بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 216

انصاريست.

22- در الشهاب: فرمود: آفرين بر خلال كنان امتم (در الضوء گفته: فائده حديث خلال در وضوء و پس از خوردنست).

فائده: در دروس گفته: مستحب است آماده كردن خلال براى مهمان و مكروه است خلال با نى و چوب ريحان و آس و برگ خرما و چوب انار، و در جاى ديگر هم (نزديك بهمين مضمون را آورده).

باب بيست و چهارم جويدن كندر و علك (كالوك) و لبان و خوردنشان‌

1- در خصال (331) بسندش تا امير المؤمنين7كه شش چيز از اخلاق قوم لوطند تا فرمود: و جويدن كالوك- الخبر- و از همان: كه امير المؤمنين7فرمود: جويدن كندر دندانها را سخت كند بلغم را ببرد: و بوى دهان را بزدايد فرمود: جويدن كندر بلغم را آب كند (612).

2- و از همان: در سفارشهاى پيغمبر6به على7: اى على سه تا حافظه را فزايند و درد را برند، كندر و مسواك و خواندن قرآن (126).

3- در عيون (2/ 14) بسندش از ريان بن صلت كه شنيدم امام رضا7ميفرمود: خدا پيغمبرى مبعوث نكرده جز با تحريم خمر و اقرار باينكه خدا هر چه خواهد كند و اينكه در ميراثش كندر باشد، در تفسير على بن ابراهيم: مانندش آمده (181) 4- در عيون (2/ 38) بسندش تا على7كه سه تا در حفظ فزايند و بلغم را برند خواندن قرآن و عسل و كندر در صحيفه رضا و در طب: با سند مانندش آمده (66) 5- در مكارم (232) بنقل از فردوس كه پيغمبر6فرمود: بزنهاى آبستن خود كندر بخورانيد كه بر خرد كودك افزايد. فرمود: هيچ بخورى بآسمان بر نيايد جز كندر، در هيچ خانه كندر دود نشود جز كه عفريتان پرى از آن نيست شوند، از امام رضا7است كه كندر بسيار بخوريد و آن را بداريد و بجويد و خوب‌


صفحه 217

بجويد كه بلغم معده را بكشد و آن را پاك كند و خرد را محكم سازد و خوراك را گوارا كند، امام رضا7فرمود: بزنان آبستن خود كندر بخورانيد كه اگر در شكم پسر دارند هوشمند و دلير گردد و اگر دختر باشد خوش خلق و زيبا گردد و كفلش بزرگ شود و نزد شوهر خوش‌بخت و بهره‌مند شود.

باب بيست و پنجم- نادر

1- در علل محمّد بن ابراهيم: علت گفته عالم كه مرد در بهشت در يك خوراك باندازه جهان و آنچه در آنست ميخورد اينست كه تن‌ها پيوسته فزايند تا مرد بدان جا رسد در بزرگى و تنومندى كه باندازه دنيائى بخورد.

ابواب نوشابه‌هاى حلال و حرام و آداب نوشيدن‌

باب يكم: فضيلت آب و انواعش‌

آيات قرآن مجيد:

1- الانفال- 11- و فرود مى‌آورد بر شما از آسمان آب كه پاكيزه شويد و آلودگى شيطان را از شماها ببرد و دلهاتان را بهم بندد و شما را پايدار كند.

2- الحجر- 22- و فرو آورديم از آسمان آب و آن را بشما نوشانيديم.

3- النحل 10- او است كه فرو آورد از آسمان آب كه شما را از آنست نوش و از آنست درخت كه در آن بچرانيد.

5- الأنبياء- 20- و ساختيم از آب هر چيز زنده را، آيا باور ندارند.

6- المؤمنون- 18- و فرو آورديم از آسمان آب باندازه و جاش داديم در زمين و راستى كه ما ببردن آن البته توانائيم.


صفحه 218

7- النور- 43- و فرو آورد از آسمان كوهه‌ها كه در آنها است تگرگ و برساندش بهر كه خواهد و گرداندش از هر كه خواهد.

8- الفرقان- 48- و فرود آورديم از آسمان آب پاكيزه و شوينده تا زنده كنيم بدان سرزمين مرده را و بنوشيم آن را بدان چه آفريديم از چهار پايان و مردمان بسيار.

9- ق- 9- و فرود آورديم از آسمان آبى مبارك.

10- الواقعه- 68- آيا پس ديديد آبى كه نوشيد- 69 آيا شما آن را فرو آورديد يا ما فرود آورديم- 70- اگر خواهيم تلخش سازيم آيا شكر نگذاريد.

