به زنديق برگردد يا به سؤال و كنايه از تسلط او است و تفسيرش باينكه آبى بوده و دست در آن زده و آن را بالا برده بعيد است، و بمعانى ديگرى نزديك بمعنى نخست اشاره دارد ... و روايت اشاره دارد كه مقصود از آب در آيه قرآن تنها آب منى نيست، بيضاوى در تفسيرش گفته: يعنى آفريديم از آب هر حيوان زنده را چون خدا فرموده «و خدا آفريد هر جانور را از آب 46- النور» چون كه آب بزرگترين مايه آفرينش آنست يا بسيار بدان نيازمند است و از آن بهرهور يا مقصود اينست كه گردانديم هر چيز را زنده بآب و بىآن زنده نماند ...
22- در عيون (2/ 28) بسندش تا على7در تفسير قول خدا عزّ و جلّ «وانگه البته بازپرسى شوند در آن روز از نعمت، 8- التكاثر» فرمود: مقصود رطب است و آب سرد، در صحيفه مانندش آمده (13).
23- در مجالس ابن الشيخ (1/ 389) بسندش تا امام چهارم كه دو چيز در درونى در نيايند جز كه بهش سازند: انار و آب نيم گرم، در محاسن (63) مانندش آمده.
24- در خصال (63) بسندش تا على7كه گرمى تب را با بنفشه و آب سرد بشكنيد زيرا گرميش از تف دوزخ است.
25- و از همان: بدان سند كه فرمود: بنوشيد آب باران را كه تن را پاك كند و بيماريها را ببرد خدا تبارك و تعالى فرموده «و فرو فرستد بر شما از آسمان آبى تا شما را بدان پاكيزه كند و پليدى شيطان را از شماها ببرد و دلهاى شما را با هم پيوندد و گامهاتان را برجا دارد، 11- الانفال» در محاسن مانندش آمده (574) و در مكارم (188) مانندش آمده بيان: مشهور است كه اين آيه در جنگ بدر فرود آمد آنجا كه مسلمانها بر تپه خاكى منزل داشتند كه پا در آن فرو ميرفت و بىآب بود و خوابيدند و بيشترشان محتلم شدند و شبانه باران بر آنها باريد تا وادى روان شد و غسل كردند و شن زمين بسته شد و گام بر آن برجا ماند و پليدى شيطان كه جنابت است از آنها برفت و دلشان باعتماد بر لطف خدا بهم
پيوست، و از خبر برآيد كه احكام وارد در آن عموم دارند و گرچه مورد نزولش مخصوص است و بر اينكه پليدى شيطان اعم است از وسوسههاى او و از بيماريهاى دنبالروى شيطان از گناهان.
26- در ثواب الاعمال (219) بسندش تا امام ششم7كه هر كه در دنيا از آب لذت برد خداش در آخرت از نوشابههاى بهشت كامروا كند.
بيان: لذت برى از آب چند وجه دارد 1- انديشه در خوشى آن و شناخت قدر اين نعمت و شكر آن.
2- نوشيدنش با سه نفس با آرامى كه بيايد حديثى در لذت برى از آب كه در آنست ادراك لذت بيشتر.
3- لذّت بردن از آن در برابر نوشابههاى حرام و در عوض آنها و ترك نوشابههاى حرام.
4- نوشيدن آب بىتشنگى براى لذت بردن از آن چنانچه در برخى اخبار آينده اشارت بدان آيد.
27- در محاسن (570) بسندش از امام ششم7كه چشمهها از زير خانه كعبه جوشيدند.
بيان: از اين خبر كشيده شدن زمين از زير خانه كعبه بنظر آيد بهوش باش. و مىشود مقصود همان چشمههاى مكه باشد و مؤيد آنست برخى اخبار زمزم خوب بفهم، و بقولى مقصود از آن چشمههاى زمزم است چنانچه در كتاب حج اشاره بدان آيد.
28- در محاسن: بسندش تا على7كه آب سرور نوشابههاست در دنيا و ديگر سرا (و همين مضمون را از پيغمبر هم آورده).
29- و از همان (..) بسندش از عيسى شلقان كه بامام ششم7گفتم: چه اندازه آب تنى ميان شما كم است و ندانم آن را جز براى اينكه آب شما شور است. فرمود: آب شما بهتر است از آن، يعنى آب فرات شما.
30- و از همان بسندش تا ابو الحسن7كه راستش من بسيار نوشم آب را براى لذت بردن.
