بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 214

گفتى اى محمّد.

س 22- بمن گزارش ده از پنج چيز كه خدا بدست خود آفريده؟

ج: خدا بهشت عدن را بدست خود آفريده، درخت طوبى را بدست خود كاشته، آدم را بدست خود صورت‌گرى كرده، تورات را بدست خود نوشته، آسمانها را بدست خود ساخته، راست گفتى اى محمّد. و آسمانها نور ديده شوند بدست او، راست گفتى و بعد فرمود: آيا نشنيدى كه خدا گفته: و آسمانها را بدست خود ساختيم و البته ما وسع دهنده‌ايم، 47- الطور»؟ راست گفتى، اى محمّد.

س 24- بگو چه كسى بتو اين را گزارش داده.

ج: جبرئيل.

س 25- از طرف چه كسى! ج: از ميكائيل.

س 26- ميكائيل از چه كسى؟

ج: از اسرافيل.

س 27- او از كجا؟

ج: از لوح محفوظ س 28- لوح محفوظ از چه كسى؟

ج: از قلم.

س 29- او از چه كسى؟

ج: او از پروردگار جهانيان.

س 30- اى محمّد آن چگونه باشد؟

ج: خدا قلم را فرمايد تا در لوح بنگارد و از آن باسرافيل فرود شود و اسرافيل بميكائيل رساند و ميكائيل بجبرئيل، راست گفتى اى محمّد.

س 31- بمن بگو جبرئيل در ژست مردان است يا زنان.

ج: در ژست مردان.


صفحه 215

س 32- بمن بگو خوراكش چيست و نوشابه‌اش چه؟

ج: خوراكش تسبيح است و نوشابه‌اش تهليل، راست گفتى اى محمّد.

س 33- بمن بگو درازا و پهنايش چه اندازه است چه وضعى دارد جامه‌اش چيست؟

ج: باندازه فرشته‌ها است نه پر دراز، نه پر كوتاه درخشان سرمه كشيده، چون روز تابانست در برابر تاريكى شب 24 بال سبز دارد كنگره‌دار از در و ياقوت و پايانشان لؤلؤ است، حمايلى دارد كه آسترش ابريشم است و رويه‌اش وقار و كرامت، چهره‌اش چون زعفرانست، بينى كشيده و گرد حدقه، نه ميخورد، نه مينوشد، نه خسته مى‌شود، نه سهو ميكند، وحى دار خداست تا روز قيامت. راست گفتى اى محمّد.

س 34- از آغاز آفرينش دنيا بمن بگو؟

س: 35- و از آفرينش آدم بمن بگو كه خدا چگونه‌اش آفريد.

ج: آرى خدا سبحانه و تعالى، تقدست اسمائه و لا اله غيره- او را از گلى بدست خود آفريد، و گل را از كف آفريد و كف را از موج، و موج را از آب، براستى گفتى اى محمّد.

س 36- بگو چرا نامش را آدم نهاد؟

ج: چون از گل زمين و صحنه آن آفريدش، راست گفتى.

س 37- آدم از همه گل آفريده شده يا برخى از آن يا از يك گل بخصوص؟

ج: بلكه خدايش از همه گل زمين آفريد و اگرش از يك گل بخصوص آفريده بود همدگر را نشناختند و بيك صورت نبودند، راست گفتى اى محمّد.

س 38- آيا نمونه در جهان دارند.

ج: آرى بخاك ننگرى كه سپيد است، سياه است، سبز است، زرد، سرخ تيره، كبود، خوشمزه دارد، زبر و نرم دارد، آدميزاده هم چنين است، زبر دارد، نرم دارد، شيرين دارد مانند خاك؟ راست گفتى اى محمّد.


صفحه 216

س 39- بگو آدم را كه خدا آفريد از كجا جان در او در آمد.

ج: از دهانش، راست گفتى اى محمّد.

س 4- بخواه در آمد يا ناخواه؟

ج خدا بنا خواهش در آورد و بنا خواهش بر آرد، راست گفتى اى محمّد.

س 51- خدا بآدم چه گفت؟

ج بآدم فرمود: نشيمن كن تو با جفت در بهشت از آن بفراوانى بخوريد از هر جا خواهيد و نزديك اين درخت نرويد تا ستمكار باشيد، راست گفتى اى محمّد.

س 42- چند دانه از آن درخت خورد؟

ج: دو دانه.

س 43- حوّاء چند دانه خورد؟

ج دو دانه، راست گفتى اى محمّد.

