بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 322

بيان: اين حديث از عامّه است و ضعيف است، در نهايه گفته: در حديث است كه «سختى گرما از وزش دوزخ است» و وزش ديگ وقتى است كه جوش مى‌آيد و اين نمونه‌ايست كه آورده يعنى گويا در گرما چون آتش دوزخ است (پايان) طيبى گفته «دو نفس دارد» بيان كرده كه بر وجه حقيقت است نه مجاز، كرمانى در شرح بخارى گفته: اين علت مشروع بودن تأخير نماز است تا وقت خنك شدن هوا زيرا سختى گرما خشوع را ميبرد، يا براى اينكه هنگام خشم خدا است و مناجات و دعا در آن باجابت نرسد مگر براى كسى كه خدا باو اجازه داده (پايان) و ميگويم تمام سخن در باره آن در كتاب صلاة است ان شاء اللَّه.

15- عياشى: بسندى از امام ششم7كه فرمود: خدا آسمانها و زمين را در شش روز آفريد و آن شش روز از روزهاى سال كاسته شدند.

مى‌گويم: بزودى فضائل ماهها و خواص آنها در بابهاى مناسب هر كدام در ضمن كتاب مى‌آيند ان شاء اللَّه تعالى فائده: أبو ريحان گفته: ماههاى عرب 12 اند كه از محرم آغاز شوند، و در وجه نامگذارى آنها گفته‌ها است، يكى آنكه محرم ناميده شده چون از ماههاى حرام است، و صفر براى آنكه از گروهى بنام صفريه جدا شدند، و دو ماه ربيع، براى گل و سبزه، و بارانهاى پياپى كه در آنها بوده، و آن نسبت بطبع فصلى است كه ما آن را پائيز ناميم، و آنها ربيعش خواندند، و دو ماه جمادى براى آنكه آب در آنها يخ بسته، و رجب براى آنكه در آن جنگ نبود و با اطمينان سفر ميكردند، و رجبه بمعنى اعتماد است، و از اينجا است كه گفته‌اند: عذق مرجّب شاخه محكم.

شعبان براى آنكه قبيله‌ها در آن دسته بندى شدند، ماه رمضان چون از گرما سنگ در آن تافته ميشد، شوّال براى آنكه حرارت رفته و برداشته شده، ذو القعده براى آنكه در منزلهاشان ميماندند، ذو الحجه براى آنكه در آن حج ميكردند.


صفحه 323

براى ماههاى عرب نامهاى ديگر هم بوده كه عربهاى نخست بدانها نامشان را ميبردند و آنها چنين است مؤتمر، ناجر، خوّان، صوّان، حنتم، زبّاء، اصمّ، عادل نافق، واغل، هواع، برك، و بسا نامها با اختلافى در تلفظ و ترتيبى كه ما گفتيم يافت شوند چنانچه يكى از شعراء آنها را چنين سروده.

بمؤتره و ناجره آغاز كرديم‌

و به خوان كه دنبالش صوان است‌

و زبّاء كه دنبالش بائده است‌

و اصمّ باز گردد كه دشمنى بدان سخت شود

و واغله و نائله با همديگر

و عادله كه سه درخشان و زيبايند

و رنّه كه پس از آن برك است‌

و ماههاى سال كامل شوند و انگشت شمار

معانى اين نامها چنانچه در كتب لغت آمده:

مؤتمر: يعنى براى هر چه در سال آيد مشورت و پيش بينى گردد.

ناجر: از نجر است بمعنى سخت شدن گرما.

خوّان: از خيانت و صوّان: از صيانت و نگهداريست.

و در هنگام نامگذارى اين چيزها پيشامد كرده و آن را وجه نامگذارى نمودند.

زباء: گرفتارى بزرگ و ژرف است و بدان ناميده شده براى آنكه جنگ بسيار و درهم در آن بوده.

بائده: نابودكننده براى آنكه جنگ در آن بسيار بوده و مردم بسيار در آن نابود ميشدند، و اين مثل هم از آن جارى شده كه «العجب كل العجب بين جمادى و رجب شگفتيها ميان ماه جمادى و رجب است» در آن شتابزده بودند خونخواهى و غارت پيش از رسيدن ماه رجب و آتش بس در آنكه ماه حرام بوده.

اصمّ: براى آنكه در آن دست از جنگ ميكشيدند و آواز سلاح در آن شنيده نميشد.

واغل: براى آنكه بر مجلس ميخوارى هجوم ميكردند و آن را وانميگذاردند


صفحه 324

چون بشهر رمضان يورش ميبرد و در ماه رمضان بسيار ميخوارى ميكردند زيرا بدنبالش ماههاى حج بود.

ناتل: نام پيمانه مى است و بدانش ناميدند براى آنكه بسيار اين پيمانه را در آن بكار ميزدند.

عادل: براى آنكه از ماههاى حج بود و در آن دادگسترى مينمودند و از باطل دست ميكشيدند.

زباء: چون چهارپايان كه آماده قربانى ميشدند در آن بسيار ناله ميكردند.

برك: براى آنكه شترها در قربانگاه براى نحر در آن زانو ميزدند.

و بهتر از اين شعرى كه ذكر كرديم در اين باره شعر صاحب بن عباد است كه سروده.

