بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 108

باب نهم در خورشيد و ماه و احوال و صفات آنها و در شب و روز و آنچه بدانها وابسته است‌

آيات:

1- البقره: (192) تو را پرسند از ماههاى نو بگو وقت مردمند و وقت حجّ.

2- آل عمران (27) درآرى شب را در روز و درآرى روز را در شب 3- الانعام (96) شكافنده بامداد كه شب را آرامش ساخت و خورشيد و ماه را حساب‌گر، اينست تقدير عزيز حكيم.

4- الاعراف (54) فروگيرد شب روز را كه شتابان بدنبال او است، و خورشيد و ماه و اختران مسخرند بفرمانش 5- يونس: (5- 6) او است كه خورشيد را درخشان ساخته و ماه را روشن و مقدر نموده او را منازلى تا بدانيد شماره سالها و حساب را نيافريده خدا آنها را جز درست، شرح ميدهد آيات را براى مردمى كه ميدانند راستى در رفت و آمد شب و روز و آنچه خدا در آسمانها و زمين آفريده نشانه‌ها است براى مردمى كه پرهيزكارند 67 او است كه شب را براى آرامش ساخت و روز را براى ديد شما


صفحه 109

راستى در اين نشانه‌ها است براى مردمى كه ميشنوند.

6- الرعد (2 و 3) و مسخر كرد خورشيد و ماه را هر كدام روانند تا سر رسيد نامبرده- تا فرمايد- فرو گيرد شب روز را.

7- ابراهيم (33) و مسخر كرد براى شما خورشيد و ماه را پيوسته و مسخر كرد برايتان شب و روز را.

8- النحل (12) و مسخر كرد برايتان شب و روز را و خورشيد و ماه را، و اختران بفرمانش مسخرند، راستى در آن نشانه‌ها است براى مردمى كه بينديشند.

9- الاسراء (12) و ساختيم شب و روز را دو نشانه و محو كرديم نشانه شب را و نشانه روز را بيناكننده نموديم تا بجوئيد از فضل پروردگارتان و بدانيد شماره سالها را و حساب را و هر چيزى را بخوبى شرح داديم.

10- الكهف (86- 90) تا رسيد بفرودگاه خورشيد و يافت كه فرو مى‌شود در چشمه‌اى گل آلود و يافت نزد آن مردمى را- تا گويد- تا رسيد بجاى برآمدن خورشيد و يافت كه بر مردمى برآيد كه در برابرش بر ايشان پرده‌اى نساختيم.

11- الأنبياء (33) و او است كه آفريد شب و روز و خورشيد و ماه را همه در چرخى ميگردند.

12- الحج (61) آن بدانست كه خدا فرو برد شب را در روز و فرو برد روز را در شب، و راستى خدا شنوا و بينا است.

13- المؤمنون (80) و از او است رفت و آمد شب و روز آيا نينديشيد؟ 14- النور (44) ميگرداند خدا شب و روز را راستى در آن عبرتيست براى ديده‌وران.

15- الفرقان (45- 47) ننگرى كه پروردگارت چگونه سايه را بكشد


صفحه 110

و اگر خواهد او را بر جاى دارد سپس خورشيد را دليل آن ساختيم سپس آن را بر گرفتيم اندكى و او است كه شب را جامه نموده و خواب را آسودگى و روز را انگيزش و فرموده است: مبارك باد آنكه در آسمان برجها ساخت و در آنها چراغ و ماه تابان نهاد- و او است كه شب و روز را دنبال هم آورد براى آن كس كه يادآورى خواهد يا شكرگزارى جويد.

16- النمل (63) آيا كيست كه رهبرى كند شما را در تاريكيهاى خشكى و دريا، و فرمود: آيا ننگرند كه ما شب را ساختيم تا در آن بيارامند و روز را تا بيناگر آنها باشد، راستى در اين نشانه‌ها است براى مردمى كه باور دارند.

17- القصص (71- 73) بگو: ميدانيد كه اگر خدا شب را براى شما تا قيامت پايدار سازد كيست جز او كه براى شما روشنى آرد آيا نشنويد بگو: ميدانيد كه اگر خدا روز را تا قيامت برپا دارد كيست معبودى جز خدا كه براى شما شب آرد تا آسايش كنيد آيا ننگريد و از مهرش شب و روز را برايتان ساخت تا بياراميد در آن و بجوئيد از فضل او و شايد شكر كنيد.