11- المرسلات- 28- و نوشانديم شما را آب گوارا و شيرين.

12- النبأ- 14- و فرو آورديم از فشارنده‌ها آب جهنده.

تفسير: آيات در اين باره بسيارند و بيشتر آنها با تفسيرشان گذشت.

يك دسته دلالت دارند بر بركت آب باران و سودش، يك دسته در بردارند منت نهادن بر همه آبها را و بر اينكه از آسمانند و دليلند بر روا بودن انتفاع از آنها و نوشيدن و بكار بردنشان در آنچه مردم بدان نياز دارند و اصل در آنها اباحه است و هر كدام مردم، حق سود بردن از آن دارند جز آنچه دليل بدرش كرده و مؤيد آنست روايتى بچند سند كه: در سه چيز مردم برابرند آب، چراگاه و آتش، و از اين راه مورد اعتبار است كه غدقن از آن مايه سختى بسيار است بويژه در سفرها، و چون مردمى تشنه بر سر آبى درآيند و برگرفتن از آن نياز برضايت مردم آن ده داشته باشند كه بگذشت چند روز فراهم نشود نتوانند از آن بنوشند جز باندازه حفظ جان و بايد مدتى نماز را با تيمم و تن نجس بخوانند با اينكه كمتر دهى است كه جمعى غائب و صغار نداشته باشد و چگونه رضامندى آنها بدست آيد و ما ميدانيم مسلمانان پيشين از اين آب كناره نداشتند و نيز اخبار بسيارى از ائمه ما:باين مضمون رسيده كه پرسش شدند از ورود بقريه‌اى كه آب دارد و پس از پرسش از خصوصياتش جواز آن را اعلام كردند و باجازه خواستن‌


صفحه 219

از مردم آن ده فرمان ندادند و آنچه گفتند: كه قرينه بر رضاى صاحبانش هست درست نيست زيرا در بسيارى موارد قرينه نيست، با اينكه در صورت احتمال ايتام و مجانين قرينه سودى ندارد و روشن شد كه كمال امتنان مستفاد از اين آيات درست نباشد جز باينكه حقوق ضروريه ميان همه مشترك باشد در اين آبها و خدا دانا است بحقائق احكام و حجج گرامش:.

ما آن را بشما نوشانديم و شما را از بكار بردن توانا كرديم، از آن شما است از آن نوش تا از آن بنوشيد، (و آن را در زمين جا داديم)، ظاهرش اينست كه همه آبهاى زمين از بارانست چنان كه شرحش گذشت، (پس برساند بدان):

يعنى با تگرگ هر كه را خواهد هلاك كند و زراعت و مالش را نابود سازد و از هر كه خواهد آن را بگرداند و رسيدن آن نقمت است و صرفش رحمت، (آب طهور) يعنى پاك كن و منت نهادن بدان و ما بعدش از نوشيدن و سيراب كردن چهار پايان همانا بجواز استعمالش درست شود، (آب مبارك)، دلالت دارد بر بركت آب باران چنانچه در خبر است و كلينى (6/ 387) بسندش از محمّد بن مسلم آورده كه شنيدم امام پنجم7ميفرمود: رسول خدا فرمود: كه خدا عزّ و جلّ فرمود:

(و فرو فرستاديم از آسمان آب مبارك، فرمود: آبى در زمين نباشد جز كه آب باران با آن آميخته است، گويم: در بسيارى نسخه‌هاى كافى است و (انزلنا) از باب افعال و گويا از نسخه گيران باشد، (من المزن) يعنى از ابر (اجاجا) يعنى بسيار تلخ يا بسيار شور، (و نوشانديم بشما آب فرات): ابن عباس گفته:

يعنى نوشابه شما را از آب گوارا و شيرين ساختيم ..

در مجمع البيان: عياشى بسندش از حسين بن علوان آورده كه مزه آب را از امام ششم7پرسيدند فرمود: براى فهميدن بپرس نه براى رنج دادن، مزه آب مزه زندگى است، خداى سبحان فرموده: «از آب ساختيم هر چيز زنده» (4/ 44).

بيان: اينكه فرموده مزه زندگى است يعنى بهترين مزه است و خوشتر لذتها


صفحه 220

و ربطى بمزه‌هاى ديگر ندارد، و چون بزرگترين وسيله زنده بودنست گويا مزه زندگى دارد.

