بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 84

3- در محاسن (584) بسندش از عمرو بن شمر كه شنيدم امام ششم ميفرمود:

من انگشتان خود را از نانخورش خوب مى‌ليسم تا ميترسم خدمتكار پندارد از پر خورى من است و چنين نيست راستش بمردمى نعمت فراوان داده شد كه مردم ثرثار بودند تا آنجا كه مغز گندم را نان كرده و با آن ته كودكان خود را پاك ميكردند تا از آن كوهى ساختند و مرد صالحى گذر كرد بزنى كه چنين ميكرد با پسر بچه‌اش و باو گفت: واى بر شما از خدا بپرهيزيد مبادا نعمت شما را دگرگون سازد گفت: گويا تو ما را از گرسنگى ميترسانى ولى تا ثرثار ما روانست از گرسنگى نترسيم، فرمود: خدا عزّ و جلّ بر آنها خشمناك شد و ثرثارشان را سست كرد و باران آسمان و گياه زمين را از آنها بازداشت. فرمود: پس از آن نيازمند همان كوه نان آلوده شدند، و چنان بود كه با ترازو ميان آنها بخش ميشد، و از همان بسند ديگر مانندش آمده.

بيان: در قاموس گفته ثرثار نهر يا دشتى است ميان سنجار و تكريت كه بزرگ است ... و بايد بدانند كه نهر تنها فائده برايشان ندارد و بايد بخدا تعالى اعتماد كرد، اخبارش در كتاب طهارت شرح شود ان شاء اللَّه.

4- در محاسن (..) بسندش از امام ششم7كه جز اين نباشد كه تن بر نان ساختمان شده.

5- و از همان (..) بسندش تا رسول خدا6كه نان را ارجمند و بزرگ داريد زيرا خدا تبارك و تعالى آن را بركاتى از آسمان فرو فرستاده و بكرم خود بركاتى از زمين برآورده و از گرامى داشتن نان اينست كه نه بريده شود و نه پامال گردد.

6- در محاسن: بسندش تا على7كه نان را گرامى داريد زيرا از عرش تا زمين و آنچه در ميان آنها است در پيدايش آن بكار رفته، در مكارم: از امام صادق7مانندش آمده.

7- در محاسن (586) بسندش تا رسول خدا6كه گفت: بار خدايا نان را


صفحه 85

براى ما بركت ده و ميان ما و آن جدائى مينداز كه اگر نان نباشد نماز نخوانيم و روزه نتوانيم و واجبات پروردگار خود را انجام ندهيم.

8- و از همان (589) بسندش از فضل بن يونس كه ابو الحسن7نزد من چاشت خورد و كاسه‌اى آوردندش كه زير آن نان بود، فرمود: نان را گراميتر از آن داريد كه زير كاسه باشد و بمن فرمود: بغلام بگو گرده را از زير كاسه درآورد.

9- و از همان (..) بسندش تا امام ششم7كه بد داشت گرده نان زير كاسه باشد.

10- (همين مضمون را در خبر ديگر آورده).

11- و از همان (..) بسندش تا رسول خدا6كه نان را با كارد نبريد و با دست بشكنيد و برايتان شكسته شود، با عجم مخالفت كنيد.

بيان: فرمان مخالفت با عجم براى اين بوده كه در آن روزگار كافر بودند.

12- در محاسن (..) بسندش كه بالا برده تا فرموده: بريدن نان با كارد گناه ندارد.

13- و از «همان» (..) بسندى تا امام ششم7كه چون امير المؤمنين7نانخورش نداشت نان را با كارد ميبريد. و از «همان»: بسندش از امام ششم7كه كمتر نانخورش بريدن نانست با كارد.

«بيان» بريدن را بجاى نانخورش آورده يا براى اينست كه خوشمزه‌تر مى‌شود يا مانند نانخورش مى‌شود و طبع فريب ميگردد، بهر حال دليل است بر جواز بريدن نان با كارد با نبودن نانخورش، و منع در جز اين خبر حمل بر كراهت شود گرچه احوط ترك است، در دروس گفته: بريدن نان با كارد مكروه است و اين صورت را جدا نكرده و گويا آن را حمل بر سبكى كراهت كرده.

14- در «مكارم» (177) (مضمون شماره 5 را آورده و در دنبالش افزوده).

گفته شد احترام نان چيست؟ فرمود: چون حاضر شود چشم براه خوراك ديگر نشوند.