س 44- بمن بگو وصف آن درخت چيست؟ چند شاخه دارد، درازى خوشه‌اش چه اندازه بود؟

ج: 3 شاخه داشت، درازى هر خوشه سه وجب بود، راست گفتى اى محمّد.

س 45- آدم چند خوشه از آن پرزاند! ج: يك خوشه، راست گفتى اى محمّد.

س 46- در آن خوشه چند دانه بود؟

ج پنج دانه.

س 47- وصف آن دانه چه بود.

ج چون يك تخم مرغ درشت.

س 48- آن دانه كه با آدم بود چه كردش؟

ج: با آدم از بهشت فرو شد و آدم آن را كاشت و از آن دانه بركت پديد شد راست گفتى اى محمّد.

س 49- بگو آدم كجاى زمين فرود آمد؟


صفحه 217

ج: در هند فرود آمد، راست گفتى اى محمّد.

س 50- حوّاء كجا فرود آمد؟

ج: در جدّه، راست گفتى اى محمّد.

س 51- آن دانه در كجا افتاد؟

ج: در اصفهان راست گفتى اى محمّد.

س 52- ابليس كجا فرو شد؟

ج: در بيسان، راست گفتى اى محمّد چه دانش پر جوش و زبان راستگوئى دارى؟

س 53- جامه آدم چون از بهشت فرو شد چه بود؟

ج: سه برگ درخت بهشتى يكى بر شانه انداخته و يكى بكمر بسته و ديگرى را عمامه كرده، راست گفتى اى محمّد.

س 54- بگو در كجا بهمرسيدند؟

ج: در عرفات راست گفتى اى محمّد.

س 55- بمن بگو: حوّاء از آدم آفريده شد يا آدم از حوّاء.

ج: حوّاء از آدم آفريده شد و اگر آدم از حوّاء آفريده شده بود طلاق بدست زنها بود نه بدست مردها.

س 56- بمن بگو: از همه آفريده شده يا برخى از آن؟

ج: از برخى از آن و اگر از همه آن آفريده شده بود قضاوت در زنها بود نه در مردها. راست گفتى اى محمّد.

س 57- بگو: كه از درونش آفريده شده يا از برونش؟

ج: بلكه از درونش و اگر از برونش آفريده شده بود البته زنها تن خود را برهنه ميكردند مانند مردها س 58- از سمت راست آدم آفريده شد يا از چپش؟

ج: بلكه از سمت چپش و اگر از سمت راستش آفريده شده بود بهره زن چون بهره مرد بود در ارث و گواهى او چون گواهى مرد و از اين رو خدا براى مرد دو برابر


صفحه 218

بهره زن مقرر كرد.

س 59- بمن بگو از چه جايش آفريده شد؟

ج: از دنده چپ او كه كوتاه‌تر است. راست گفتى اى محمّد.

س 60- بمن بگو: پيش از آدم كى در زمين ساكن بود؟

ج: پريان.

س 61- پس از پريان كه بود.

ج: فرشته‌ها.

س 62- پس از فرشته‌ها؟

ج: آدم و نژادش.

س 63- ميان آدم و پريان چند سال بود؟

ج: 7 هزار سال، راست گفتى اى محمّد.

س 64- آدم بكعبه حج كرد؟

ج: آرى.

س 65- چه كسى سر آدم را تراشيد.

ج: جبرئيل، راست گفتى اى محمّد.

س 66- بگو كه آدم ختنه كرد يا نه؟

ج: آرى خودش خود را ختنه كرد، راست گفتى.

س 67- چرا دنيا را نام دنيا شد؟

ج: چون جلو آخرت آفريده شد و پست‌تر از آن و اگر بهمراه آخرت آفريده شده بود. فانى نميشد چنانچه آخرت فانى نشود، راست گفتى اى محمّد.

س 68- چرا رستاخيز را قيامت نام شد؟

ج: چون مردم در آن برخيزند براى حساب.

س 69- چرا ديگر سرا را آخرت نام است.

ج: چون بدنبال دنيا است و سالهايش بشمار نيايد و نه روزهاش و ساكنانش‌


صفحه 219

نميرند، راست گفتى.

س 70- بگو نخست روزى كه دنيا را خدا تعالى آفريد كدام است؟

ج: روز يك شنبه.

س 71- چرا آن را احد يك شنبه نام كرد.

ج: چون خدا يگانه، يكتا، تنها بى‌نياز است نه همسرى گرفته و نه فرزندى راست گفتى اى محمّد.