اخبار باب‌

1- در محاسن: (575) بسندى از امير المؤمنين كه اين نهر شما دو ناودان از بهشت در آن ريزند، امام ششم7فرمود: اگر ميان من و آن نهر چند ميل بود براى درمان بر سر آن مى‌آمديم.

در كافى (6/ 388) بسندش تا امير المؤمنين اين حديث را آورده و تصريح كرده كه نهر فرات است.

2- و از همان (..) بسندش از امام ششم7كه نپندارم ساك نوزادى با آب فرات بگشايند جز كه دوستدار ما خاندان شود، فرمود: بمردم كوفه آب فرات ننوشاندند جز بمنظورى بزرگ، فرمود: دو ناودان از بهشت در آن ريزند، بيان: مقصود از منظور بزرگ، رسوخ دوستى و ولايت در دل مردم آنست.

3- در كافى (..) بسندش از امير المؤمنين7كه اگر مردم كوفه ساك نوزادان خود را با آب فرات بگشايند البته شيعه ما باشند.

5- و از همان: بسندش از حكيم بن جبير كه شنيدم آقاى ما على بن الحسين7ميفرمود: فرشته‌اى هر شب با 30 مثقال مشك بهشتى فرود آيد و آن را در نهر فرات ريزد و هيچ نهرى در شرق و غرب زمين نباشد جز كه فرات از آن بركت بيشترى دارد، گويم: بسيارى اخبار در باره آب گذشت و بيشتر آنها در كتاب مزار آيند.

7- در كافى (6/ 386) بسندش تا امير المؤمنين7كه آب زمزم بهتر آب روى زمين است و بدتر آب روى زمين آب برهوتست كه شبانه روح كافران بر سر آن آيند.

(در روايت آورده كه آب زمزم درمان دردها است).


صفحه 221

10- و از همان: (6/ 388) بسندش از امام ششم7كه زمزم سفيدتر از شير و شيرين‌تر از عسل بود و به آبها سرفرازى كرد و خدا او را غيرت‌گير كرد و چشمه‌اى از كوه صبر بر آن روان كرد، بيان: ظاهرش اينست كه جمادات‌هم يك شعورى دارند، و بسا مقصود سرفرازى و تجاوز مردم باشد و مضاف حذف شده مانندوَ سْئَلِ الْقَرْيَةَيا كنايه از اينست كه چون فضلش از ديگر آبها بيش است مزه‌اش كاسته تا ميان آنها عدالت شده باشد و از اين رو بتجاوز تعبير شده.

11- در كافى (6/ 391) بسندش از امام ششم7كه تگرگ را نخورند چون خدا فرموده «بزند بدان هر كه را خواهد».

بيان: استدلال به آيه از اينست كه زدنش نقمت است.

12- در كافى (..) بسندش از امير المؤمنين7است كه آب نيل مصر دل را بميراند.

13- و از همان (..) بسندش از امام ششم7در تفسير قول خدا عزّ و جلّ‌وَ أَنْزَلْنا مِنَ السَّماءِ ماءً بِقَدَرٍالخ. فرمود: يعنى آب عقيق را، بيان: گويا مقصود از آن آب رودخانه عقيق است و آن را نمونه آورده براى همه رودها كه در دشتهاى بى‌آب روانند و آب آنها از بركه‌ها و حوضچه‌ها است كه آب باران در آنها جمع شود، و بقولى مخصوص بهمين جا است كه نيازمند آبند براى دين و دنيا: چون غسل احرام حج از آنجا است يا اينكه آيه از نخست براى آن نازل شده بسبب نامعلومى و تفسير آن به آب نگاه بر عقيق كه گفتند روشن نيست.

14- در كافى (6/ 390) بسندش از ابى حمزه ثمالى كه نزد آب زمزم بودم و مردى آمد و گفت: اى ابى حمزه از اين آب منوش زيرا جن و انس در آن شريكند با اينكه جز آدمى در آن شريك نباشد و از گفته او در شگفت شدم و گفتم اين را از كجا دانسته، گويد آن را بامام پنجم گفتم: فرمود: اين يك پرى بوده و خواسته تو را راهنمائى كند.


صفحه 222

بيان: گويا مورد اشتراك حوض آب زمزم بوده و اشاره دوم بچاه يا دلو آب بوده و مقصودش اينست كه از دلو پيش از ريختن در حوض آب بنوش زيرا آب حوض دستزده جن و انس است و بركت ندارد يا عيب دارد، يا نخست اشاره بدلو خاصى كرده وانگه بدلو ديگر و نخست روشنتر است.