بيان: دلالت دارد بر استحباب پر نوشيدن آب و ظاهر اخبار آينده در نكوهش آن مخالف آنست و مىشود اين خبر را حمل كرد بر اينكه پر نوشيدن آب سازگارش بوده براى گرمى غالب مزاجش يا جز آن و اخبار آينده در باره غالب مزاجها است، يا اينكه اين خبر تفسير شود بخواستن آب بيشتر و آن اخبار به صورت نخواستن آن يا منظور از پر نوشيدن طول دادن نوش است و اندك اندك مكيدن و سه بار نوشيدن كه خود مستحب است بقرينه اينكه فرموده براى لذت بردن و درك لذت در اين صورت بيشتر است.
31- در محاسن (..) بسندش از يك بازگو كه نزد امام ششم7بودم و خرما خواست و روى آن آب نوش ميكرد، گفتم قربانت كاش از آب خوددارى ميكردى، فرمود من خرما ميخورم كه آب روى آن خوشمزه باشد.
بيان: اين خبر دلالت دارد بر تفسير ميانين گذشته براى خبر پيشين ...
32- در محاسن (..) بسندش از امام ششم7كه هيچ كدامتان آب ننوشد تا آن را بخواهد و چون خواست كم بنوشد و در خبر ديگر فرمود: مبادا پر آب بنوشيد كه مايه هر درديست، و در خبر ديگر: كه اگر مردم كم آب نوشيدند تنشان سالم و خوش بود.
33- و از همان (571) بسندش تا آنكه رسول خدا6را ياد كرد و گفت:
بار خدايا تو ميدانى كه او دوستر است نزد ما از پدران و مادران و خويشان و دوستر از آب خنك است.
34- و از همان (..) بسندش از امام ششم7كه بمردى سفارش ميكرد كم آب بنوش كه آب هر دردى را كمك كند و تا توانى و تاب بيمارى دارى از دارو كناره كن.
35- در محاسن (..) بسندش از امام ششم7كه هر كه آب كم نوشد
تندرست باشد.
36- و از محاسن (..) كه چون پيغمبر6چربى ميخورد كم آب مينوشيد گفتندش يا رسول اللَّه تو كم آب نوشى؟ فرمود: براى خوراكم گواراتر است.
37- و از همان (..) بسندش كه برآورده گفته: نوشيدن آب بدنبال چربى درد را برانگيزد.
بيان: از اين اخبار راه جمع ديگرى ميان آنها برآيد كه اخبار منع از پر نوشيدن آب حمل شوند به دنبال خوردن چربى و جز آنها بر جز آن و اين با آزمايش هم تأييد شود، گويم بيشتر اخبار منع از پر نوشيدن آب در مكارم بىسند آورده شدند.
38- در محاسن (572) از ابن ابى طيفور پزشك كه امام هفتم را از نوشيدن آب نهى كردم، فرمود: آب باكى ندارد، خوراك را در معده ميسازد و خشم را فرو مىنشاند و خرد را بيفزايد و صفراء را خموش كند، در مكارم: مانندش آمده (178).
بيان: ساختن خوراك اينست كه آن را زيرورو كند تا خوب هضم شود و يا اينكه ميچرخاند و زود هضم كند در نسخهاى (يمرىء- گوارا ميسازد) آمده، و (يدبّر) با باء هم محتمل است و در مكارم (يذيب آب كند) آمده كه روشنتر است و آرام كردن خشم براى همان خاموش كردن صفراء است.
39- در محاسن: از امام رضا7كه پر نوشيدن آب روى خوراك باكى ندارد و كم نوشيدن هم زيانى نزند و فرمود: اگر مردى اين قدر بخورد (هر دو دست را بهم حلقه كرد و بهم نچسبانيد) و آب بر آن ننوشد آيا شكمش نتركد؟، در مكارم: مانندش آمده (176).
بيان: فرمود: كم نوشيدن و پر نوشيدن آب زيانى ندارند و جز آن نيست كه زيان مردم از پرخوريست و پندارند كه براى پر نوشيدن آبست و پيوستن دو دست اشاره بپرخوردن خوراك است كه باين وضع پر دو مشت باشد و بسا مقصود پيوست
انگشتان و جدا كردن آنها باشد، و در روايت كافى (أ ليس) ندارد و همين را دارد كه (شكم را بتركاند) و بنا بر اين مقصود اينست كه پرنوشيدن آب زيانى ندارد و زيان آن در ناشتا نوشيدن است و منظور خوراك پخته است ولى نخست روشنتر است و اشاره بكف بسا براى كمى است و بسا براى فزونى و غرض اينست كه نوشيدن آب پس از خوردن لازم است گرچه كم باشد بنا بمعنى نخست كه روشنتر است و اگر پرنوشى منظور باشد بمعنى دوم وابستهتر است و مؤيد معنى اول است روايت كافى (6/ 372) بسندش از امام هفتم7كه شگفت است از كسى كه باين اندازه بخورد (با دستش اشاره كرد و در نسخهاى با كفش) و آب بر آن ننوشد چگونه شكمش نتركد، و اين اختلاف در حديث ياسر غريب است.
