بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 337

باد و مانند آنها بفرشته‌هاى آسمانى بويژه دو فرشته گماشته بخورشيد فرمايد تا بوسيله فرشته‌هاى گماشته بزمين جنبشى پديد كنند و آن را بهم زنند تا آنچه خواهد بشود زيرا هر چه در فضا و زمين پديد گردد بر اثر آميختن عناصر زمينى است.

و نخست پديده آن كه هنوز مزاج كاملى بخود نگرفته همان بخار و دود است زيرا فرشته‌ها چون بوسائل آسمانى گرمى را برانگيزند از آب بخار برآرند و از زمين دود كه نخست آميخته‌اى از هوا و آبست و دوم از آتش و خاك، و آنگاه بوسيله آنها موجودات چندى پديد شوند كه مزاج كامل ندارند چون ابر، باران برف، تگرگ، شبنم، عزو، رعد و برق، صاعقه، رنگين كمان، هاله‌ها، شهابها بادها، زمين لرزه‌ها و جوشيدن چشمه‌ها و قناتها و چاهها و نيزارها، همه اينها بفرمان خدا سبحانه و وسيله فرشته‌هاى او است، چنانچه خدا سبحانه ببرخى از آنها اشاره فرموده «آيا نبينى كه خدا ميراند ابر را- الآية- 44- النور».

انديشه در ساختمان گرمابه و عوارض آن خوب كمكى است بدرك ماهيت فضا و بسيارى از پديده‌هايش، بلكه انديشه در آنچه از زمين معده آدمى برآيد و بزمهرير مغز او رسد و سپس بسوراخهاى چهره‌اش فرود آيد باز هم كمكى است بدان چون بسيارى از امور نفسى و آفاقى (پايان).

يكى از محققين در باره رنگهاى رنگين كمان گفته: روشن كردن آن دو مقدمه ميخواهد.

يكم- رنگها كه ميان سپيد و سياهند از آميختن اين دو پديد آيند، و خلاصه اينكه سفيد چون بوسيله سياه يا با آميختن بدان ديده شود رنگهاى ديگر مى‌شود اگر سفيد غالب بر سياه باشد سرخ نمايد و اگر نه آبى و ارغوانى، و غلبه آن در آبى بيشتر و در ارغوانى كمتر است.

دوم- رنگ سياه در حكم نديدنست، زيرا چون قرص خورشيد را نبينيم و پرتوى باشد گمان بريم چيز سياهى است و آنجا كه ابرى است سفيديش غالب بر سياهى است آن را سرخ بينيم و آنجا كه سياهش غالب است ارغوانى بينيم و آنجا كه‌


صفحه 338

ميانه است آبى.

چون اين دو مقدمه چيده شدند گوئيم:

چون پرتو خورشيد در اين زمينه در ابر ديده شود رنگين كمان باشد و بيشتر اوقات سه رنگ است، دوره بيرونش كه پهلوى آسمانست سرخ است چون سياهيش كم است و سفيديش بيش، و دور درونى آن آبيست چون ميانه است در كمى و بيشى سياهى و سفيدى و دوره سومش كه سوى زمين است ارغوانى و بنفش است چون سياهيش بيش و سفيديش كم است، و دوره زردى كه گاهى ميانه سرخ و آبى ديده شود انعكاس مستقلى نيست بلكه نموديست از سرخى در كنار آبى، و علتش اينست كه سفيد در كنار سياه سفيدتر نمايد، و چون دوره سرخ سفيدى دارد و آبى سياهى بيشتر كناره سرخ كه نزديك سياهى است روشنتر نمود دارد و زرد ديده شود و بسا دو رنگين كمان در پهلوى هم ديده شوند و هر كدام همان رنگ نامبرده را دارند ولى وضع و ترتيب رنگين كمان بيرونى واروى درو نيست يعنى دوره بالايش كه سوى آسمانست بنفش است و پهلوى آن آبى و زيرين سرخ و دور نيست كه يكى از دو رنگين كمان واروى ديگرى باشد (پايان).

من گويم: اينست سخنان آن مردم در اينجا، و همه آنها مخالف زبان شرع است و آدمى مكلف نيست در اين مسائل بررسى كند و در حقائق آنها بينديشد، و اگر سودى براى مكلف داشت صاحب شرع بيانش را وانميگذاشت نميگذاشت، و در بسيارى اخبار از رنج دانستن آنچه نفرمودند قدغن شده.

مؤلف مواقف و شارحش پس از ايراد اين مباحث گفتند: آنچه ما ذكر كرديم رأى فلاسفه است كه بقادر مختار عقيده ندارند، و گوناگونى صور اجسام را از گوناگونى ماده دانند و اثر صور گوناگون و جدا از هم و مزاجهاى مختلف آنها پندارند و همه اينها را بحركات و اوضاع فلك وابندند، و اما متكلمان گفته‌اند اجسام همه يك جنسند و يك ماده دارند مانند هم كه جوهر فرد است و اتم و اختلافى ندارند و اختلاف اجسام از ذات آنها نيست بلكه عرضى است و خواست خداى تواناى مختار


صفحه 339

است (پايان).

و بدان كه آنچه مشاهده شود از اينكه ابر بر قله كوه منعقد شود و ببارد با اينكه ايستاده بر سر قله آفتاب دارد و باران و آبى نبيند مخالف ظاهر اوليه‌اى كه گويند باران از آسمانست نيست بدو وجه.