15- در «دعوات راوندى»: پيغمبر6فرمود: گرده نان را خرد بسازيد


صفحه 86

زيرا با هر گرده بركتى است (2/ 117).

16- در «دعائم»: پيغمبر6نهى كرد كه نان را بو كنند مانند اينكه درندگان بو ميكنند، و نهى كرد از بريدنش با كارد.

17- در «كافى» (6/ 303) بسندش تا رسول خدا6كه مبادا نان را بو كنيد چنانچه درنده‌ها بو كنند زيرا نان مبارك است، خدا عزّ و جلّ از آسمان باران پياپى فرستاده و آن را رويانده است بدان است كه نمازگزاريد گزاريد و بدان روزه توانيد و بدان بحج خانه پروردگارتان رويد، در «محاسن» (585) بسندش (مضمون حديث را تا باران پياپى آورده).

«بيان»: بو كردن نان براى اينست كه خوبى آن را وارسند، و اينكه فرمود:

خدا فرستاده اشاره است بقول خدا تعالى در سوره نوح حكايت از آن حضرت7كه «پس گفتم آمرزشخواهيد از پروردگارتان كه او پرآمرزنده است، فرستد بر شما باران آسمان را پياپى 10- 11- نوح» بيضاوى گفته سماء احتمال سايه انداز و ابر را دارد و مدرار پر فرو ريز است ...

18- در «كافى» (6/ 403) بسندش از رسول خدا6كه چون نان و گوشت براتان آوردند آغاز كنيد بنان و با آن سد جوع كنيد وانگه گوشت را بخوريد.

19- و از «همان» (6/ 302) بسندش تا امام ششم7كه پيغمبر6فرمود: نان را گرامى داريد كه آنچه ميان عرش تا فرش است در آن كار كرده با آفريده‌هاى بسيارش، سپس بدانها كه در گردش بودند فرمود: براى شما حديث نكنم؟ گفتند: چرا يا رسول اللَّه پدران و مادران ما بقربانت، فرمود: پيش از شماها پيغمبرى بود بنام دانيال و گرده‌اى به يارش داد تا او را از آب گذر دهد و آنكه وسيله گذر داشت گرده نان را بدور افكند و گفت: من با اين نان چه كنم نان نزد ما لگد مال مى‌شود، چون دانيال اين را ديد دست به آسمان برداشت و گفت: بار خدايا نان را گرامى دار. پروردگارا ديدى اين بنده چه كرد و چه گفت، فرمود:

خدا عزّ و جلّ به آسمان وحى كرد تا باران را بند آورد و بزمين وحى كرد تا چون‌


صفحه 87

گل پخته شود، فرمود: باران بر آنها نباريد تا كارشان بدان جا رسيد كه همديگر را خوردند، و چون بدينجا رسيدند كه خدا عزّ و جلّ خواست: زنى بديگرى گفت بيا امروز فرزند مرا با هم بخوريم و فردا فرزند تو را، گفت بسيار خوب و فرزند او را امروز با هم خوردند و چون گرسنه شدند بديگرى گفت تا فرزند او را بخورند و او سرباز زد و باو گفت ميان من و تو پيغمبر خدا دانيال حكم باشد و نزد او بمحاكمه رفتند و آن حضرت بآنها فرمود: كار بدينجا رسيده؟ گفتند:

اى پيغمبر خدا آرى و سخت‌تر است و او دست بآسمان برداشت و فرمود: بار خدا يا بازگردان بما فضلت را و فضل رحمت خود را و شكنجه مده كودكان و خيرمندان- را بگناه كشتيبان و روگردانيش از نعمت تو، فرمود: خدا بآسمان فرمود:

ببار بر زمين و زمين را فرمود: برويان براى آفريده‌هايم هر خيرت را كه از آنها فوت شده كه من آن را براى كودك خردسال رحمت آوردم.

20- در كافى (6/ 303) بسندش تا رسول خدا6كه گرده‌هاى نانتان را كوچك بسازيد زيرا با هر گرده بركتى است، يعقوب بن يقطين گفت: ديدم امام رضا گرده را بسوى بالا ميشكست.

بيان: بسوى بالا شكستن دو راه دارد يكى كه روشنتر است اينست كه نان خشك را از دو سو بزير فشار دهند تا از بالا شكسته شود دوم اينكه نان نمدار را از طرف پائين بكشند تا از بالا جدا شود.