س 72- پس اثنين، دوشنبه را چرا اثنين نام شد؟

ج: چون روز دوّم دنيا بود.

س 73- پس سه‌شنبه چرا ثلثاء نام گرفت.

ج: چون روز سوّم دنيا بود.

س 74- چرا چهارشنبه را اربعاء نام شد؟

ج: چون چهارمين روز دنيا شد.

() 75- چرا پنجشنبه را خميس نام شد.

ج: چون روز پنجم دنيا بود.

س 76- چرا جمعه را جمعه ناميدند؟

ج: چون روزيست كه همه مردم جمع شوند و روزيست مشهود و روز ششم دنيا است.

س 77- چرا شنبه را سبت نام شد؟

ج: چون روزيست كه فرشته در آن گماشته شد زيرا با هر بنده دو گماشته است يكى را در راست او و يكى در چپش، آنكه در سمت راست است نيكيها را نويسد و آنكه در سمت چپ است بديها را نويسد. راست گفتى اى محمّد.

س 78- بمن بگو از نشيمن دو فرشته نسبت به بنده و اينكه قلم آنها چيست دواتشان چيست و مدادشان چيست؟

ج: نشيمن آنها در دو شانه او است، قلمشان زبان او است، دواتشان دهان او


صفحه 220

است، مدادشان آب دهان او، لوحشان دلش و كردار او را نويسند تا مردنش، راست گفتى اى محمّد.

س 79- بگو در آن روز خدا چه آفريده؟

ج: قلم و آنچه بنگارند.

س 80- درازاى قلم چه اندازه و پهنايش كدام است؟ و دندانه‌هايش كدامند؟

ج: درازى قلم 500 سال راه كه 30 دندانه دارد و مداد از ميانه دندانه‌هايش روانست در لوح محفوظ بدان چه ميباشد و آنچه خواهد بود تا قيامت بفرمان خدا عزّ و جلّ، راست گفتى اى محمّد.

س 81- خدا را در هر شبانه روز چند نگاه است؟

ج: 360- نگاه، امضاء كند، حكم كند، بلند كند، پست كند، خوشبخت سازد، بدبخت سازد، عزيز كند، خوار كند، بر آورد، مقهور سازد، بى‌نياز كند، بينوا سازد، راست گفتى اى محمّد.

س 82- بگو خدا پس از آن چه آفريد! ج: آسمان هفتم و آنچه پهلوى عرش است و او را فرمود تا بجاى خود بر آمد و بر آمد، سپس خدا شش آسمان ديگر را آفريد و فرمان داد تا هر آسمانى بجاى خود استوار شد، راست گفتى اى محمّد.

س 83- چه را آن را آسمان ناميد؟

ج: چون بلند است.

() 84- چرا آسمان دنيا سبز است؟

ج: از اثر كوه قاف سبز شده است، راست گفتى.

س 85- از چه آفريده شده است؟

ج: از موجى خود دار و باز داشته.

س 86- موج خود دار چيست؟


صفحه 221

ج: آبى ايستاده كه حركت و اضطراب ندارد و در اصل دود بوده، راست گفتى يا محمّد.

س 87- بگو آسمانها درب دارند؟

ج: آرى. دربهاى بسته دارند و آنها را كليد است و كليدها در خزانه است راست گفتى اى محمّد.

س 88- بگو بمن درهاى آسمان از چيست؟

ج: از طلا.

س 89- قفلهاشان چيستند.

ج: از نور.

س 90- كليدهاشان از چيستند.

ج: بسم اللَّه العظيم، راست گفتى اى محمّد.

س 91- بمن بگو از درازا و پهناى هر آسمان و از بلندى آن و از ساكنانش.

ج: درازاى هر آسمانى 500 سال و پهنايش 500 سال و ميان هر دو آسمان 500 سال و ساكنان هر آسمانى سپاهى از فرشته‌ها كه شمار آنها را جز خدا تعالى نداند، راست گفتى يا محمّد.

س 92- بمن بگو آسمان دوم از چه آفريده شده است؟

ج: از ابر، راست گفتى يا محمّد.

س 93- بمن بگو آسمان سوّم از چه آفريده شده؟

ج: از يك زبرجد سبز س 94- پس آسمان چهارم از چيست؟

ج: از طلاى سرخ، راست گفتى اى محمّد.

س 95- پس آسمان پنجم؟

ج- از ياقوت سرخ س 96- پس آسمان ششم؟