بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 111

و 40 روز بيهوش شد و خدا باو رحم كرد و بدر آمد و چون خدا عزّ و جلّ خواهد زمين بلرزد آن ماهى را باين ماهى فرستد و چون آن را بيند پريشان شود و زمين بلرزد.

26- در علل محمّد بن على بن ابراهيم است كه: سبب زمين لرزه پولك پشت ماهى حامل زمين است و چون خدا عزّ و جلّ خواهد زمينى لرزد يا مكانى ماهى پولك آنجا را بلند كند و بجنباند و آن زمين بلرزد.

27- در توحيد مفضل: امام صادق7فرمود: اگر كسى گويد چرا اين زمين ميلرزد، باو گفته شود زلزله و مانندش پند و بيم مردم است تا رعايت خود كنند و از گناه دست كشند.

چند فائده‌

1 [در مورد اقاليم سبعه‌]

معموره زمين بهفت اقليم بخش شده، گفتند دائره عظيمه معدل النهار در سطح زمين خط استواء است كه آن را دو بخش شمالى و جنوبى كند و با دائره ديگرى كه بر دو قطب آن گذرد چهار بخش است كه بخش است بالاى شماليش معموره زمين است و بخشهاى ديگر يا زير آبند و نامسكون، يا معمورند و نامعلوم، طول هر بخش 160 درجه است و پهنايش يك چهارم دائره برابر 90 درجه.

و اين يك چهارم هم همه معموره نيست بلكه بخشى از آن در شمال كه عرض آن از 66 درجه تمام ميل كافى فزونست براى سردى بيش زندگى جانور را نشايد و در معموره هم درياهاى بسياريست برخى پيوست بدرياى محيط و برخى جدا چنانچه دانستى، و كوهها و تپه‌ها و بيشه‌ها و دشتها و باتلاقها و بيابانهاى بى‌آب هم آباد نميشوند، در جنوب خط استواء اندكي آبادى از زنگيها و سودانيها هست كه در شمار معموره نياوردند.

و آغاز معموره نزد منجمين جزائر خالدات بوده كه اكنون زير آب رفته‌اند و برخى آنها را مبدأ طول دانسته و برخى كناره درياى مغرب را كه ده درجه از آن دور است، و پايان آبادى سمت مغرب نزد آنها «كنك ذر» است كه پندارند جايگاه ديوان است و ميان اين دو نهايت را بر خط استواء گنبد زمين نامند و سپس معموره را از عرض با


صفحه 112

دوائرى موازى خط استواء بهفت اقليم پخش كردند كه طول هر كدام از مشرق تا مغربست و عرض آن باندازه تفاوت نيم ساعت روزهاى بلندتر چون احوال هر اقليم در گرما و سرما و مزاج و رنگ و اخلاق بهم مانند.

مبدأ اقليم يكم تا 12 و يك سوم درجه است و بلندترين روزش 12 و سه چهارم ساعت و از خط استواء تا اينجا را در شمار معموره نياوردند چون آباديش كم است و برخى آن را هم جزء اقليم يكم دانسته و بهر تقدير خلافى نيست كه آغاز اقليم دوم از عرض 20 و يك دوم و بلندترين روزش 13 و يك چهارم ساعت است.

و مساحت اقليم يكم بقول اول چنانچه بيرجندى گفته 662044 فرسخ و نصف است، و شهرهاى مشهورش نجران، جنيد، صعده، صنعاء، سحار، سندان و كولم و علاقى است.

برخى گفتند اين اقليم از طول شرقى و چين آغاز شود و به رودهاى بزرگى بگذرد، و بكناره‌هاى درياى جنوبى و بخشي از اراضى چين و برخى بلاد جنوبى ميان هند و سند، سپس بر جزيره (كرك) كه پيش از اين در فرمان پادشاه يمن بود و سپس بخليج فارس و جزيرة العرب و بر بيشتر بلاد يمن گذر كند چون معلى، حضر- موت، صنعاء زبيد، عدن، شهر، قلهات، ظفار، سبا، مدينه طيبه، صحار، قصبه عمان، سپس بر درياى سرخ و پايتخت حبشه و بلاد نوبه و معدن طلاى سودان مغرب و بلاد بربر تا محيط غربى.

