب را ببرد، و در روايت ديگر و با را ببرد.

بيان: «معده را گشايد» در بسيارى نسخ است و معنى مناسبى در اينجا ندارد اينكه بمعنى وسعت دهنده باشد و كنايه از اشتهاء آوردن براى خوراك، و در نسخه‌اى «يصوح» آمده بصاد و حاء بى‌نقطه و در ميان و او يعنى سبك كند و در نسخه‌اى «تضوح» آمده چنانچه گذشت و آن روشن‌تر است.

19- در محاسن: بسندش تا امام ششم7كه تب را نزدش ياد كردند و فرمود: ما خاندانى باشيم كه درمان نكنيم جز با ريختن آب خنك بر تن خود و خوردن سيب (551).

20- و از همان بسندش از امام ششم7كه اگر مردم خاصيت سيب را ميدانستند بيمارشان را جز با آن درمان نميكردند (..).

21- و از همان: از امام ششم7كه به تبدارانتان سيب بخورانيد، چيزى از سيب سودمندتر نيست.

22- و از همان: بسندش از درست بن ابى منصور كه مفضل بن عمر مرا نزد امام صادق7فرستاد در روز تابستانى گرم نزد آن حضرت رفتم و برابرش طبقى سيب سبز بود، بخدا بيدرنگ گفتم: قربانت از اين ميخورى با اينكه مردمش بد دارند، خودمانى فرمود: امشب تب كردم و فرستادم آن را برايم آوردند، اين تب را ميبرد و حرارت را خاموش ميكند، و بخانه آمدم و ديدم همه خاندانم تب دارند و بآنها خوراندم و تب را ريشه كن شد (551).

توضيح: در كافى آمده كه «مرا نزد امام فرستاد با هدايا، يا براى جلب احسان آن حضرت» و معنى يكم روشنتر است. و در كافى است كه تب از آنها ريشه كن شد، و آن روشن است، در محاسن (همين مضمون را با اندك اختلافى در تعبير آورده و از مكارم مانندش را نقل كرده).


صفحه 18

23- در محاسن بسندش از قندى كه مردم دچار وبا شدند و ما در مكه بوديم بمن هم دچار شد و به ابى الحسن7نوشتم و در پاسخم نوشت سيب بخور و خوردم و خوب شدم، و از همان: از ابو يوسف قنديست كه با برادرم در مدينه بوديم و مردم دچار خون دماغ شدند و چون كسى دو روز گرفتارش ميشد ميمرد، بمنزل برگشتم و ديدم برادرم سيف بسختى دچار آن شده و نزد امام ششم7رفتم و فرمود:

اى زياد سيب به سيف بده و باو خوراندمش و خوب شد. در مكارم مانندش آمده، و روايت 23 را باختصار از قندى نقل كرده.

24- و از همان: بسندش از جعفرى كه از امام ششم شنيدم ميفرمود: سيب درمان زهر و جادو و ناراحتى است كه از اهل زمين بخاطر نشيند و هم درمان بلغم غالب است و چيزى از آن زود سودتر نيست، در مكارم مانندش آمده از امام رضا7.

25- در محاسن: بسندش تا على7كه سيب پاك كن معده است (و اين مضمون را از امام ششم7آورده).

26- و از همان: بسندش از امام ششم7كه گلابى بخوريد زيرا دل را روشن كند و دردهاى درون را بفرمان خدا آرام سازد، در مكارم مانندش آمده.

27- در طب: بسندش تا امام ششم7كه اگر مردم اثر سيب را ميدانستند بيمارانشان را جز با آن درمان نمى‌كردند هلا كه آن سودمندتر از هر چيز است زودتر بويژه براى دل و پاك كن آنست.

و از ابى بصير است كه شنيدم امام باقر7ميفرمود: چون خواستى سيب بخورى بويش كن و بخور كه چون چنين كنى از تنت هر درد و بلا را بيرون كند و هر آسيب روحى را آرام سازد كه از طرف ارواح باشند.

بيان: ارواح پريانند و اخلاط تن هر دو به خصوص صفراء و سوداء كه در اخبار بدانها اطلاق شده و يكم روشنتر است و سببش اينست كه تسلط پرى غالبا بر اثر ضعف قلب و دماغ است و خوردن و بو كردن سيب آنها را نيرو دهد، در


صفحه 19

نهايه ضمن حديث ضمام است كه «من اين ارواح را درمان كنم» در اينجا ارواح كنايه از جن است كه مانند ارواح بديد نيايند.

28- در طب: بسندش تا امير المؤمنين7كه گلابى بخوريد زيرا دل را روشن كند.

29- و از حلبى كه كس بامام ششم7از درد دل شكوه كرد و سنگينى آن، فرمودش گلابى بخور.

30- و از همان: بسندش تا امير المؤمنين7كه خوردن به مردى فزايد و ناتوانى برد.

31- و از همان: بسندش تا طلحة بن زيد كه از امام ششم پرسيدم از حجامت در روز شنبه فرمود ناتوان كند گفتم: درد من ناتوانيست و كم نيروئى فرمود: به شيرين را با دانه‌اش باش كه ناتوانى برد و معده را پاك كند و بشويد، و از آن حضرت است كه فرمود: در به اثريست كه در ديگر ميوه‌ها نيست، گفتم: يا بن رسول اللَّه آن چيست؟ فرمود ترسو را دلير كند، اين بخدا از دانش پيغمبرانست:.

32- در مكارم (196) پيغمبر6فرمود به خوريد كه دل را روشن كند فرمود: به خوريد و بهم هديه دهيد كه ديده را روشن كند و دوستى آورد در دل و بزنان آبستن خود دهيد كه فرزندتان را زيبا كند و از امير المؤمنين7كه به نيروى دل، و زندگى جان است و ترسو را دلير كند، فرمود: بوى به، بوى پيمبرانست از انس كه پيغمبر6فرمود: به را ناشتا بخوريد، و از امام رضا7كه به را باشيد زيرا خرد را فزايد و از امام صادق7كه هر كه ناشتا به خورد منى او پاك و چهره‌اش زيبا شود، در كتاب جامع ابى جعفر اشعريست از او7كه خدا هرگز پيغمبرى نيانگيخته جز كه در دست به داشته، و نيز فرمود: بوى پيغمبران بوى به است و بوى حور العين بوى گل آس است و بوى فرشته‌ها بوى گل محمدى و هرگز خدا پيغمبرى نفرستاده جز كه بوى به داشته، و از امام باقر7كه به اندوه حزين برد، و از امام صادق7كه به بچه پسر زيبا نگريست و فرمود: