بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 220

و ربطى بمزه‌هاى ديگر ندارد، و چون بزرگترين وسيله زنده بودنست گويا مزه زندگى دارد.

اخبار باب‌

1- در محاسن: (575) بسندى از امير المؤمنين كه اين نهر شما دو ناودان از بهشت در آن ريزند، امام ششم7فرمود: اگر ميان من و آن نهر چند ميل بود براى درمان بر سر آن مى‌آمديم.

در كافى (6/ 388) بسندش تا امير المؤمنين اين حديث را آورده و تصريح كرده كه نهر فرات است.

2- و از همان (..) بسندش از امام ششم7كه نپندارم ساك نوزادى با آب فرات بگشايند جز كه دوستدار ما خاندان شود، فرمود: بمردم كوفه آب فرات ننوشاندند جز بمنظورى بزرگ، فرمود: دو ناودان از بهشت در آن ريزند، بيان: مقصود از منظور بزرگ، رسوخ دوستى و ولايت در دل مردم آنست.

3- در كافى (..) بسندش از امير المؤمنين7كه اگر مردم كوفه ساك نوزادان خود را با آب فرات بگشايند البته شيعه ما باشند.

5- و از همان: بسندش از حكيم بن جبير كه شنيدم آقاى ما على بن الحسين7ميفرمود: فرشته‌اى هر شب با 30 مثقال مشك بهشتى فرود آيد و آن را در نهر فرات ريزد و هيچ نهرى در شرق و غرب زمين نباشد جز كه فرات از آن بركت بيشترى دارد، گويم: بسيارى اخبار در باره آب گذشت و بيشتر آنها در كتاب مزار آيند.

7- در كافى (6/ 386) بسندش تا امير المؤمنين7كه آب زمزم بهتر آب روى زمين است و بدتر آب روى زمين آب برهوتست كه شبانه روح كافران بر سر آن آيند.

(در روايت آورده كه آب زمزم درمان دردها است).


صفحه 221

10- و از همان: (6/ 388) بسندش از امام ششم7كه زمزم سفيدتر از شير و شيرين‌تر از عسل بود و به آبها سرفرازى كرد و خدا او را غيرت‌گير كرد و چشمه‌اى از كوه صبر بر آن روان كرد، بيان: ظاهرش اينست كه جمادات‌هم يك شعورى دارند، و بسا مقصود سرفرازى و تجاوز مردم باشد و مضاف حذف شده مانندوَ سْئَلِ الْقَرْيَةَيا كنايه از اينست كه چون فضلش از ديگر آبها بيش است مزه‌اش كاسته تا ميان آنها عدالت شده باشد و از اين رو بتجاوز تعبير شده.

11- در كافى (6/ 391) بسندش از امام ششم7كه تگرگ را نخورند چون خدا فرموده «بزند بدان هر كه را خواهد».

بيان: استدلال به آيه از اينست كه زدنش نقمت است.

12- در كافى (..) بسندش از امير المؤمنين7است كه آب نيل مصر دل را بميراند.

13- و از همان (..) بسندش از امام ششم7در تفسير قول خدا عزّ و جلّ‌وَ أَنْزَلْنا مِنَ السَّماءِ ماءً بِقَدَرٍالخ. فرمود: يعنى آب عقيق را، بيان: گويا مقصود از آن آب رودخانه عقيق است و آن را نمونه آورده براى همه رودها كه در دشتهاى بى‌آب روانند و آب آنها از بركه‌ها و حوضچه‌ها است كه آب باران در آنها جمع شود، و بقولى مخصوص بهمين جا است كه نيازمند آبند براى دين و دنيا: چون غسل احرام حج از آنجا است يا اينكه آيه از نخست براى آن نازل شده بسبب نامعلومى و تفسير آن به آب نگاه بر عقيق كه گفتند روشن نيست.

14- در كافى (6/ 390) بسندش از ابى حمزه ثمالى كه نزد آب زمزم بودم و مردى آمد و گفت: اى ابى حمزه از اين آب منوش زيرا جن و انس در آن شريكند با اينكه جز آدمى در آن شريك نباشد و از گفته او در شگفت شدم و گفتم اين را از كجا دانسته، گويد آن را بامام پنجم گفتم: فرمود: اين يك پرى بوده و خواسته تو را راهنمائى كند.