در اين اقليم 50 شهر مشهور است و 20 كوه و 30 رود بزرگ، رنگ بيشتر سكنه آن سياه است، و آن را وابسته به زحل دانند، و مساحت سطح ميان خط استواء و اقليم يكم 1116735 و يك ششم فرسخ است و شهرهاى معروفش: عدن، شبام، حضرموت، مرباط سقوطره و جزيره سرانديب و جزيره لامرى و جزيره كله و غانه و كوكو و سقاله، بربرا، و زغاوه از بلاد زنگ، و هدبه و زيله از بلاد حبشه.

و مساحت اقليم دوم 572066 و يك سوم فرسخ و شهرهاى مشهورش مكه، مدينه‌


صفحه 113

ضاعف اللَّه شرفهما، تيماء از بلاد شام، ينبع، جده، خيبر، بطن مر، طائف، فيد فرع، يمامه، احساء قطيف، بحرين، قفط، صعيد، اسيوط، اسوان، اسناء عيذاب مالطه از اقصاى مغرب، و سوس اقصى. سجلماسه، ديبلى از بلاد سند، مكران بيرون، منصوره، صنم سومنات، از بلاد هند و كنبايت، ماهوره و قنّوج.

برخى گفتند: اين اقليم از آغاز طولش از بلاد چين است و ببلاد يمن و معظم بلاد هند چون دهلى گذرد و بشمال كوههاى معروف در بلادشان و بمعظم ديار سند بگذرد چون منصوره و به عمان رسد و جزيرة العرب را در زمين نجد و تهامه طى كند و بطائف و مكه و مدينه رسول6و يثرب، هجر، قطيف بحرين هرمز كرمان گذرد و قلزم را قطع كند و به صعيد مصر رسد و نيل را ببرد و بسر زمين مغرب رسد و باواسط بلاد آفريقا و سپس بلاد بربر گذرد و بدرياى محيط رسد و در اين اقليم هم 50 شهر مشهور است و 20 كوه و 20 رود و مردمش سبزه‌اند و پندارند وابسته بخورشيد است.

آغاز اقليم سوم در عرض 27 و يك دوم است و بلندترين روزش 13 سه چهارم ساعت و مساحت سطحش 46091 يك پنجم فرسخ و شهرهاى مشهورش: اسكندريه، منفلوط از بلاد سعيد و اكثر بلاد واقعه بر نيل رشيد دمياط از بلاد مصر و قلزم در كنار درياى يمن فسطاط مصر عين الشمس آن اسفى از دورترين بلاد مغرب سلا، فاس، مراكش درعه، ميله، تاهرت قسطينه و سطيف كه همه از شهرهاى مغربند تينزرت تونس قابس، قيروان، مهديه، صفاقس، طرابلس، و قصر احمد همه از بلاد آفريقا و عزه عسقلان، قيساريه، رمله، بيت المقدس همه از بلاد فلسطين نابلس و عكا بيان صور عمان كرك بيروت صيدا اذرعات بصرى دمشق صرخد همه از بلاد شام هيت قادسيه حيره و كوفه انبار بغداد صرصر مدائن بابل و نعمانيه نهروان و قصر ابن هبيره و نهر ملك همه از بلاد عراق و اطرافش بصره ابله عبادان طيب سوس قرقوب شوشتر حبى عسكر مكرم اهواز دورق و ارجان كه همه جز سه تاى اول از بلاد خوزستانند.

سيف البحر جور ابرقوه كازرون نوبندجان فيروزآباد شيراز بيضاء


صفحه 114

اصطخر فسا دارابجرد همه از بلاد فارس و اطرافش يزد بافق برد سير جيرفت سيرجان زرند بم و هرموز همه از بلاد كرمان زرنج شروان و بست همه از بلاد سيستان ملتان از بلاد سند و از بلاد هند و زيتون چين و اصفهان و اردستان و طبس فيروزكوه ميمند غزنه كابل.