21- در كافى (6/ 304) بسندش از امام رضا7كه نان را با كارد نبريد آن را بشكنيد، با عجم مخالف باشيد.

باب دوم- انواع نانها

1- در كافى (..) بسندش تا امام رضا7كه فضل نان جو بر گندم چون فضل ما است بر ديگر مردم، هيچ پيغمبرى نبوده جز كه براى خوردن نان جو دعوت كرده و آن را بركت داده و بدرونى در نشود جز كه هر درد را از آن بر آرد


صفحه 88

و آن قوت پيغمبران و خوراك نيكانست، خدا نخواسته خوراك پيغمبرانش جز نان جو باشد.

در مكارم (178) مانندش آمده جز كه گفته: خدا نخواسته قوت پيغمبران را براى اشقياء مقرر سازد.

2- در كافى (6/ 305) بسندش از امام رضا7كه در درون مسلول چيزى سودمندتر از نان برنج نيست.

3- در همان (..) بسندش از امام ششم7كه به مبطون (بيمار اسهالى) نان برنج بدهيد كمتر چيزى در درون مسلول در آيد كه سودمندتر از آن باشد، هلا كه معده را دباغى كند و درد را بخوبى بيرون كشد.

4- در مكارم (..) از امام صادق7كه در درون مسلول مانند نان برنج در نيايد، راستش درد را بخوبى بكشد، در صحيفه رضا است بسندى كه بر آورد كه چيزى سودمندتر از آن نيست، و چيزى نيست كه از بام تا شام در درون آدمى بماند جز نان برنج، در كافى (بخش اخير اين خبر را از امام صادق آورده) (6/ 305).

5- در مكارم: از امام صادق7كه ثقل ندارد و با شير نرمتر و سودمندتر است براى معده.

6- در روضة الواعظين- از عيص بن قاسم كه بامام ششم7گفتم حديثى از براى ما از پدرت روايت است كه رسول خدا6هرگز از نان گندم سير نخورده درست است؟ فرمود: نه، رسول خدا6هرگز نان گندم نخورده و از نان جو سير نشده هرگز.

7- در كتاب المسائل (10/ 26 بحار) بسندش از على بن جعفر كه از برادرم موسى7پرسيدم از اينكه نان را با روغن آلايند، فرمود: باكى ندارد، بيان: يعنى با روغن خمير كنند يا آن را بروغن زنند و بخورند و نخست روشنتر است.

8- در كافى (6/ 36) بسندش از امام رضا7كه نان خشك ترنج را هضم كند.


صفحه 89

باب سوم قاووت و انواعش‌

1- در محاسن كه يكى نزد امام ششم7نام قاووت برد و آن حضرت فرمود:

همانا بوحى ساخته شده و دستور خدا است (488).

2- و از همان (..) بسندش (همين مضمون اخير از امام هفتم7روايت است).

3- و از همان: از امام ششم7كه ميفرمود: قاووت خوراك مرسلان است يا خوراك پيغمبران عليهم السّلام.

4- و از همان (..) از امام هشتم7كه قاووت نافع است براى هر چه كه بقصد آنش نوشند.

5- در محاسن (..) بسندش از امام ششم7كه قاووت گوشت روياند و استخوان سخت كند.

6- و از همان (..) بسندش از ابن مسكان كه شنيدم امام ششم7ميفرمود نوشيدن قاووت با زيت گوشت روياند و استخوان سخت كند و رخساره خرم سازد و باه را بيفزايد.

7- و از همان (..) بسندش از خضر كه نزد امام ششم بودم و يكى از ياران ما آمد و بآن حضرت گفت: نوزاد براى ما آيد خرد و نزار، فرمودش چه بازت دارد از نوشيدن قاووت كه استخوان سخت كند و گوشت روياند.

در مكارم: بى‌سند مانندش را آورده (و پنج روايت بهمين مضمون آمده و در آخر آنها افزوده) هر كه 40 بامداد قاووت نوشد دو كتفش پر از نيرو گردد، و در مكارم مانندش آمده و گفته: كعبش پر از گوشت گردد و هم در كافى چنين است.

8- در محاسن (489) بسندش از امام ششم7كه سه كف قاووت خشك‌


صفحه 90

در ناشتا خوردن صفراء و بلغم را برچينند تا بسا چيزى از آنها نماند.