صفحه 222

بيان: گويا مورد اشتراك حوض آب زمزم بوده و اشاره دوم بچاه يا دلو آب بوده و مقصودش اينست كه از دلو پيش از ريختن در حوض آب بنوش زيرا آب حوض دستزده جن و انس است و بركت ندارد يا عيب دارد، يا نخست اشاره بدلو خاصى كرده وانگه بدلو ديگر و نخست روشنتر است.

15- در مكارم: شيوه رسول خدا6بود كه تگرگ ميخورد و يارانش برايش جستجو ميكردند و جمع ميكردند و آن حضرتش ميخورد و ميفرمود ريزش دندان را ميبرد.

بيان: دلالت دارد بر مدح تگرگ و گذشت دليل بر نكوهش آن كه سندش اقوى بود چون در ظاهر اين خبر مدح عامى است و مى‌شود جمع كرد كه اين خبر در صورت ريزش دندان يا مظنه آنست و تجويز براى درمانست گرچه دور از باور است.

16- در مكارم (187) از امام صادق7كه فرمود: سرور نوشابه اهل بهشت همان آبست، فرمود: آب زمزم درمانست براى كسى كه آن را برايش نوشد در حديث ديگر است كه آب زمزم درمان هر درد است و امان از هر ترس، فرمود:

به خالد بن جرير كه راستش اگر من نزد شماها بودم هر روز سر نهر فرات ميرفتم و غسل ميكردم و هر روز يك دانه انار ميخوردم، على7فرمود: نيل مصر دل را بميراند، سر خود را با گل مصر نشوئيد كه مايه زمين‌گيرى است، فرمود: بر تبدار آب سرد بپاشيد كه داغى آن را براندازد، امام صادق7فرمود: آب خنك داغى را خاموش كند و صفراء را آرام كند و خوراك را در معده آب كند و تب را ببرد فرمود: هر كدام بحمام رويد سه مشت از آب داغ بنوشيد كه چهره را خرمتر كند و درد تن را ببرد، و از اوست7كه آب جوشيده براى هر چه خوبست و بهيچ چيز زيان ندارد از امام رضا7كه آب هفت جوش كه هر بار در ظرفى جوشيده تب را برد و ساقها و گامها را نيرو دهد.

17- در دعوات راوندى كه تگرگ را نخوريد كه خدا فرمود: بزند


صفحه 223

بدان هر كه را خواهد، و از ابن عباس كه خدا همه آبهاى شيرين را پيش از رستاخيز از ميان بردارد جز آب زمزم را و آب زمزم تب و سردرد را ببرد و سر كشيدن در آن ديده را روشن كند، هر كه براى درمانش نوشد خدا شفايش بخشد و هر كه براى گرسنگى از آن نوشد خدا سيرش كند.

18- در دعائم: بسندى تا رسول خدا6كه آب سرور نوشابه‌ها است در دنيا و ديگر سرا.

19- در فردوس: آب زمزم درمان هر درد است و درمان رفع هر درد است كه براى آنش نوشند، آب ناودان درمان بيمار است، آب باران درمان همه دردها و از تگرگ نهى شده چه كه خدا عزّ و جلّ فرموده: ميزند بدان هر كه را خواهد، در آب فرات دو ناودان بهشتى ريزند، اگر با آن ساك بچه را بگشايند او را دوستدار خاندان پيغمبر اسلام7سازد، از امام صادق7است كه همه چشمه‌ها از زير خانه كعبه جوشيدند، و آب مصر دل را مرده كند، و خوردن در سفالش و شستن سر با گلش غيرت را برند و ديوثى آورند.

20- در قرب الاسناد (69) بسندش تا رسول خدا6كه سرور خوراكهاى دنيا و ديگر سرا گوشت است و سرور نوشابه‌هاى دنيا و ديگر سرا آب.

در عيون بسندش مانندش آمده، در صحيفه رضا7مانندش آمده (10) 21- در قرب الاسناد (83) بسندش از ابن علوان كه نزد امام ششم7نشسته بودم ناگاه مردى آمد از او مزه آب را پرسيد و ميپنداشتند كه او زنديق است بدهانش زد و بالا شد وانگه فرمودش: واى بر تو مزه آب زندگى است زيرا خدا عزّ و جلّ فرمايد «و ساختيم از آب هر چيز زنده را آيا پس نميگروند».