15- در مكارم: شيوه رسول خدا6بود كه تگرگ ميخورد و يارانش برايش جستجو ميكردند و جمع ميكردند و آن حضرتش ميخورد و ميفرمود ريزش دندان را ميبرد.

بيان: دلالت دارد بر مدح تگرگ و گذشت دليل بر نكوهش آن كه سندش اقوى بود چون در ظاهر اين خبر مدح عامى است و مى‌شود جمع كرد كه اين خبر در صورت ريزش دندان يا مظنه آنست و تجويز براى درمانست گرچه دور از باور است.

16- در مكارم (187) از امام صادق7كه فرمود: سرور نوشابه اهل بهشت همان آبست، فرمود: آب زمزم درمانست براى كسى كه آن را برايش نوشد در حديث ديگر است كه آب زمزم درمان هر درد است و امان از هر ترس، فرمود:

به خالد بن جرير كه راستش اگر من نزد شماها بودم هر روز سر نهر فرات ميرفتم و غسل ميكردم و هر روز يك دانه انار ميخوردم، على7فرمود: نيل مصر دل را بميراند، سر خود را با گل مصر نشوئيد كه مايه زمين‌گيرى است، فرمود: بر تبدار آب سرد بپاشيد كه داغى آن را براندازد، امام صادق7فرمود: آب خنك داغى را خاموش كند و صفراء را آرام كند و خوراك را در معده آب كند و تب را ببرد فرمود: هر كدام بحمام رويد سه مشت از آب داغ بنوشيد كه چهره را خرمتر كند و درد تن را ببرد، و از اوست7كه آب جوشيده براى هر چه خوبست و بهيچ چيز زيان ندارد از امام رضا7كه آب هفت جوش كه هر بار در ظرفى جوشيده تب را برد و ساقها و گامها را نيرو دهد.

17- در دعوات راوندى كه تگرگ را نخوريد كه خدا فرمود: بزند


صفحه 223

بدان هر كه را خواهد، و از ابن عباس كه خدا همه آبهاى شيرين را پيش از رستاخيز از ميان بردارد جز آب زمزم را و آب زمزم تب و سردرد را ببرد و سر كشيدن در آن ديده را روشن كند، هر كه براى درمانش نوشد خدا شفايش بخشد و هر كه براى گرسنگى از آن نوشد خدا سيرش كند.

18- در دعائم: بسندى تا رسول خدا6كه آب سرور نوشابه‌ها است در دنيا و ديگر سرا.

19- در فردوس: آب زمزم درمان هر درد است و درمان رفع هر درد است كه براى آنش نوشند، آب ناودان درمان بيمار است، آب باران درمان همه دردها و از تگرگ نهى شده چه كه خدا عزّ و جلّ فرموده: ميزند بدان هر كه را خواهد، در آب فرات دو ناودان بهشتى ريزند، اگر با آن ساك بچه را بگشايند او را دوستدار خاندان پيغمبر اسلام7سازد، از امام صادق7است كه همه چشمه‌ها از زير خانه كعبه جوشيدند، و آب مصر دل را مرده كند، و خوردن در سفالش و شستن سر با گلش غيرت را برند و ديوثى آورند.

20- در قرب الاسناد (69) بسندش تا رسول خدا6كه سرور خوراكهاى دنيا و ديگر سرا گوشت است و سرور نوشابه‌هاى دنيا و ديگر سرا آب.

در عيون بسندش مانندش آمده، در صحيفه رضا7مانندش آمده (10) 21- در قرب الاسناد (83) بسندش از ابن علوان كه نزد امام ششم7نشسته بودم ناگاه مردى آمد از او مزه آب را پرسيد و ميپنداشتند كه او زنديق است بدهانش زد و بالا شد وانگه فرمودش: واى بر تو مزه آب زندگى است زيرا خدا عزّ و جلّ فرمايد «و ساختيم از آب هر چيز زنده را آيا پس نميگروند».

بيان: در قاموس است كه زنديق بكسر زاء ثنوى است يا معتقد بدو اصل نور و ظلمت و آنكه بآخرت و به پروردگار ايمان ندارد يا منافقى كه كفر در دل دارد و اظهار ايمان كند و آن معرّب زن دين است و اينكه گويد: بدهانش ميزد و بالا شد، يعنى در پاسخ‌جوئى شتاب داشت و به تحقيق پرداخت و قافيه ساخت و ضميرش‌