و برخى گفتند: اين اقليم از مشرق زمين چين و پايتختش آغاز شود و بوسط كشور هند و قندهار و كشمير گذر كند و از مولتان سند، زابل، بست، سيستان، كيج، يزده- سير كرمان، خبيص، يزد، فارس، اصفهان، اهواز، عسكر، كوفه، بصره، واسط، بغداد، و مدائن و از اينها بديار ربيعه و مضر، دمشق، حمص، بيت المقدس، صوريه، طبريه، قيساريه، عسقلان، مدين بگذرد و بگوشه‌اى از زمين مصر چون دمياط، فسطاط و اسكندريه، و از آن پس ببلاد افريقا و بلد قيروان، سوس طرابلس مغرب و سپس بعشيره‌هاى سرير در زمين مغرب، بلاد طنجه و بمحيط رسد، شمار شهرهاى مشهور آن 128 است، 33 كوه و 22 رود دارد و رنگ بيش مردمش سبزه است و پندارند وابسته بعطارد است.

اقليم چهارم: از عرض 33 درجه و 40 دقيقه است و بلندترين روزش 14 و يك چهارم ساعت و مساحت سطحش 378038 و يك چهارم فرسخ است و بلاد مشهورش:

قصر عبد الكريم: طنجه، سبته، تلمسان و بجايه از بلاد مغرب، بوند قصر احمد از بلاد افريقا اشبيليه قرطبه مالقه غرناطه بليسه همه از بلاد شام و توابعش جزيره يابسه جزيره مايرقه كه در آن درياچه‌ايست كه گردش 9 ميل است جزيره سردانيه جزيره صقليه جزيره وسامس، جزيره رودس، جزيره قبرس.

همه اين جزيره‌ها در درياى رومند (مديترانه) و طرسوس، اياس، ارطه، مصيصه، برس‌برت. تلّ حمدون همه از بلاد ارمن. طرابلس. بليناس. بعلبك.

عرقه. جبيله از بلاد شام سبس صهيون بغراس. حارم. حصن اكراد حمص. حماة.

شيزر. مرعش. حصن منصور. منبج. معرّة. قنسّرين. سميساط كه برخى از شهرستان حلب و برخى از شامند و حلب حرّان. رقه كه هر دو از ديار مضرند.


صفحه 115

ماردين از ديار ربيعه. ميافارقين از ديار جزيره. قرقيسا. جيران. نصيبين.

جزيره ابن عمر. سنجار از ديار ربيعه. تلّ اغفر، موصل. حديثه. دقوقاء.

آمد. عانه. سعرت. تكريت. سامرَّاء. دسكره. جلولاء. خانقين. حلوان برخى از عراق و برخى از جزائر. دلّى از بلاد هند. انطاليا از بلاد روم. ارزن. بدليس.

ارجيس همه از ارمنيه سلماس، خوى. مراغه. اوجان. اردبيل. ميانج. مرند تبريز همه از بلاد آذربيجان:

موقان اربل. شهر زور. قصر شيرين. صيمره. دينور. سيروان. ماسبدان.

سهرورد. زنجان. و نهاوند. همدان، بروجرد. قزوين. ابهر. ساوه، آبه جربادقان، قم، طالقان، كاشان، رى، كرج كه بيشتر از بلاد جبلند.

لاهيجان، رودبار، سالوس، ناتل، ارجان، آمل، سارى همه از بلاد طبرستان سمنان، دامغان، بسطام، استرآباد، آبسكون، گرگان، دهستان، خسروجرد، سبزوار اسفراين، نيشابور، نسا، طوس، نوقان، ابيورد، قوهستان قاين زوزن جزجرد، بوزجان، سرخس، بوشنج، هراة، بادغيس، ملين، شيورغان، اسفراز، مرورود مروشاهجان، فارياب، شهرستان، سمنگان، همه از خراسان و توابع، بدخشان، ترمد، ختلان، وخش، صغانيان شومان آثينه همه از بلاد مغرب گفته‌اند كه آن شهر حكيمانست از يونان.