18- العنكبوت (41) و اگر بپرسيشان كى آفريده آسمانها و زمين و مسخر كرده خورشيد و ماه را البته گويند خدا پس از كجا دروغ پردازند.

19- الروم (23) و از آيات او است خواب شما در شب و جويائى شما در روز از فضل او.

20- لقمان (29) نبينى خدا فرو برد شب را در روز و فرو برد روز را در شب و مسخر دارد خورشيد و ماه را هر كدام روانند تا مدّتى نامبرده و راستى خدا بدان چه كنيد آگاه است.

21- فاطر (13) فرو برد شب را در روز و فرو برد روز را در شب و مسخر دارد خورشيد و ماه را هر كدام روانند تا مدّتى نامبرده، آنست پروردگار شما كه پادشاهى دارد.

22- يس (37) و نشانه‌ايست براى شما شب كه برآوريم از آن روز را و


صفحه 111

ناگاه شما در تاريكى شويد و خورشيد روانست براى قرارگاه خود آنست تقدير عزيز دانا و براى ماه منزلها مقدر نموديم تا برگشت چون شاخه قديم نخل خرما نه خورشيد را رسد كه دريابد ماه را و نه شب پيش افتد از روز، و هر كدام در چرخى شنا كنند.

23- و الصافات (5) و پروردگار مشرقها.

24- الزمر (5) آفريد آسمانها را و زمين را براستى برآيد شب بر روز و برآيد روز بر شب و مسخر كرد خورشيد و ماه را هر كدام روانند تا مدتى نامبرده و او است عزيز و پر آمرزنده.

25- المؤمن (61) خدا است كه شب را براى شما ساخت تا در آن بياراميد و روز را بيناگر نمود راستى خدا فضيلت بخش است بر مردم ولى بيشتر مردم شكر نگزارند.

26- السجده (27) از آيات او است شب و روز و خورشيد و ماه سجده نكنيد براى خورشيد و ماه و سجده كنيد براى آنكه آنها را آفريد اگر شما تنها او را ميپرستيد.

27- الرحمن (5) خورشيد و ماه براى حسابند و فرمود: پروردگار دو مشرق و پروردگار دو مغرب، بكدام نعمت پروردگارتان دروغ شماريد.

28- الحديد (6) فرو برد شب را در روز و فرو برد روز را در شب.

29- المعارج (40) نه نه، سوگند بپروردگار مشرقها و مغربها.

30- نوح (16) و نهاد ماه را در آنها روشنى و نهاد خورشيد را چراغ فروزان.

31- المدثر (32- 35) نه هرگز، سوگند بماه و بشب كه برگردد و بامداد كه برآيد و راستى كه آن يكى از بزرگتر پديده‌ها است.

32- النبأ (9- 13) و نموديم خوابتان را آسايش و نموديم شب را جامه‌


صفحه 112

و نموديم روز را معاش و ساختيم بر فراز شما هفت آسمان سخت و نهاديم چراغى فروزان.

33- التكوير (1- 18) چون كه خورشيد تيره گردد* و چون كه اختران تار شوند- تا فرموده- سوگند بشب چون تاريكيش شود برود* و به بامداد چون بدمد.

34- الفجر (1- 3) سوگند بسپيده‌دم و شبان دهگانه* و بشفع و وتر و بشب چون در گذر است.

35- الشمس (1- 4) سوگند به خورشيد و تابشش* و بماه كه دنبالش باشد* و بروز چون جلوه كند* و بشب چون فرو گيرد.

36- الضحى (1) سوگند به نيم روز و شب كه چون پرده آويخت.

37- الفلق (بگو پناه برم به پروردگار سپيده‌دم* از شر هر آنچه آفريده* و از شرّ تاريك‌رو چون فرو شود).

