بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 114

اصطخر فسا دارابجرد همه از بلاد فارس و اطرافش يزد بافق برد سير جيرفت سيرجان زرند بم و هرموز همه از بلاد كرمان زرنج شروان و بست همه از بلاد سيستان ملتان از بلاد سند و از بلاد هند و زيتون چين و اصفهان و اردستان و طبس فيروزكوه ميمند غزنه كابل.

و برخى گفتند: اين اقليم از مشرق زمين چين و پايتختش آغاز شود و بوسط كشور هند و قندهار و كشمير گذر كند و از مولتان سند، زابل، بست، سيستان، كيج، يزده- سير كرمان، خبيص، يزد، فارس، اصفهان، اهواز، عسكر، كوفه، بصره، واسط، بغداد، و مدائن و از اينها بديار ربيعه و مضر، دمشق، حمص، بيت المقدس، صوريه، طبريه، قيساريه، عسقلان، مدين بگذرد و بگوشه‌اى از زمين مصر چون دمياط، فسطاط و اسكندريه، و از آن پس ببلاد افريقا و بلد قيروان، سوس طرابلس مغرب و سپس بعشيره‌هاى سرير در زمين مغرب، بلاد طنجه و بمحيط رسد، شمار شهرهاى مشهور آن 128 است، 33 كوه و 22 رود دارد و رنگ بيش مردمش سبزه است و پندارند وابسته بعطارد است.

اقليم چهارم: از عرض 33 درجه و 40 دقيقه است و بلندترين روزش 14 و يك چهارم ساعت و مساحت سطحش 378038 و يك چهارم فرسخ است و بلاد مشهورش:

قصر عبد الكريم: طنجه، سبته، تلمسان و بجايه از بلاد مغرب، بوند قصر احمد از بلاد افريقا اشبيليه قرطبه مالقه غرناطه بليسه همه از بلاد شام و توابعش جزيره يابسه جزيره مايرقه كه در آن درياچه‌ايست كه گردش 9 ميل است جزيره سردانيه جزيره صقليه جزيره وسامس، جزيره رودس، جزيره قبرس.

همه اين جزيره‌ها در درياى رومند (مديترانه) و طرسوس، اياس، ارطه، مصيصه، برس‌برت. تلّ حمدون همه از بلاد ارمن. طرابلس. بليناس. بعلبك.

عرقه. جبيله از بلاد شام سبس صهيون بغراس. حارم. حصن اكراد حمص. حماة.

شيزر. مرعش. حصن منصور. منبج. معرّة. قنسّرين. سميساط كه برخى از شهرستان حلب و برخى از شامند و حلب حرّان. رقه كه هر دو از ديار مضرند.


صفحه 115

ماردين از ديار ربيعه. ميافارقين از ديار جزيره. قرقيسا. جيران. نصيبين.

جزيره ابن عمر. سنجار از ديار ربيعه. تلّ اغفر، موصل. حديثه. دقوقاء.

آمد. عانه. سعرت. تكريت. سامرَّاء. دسكره. جلولاء. خانقين. حلوان برخى از عراق و برخى از جزائر. دلّى از بلاد هند. انطاليا از بلاد روم. ارزن. بدليس.

ارجيس همه از ارمنيه سلماس، خوى. مراغه. اوجان. اردبيل. ميانج. مرند تبريز همه از بلاد آذربيجان:

موقان اربل. شهر زور. قصر شيرين. صيمره. دينور. سيروان. ماسبدان.

سهرورد. زنجان. و نهاوند. همدان، بروجرد. قزوين. ابهر. ساوه، آبه جربادقان، قم، طالقان، كاشان، رى، كرج كه بيشتر از بلاد جبلند.