9- در طبّ (67) بسندش از امام ششم7كه خوردن قاووت خشك در ناشتا گرمى وابخموشد و صفراء آرام كند و اگر تر كنند و نوشند اين اثر را ندارد.

بيان: تر كنند، يعنى با روغن و زيتش بياميزند چنانچه كلينى بسند عدّه از يك مرد مروى روايت كرده كه امام رضا7كه نزد ما در مرو بود فرستاد و قاووت خواست و قاووت آميخته بروغن برايش فرستادند و آن را برگردانيد و بمن پيغام فرستاد كه قاووت چون خشك در ناشتا خورده شود حرارت را بنشاند و صفراء را آرام كند و چون آميخته باشد اين اثر را ندارد.

10- در طب (..) از امام پنجم7كه وه چه بزرگ است بركت قاووت چون آدمى در سيرى نوشدش گواراست و غذا را هضم كند و اگر گرسنه باشد سير كند و چه خوب توشه‌ايست قاووت براى سفر و حضر.

11- و از همان (..) بسندش از بكر بن محمّد كه نزد امام ششم7بودم و مردى بآن حضرت گفت: يا بن رسول اللَّه نوزاد ما خرد و ناتوان آيد فرمود: چه بازت دارد از قاووت بنوشش و خانواده‌ات را بفرما بنوشد كه گوشت روياند و استخوان سخت كند و براى شما نوزاد نيايد جز نيرومند.

12- در قرب الاسناد (31) بسندش از بكر بن محمّد ازدى كه عبد السّلام نزد امام صادق7آمد و گفت: مردى گاوى را با تبر زده و كوبيده و سرش را بريده و پاسخى باو نفرستاد، و سعيده را خواست و باو فرمود: اين مرد نزدم آمد و گفت:

تو نزد من فرستادى در باره مردى كه گاو را با تبر زده، پس اگر خون معتدل روان شود بخوريد و بخورانيد و اگر بسختى و كندى در آيد نزديكش نرويد، گويد: آن غلام را گرفت تا بزندش، و امام باو پيغام داد قاووتش نوشان كه گوشت روياند و استخوان سخت كند.

13- در احتجاج (227) از امام رضا در مناظره او با سران ملل است كه چون آن حضرت خواست نزد مأمون رود وضوى نماز گرفت و قاووت نوشيد و بما هم‌


صفحه 91

نوشانيد الخبر.

14- در محاسن (489) بسندش از امام ششم7كه قاووت خشك سفيده را ببرد، بيان: سفيده يعنى پيسى و سفيده چشم دور از باور است.

15- در محاسن (..) بسندش از امام ششم7كه قاووت صفراء و بلغم را بكلى بركند و 70 نوع بلا را بگرداند.

16- در محاسن (..) بسندش از امام هفتم كه چون قاووت را شسته باشى هفت بار و از ظرفى بظرف ديگرش بگردانى تب را ببرد و نيرو بساقها و گام فرو آورد، در مكارم: از امام رضا7مانندش آمده است.

بيان: گردانيدن از ظرفى بظرفى براى خوب شستن دانه است پيش از كوبيدن يا پس از آنست براى گرد گرفتن و پاك كردن دردش.

17- در محاسن (490) بسندش از حماد بن عثمان كه شنيدم امام ششم ميفرمود: درون تبدار را از قاووت پر كنيد، سه بارش بشوئيد و آنگاه باو دهيد بنوشد و در حديث ديگر از ظرفى بظرفى گردانده شود. در مكارم (24) مانندش آمده، تا گفته هفت بارش بشويند و آنگهش بنوشانند.

18- در محاسن (..) بسندش تا امام ششم7كه بهترين سحرى شماها قاووتست و خرما، و بسند ديگر هم آمده و در مكارم هم مانندش آمده، و محاسن در حديث ديگر گفته: چه خوب خوراكيست قاووت.

19- و از همان (..) بسندش از محمّد بن عمرو كه شنيدم امام رضا7ميفرمود:

چه خوب خوراكى است قاووت اگر گرسنه باشى نگهت دارد و اگر سير باشى خوراكت را هضم كند، و بسند ديگر از ابى الحسن مانندش آمده.

20- و از همان: بسندش تا پيغمبر6كه قاووت بادام با شكر طبرزد براش آوردند و فرمود: خوراك خوشگذرانها است پس از من.

بيان: مترف به جبار هم گويند.