بيان: در قاموس است كه زنديق بكسر زاء ثنوى است يا معتقد بدو اصل نور و ظلمت و آنكه بآخرت و به پروردگار ايمان ندارد يا منافقى كه كفر در دل دارد و اظهار ايمان كند و آن معرّب زن دين است و اينكه گويد: بدهانش ميزد و بالا شد، يعنى در پاسخ‌جوئى شتاب داشت و به تحقيق پرداخت و قافيه ساخت و ضميرش‌


صفحه 224

به زنديق برگردد يا به سؤال و كنايه از تسلط او است و تفسيرش باينكه آبى بوده و دست در آن زده و آن را بالا برده بعيد است، و بمعانى ديگرى نزديك بمعنى نخست اشاره دارد ... و روايت اشاره دارد كه مقصود از آب در آيه قرآن تنها آب منى نيست، بيضاوى در تفسيرش گفته: يعنى آفريديم از آب هر حيوان زنده را چون خدا فرموده «و خدا آفريد هر جانور را از آب 46- النور» چون كه آب بزرگترين مايه آفرينش آنست يا بسيار بدان نيازمند است و از آن بهره‌ور يا مقصود اينست كه گردانديم هر چيز را زنده بآب و بى‌آن زنده نماند ...

22- در عيون (2/ 28) بسندش تا على7در تفسير قول خدا عزّ و جلّ «وانگه البته بازپرسى شوند در آن روز از نعمت، 8- التكاثر» فرمود: مقصود رطب است و آب سرد، در صحيفه مانندش آمده (13).

23- در مجالس ابن الشيخ (1/ 389) بسندش تا امام چهارم كه دو چيز در درونى در نيايند جز كه بهش سازند: انار و آب نيم گرم، در محاسن (63) مانندش آمده.

24- در خصال (63) بسندش تا على7كه گرمى تب را با بنفشه و آب سرد بشكنيد زيرا گرميش از تف دوزخ است.

25- و از همان: بدان سند كه فرمود: بنوشيد آب باران را كه تن را پاك كند و بيماريها را ببرد خدا تبارك و تعالى فرموده «و فرو فرستد بر شما از آسمان آبى تا شما را بدان پاكيزه كند و پليدى شيطان را از شماها ببرد و دلهاى شما را با هم پيوندد و گامهاتان را برجا دارد، 11- الانفال» در محاسن مانندش آمده (574) و در مكارم (188) مانندش آمده بيان: مشهور است كه اين آيه در جنگ بدر فرود آمد آنجا كه مسلمانها بر تپه خاكى منزل داشتند كه پا در آن فرو ميرفت و بى‌آب بود و خوابيدند و بيشترشان محتلم شدند و شبانه باران بر آنها باريد تا وادى روان شد و غسل كردند و شن زمين بسته شد و گام بر آن برجا ماند و پليدى شيطان كه جنابت است از آنها برفت و دلشان باعتماد بر لطف خدا بهم‌


صفحه 225

پيوست، و از خبر برآيد كه احكام وارد در آن عموم دارند و گرچه مورد نزولش مخصوص است و بر اينكه پليدى شيطان اعم است از وسوسه‌هاى او و از بيماريهاى دنبال‌روى شيطان از گناهان.

26- در ثواب الاعمال (219) بسندش تا امام ششم7كه هر كه در دنيا از آب لذت برد خداش در آخرت از نوشابه‌هاى بهشت كامروا كند.

بيان: لذت برى از آب چند وجه دارد 1- انديشه در خوشى آن و شناخت قدر اين نعمت و شكر آن.

2- نوشيدنش با سه نفس با آرامى كه بيايد حديثى در لذت برى از آب كه در آنست ادراك لذت بيشتر.

3- لذّت بردن از آن در برابر نوشابه‌هاى حرام و در عوض آنها و ترك نوشابه‌هاى حرام.

4- نوشيدن آب بى‌تشنگى براى لذت بردن از آن چنانچه در برخى اخبار آينده اشارت بدان آيد.

27- در محاسن (570) بسندش از امام ششم7كه چشمه‌ها از زير خانه كعبه جوشيدند.

بيان: از اين خبر كشيده شدن زمين از زير خانه كعبه بنظر آيد بهوش باش. و مى‌شود مقصود همان چشمه‌هاى مكه باشد و مؤيد آنست برخى اخبار زمزم خوب بفهم، و بقولى مقصود از آن چشمه‌هاى زمزم است چنانچه در كتاب حج اشاره بدان آيد.

28- در محاسن: بسندش تا على7كه آب سرور نوشابه‌هاست در دنيا و ديگر سرا (و همين مضمون را از پيغمبر هم آورده).

29- و از همان (..) بسندش از عيسى شلقان كه بامام ششم7گفتم: چه اندازه آب تنى ميان شما كم است و ندانم آن را جز براى اينكه آب شما شور است. فرمود: آب شما بهتر است از آن، يعنى آب فرات شما.