40- در محاسن (574) بسندش از صارم كه يكى از همكيشان ما در مكه بيمار شد تا ببستر مرگ افتاد و من بامام ششم7در راه برخوردم و فرمود: اى صارم فلانى چه كرد؟ گفتم: منش در حال مرگ وانهادم، فرمود: اگر در آنجا بودم او را از آب ناودان مينوشاندم گويد آن را از هر كه جستيم نيافتيم در اين ميانه بوديم كه ابرى برآمد و غرّيد و درخشيد و باريد و رفتم نزد يكى در مسجد و يكدرهم باو دادم و يك كاسهاى از او گرفتم و آب ناودان برگرفتم و آوردم و بآن بيمار نوشاندم و از براو برنخاسته بودم كه قاووتى نوشيد و خوب شد، در مكارم:
مانندش آمده و در آن گفته: يكدرهم دادم و كاسهاى از آب ناودان برگرفتم (179) 41- در فقه الرضا: فرمود: شكر براى همه چيز خوبست و هيچ زيانى ندارد و آب جوشيده هم چنين است و در باره آب سرد روايت كنم كه حرارت را بنشاند و صفراء را آرام كند و خوراك را هضم كند، و كفى كه بر سر معده برآيد آب كند و تب را ببرد، و بقولى دردها را نبرد جز دعاء و صدقه و آب سرد.
بيان: اثر آب سرد بنوشيدن و يا بر تن ريختن است.
باب دوم در آداب نوشيدن و ظرفش
1- در خصال 612 بسندش تا امير المؤمنين7كه كسى در جاى سجدهاش فوت نكند و نه در خوراك و در نوشيدنى خود و نه در دعاء نوشته، فرمود كسى از شماها ايستاده ننوشد، فرمود: مبادا آب را ايستاده روى پاها بنوشيد كه مايه درديست بيدرمان مگرش خدا عزّ و جلّ شفا دهد (در علل بسندش همين خبر را آورده وانگه گفته: مقصود شب است ولى در روز نوشيدن آب ايستاده بر سر پا جريان و نيروى بيشترى دارد چنانچه امام صادق7فرموده (2/ 150).
2- كشى (22) بسندش از ثوير بن ابى فاخته كه بهمراه محمّد بن ذرّ قاضى نزد ابى جعفر7رفتم و كوزهاى از پوست برايش آوردند و چون بدستش رسيد فرمود:
سپاس خدا راست كه براى هر چيزى حدّى ساخته كه بدان پايان يابد، ابن ذرّ گفت حدّ آن چيست؟ فرمود: نام خدا را بر آن برند چون نوشند و چون پايان دهند خدا را سپاس گويند و از نزد حلقهاش ننوشند و نه از جاى شكستهاش كه دارد، تا آخر خبر، و بسندى از امام رضا7آورده كه على7ايستاده نوشيد و فرمود: ديدم كه پيغمبر6اين كار را كرد.
3- در علل (1/ 268) بسندش از امام ششم7كه: ايستاده منوش، گرد گور مگرد، در آب ايستاده نشاش زيرا هر كه چنين كند و بدو آسيبى رسد جز خود را سرزنش نكند، و هر كه كند يكى از اينها را از او جدا نگردد جز كه خدا خواهد.
توضيح: گذشت كه منظور از گرد گور گرديدن در اينجا تغوط بر گور است در قاموس گفته: طوف بمعنى غائط است و (طاف) يعنى رفت غائط كرد، چون «اطاف» پايان، و دلالت دارد كه اين كارها عادت آورند در غالب و گويا براى
اينست كه شيطان بر او چيره گردد.
4- در قرب الاسناد (16) بسندش از امام پنجم7كه چون پيغمبر6آب مينوشيد، ميگفت: سپاس خدا را كه بما نوشانيد آب شيرين زلال برحمت خود و ننوشانيد آب شور و تلخ بسزاى گناهان ما. در (محاسن): مانندش آمده در كافى: مانندش آمده ولى لفظ ملح بمعنى شور ندارد (6/ 484).