لاهيجان، رودبار، سالوس، ناتل، ارجان، آمل، سارى همه از بلاد طبرستان سمنان، دامغان، بسطام، استرآباد، آبسكون، گرگان، دهستان، خسروجرد، سبزوار اسفراين، نيشابور، نسا، طوس، نوقان، ابيورد، قوهستان قاين زوزن جزجرد، بوزجان، سرخس، بوشنج، هراة، بادغيس، ملين، شيورغان، اسفراز، مرورود مروشاهجان، فارياب، شهرستان، سمنگان، همه از خراسان و توابع، بدخشان، ترمد، ختلان، وخش، صغانيان شومان آثينه همه از بلاد مغرب گفته‌اند كه آن شهر حكيمانست از يونان.

يكى از افاضل گفته: اين اقليم ميانه اقليم و معموره عمده جهانست و از بلاد چين آغاز شود و ببلاد تبت داخل گذرد و به جرجير خطا ختن و كوههاى كشمير و بدخشان و صغانيان و كابل و گذر كند به طخارستان غور بلخ ترمد هرات مرو شاهجان مرورود سرخس جوزجان فارياب غرجستان بارود نسا سبزوار طوس نيشابور اسفراين قهستان قومس گرگان طبرستان آمد قم آمل كاشان همدان ابهر قزوين ديلم ساوه الموت كرج گيلان مازندران سارى سمنان دامغان استرآباد بسطام نهاوند دينور حلوان شهرزور زنجان سلطانيه اردبيل موصل سامره ارمينيه مراغه تبريز سنجار نصيبين سمياط ملطيه ارزنجان رأس العين‌


صفحه 116

قاليقلا سميساط حلب انطاكيه قنسرين طرابلس شام حمص طرسوس جزيره قبرس رودس و در زمين مغرب ببلاد فرنگ و طنجه گذر كند و بدرياى محيط رسد و در رقاق اندلس و بلاد مغرب در آن 212 شهر مشهور و 25 كوه و 22 رود است و رنگ عموم اهاليش ميان سبزه و سفيد است و بنا بر اصح وابسته بمشتريست بپندار آنها و اما اقليم پنجم: از عرض 39 درجه آغاز شود و بلندترين روزش 14 و سه چهارم ساعت است و مساحت سطحش 299493 فرسخ و 3 دهم است و شهرهايش: اشبونه شنترين بطليوس مارده طليطله مرسيه دانيه مدينه سالم سرقسطه طرطوشه لارده هيكل الزهره اربونه انقوريه عموريه آق‌شهر قونيه قيساريه اقسرا مليطه سيواس توقات ارزن ارزنجان موش ملازجرد اخلاط شروان نشوى بردغه شمكور تفليس بيلقان باب الابواب گنجه سلطانيه فراوه كركنج كات زمخشر هزار اسب درغان طواويس بيكند كرمنيه نخشب كش اربنجن اشنيخن سمرقند كشانيه شاش تيكت ايلاقى اسروشنه ساباط خجند شاوكت تنكت امسيكث كلمان فرغانه قبا ختن، خيوه، روميّة الكبرى، ما قذونيه از اطراف قسطنطنيه.

يكى از افاضل گفته: اين اقليم از دورترين بلاد ترك آغاز شود و بهمه ترك‌نشينهاى مشهور بگذرد تا حد كاشغر، ختن. بيت المقدس، فرغانه، طراز، خجند و ميگذرد به شروان، خوارزم، بخارا، شاش، نسف سمرقند، كش درياى خزر و ديار ارمينيه و برخى بلاد روم چون عموريه، قونيه، آقسراى، قيصريه، سيواس، ارزن الروم، و بگذرد بكناره درياى شام و بلاد اندلس تا بدرياى محيط رسد، 200 شهر مشهور دارد، 30 كوه، 15 رود رنگ مردمش سفيد است و بپندار آنها وابسته بزهره است.

اقليم ششم: از عرض 43 و يك دوم آغاز شود و بلندتر روزش 15 و يك چهارم ساعت است و مساحت سطحش 235034 فرسخ و دو سوم و شهرهايش كه مشهورند: تطليه، تبلوته، بردال لمريا، جزيره نقريت، اماسيه قسطمونيه سنوب، جند، فاراب‌


صفحه 117

اسفيجاب، طراز، شلج، خان‌بالق، كاشغر سموره، لنبرديه بينذه، بندقيه، برشان قسطنطنيه، بلنجر.