تفسير:

«و پرسندت از ماههاى نو» بيضاوى (در ج 1 ص 140) تفسيرش گفته: معاذ بن جبل و ثعلبة بن غنم از او پرسيدند، چرا ماه نو مانند رشته‌اى باريك برآيد سپس بفزايد تا تمام گردد و باز پيوسته بكاهد تا چون آغاز باز آيد، و نازل شد «براى وقت‌شناسى مردم و براى حج» آنها از حكمت اختلاف حال ماه پرسيدند و خدا پاسخ داد حكمت روشن آن رعايت وقت‌شناسى مردم و رعايت وقت اداء و يا قضاء حج است و در (ج 1 ص 200) در تفسير (فرو برى شب را در روز) گفته فرو بردن شب و روز در يك ديگر باينست كه دنبال همند يا فزون و كم شوند.

و در (ج 1 ص 392) گفته: در «فالِقُ الْإِصْباحِ‌» يعنى شكافنده عمود سپيده از تاريكى شب يا از روشنى روز شكافنده تاريكى بامداد ... «و شب را آرامش ساخت» كه از رنج روز در آن بآسايش شوند يا مردم بمسكن خود روند و اين كار پيوسته باشد در هر زمانى، و خورشيد و ماه را دوره دوره گردش داد تا وقت را شمار كنند و اندازه آنها را مضبوط نمود و در قول خدايُغْشِي اللَّيْلَ النَّهارَدر (ج 1 ص 325)


صفحه 113

گفته: يعنى بپوشاندش بدو و وارونه‌اش را نگفته چون معلوم است يا از خود لفظ برآيد باختلاف قرائت ... (پايان).

رازى در (ج 4 ص 338) تفسيرش گفته: در قول خدا «يَطْلُبُهُ حَثِيثاًاو را دنبال كند شتابان» بدان كه خدا اين حركت را به سرعت وصف كرده و آن را سزد زيرا دنبال هم بودن شب و روز همانا بحركت فلك اعظم است و اين تندترين حركات و سخت‌ترين آنها است، و بررسيهاي موجودات گفته‌اند: چون آدمى بتندي تمام بدود تا يك گام بردارد و بنهد فلك أعظم 3 هزار ميل راه رود و بنا بر اين حركت او در نهايت شتاب و شدّت است، و براى اين خدا فرمود «شتابانه بدنبال او است»[1]و در آن نكته سنجيها است.

1- خورشيد خودش يك حركتى دارد در يك سال تمام كه سال خورشيدي از آنست و حركتى ديگر دارد بوسيله فلك أعظم كه در يك شبانه روز بچرخد، چون اين را دانستى گوئيم شب و روز زائيده حركت خود خورشيد نيستند بلكه از حركت بلندترين آسمان هستند بنام عرش، و براى همين چون عرش را ذكر كرد كه «سپس استوار شد بر عرش» بدان وابست كه «بپوشاند شب روز را» تا آگهى دهد كه شب و روز از حركت عرشند نه حركت خورشيد و ماه.

2- چون خدا كيفيت آفرينش آسمانها را شرح داد فرمود «انجام دادشان هفت آسمان در دو روز و وحى كرد در هر آسمانى فرمانش را» و اين دليل است كه خدا هر كدام را مخصوص بيك لطيفه ربانيه از عالم امر مخصوص نمود و آن اشاره است باينكه هر چه جز خدا يا از عالم خلق است و يا از عالم امر، آنچه از عالم خلق است بمعنى تقدير جسم است و جسمانى و اندازه معين دارد، و هر چه بى‌حجم و اندازه است از عالم ارواح و عالم امر است و اين دليل است كه هر جرم فلكى و همه اختران عالم خلق مخصوص بفرشته‌اى هستند از عالم امر، و اخبار صحيحه هم بر آن دلالت دارند چون‌

[1]اين بفرضيه هيئت بطلميوسى است و برأى فيثاغورس و پيروانش و هيئت جديد شب و روز از حركت وضعى زمين باشند( از صفحه 120)


صفحه 114

اخبارى كه گويند خدا فرشته‌ها دارد كه خورشيد و ماه را ميچرخاند نزد طلوع و غروب، و همچنان اختران ديگر را، و نيز قول خداى سبحان «و برميدارند عرش پروردگارت را آن روز بالاى خود هشتا» اشاره است كه فرشته‌هاى حافظ عرش هشتند و با دقت نظر گوئى عالم خلق مسخر خدايند، و عالم امر بتدبير خدايند، و روحانيات بتقدير او بر جسمانيات تسلّط دارند و از اين رو فرمود: «هلا از آن او است خلق و امر».