بيان: در قاموس گفته: زلال بر وزن غراب زودگذر در ناى و شيرين و صاف و روان زود جريان اينكه فرمود: تلخ و شور بما نداده بسا مقصود ندادن آب است چنانچه خدا در مقام تهديد فرموده «و راستى كه ما ببردن آب البته توانائيم».
5- در مجالس صدوق (254) بسندش تا پيغمبر6در حديثى طولانى در باره مناهى كه هيچ كدام شماها آب را از حلقه ظرفش ننوشد كه جمعگاه چرك است، و نهى كرد از آب نوشيدن با دهن از نهر و مانند آن بيكمك دست و آبخوردن مانند چهارپايان، فرمود: با دستها بنوشيد كه بهترين ظرفهاى شمايند، نهى كرد از تف انداختن در چاهى كه از آن آب نوشند. نهى كرد از فوت كردن در خوراك و نوشابه. بيان: نهى از فوت كردن در نوشابه اعم از اينست كه براى خنك كردن باشد يا دور كردن خاشاك از روى آن.
در مجالس (368) در يكى از خطبههاى امير المؤمنين7كه: اگر خواهم توانم تن پوش از ممتاز ديباى شما پوشم و از مغز گندم و سينه مرغان شما خورم و از آب زلال در آبخورى شيشههاى شما نوشم ولى من بقول خدا جلّت عظمته عمل كنم آنجا كه فرمايد: «هر كس زندگى دنيا و زيورش را خواهد- تا فرموده او در ديگر سراى ندارد جز دوزخ» (15- هود).
بيان: دلالت دارد كه نوشيدن در آبخورى بلور نهايت نعمت خوراكى است و خوشگذرانى و با تواضع در خوراك و نوشاك كه مطلوبست منافات دارد.
(مترجم گويد: مضمون كامل آيه اين است كه: هر كس زندگى دنيا و زيورش را خواهد پاداش كارهايش تمام در دنيا باو بپردازيم و در آن كاستى نباشد و
آنانند كه در ديگر سراى جز دوزخ براشان نباشد).
در كنز كراچكى: گفته پيغمبر6در سفرى بود، از خواب بيدار شد و فرمود: آب وضوء با كيست؟ ابو قتاده گفت: با من است و در ميان مطهره است، و نزد آن حضرت آورد و با آن وضوء ساخت و مقدارى در ظرفش فزون آمد به ابو قتاده فرمود: آن را نگهدار كه موقعيتى خواهد داشت، و چون روز گرم شد و تشنگى مردم سخت شد، مردم نزد پيغمبر شتافتند و فرياد كردند، آب، آب، پيغمبر6كاسهاى خواست و به ابو قتاده گفت: آن مطهره را بياور و آن را برگرفت و بدان دعائى خواند و بدست ابو قتاده داد و فرمود: بريز و او در آن كاسه ريخت و مردم بنوشيدنش شتافتند رسول خدا6فرمود: همه شماها آب مينوشيد ان شاء اللَّه و ابو قتاده آب در كاسه ميريخت و پيغمبر6بمردم مينوشانيد تا همه مردم همه نوشيدند و پيغمبر6به ابو قتاده فرمود: تو هم بنوش گفت: نه شما بنوشيد يا رسول اللَّه فرمود: نه تو بنوش، من ساقى مردم بودم و ساقى بدنبال ديگران نوشد، و ابو قتاده نوشيد وانگه رسول خدا6نوشيد.
8- در الشهاب: فرموده6: ساقى قوم در آخرشان نوشد.
در الضوء: اين از مكارم اخلاق است كه پيغمبر6پيوسته ياران خود را مسئول آنها ميدانست و در انجامش بدانها پيشدستى ميكرد و بارها انجام ميداد براشان، و رعايت اين ادب براى اينست كه چون بمردم آب دهد كه تشنه و بىتابند چون خود در آغاز نوشد دليل حرص او و بىتوجهى او بديگر يارانست كه مورد اعتمادش ساختند و جان و تن آنان بدو سپرده شده، موضوع آب نزد آنها داراى اهميت بوده زيرا بسيار بوده كه در بيابانها درآمدند و خود را در معرض تشنگى و گرماى سخت نيم روز درآوردند و بدان مباهات ميكردند و شهامت ارائه ميدادند و آن را در مفاخر خود يادآورى ميكردند، و در اين موارد كارشان بآنجا ميكشيد كه آن را ميان خود قسمت ميكردند و جيرهبندى مينمودند و گفتند:
آب پستترين موجود است و عزيزترين ناياب، فائده حديث تشويق بر كارهاى