يكى از محققان گفته از بلادش معظم روم است و خزر و تركستان، از مشرق آغاز شود و بجايگاه تركهاى شرق گذرد و ميان درياى طبرستان را قطع كند و به خزر، موقان، سقسين و صقالبه، بلاد آس، اران، باب الابواب، روس گذرد و آنگه به معظم بلاد روم چون قسطنطنيه و بشمال اندلس، ببحر محيط رسد 90 شهر مشهور دارد، 11 كوه، چهل رود، رنگ بيشتر مردمش سرخ است و نزد آنها وابسته بماه است.

اقليم هفتم: از عرض 47 و يك چهارم آغاز شود بلندتر روزش 15 و سه چهارم ساعت است، مساحت سطحش 187721 فرسخ و دو سوم است، در اين اقليم آبادانى كم است شهرهاى مشهورش: كرّش ارزق، صراى، كه شاه‌نشين است براى تاتار، اكل، يلار يا بلغار، افجا كرمان، صارى كرمان، قرقرصلغات، كفا، صيقچى، شنتياقر، هرقلة برخى گفتند طولش از مشرق است و بنهايات تركهاى شرق گذرد و بشمال بلاد يأجوج و مأجوج.

سپس بر غياض و كوهها كه آشيانه وحوش است از تركها و آنگه به بلغار روس و صقالبه و درياى شام را قطع كند و بدرياى محيط رسد، 22 شهر و 11 كوه و 40 رود دارد و رنگ مردمش ميان سرخى و سفيديست و وابسته بمريخ است نزد آنها و مردمش از سردى شش ماه در حمامها بسر برند و آخر اقاليم آنجا است كه 5/ 50 درجه است و بلندتر روزش 16 و يك چهارم ساعت است و آنگه تا عرض 90 درجه را از اقاليم نشمرند.

و بدان كه خط استواء از شرق چين آغاز مى‌شود و بجزيره «جمكوت» ميگذرد و بجنوب بلاد چين و به «كنگ ذر» از زمينهاى چين سپس بر جزائر «زأره» بنام سر زمين طلا، و بجنوب جزيره سرانديب ميان دو جزيره كله و سريره و بميان جزائر ديويره (ديو خ ب) و آنكه بشمال جزائر زنج و معظم بلاد آنها و بشمال جبال قمر و


صفحه 118

جنوب سودان غربى تا درياى محيط.

اما بلندترين روز ما وراى اقاليم سبعه: در عرض 54 درجه و كسرى 17 ساعت و در عرض 58 درجه 18 ساعت، در عرض 61 درجه 19 ساعت، و در 63 درجه 20 ساعت كه در آن جزيره‌ايست بنام تولى و گفته‌اند مردمش در زمستان در حمام زندگى كنند و مشهور است كه پايان معموره است و در عرض 64 و يك دوم 21 ساعت.

بطلميوس گفته مردم اينجا قومى از صقالبه‌اند ناشناخته، و بنا بر اين پايان معموره در عرض آنجا است، و در عرض 65 درجه و كسرى 22 ساعت است و در عرض 66 درجه 23 ساعت و در تمام ميل كلى 24 ساعت و در عرض 67 و يك چهارم درجه يكماه، و در عرض 70 درجه و يك چهارم كم دو ماه، در عرض 73 و يك دوم سه ماه، و در عرض 78 و يك دوم چهار ماه، و در عرض 84 درجه پنج ماه در قطب 90 درجه شش ماه.

برخى جز اقاليم از شمال را دو بخش كرده بخشى كه معموره است و جزء اقاليم نيست و بخشى كه از هر دو نيست آغاز بخش يكم از 53 درجه است كه روزش تا 16 و يك چهارم ميرسد و مساحت سطحش 75132 و يك چهارم فرسخ است و در آنست جزيره برطانيه، و جزيره صوراق جزيره تولي و شهر يأجوج و مأجوج گفته‌اند عرض اين شهر 63 درجه و طولش 172 و يك دوم درجه است بخش دوم از عرض 66 و يك دوم درجه است و روزش به 47 ساعت ميرسد و مساحت سطحش 42247 و يك پنجم فرسخ است و گفته‌اند: در عرض 75 درجه مكانى است كه مردمش زمستان در حمامند و زبانشان فهميده نشود.