سپس مسخر بودن خورشيد و ماه و اختران بفرمان او چند وجه دارد:

يكم- دليل آورديم كه همه جسمها مانندند و چون چنين باشند اختصاص جسم خورشيد بدين روشنى خاص و تابنده‌گى خيره‌آور و گرمى سخت و تدبير عجيب در عالم علوى و سفلى بايد بتدبير خداى حكيم توانا باشد كه اين اوصاف را خاص او ساخته و جسم هر كدام از كواكب و نور داران در پذيرش اين نيروها و خواص مسخّر آن مدبّر حكيم باشند.

2- هر كدام از اختران ثابت و سيّار حركت كندى دارند از مغرب بمشرق و حركت تندى بر عكس بدنبال حركت فلك أعظم و خدا بدان نيروئى بيش از ديگر افلاك داده و آن را مسلّط بر چرخاندن همه آنها كرده بزور از مشرق بمغرب و همه مسخر آنند. گويم: سپس وجوه بى‌فائده ديگر آورده و همين هم كه از او نقل شد مخالف اصول مسلمانانست و مورد اعتراضاتى روشن بر متدبّران «او است كه خورشيد را تابان ساخته» بيضاوى در (ج 1 ص 529) تفسيرش گفته: ضوء روشنى ذاتيست و نور كسبى و خدا آگهى نموده است كه خورشيد خودش درخشان آفريده شده و ماه از آن روشنى گيرد، و هر كدام را منازلى است يا خصوص قمر را منازلى است چون تند رو و چشم‌رس است، و موضوع احكام شرع است كه فرمود:

«تا بدانيد شماره سالها و حسابها را» يعنى حساب اوقات ماهها و معاملات خود را ...


صفحه 115

«راستى كه در اختلاف شب و روز» يعنى بدنبال هم بودن آنها يا كم و فزونى آنها را در چهار فصل «و آنچه خدا در آسمانها و زمين آفريده» از اختران و فرشتگان و مواليد و انواع روزى و نعمت «البته نشانه‌ها است» بر وجود صانع تعالى و علم و قدرتش و حكمتش و لطف و رحمتش ... «و مسخر كرد خورشيد و ماه را».

رازى در (ج 5 ص 261) تفسيرش گفته: در اين سخن دو نوع دليل است:

1- دليل بر وجود صانع قادر از حركات اين اجرام، زيرا جسمها يكسانند و اختصاص آنها بحركت پيوسته مؤثرى ميخواهد و بعلاوه هر كدام كيفيتى از تندى و كندى دارند و آن هم مؤثرى ميخواهد، و باز اندازه مخصوص اين حركات كه دوره‌ها و بازگشت هر كدام برابر باشد شگفت آور است و مقدّرى لازم است، و حركاتى كه برخى بسوى مشرق و برخى بسوى مغرب و برخى بسوى شمال و يا جنوب توجه دارند جز بتدبير كامل و حكمت بالغه صورت پذير نيستند.

2- «جريان هر كدام تا مدتى نامبرده» و در آن قول است يكم، ابن عباس گفته: خورشيد 180 منزل دارد و در شش ماه هر روز در منزلى است و باز ميگردد در همان جا تا شش ماه ديگر، و ماه 28 منزل دارد و مقصود از مدت نامبرده اينست دوم اينكه تا روز رستاخيز- ميچرخند و آنگه ميمانند.

و در (ج 5 ص 355) گفته: در معنى «دائبين» پيوسته در گردش و نور بخشى و رفع تاريكى و اصلاح گياهان و جانورانند، خورشيد پادشاه روز است، و ماه پادشاه شب، و اگر خورشيد نبود چهار فصل نبودند و مصالح جهان بكلى نابود ميشدند، و در تفسير قول خدا «شب و روز را دو نشانه ساختيم» در (ج 5 ص 555) گفته: در آن دو قول است:

1- مقصود خود شب و روزند و هر دو دليل‌اند براى مصالح دين و دنياى مردم اما از نظر دينى چون ضد و معاند ضد و پيوسته در پى همند و اين خود دليل روشنى است كه بخود وجود ندارند و نياز بصانع مقدر دارند كه اندازه آنها را نگهدارد و اما در دنيا چون مصالح دنيا بى‌شب و روز انجام نگيرد اگر شب نباشد آسايش‌