بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 224

ج- سه بخش يك بخش باركان عرشند و روشنى آن بآسمان هفتم رسد و بخش دوم در آسمان دنيا مانند قنديلها آويخته و بساكنانش پرتو بخشد و شياطين بشر از آن تير خورند، چون استراق سمع كنند، و بخش سوم در هوا آويخته و آن وسيله روشنى درياها است و آنچه در آنها و بر آنها است، راست گفتى يا محمّد.

س 119- چرا اختران خرد و درشت ديده شوند؟

ج- زيرا ميان آنها و آسمان دنيا درياها است كه باد ميخورند و موج بر ميدارند و از زير آنها خرد و درشت ديده ميشوند و گر نه اندازه همه اختران يكى است، راست گفتى اى محمّد س 120- بگو بدانم ميان ما و آسمان دنيا چند باد است؟

ج- سه باد، باد نازاد كه بر قوم عاد فرستاده شد نه درختها را آبستن كند و نه بر آورد، و باد تيره و تار كه اهل دوزخ با آن عذاب شود و باديكه درياها را بر دارد و باديكه براى مردم زمين است و اشجار را آبستن كند و ميوه آرد و هر بامداد در اطراف زمين بگردد، و اگر آن باد نبود زمين و كوهها از حرارت خورشيد ميسوختند، راست گفتى يا محمّد س 121- حاملان عرش چند دسته‌اند؟

ج- 80 دسته در ازاى هر دسته 1000000 فرسخ و عرض آن 500 سال، سرشان زير عرش است و پاهاشان زير هفت زمين، و اگر پرنده‌اى از اين گوش آنها پرد تا هزار سال دنيا بگوش ديگر نرسد تا از پيرى بميرد، جامه‌هاشان از در و ياقوت است، مويشان چون زعفران خوراكشان تسبيح، نوشابه‌شان تهليل، دسته يكم نيمى برف و نيمى آتش نه آتش برف را آب كند و نه برف آتش را خاموش كند، دسته دوم نيمى رعد و نيمى برق، دسته سوم نيمى آب و نيمي باد نه باد آب را بهيجان آرد و نه آب از باد پيش افتد، راست گفتى اى محمّد.

س 122- بمن بگو از پرنده‌هاى ميان آسمان و زمين كه نه در آسمان جا دارند و نه در زمين كدامند؟


صفحه 225

ج- آنها مارها باشند كه چون اسب يال دارند و در فضا روى دم خود تخم گذارند و بر شانه‌هاى خود جوجه نهند در هوا تا روز قيامت، راست گفتى.

س 123- بگو از نوزادى كه از پدرش سخت‌تر است؟

ج- آهن است كه از سنگ زايد و از آن سخت‌تر است راست گفتى اى محمّد.

س 124- كدام زمين است كه تنها يك بار خورشيد بر آن تابيد و تا قيامت بر آن باز نگردد؟

ج- آنجا كه خدا فرعون را غرق كرد كه دريا شكافت و باز بهم آمد بر سر او، راست گفتى اى محمّد.

س 125- از خانه‌اى بگو كه 12 در داشت و 12 چشمه براى 12- سبط از آن برآمد؟

ج- چون موسى بنى اسرائيل را از دريا گذراند و ببيابان كشاند بوى از تشنگى ناليدند، بسنگى چهار گوش برخورد و خدا باو وحى كرد عصايت بر آن بزن و از آن 12 چشمه براى 12 سبط بنى اسرائيل جوشيد، راست گفتى اى محمّد س 126- كدام پيغمبر است كه نه پرى بود و نه آدمى نه پرنده و نه وحشى؟

ج- آن مورچه كه قومش را بيم داد و گفت: اى مورچه‌ها بجاى خود درآئيد، راست گفتى اى محمّد س 127- آن چه بود كه خدايش وحى كرد و نه پرى بود، نه آدمى نه فرشته، و نه وحشى؟

ج- زنبور عسل كه خدا باو وحى كرد «برگير از كوهها خانه‌اى و از درخت و از آنچه سقف سازند، 68- النحل» راست گفتى اى محمّد س 128- بكدام زمين خدا وحى كرد؟

ج- بكوه طور تا موسى را بآسمان بر آورد و الواح را از خدا گرفت. راست گفتى اى محمّد.

س 129- كدام آفريده آغازش چوب بود و انجامش جان؟


صفحه 226

ج: عصاى موسى بن عمران كه خدايش فرمود: آن را در بيت المقدس افكند و بناگاه مارى شد جهنده، راست گفتى س 130- كدام سه نر بودند كه از پدر نزادند؟

ج: عيسى بن مريم و آدم و كبش اسماعيل، راست گفتى س 131- بگو ميانه جهان كجا است؟

ج: بيت المقدس س 132- چگونه ميان جهانست؟

ج: چون حشر و نشر و صراط و ميزان در آنست، راست گفتى س 133- فلك مشحون چيست؟

ج: كشتيها كه در دريا ساخته شوند، در تورات نخواندى «برداشتيم او را در آنچه تخته‌ها و ميخها داشت، 13- القمر» راست گفتى اى محمّد س 134- تخته‌ها چه بودند؟

ج: درختها كه بدرازا سقف بندى شدند.