صفحه 226

30- و از همان بسندش تا ابو الحسن7كه راستش من بسيار نوشم آب را براى لذت بردن.

بيان: دلالت دارد بر استحباب پر نوشيدن آب و ظاهر اخبار آينده در نكوهش آن مخالف آنست و مى‌شود اين خبر را حمل كرد بر اينكه پر نوشيدن آب سازگارش بوده براى گرمى غالب مزاجش يا جز آن و اخبار آينده در باره غالب مزاجها است، يا اينكه اين خبر تفسير شود بخواستن آب بيشتر و آن اخبار به صورت نخواستن آن يا منظور از پر نوشيدن طول دادن نوش است و اندك اندك مكيدن و سه بار نوشيدن كه خود مستحب است بقرينه اينكه فرموده براى لذت بردن و درك لذت در اين صورت بيشتر است.

31- در محاسن (..) بسندش از يك بازگو كه نزد امام ششم7بودم و خرما خواست و روى آن آب نوش ميكرد، گفتم قربانت كاش از آب خوددارى ميكردى، فرمود من خرما ميخورم كه آب روى آن خوشمزه باشد.

بيان: اين خبر دلالت دارد بر تفسير ميانين گذشته براى خبر پيشين ...

32- در محاسن (..) بسندش از امام ششم7كه هيچ كدامتان آب ننوشد تا آن را بخواهد و چون خواست كم بنوشد و در خبر ديگر فرمود: مبادا پر آب بنوشيد كه مايه هر درديست، و در خبر ديگر: كه اگر مردم كم آب نوشيدند تنشان سالم و خوش بود.

33- و از همان (571) بسندش تا آنكه رسول خدا6را ياد كرد و گفت:

بار خدايا تو ميدانى كه او دوستر است نزد ما از پدران و مادران و خويشان و دوستر از آب خنك است.

34- و از همان (..) بسندش از امام ششم7كه بمردى سفارش ميكرد كم آب بنوش كه آب هر دردى را كمك كند و تا توانى و تاب بيمارى دارى از دارو كناره كن.

35- در محاسن (..) بسندش از امام ششم7كه هر كه آب كم نوشد


صفحه 227

تندرست باشد.

36- و از محاسن (..) كه چون پيغمبر6چربى ميخورد كم آب مينوشيد گفتندش يا رسول اللَّه تو كم آب نوشى؟ فرمود: براى خوراكم گواراتر است.

37- و از همان (..) بسندش كه برآورده گفته: نوشيدن آب بدنبال چربى درد را برانگيزد.

بيان: از اين اخبار راه جمع ديگرى ميان آنها برآيد كه اخبار منع از پر نوشيدن آب حمل شوند به دنبال خوردن چربى و جز آنها بر جز آن و اين با آزمايش هم تأييد شود، گويم بيشتر اخبار منع از پر نوشيدن آب در مكارم بى‌سند آورده شدند.

38- در محاسن (572) از ابن ابى طيفور پزشك كه امام هفتم را از نوشيدن آب نهى كردم، فرمود: آب باكى ندارد، خوراك را در معده ميسازد و خشم را فرو مى‌نشاند و خرد را بيفزايد و صفراء را خموش كند، در مكارم: مانندش آمده (178).

بيان: ساختن خوراك اينست كه آن را زيرورو كند تا خوب هضم شود و يا اينكه ميچرخاند و زود هضم كند در نسخه‌اى (يمرى‌ء- گوارا ميسازد) آمده، و (يدبّر) با باء هم محتمل است و در مكارم (يذيب آب كند) آمده كه روشنتر است و آرام كردن خشم براى همان خاموش كردن صفراء است.

39- در محاسن: از امام رضا7كه پر نوشيدن آب روى خوراك باكى ندارد و كم نوشيدن هم زيانى نزند و فرمود: اگر مردى اين قدر بخورد (هر دو دست را بهم حلقه كرد و بهم نچسبانيد) و آب بر آن ننوشد آيا شكمش نتركد؟، در مكارم: مانندش آمده (176).

بيان: فرمود: كم نوشيدن و پر نوشيدن آب زيانى ندارند و جز آن نيست كه زيان مردم از پرخوريست و پندارند كه براى پر نوشيدن آبست و پيوستن دو دست اشاره بپرخوردن خوراك است كه باين وضع پر دو مشت باشد و بسا مقصود پيوست‌