2- در بيان وضع خاص خط استواء و آفاق مايله‌

: دائره افق هر نقطه از خط استواء همه مدارهاى يوميه مربوطه را بدو نيم برابر كند و از اين رو شب و روز در همه سال برابرند و هر نقطه از فلك نهانى و عيانى برابر دارد و مايه اختلاف تنها تندى و كندى حركت غريبه است در هر دو نيمه بالا و پائين كه آن هم بسيار اندك و


صفحه 119

نامحسوس است.

خورشيد در يك سال دو بار بالاى سر اهل خط استواء ميرسد كه دو نقطه اعتدال بهارى و پائيزيست و از بالاى سر آنها بيش از اندازه ميل كلى دور نشود (23 درجه و كسرى) خورشيد نصف سال در شمال آنها است و نيم ديگر در جنوب و سايه بهمين نسبت در شمال است و در جنوب بر عكس خورشيد، و باين سبب داراى 8 فصلند، دو بهار و دو تابستان و 2 پائيز و دو زمستان، و چرخش فلك در آنجا دولابى است و از بالاى سر و آفاق خط استواء آفاق مستقيمه نام دارند.

شيخ ابن سيناء گفته: خط استواء معتدلترين سرزمينها است زيرا خورشيد بالاى سرشان درنگ فزونى ندارد، بلكه بزودى از سوئى بسوئى ميرود، و تندترين حركت را در ميل و بعد دارد و حرارت تابستان آنها سخت نيست، بعلاوه برابرى شب با روز در هميشه گرما و سرما را تعديل كنند و معتدل شود، و قضاوت كرده كه گرمترين سرزمينها در تابستان زير ميل كلى خورشيد است (عرض 23 درجه تقريبا) زيرا خورشيد در حدود دو ماه بالاى سر آنها ميماند در روزهاى بلند و شبهاى كوتاه.

فخر رازى بقضاوت نخست او اعتراض كرده كه ماندن خورشيد بر خط استواء گر چه كم است ولى در همه سال پر هم از آن دور نيست و در حكم بالاى سر است، و ما جاهائى را بنگريم كه اكثر ارتفاع خورشيد بر آنها برابر كمترين ارتفاع آنست از بالاى سر مردم خط استواء و تابستانش بسختى گرم است، و از اينجا دانسته شود كه گرمى زمستان خط استواء چند برابر گرمى تابستان اينجا است، و گفته است معتدلترين سرزمينها اقليم چهارم است.

محقق طوسى- ره- گفته: اگر مقصود از اعتدال يك نواخت بودن هوا در همه سال است شك ندارد كه اين معنا در خط استواء رساتر از همه جا است چنانچه شيخ گفته و اگر مقصود اعتدال ميان گرما و سرما است شك ندارد كه خط استواء چنين نيست‌


صفحه 120

و دليلش سياهى رنگ مردم آنست از زنگيان و اهل حبشه و مجعد بودن موى آنها و نشانه‌هاى ديگر گرماى سخت، در اقليم چهارم بر عكس است و دليل بر اين است كه هوايش معتدل‌تر است.

بلكه از كلى فزونى آبادانى و نژاد در اقاليم سبعه دليل است كه هواى آنها از ديگر جاهاى زمين معتدل‌تر و زيست‌بردارتر است، و وسط هفت اقليم از دو سويش معتدلتر است و اثر گرما و سرما، در دو سويش روشنند.

و بنا بر آنچه او- قدس سره- گفته: ساكنان اقليم چهارم از ديگران در خلقت و اخلاق معتدلترند، و هوش و فهم بيشترى دارند، از اين رو معدن حكماء و علماء است و پس از آنها مردم دو اقليم 3 و 5 قرار دارند.