س 135- دسر و ميخها چه بودند؟

ج: ميخها و بست و بندهاى آهنين، راست گفتى اى محمّد س 136- درازاى كشتى چه اندازه بود و پهناى آن چه اندازه و بلنديش چه اندازه؟

ج: درازيش 300 ذراع پهنايش 150 ذراع و بلنديش 200 ذراع، راست گفتى اى محمّد.

س 137- نوح از كجا سوارش شد؟

ج: از عراق س 138- در كجا آرام گرفت؟

ج: هفت بار بخانه كعبه چرخيد، هفت بار ببيت المقدس و بر جودى استوار و آرام شد. راست گفتى اى محمّد س 139- بيت المعمور كجا بود كه خدا جهان را غرق كرد


صفحه 227

ج: خدايش پيش از طوفان بآسمان هفتم بالا برد، راست گفتى اى محمّد س 140- در طوفان صخره كجا بود؟

ج: خدا ابو قبيس را فرمود: تا صخره را در شكم گرفت س 141- در طوفان بيت المقدس كجا بود؟

ج: در كوههاى ابو قيس راست گفتى اى محمد س 142- نوزادى كه بپدر نماند و بسا بدائى يا عمو ماند؟

ج: چون مرد بزنش در آيد اگر شهوت زن بر شهوت او چيره باشد فرزند بدائى ماند و اگر شهوت مرد بر او چيره باشد بعم ماند و اگر برابر باشد بپدر و مادر ماند، راست گفتى.

گويم: در روايت ديگر جواب اين سؤال چنين است چون مرد بزنش در آيد اگر شهوت مرد غالب است فرزند بپدر ماند و اگر شهوت زن غالب است بمادر ماند و اگر برابرند بهر دو ماند، اگر شهوت مرد پيشى گيرد و نوزاد بعمش ماننده‌تر است و اگر شهوت زن پيش افتد به دائى خود ماننده‌تر است، راست گفتى، بر گرديم بروايت نخست س 143- بمن بگو خدا بنده خود را بى‌حجت عذاب ميكند؟

ج: معاذ اللَّه چون خدا تبارك و تعالى عادل است، راست گفتى س 144- كودكان بت پرستان در بهشتند يا دوزخ؟

ج: خدا بدانها اولى است ولى چون قيامت شود، و خلق براى دادرسى از طرف خدا گرد آيند، خدا فرمايد اطفال مشركين را بياورند و بآنها فرمايد بنده‌هايم، بنده‌زاده‌هايم، پروردگارتان كيست؟ دينتان چيست؟ كردارتان كدام است؟

گويند، پروردگارا تو آفريننده ما هستى، چيزى نبوديم و تو ما را ميراندى، نه زبان گويا بما دادى، نه عقل رسا، نه نيروى عبادت در اعضاء، و ندانيم جز آنچه تو بما آموختى، خدا فرمايد- كه والاتر گويا است- اكنون زبان گويا داريد و عقل رسا


صفحه 228

و نيرو در اعضاء اگرتان فرمانى دهم انجام دهيد؟ گويند: بچشم معبودا آفريدگارا، روزى بخشا مالكا، خدا مالك را فرمايد تا بدوزخ نهيب زند و او شعله كشد، و كودكان مشركان را فرمايد خود را در اين آتش افكنيد، هر كه در سابق علم خدا سعادتمند بوده خود را در آن افكند و آتش بر او سرد و سلامت شود چنانچه بر ابراهيم خليل الرحمن، و هر كه در سابق علم خدا شقاوت داشته از رفتن بدان آتش سر باز زند و بدنبال پدر و مادرش بدوزخ رود و دسته ديگر با مؤمنان ببهشت روند، راست گفتى [نيكى كردى، بيان كردى، شك را بردى، يقينم را بيفزا] س 145- چرا زمين را ارض ناميدند؟

ج: چون زير پاست و بر آن گام نهند.