1- ممكن است باران از آسمان خرده خرده ترشح كند كه احساس نشود يا پيش از بسته شدن ابر در آنجا فرود آمده باشد كه ابر بالا شده.

2- گوئيم باران دو قسم است يكى از آسمان فرو آيد و ديگرى از درياها و زمينهاى تر برآيد، و مؤيد آنست آنچه شيخ بهائى- ره- در كتاب «مفتاح الفلاح» روايت كرده، آنجا كه گفته: خاص و عام نقل كرده‌اند كه مأمون روزى براى شكار سوار شد و بيكى از كوچه‌هاى بغداد بدسته كودك گذر كرد، همه كودكان ترسيدند و گريختند و يكى از آنها بر جاى خود ماند.

مامون پيش او شد و گفت: چرا مانند يارانت نگريختى؟ گفت: چون راه تنك نبود تا با رفتن خود آن را گشاد كنم، و گناهى نداشتم تا براى آن از تو بترسم پس چرا بگريزم؟ مامون را سخن او پسند آمد، و چون بيرون بغداد رسيد بازش را فرستاد، و بزمين بازنگشت تا ماهى خردى بنوك خود آورد، و مأمون از آن تعجب كرد، و چون از همان راه برگشت باز همه كودكان گريختند جز همان كودك كه بجاى خود مانده بود در بار نخست.

مأمون آن ماهى را ميان دست خود پنهان كرد و نزد او رفت و باو گفت: بگو ميان دست من چيست؟ در پاسخ او فرمود: راستش چون ابر از آب دريا برگيرد ماهيان خرد بدرونش درآيند و از آن بيفتند و پادشاهان آن را شكار كنند و با آن نژاد نبوت را بيازمايند، و مأمون از آن بهراس افتاد و باو گفت: تو كيستى؟ گفت من محمّد بن على الرضا هستم و اين پيشامد پس از درگذشت امام رضا7بود، و عمر آن حضرت در آن هنگام 11 سال بود گفته‌اند: 10- سال.

مأمون از اسب بزير آمد و او را پرسيد و در بر او تواضع كرد و دخترانش‌


صفحه 340

بدو تزويج نمود.

من گويم: اين داستان در ابواب تاريخ امام7گذشت.

از سيد مرتضى سؤال شد: رعد و برق و ابر چيستند، و اينكه خدا فرموده «و فرو آورد از آسمان كوهها كه در آنها تگرگ است، 44- النور» يعنى چه؟

آيا آنجا است تگرگ؟

و او- قدّس سرّه- در پاسخ گفت: ابر جسمى است در هم و در آن شكى نيست و اما رعد و برق روايت دارد كه دو فرشته‌اند و آنچه ما گوئيم اينست كه رعد غرشى است از برخورد تيكه‌هاى ابر و برق هم از برخورد آنها بهم بدرخشد و اينكه خدا فرموده «از كوهها است تا آخر آيه» شكى ندارد كه كلام خدا است و مانعى ندارد كه كوههاى تگرگ آفريده باشند در هنگامى كه تگرگ فرو ميبارد.

پايان شرح و ترجمه جلد 3 از مجلد 14 بحار الانوار بنام السماء و العالم روز چهارشنبه سوّم خرداد ماه سال 1351 خورشيدى هجرى در شهر ري بخامه محمّد باقر بن محمّد كمره‌اى.


صفحه 341

فهرس جلد سوم كتاب آسمان و جهان‌

باب چهاردهم روزها، ساعتها، شب و روز 2

باب پانزدهم رواياتى در سعد و نحس روزهاى هفته 17

باب شانزدهم در آنچه براى خصوص روز جمعه آمده 28

باب هفدهم روز شنبه و يك شنبه 31

باب هجدهم روز دوشنبه و سه شنبه 33

باب نوزدهم روز چهارشنبه 37

باب بيستم روز پنجشنبه 41

باب بيست و يكم سعد و نحس روزهاى ماه عربى و هر روزى براى چه كار شايد 47

باب بيست و دوم نوروز و تشخيص آن، سعد و نحس روزهاى ماه فرس و روم و برخى نوادر 80

ابواب فرشتگان‌

باب بيست و سوم حقيقت فرشته‌ها، صفات و شئون و اطوار آنها 126

باب بيست و چهارم باز هم در وصف فرشته‌هاى مقرب 204

باب بيست و پنجم عصمت فرشته‌ها، داستان هاروت و ماروت بيان حقيقت سحر و أنواع آن 222


صفحه 342

ابواب عناصر و كائنات فضا، معادن، كوهها، نهرها، شهرها و اقاليم.

باب بيست و ششم آتش و اقسام آن 278

باب بيست و هفتم هواء، طبقات هوا، پديده هوا از سپيده و شفق و جز آنها 284


صفحه 343

[حمد و سپاس‌]

بسمه تعاليحمد و سپاس الهى را كه موفقم فرمود تاكنون 3 جلد از كتاب آسمان و جهان ترجمه السماء و العالم را با دقت مقابله و تصحيح نمايم انشاء الله با مزيد توفيقات الهيه جلد چهارم و پنجم آن بزودى در دسترس علاقمندان قرار خواهد گرفت.

محمد باقر بهبودى‌