يكى از افاضل گفته: اين اقليم ميانه اقليم و معموره عمده جهانست و از بلاد چين آغاز شود و ببلاد تبت داخل گذرد و به جرجير خطا ختن و كوههاى كشمير و بدخشان و صغانيان و كابل و گذر كند به طخارستان غور بلخ ترمد هرات مرو شاهجان مرورود سرخس جوزجان فارياب غرجستان بارود نسا سبزوار طوس نيشابور اسفراين قهستان قومس گرگان طبرستان آمد قم آمل كاشان همدان ابهر قزوين ديلم ساوه الموت كرج گيلان مازندران سارى سمنان دامغان استرآباد بسطام نهاوند دينور حلوان شهرزور زنجان سلطانيه اردبيل موصل سامره ارمينيه مراغه تبريز سنجار نصيبين سمياط ملطيه ارزنجان رأس العين‌


صفحه 116

قاليقلا سميساط حلب انطاكيه قنسرين طرابلس شام حمص طرسوس جزيره قبرس رودس و در زمين مغرب ببلاد فرنگ و طنجه گذر كند و بدرياى محيط رسد و در رقاق اندلس و بلاد مغرب در آن 212 شهر مشهور و 25 كوه و 22 رود است و رنگ عموم اهاليش ميان سبزه و سفيد است و بنا بر اصح وابسته بمشتريست بپندار آنها و اما اقليم پنجم: از عرض 39 درجه آغاز شود و بلندترين روزش 14 و سه چهارم ساعت است و مساحت سطحش 299493 فرسخ و 3 دهم است و شهرهايش: اشبونه شنترين بطليوس مارده طليطله مرسيه دانيه مدينه سالم سرقسطه طرطوشه لارده هيكل الزهره اربونه انقوريه عموريه آق‌شهر قونيه قيساريه اقسرا مليطه سيواس توقات ارزن ارزنجان موش ملازجرد اخلاط شروان نشوى بردغه شمكور تفليس بيلقان باب الابواب گنجه سلطانيه فراوه كركنج كات زمخشر هزار اسب درغان طواويس بيكند كرمنيه نخشب كش اربنجن اشنيخن سمرقند كشانيه شاش تيكت ايلاقى اسروشنه ساباط خجند شاوكت تنكت امسيكث كلمان فرغانه قبا ختن، خيوه، روميّة الكبرى، ما قذونيه از اطراف قسطنطنيه.

يكى از افاضل گفته: اين اقليم از دورترين بلاد ترك آغاز شود و بهمه ترك‌نشينهاى مشهور بگذرد تا حد كاشغر، ختن. بيت المقدس، فرغانه، طراز، خجند و ميگذرد به شروان، خوارزم، بخارا، شاش، نسف سمرقند، كش درياى خزر و ديار ارمينيه و برخى بلاد روم چون عموريه، قونيه، آقسراى، قيصريه، سيواس، ارزن الروم، و بگذرد بكناره درياى شام و بلاد اندلس تا بدرياى محيط رسد، 200 شهر مشهور دارد، 30 كوه، 15 رود رنگ مردمش سفيد است و بپندار آنها وابسته بزهره است.

اقليم ششم: از عرض 43 و يك دوم آغاز شود و بلندتر روزش 15 و يك چهارم ساعت است و مساحت سطحش 235034 فرسخ و دو سوم و شهرهايش كه مشهورند: تطليه، تبلوته، بردال لمريا، جزيره نقريت، اماسيه قسطمونيه سنوب، جند، فاراب‌


صفحه 117

اسفيجاب، طراز، شلج، خان‌بالق، كاشغر سموره، لنبرديه بينذه، بندقيه، برشان قسطنطنيه، بلنجر.

يكى از محققان گفته از بلادش معظم روم است و خزر و تركستان، از مشرق آغاز شود و بجايگاه تركهاى شرق گذرد و ميان درياى طبرستان را قطع كند و به خزر، موقان، سقسين و صقالبه، بلاد آس، اران، باب الابواب، روس گذرد و آنگه به معظم بلاد روم چون قسطنطنيه و بشمال اندلس، ببحر محيط رسد 90 شهر مشهور دارد، 11 كوه، چهل رود، رنگ بيشتر مردمش سرخ است و نزد آنها وابسته بماه است.