س 146- از چه آفريده شده؟

ج: از زبرجد (از كف خ ب) س 147- زبرجد از چه آفريده شده؟

ج: از موج خوددار س 148- آن موج از چه آفريده شده؟

ج: از دريا، راست گفتى اى محمّد س 149- آن چگونه بوده است؟

ج: چون خدا عزّ و جلّ دريا را آفريد باد را فرمود تا بر امواج آن زد و بهم خوردند و كف بر آوردند و فرمودش تا گرد آمدند و فرمودش تا نرم شدند و فرمودش تا استوار شدند و فرمودش تا كشش برداشت و زمين شد، راست گفتى اى محمّد س 150- بمن بگو از كجا آرام شد؟

ج: از اثر كوه قاف كه مايه ميخهاى زمينى است كه بر آنيم.

س 151- بمن بگو زير زمين چيست؟

ج: زير آن نرّه گاويست.

س 152- چه وصفى دارد؟


صفحه 229

ج: چهار پا دارد و بر صخره سپيدى ايستاده س 153- بگو چطوريست؟

ج: 40 شاخ و 40 دندان دارد، سرش در مشرق است و دمش در مغرب و تا قيامت براى خدا ساجد است و از هر شاخش تا ديگر 50 هزار سال است، راست گفتى اى محمّد س 154- زير آن صخره چيست؟

ج: كوهى بنام صعود س 155- آن كوه از آن كيست؟

ج: از آن دوزخيان كه بر آن برايند تا روز قيامت و آن هزار سال است تا چون بقلّه آن رسند بگرزها زده شوند تا بفرودش افتند و بچهره‌هاى خود كشيده شوند. راست گفتى س 156- بگو بمن زير آن كوه چيست؟

ج: زمين است.

س 157- نامش چيست؟

ج: جاريه.

س 158- زير آن چيست؟

ج: يك دريا.

س 159- نام آن دريا چيست؟

ج: سهك، راست گفتى اى محمّد.

س 16- زير آن دريا چيست؟

ج: زمين.

س 161- زير آن زمين چيست؟

ج: يك دريا.

س 162- نام آن دريا چيست؟


صفحه 230

ج: زاخر.

س 163- زير آن دريا چيست؟

ج: يك زمين.

س 164- نامش چيست؟

ج: فسيحه.

س 165- براى من آن زمين را وصف كن.

ج: زمينى است درخشان چون خورشيد، بادش بوى مشك دارد و روشنيش چون ماه و گياهش چون زعفران، متقيان روز قيامت بر آن محشور شوند راست گفتى اى محمّد.

س 166- بگو اين زمين ما در آن روز كجا است.

ج: عوض شود با زمين ديگر، راست گفتى اى محمّد.

س 167- زير آن زمين چيست؟

ج: دريائيست.

س 168- نام آن دريا چيست؟

ج: قمقام.

س 169- در آن چيست؟

ج: يك ماهى.

س 170- نامش چيست؟

ج: يهموت، راست گفتى اى محمّد.

س 171- آن ماهى را وصف كن برايم.

ج: سرش در مشرق و دمشق در مغربست.

س 172- بر پشتش چيست؟

ج: زمين، درياها، كوهها، ظلمت.

س 173- ميان دو چشمش چيست؟


صفحه 231

ج: هفت دريا در هر دريا 70 هزار شهر در هر شهر هزار پرچم، زير هر پرچم 70 هزار فرشته.

س 174- آنها چه ميگويند؟

ج: لا اله الا اللَّه وحده لا شريك له له الملك و له الحمد يحيى و يميت و هو حىّ لا يموت بيده الخير و هو على كل شى‌ء قدير، راست گفتى.

س 175- زير باد چيست؟

ج: ظلمت.

س 176- زير ظلمت چيست، ج: ثرى.

س 177- زير ثرى چيست؟

ج: جز خدا عزّ و جلّ نميداند، راست گفتى اى محمّد.

س 178- بگو بمن از 3 باغ بهشت كه در كجاى زمين‌اند! ج: يكم مكه، دوم بيت المقدس، سوم مدينه محمّد. راست گفتى.

س 179- چهار شهر بهشتى در كجاى جهانند؟

ج: 1-إِرَمَ ذاتِ الْعِمادِ2- منصوريه در شام (منصوريّه هند خ 3) قيساريّه در كناره درياى شام 4- بلقاء در ارمنيه راست گفتى اى محمّد.

س 180- چهار منبر بهشتى در كجاى جهانند؟

ج: 1- قيروان در افريقا 2- باب الا بواب در ارمنيه 3- عبدان (عبادان خ ب) در زمين عراق 4- در خراسان پشت نهرى بنام جيحون. راست گفتى.

س 181- چهار شهر دوزخ در كجاى جهانند.

ج: 1 شهر فرعون در مصر 2- انطاكيه شام 3- در زمين سبحان از ارمنيه (در حدود شام خ) 4- مدائن در عراق راست گفتى اى محمّد.

س 182- چهار نهر بهشت در كجاى جهانند؟

ج: 1- فرات در حدود شام 2- نيل مصر 3- نهر سيحان در هند 4- جيحون‌