خواهى كه بدانى ماههاى عرب را در جاهليت‌

برگير آنها را بترتيب محرّم تا آخر

مؤتمر است و پس از آن ناجر مى‌آيد

خوّانست با صوّان كه در يك رشته‌اند

حنين، زبّاء اصم و عادل باشند

با نافق، واغل، رنّه بهمراه برك‌

(پايان) من گويم: در قاموس گفته: ناجر رجب است يا صفر و هر كدام از ماههاى فصل تابستان و گفته: خوّان بر وزن شدّاد و عمّال- ماه ربيع الاول است، و گفته:

زبّى چون ربّى بى‌لام جمادى الآخرة است، و گفته: حنين چون أمير و سكّيت با لام در هر دو نام جمادى الاولى و آخره.

سپس أبو ريحان گفته: محمّد بن دريد در كتاب و شاح نامهاى ديگرى براى ماههاى عربى از ثمود ياد كرده و آن اينست: نام محرّم موجب سپس موجر، مولد


صفحه 325

ملزم، مصدر، هوبر، هوبل، موها، ديمر، دابر، حيفل، مسبل، گفته: آغاز سال را ديمر ميگرفتند كه ماه رمضانست.

و عرب همه روزهاى ماه را بيك نام نميخواندند مانند عجم بلكه براى هر سه شب از ماه خود نامى بمناسبت حال ماه برآورده بودند، 3 شب اول را «غرر» ميناميدند كه بمعنى نخست هر چيز است و يا اينكه شكل ماه چون پيشانى سفيد اسب است، و سه ديگر را «نفل» ميناميدند از بخشش بى‌لزوم و برخى 3 دوم را «شهب» ميگفتند، سه ديگر را «تسع» چون بنهم ختم ميشدند، و برخى اين سه را «بهر» ميگفتند كه روشنى آن تاريكى شب را خيره مينمود، و سه ديگرى «عشر» كه به دهم آغاز ميشدند.

سه ديگر را «بيض» كه همه شب با ماه روشن است سه ديگر را «درع» كه آغاز آنها تاريك است بمانند گوسفند سر سياه و تن سفيد، و اصل تشبيه آنها به زره است كه سر كسى كه پوشيده و رنگى جز باقى تن او دارد، سه ديگر را «ظلم» كه بيش آنها سياه است، سه ديگر را «حنادس» و نيز «دهم» چون سياهند، سه ديگر را «دآدى» نامند چون مانده از ماهند: و گفتند اين واژه از راه رفتن شتر است كه يك پا را جلو ميگذارد و يك پا را بدنبال آن مينهد شتابانه، سپس سه ديگر «محاق» است چون مهتاب و ماه بتاريكى فرو ميروند.

و باز هم تك شبهاى ماه را نامهاى تكى داده‌اند و شب آخر را «سرار» ناميدند كه ماه در آن نهانست، و «فحمه» نيز كه روشنى ندارد، و «براء» براى آنكه خورشيد از آن بيزار است، و مانند آخر روز ماه كه آن را «نحيره» گويند زيرا ماه در آن نحر مى‌شود، و مانند شب 13 كه آن را «سواء» نامند، و شب 14 كه آن را «بدر» نامند چون مهتاب در آن پر مى‌شود و روشنيش كامل ميگردد، و بدر بمعنى كامل است چنانچه به 10 هزار درهم بدره گويند، زيرا آن شماره كامل است بوضع حسابگران نه بحسب طبع.


صفحه 326

*** پايان جزء دوم مجلد 14 كتاب بحار الأنوار كه جزء 58 طبع زيباى ما است.

و ما آن را با نسخه‌اى كه فاضل خبير شيخ محمّد تقى يزدى تصحيح كرده مقابله نموديم و با آنچه حاشيه و ريزه‌كارى دارد و اللَّه ولى التوفيق.

پايان ترجمه در 13 فروردين ماه 1351 خورشيدى برابر 27 محرم سال 1392 هجرى قمرى در ورآباد خمين نگارش محمّد باقر- كمره‌اى.


صفحه 327

فهرست جزء دوم آسمان و جهان‌

مقدمة مصحح نسخه عربى: 2

مدارك تصحيح نسخه عربى 4

(باب چهارم) عرش و كرسى و حاملان آنها 7

باب پنجم حجب و استار و سرادقات 41

باب ششم سدرة المنتهى و معنى عليين و سجين 48

باب هفتم بيت المعمور 55

باب هشتم آسمانها، چگونگى و شماره آنها، اختران و شماره‌شان، و وصفشان و وصف كهكشان 61

باب نهم در خورشيد و ماه و احوال و صفات آنها و در شب و روز و آنچه بدانها وابسته است 108

باب دهم در علم نجوم و عمل بدان و حال منجمان 185

باب يازدهم در نهى از باران‌جوئى بستاره‌ها و نهى از فال بد و واگيره بيمارى 262

باب دوازدهم آنچه مناسب نجوم و احكام نجوم است از كتاب دانيال7و جز آن 278

أبواب ازمنه، انواع آن، سعد و نحس آن احوال ديگر آن‌

باب سيزدهم سالها، ماهها، انواع آنها، چهار فصل، احوال آنها 285