اقليم هفتم: از عرض 47 و يك چهارم آغاز شود بلندتر روزش 15 و سه چهارم ساعت است، مساحت سطحش 187721 فرسخ و دو سوم است، در اين اقليم آبادانى كم است شهرهاى مشهورش: كرّش ارزق، صراى، كه شاه‌نشين است براى تاتار، اكل، يلار يا بلغار، افجا كرمان، صارى كرمان، قرقرصلغات، كفا، صيقچى، شنتياقر، هرقلة برخى گفتند طولش از مشرق است و بنهايات تركهاى شرق گذرد و بشمال بلاد يأجوج و مأجوج.

سپس بر غياض و كوهها كه آشيانه وحوش است از تركها و آنگه به بلغار روس و صقالبه و درياى شام را قطع كند و بدرياى محيط رسد، 22 شهر و 11 كوه و 40 رود دارد و رنگ مردمش ميان سرخى و سفيديست و وابسته بمريخ است نزد آنها و مردمش از سردى شش ماه در حمامها بسر برند و آخر اقاليم آنجا است كه 5/ 50 درجه است و بلندتر روزش 16 و يك چهارم ساعت است و آنگه تا عرض 90 درجه را از اقاليم نشمرند.

و بدان كه خط استواء از شرق چين آغاز مى‌شود و بجزيره «جمكوت» ميگذرد و بجنوب بلاد چين و به «كنگ ذر» از زمينهاى چين سپس بر جزائر «زأره» بنام سر زمين طلا، و بجنوب جزيره سرانديب ميان دو جزيره كله و سريره و بميان جزائر ديويره (ديو خ ب) و آنكه بشمال جزائر زنج و معظم بلاد آنها و بشمال جبال قمر و


صفحه 118

جنوب سودان غربى تا درياى محيط.

اما بلندترين روز ما وراى اقاليم سبعه: در عرض 54 درجه و كسرى 17 ساعت و در عرض 58 درجه 18 ساعت، در عرض 61 درجه 19 ساعت، و در 63 درجه 20 ساعت كه در آن جزيره‌ايست بنام تولى و گفته‌اند مردمش در زمستان در حمام زندگى كنند و مشهور است كه پايان معموره است و در عرض 64 و يك دوم 21 ساعت.

بطلميوس گفته مردم اينجا قومى از صقالبه‌اند ناشناخته، و بنا بر اين پايان معموره در عرض آنجا است، و در عرض 65 درجه و كسرى 22 ساعت است و در عرض 66 درجه 23 ساعت و در تمام ميل كلى 24 ساعت و در عرض 67 و يك چهارم درجه يكماه، و در عرض 70 درجه و يك چهارم كم دو ماه، در عرض 73 و يك دوم سه ماه، و در عرض 78 و يك دوم چهار ماه، و در عرض 84 درجه پنج ماه در قطب 90 درجه شش ماه.

برخى جز اقاليم از شمال را دو بخش كرده بخشى كه معموره است و جزء اقاليم نيست و بخشى كه از هر دو نيست آغاز بخش يكم از 53 درجه است كه روزش تا 16 و يك چهارم ميرسد و مساحت سطحش 75132 و يك چهارم فرسخ است و در آنست جزيره برطانيه، و جزيره صوراق جزيره تولي و شهر يأجوج و مأجوج گفته‌اند عرض اين شهر 63 درجه و طولش 172 و يك دوم درجه است بخش دوم از عرض 66 و يك دوم درجه است و روزش به 47 ساعت ميرسد و مساحت سطحش 42247 و يك پنجم فرسخ است و گفته‌اند: در عرض 75 درجه مكانى است كه مردمش زمستان در حمامند و زبانشان فهميده نشود.

2- در بيان وضع خاص خط استواء و آفاق مايله‌

: دائره افق هر نقطه از خط استواء همه مدارهاى يوميه مربوطه را بدو نيم برابر كند و از اين رو شب و روز در همه سال برابرند و هر نقطه از فلك نهانى و عيانى برابر دارد و مايه اختلاف تنها تندى و كندى حركت غريبه است در هر دو نيمه بالا و پائين كه آن هم بسيار اندك و