ولى مردم اقاليم ديگر كمبود سرشت دارند و دليلش زشتى چهره و بد خلقى است براى اينكه پر از تابش خورشيد سوختند يا از كمبود آن پخته نشدند، چون مردم حبشه و زنگبار در اقليم اول و دوم و مردم يأجوج و مأجوج و برخى صقاليه در اقليم 6 و 7.

و اما آفاقى كه عرض آنها كمتر از 90 درجه است بر پنج بخشند.

1- عرض كمتر از ميل كلى 2- برابر ميل كلى 3- برابر تمام ميل كلى (63 درجه) 4- پيش از ميل كلى و كمتر از تمامش 5- بيش از تمام ميل كلى، در تمام اين آفاق يك قطب معدل النهار بالاى زمين است باندازه عرض بلد و ديگرى بهمان اندازه زير زمين است از نظر افق، و همه اين آفاق معدل النهار را بر نصف و با زاويه قائمه قطع كنند و چرخش فلك در آنجا حمائلى است و يكور و مدارهاى روزانه ديگر را بدو تيكه مختلف قطع كنند و قوسهاى ظاهر مدارهاى شمالى بزرگتر از تيكه قوس ديگر است كه زير زمين است.

و در جنوب واروى آنست و از اين رو شب و روز در آنها برابر نيستند مگر وقتى خورشيد در همان نقطه اعتدال باشد كه اول حمل و اول ميزانست، و برابرى گاهى حقيقى است و گاهى تقريبى، و چون خورشيد در برجهاى شمالى است روز


صفحه 121

بلندتر است و در برجهاى جنوبى شب بلندتر است، و هر چه عرض بلد بيشتر باشد تفاوت ميان شب و روز بيشتر است.

و هر مدارى كه باندازه ارتفاع قطب از افق دور باشد خودش و هر چه درون آنست تا بقطب شمال از اختران و مدارها ابدى الظهور است و نظيرش از طرف جنوب ابدى الخفاء اينها اوضاع مشترك ميان پنج بخشند.

و اما وضع مخصوص ببخش يك كه عرضش كمتر از ميل كلى است اينست كه هر مدارى دورتر از معدل است باندازه عرض بلد منطقة البروج را در دو نقطه كه بعد برابر دارند از محل انقلاب قطع ميكند و چون خورشيد بدان نقطه رسد در نيم روزش سايه نباشد و چون خورشيد پس از آن باشد در سمت قطب ظاهر سايه بسمت قطب نهان افتد در نيم روز و چون در قوس ديگر باشد سايه نيم روز بسمت قطب ظاهر افتد.

و نقصان ارتفاع خورشيد دو نهايت دارد يكى در جهت قطب ظاهر كه بيشتر است و دوم در جهت قطب خفى كه كمتر است، و فصلهاى سال در اين آفاق برابر نيستند بلكه چون دو نقطه نامبرده بهم نزديك باشند مانند عرض 22 درجه تابستان از فصلهاى ديگر درازتر گردد براى اينكه خورشيد دو بار با فاصله كم بالاى سر آنها رسد و گرما كم نشود، و بسا كه از چهار فصل بيشتر باشد در صورتى كه دو نقطه مذكوره دور باشند ولى مانند هم نباشند براى اختلاف نهايت دورى خورشيد از بالاى سر در دو جهت بخلاف خط استواء كه دورى آن برابر است.

و اما در بخش دوم كه عرض برابر ميل كلى است مدار انقلابى كه سوى قطب ظاهر است بسمت سر گذرد و مدار انقلاب ديگر بسوى پا و ارتفاع خورشيد يك نهايت بيش ندارد و در جانب كم شدن و در فزودن تا نود درجه ميرسد و هميشه سايه نيم روز بسوى قطب ظاهر است مگر در يك روز كه خورشيد در نقطه انقلاب بالا سر است كه در آن سايه نيست.

و يكى از دو قطب فلك البروج هميشه ظاهر است و قطب برابرش هميشه‌